در آیه 48 سوره بقره آمده است که در روز فیامت هیچ شفاعت از کسی پذیرفته نخواهد شد
پس چطور میگویند ائمه شفاعت میکنند در آن روز

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا بايد گفت كه براي بدست آوردن نظر قرآن درباره موضوعي بايد تمام آياتي را كه در رابطه با اين موضوع هستند مورد بررسي قرار بگيرد در نتيجه تنها با استدلال به يك آيه نمي توان چيزي را اثبات و يا نفي كرد. آياتي كه در قرآن درباره شفاعت آمده است را مي توان به چند دسته تقسيم كرد.
1- دسته اول آياتي است كه شفاعت را تنها مال خدا مي دانند و شفاعت غير خدا را نفي مي كنند مانند آيه : لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَ لا شَفِيعٌ(1) كه ايشان را جز او هيچ ياورى و شفيعى نيست. قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً ؛(2) بگو: شفاعت سراسر از آن خداست. متعلق به اوست.
2-دسته دوم آياتى است كه بعضى اصل شفاعت و بعضى اثر آن را نفى مى‏كنند: لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ(3) نه در آن خريد و فروشى باشد و نه دوستى و شفاعتى، كه اين آيه اصل شفاعت را نفى مى‏كند، يعنى: در روز قيامت نه معامله هست و نه دوستى و نه شفاعت.
در آيات ديگري مي فرمايد: لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ(4) و هيچ شفاعتى از كسى پذيرفته نگردد و از كسى عوضى نستانند. وَ لا يُقْبَلُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا تَنْفَعُها شَفاعَةٌ (5) و فديه پذيرفته نشود و شفاعت سودشان نكند. فَما تَنْفَعُهُمْ شَفاعَةُ الشَّافِعِينَ (6) پس شفاعت شفاعت‏كنندگان سودشان نبخشيد.
آيات مذكور راجع به نفى اثر شفاعتند. از اين آيات معلوم مى‏شود شفاعت هست، ولى فائده ندارد. آيه اخير حاكى است كه فقط براي عده مذكور در آيه نفع ندارد. اما راجع به ديگران نافع خواهد بود.
3- دسته سوم آياتى هستند كه تاثير شفاعت ديگران را مشروط به ماذون بودن از طرف خداوند كرده اند مانند آيه: يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ (7) در آن روز شفاعت سود ندهد، مگر آن را كه خداى رحمان اجازت دهد و سخنش را بپسندد. وآيه: وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ (8) شفاعت نزد خدا سود نكند، مگر در باره كسى كه او خود اجازت دهد.
بنا بر اين با كنار هم گذاشتن تمام آيات مربوط به بحث شفاعت به اين نتيجه مي رسيم كه شفاعتي در روز قيامت در نزد خداوند متعال مورد قبول است كه به اذن و اجازه خدا باشد و هر شفاعتي كه بدون اذن و اجازه خداوند باشد مورد قبول نيست.
حال با توجه به مقدمه مذكوردر پاسخ سوال شما مي گوييم كه آيه 48 سوره بقره از جمله آيات دسته دوم است يعني اين آيه اصل وجود شفاعت را پذيرفته است. ولي تاثير شفاعت و وساطت غير خدا را نفي مي كند و مشركان را كه به شفاعت بت ها و خدايانشان اميد بسته بودند نا اميد مي سازد و مي گويد كه شفاعت شافعين مشركان چون ماذون از طرف خدا نيستند مورد قبول خدا واقع نمي شود. بنابر اين نفيي كه در اين آيه آمده مربوط به شافعان مشركين است و ربطي به شفاعت انبياء و اولياء الهي ندارد چرا كه به حكم ديگر آيات شفاعت پيامبر و امامان شعبه اي از شفاعت خداست. زيرا شفاعت پيامبر و امامان به اذن و اراده و رضاي خداست در نتيجه آن شفاعتي در آيه مذكور نفي شده كه به اذن و اراده و رضاي خدا نباشد، بلكه از ناحيه اي غير از خدا و خارج از قدرت و اراده و حاكميت خدا باشد كه چنين چيزي هرگزمورد قبول خداوند واقع نخواهد شد.
پي نوشت ها:
1. انعام (6)آيه 51 و 70.
2. زمر(39)آيه 44.
3. بقره(2)آيه 254.
4. بقره(2)آيه 48.
5. بقره(2) آيه 123.
6. مدثر (74) آيه 48.
7. طه(20) آيه 109.
8. سبأ(34)آيه 23.
موفق و موید باشید