به ما میگویند که نماز راعربی بخوانید چرا که همه مسلمانان باید در خواندن نماز وحدت و یکپارچگی داشته باشند و به یک شکل نماز را بخوانند در صورتی که نماز خواندن سنی ها و شیعیان زمین تا اسمان با هم فرق دارد در وضو در استفاده از مهر در مدل ایستادن حتی در اذان گفتن باهم فرق میکنند لطفا در این زمینه توضیح دهید
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آنچه شما در مورد دليل عربي خواندن نماز ذكر كرديد، يكي از حكمتهاي اين مطلب است و قطعا حكمتهاي ديگري نيز دارد. در باره ضرورت خواندن نماز به صورت عربي و با الفاظ و كلماتي كه پيامبر مي خواند، دلائل مختلفي وجود دارد كه به برخي اشاره مي كنيم:
اول: تعبدى و توقيفى بودن خواندن نماز به لفظ عربى، به اين معنا كه شريعت اسلام دستور به عربى خواندن نماز داده است.
با توجه به اين كه روح عبادت بر تسليم و تعبد است، انساني كه مي خواهد عبادت خدا كند، كاري را انجام مي دهد كه خداوند خواسته است. طبق آيات و روايات و سيره پيامبر، نماز، اين واجب و تكليف ديني به اين شكل واجب شده است، اگر چه انسان مي تواند در غير نماز با هر زباني با خداوند سخن گويد.
دوم: جهت ايجاد زبانى مشترك ميان همه پيروان اسلام و فراهم سازى وحدت و پيوند بين المللى دينى. البته گويا اين مورد را شما قبول نداريد و تفاوتهاي ميان نماز شيعيان و اهل سنت را بسيار زياد مي دانيد. اما بايد گفت كه برخلاف تعبير شما تفاوت اين دو از زمين تا آسمان نيست و به جز چند مورد شكلي، تفاوت چنداني ميان نماز اين دو مذهب نيست. حال چقدر خوب است كه سعي كنيم هر چه يشتر اين اختلافات اندك را كم كنيم نه آنكه بر آن بيفزاييم.
سوم: قرائت و اذكاري كه در نماز است، به صورت دقيق در هيچ زباني ترجمه ندارد؛ يعني نمي توان مفاهيمي را كه در اذكار نماز است، به صورت دقيق ترجمه كرد و آن را بيان نمود. چه بسا برخي از كلمات يا جملات، معاني بسياري در خود جاي داده كه با يك يا چند جمله نتوان همه آن ها را بيان نمود.(1) به عنوان مثال از سوره حمد نام مىبريم كه هيچ ترجمهاى كه بتواند تمام مفاهيم آن را به زبان ديگر بيان كند، نيست. حتى كلمه الله، هيچ معادلى در زبان ديگر ندارد. (اگر چه در قالب جمله اي بتوان ترجمه كرد). كلمه خدا در زبان فارسى نيز معادل معناى الله نيست.
در ضمن تجربه زندگي انسانها نشان داده آن جا كه دست هاي انساني در كارهاي مختلف دخالت كرده است، آن را به صورتهاي مختلف در آورده كه گاهي با اصل و حقيقت خود فاصله بسيار دارد. در مورد احكام و تكاليف ديني نيز ما اين مسئله را در اديان ديگر مشاهده مي كنيم كه دست بردن انسانها در احكام و دستورهاي ديني آن ها را به چه وضعي در آورده، گاهي آن را به صورت كلي پاك كرده و از بين برده است.
در مورد نماز و عبادت نيز امروزه در اديان ديگر چيزي نمي بينيم كه خواسته الهي باشد تا پيروان آن اديان خود را موظف به انجام آن بدانند. به همين خاطر ارتباط دائمي و هميشگي كه مسلمانان با خدا دارند، در اديان ديگر مشاهده نميكنيم.
اگر چه با توجه به اسبابي كه ذكر كرديم، نماز بايد به زبان عربي خوانده شود، اما بدان معني نيست كه انسان نتواند به هيچ زبان ديگري با خداوند سخن بگويد. انسان مي تواند با هر زباني كه خواست در غير نماز با خدا سخن گفته و با او راز و نياز كند و دردها و نيازهاي خود را با او در ميان گذارد. به تعبير ديگر دعا بخواند.
شايد يكي از رموز خواندن نماز به زبان عربي و با ديگر شرايط و آداب، حفظ نماز بعد از قرنها است، در حالي كه در اديان ديگر اثري از آن نمي بينيم. چه بسا اگر به همان صورت خود كه پيامبران گفته بودند، عمل مي كردند و به خواست خود با آن برخورد نميكردند، آن ها نيز پرستشي به عنوان نماز ميداشتند.
هشام بن حكم از امام صادق(ع) پرسيد: چرا نماز واجب شد، در حالي كه هم وقت مي گيرد و هم انسان را به زحمت مياندازد؟ امام فرمود:
«پيامبراني آمدند و مردم را به آيين خود دعوت نمودند. عده اي هم دين آنان را پذيرفتند، امّا با مرگ آن پيامبران، نام و دين و ياد آنها از ميان رفت. خداوند اراده فرمود كه اسلام و نام پيامبر اسلام(ص) زنده بماند و اين از طريق نماز امكان پذير است»؛(2) يعني علاوه بر آن كه نماز عبادت پروردگار است، موجب طراوت مكتب و احياي دين است.
در مسائل عبادى بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه خواست و اراده ما در آن نقشى ندارد، بلكه بايد آنها را طبق دستور شرع انجام دهيم تا مقصود و هدف و مصالحى كه شارع (خداوند) در نظر دارد و ما از آن بى خبريم، حاصل گردد. همان گونه كه در اصل نماز تعبّد و تسليم وجود دارد، در اجزاء و شرايط مختلف و از جمله عربى خواندن، اين نكته مهم نهفته است. اميرمومنان (ع) در روايتي پس از بيان اينكه معناي اسلام، تسليم شدن در مقابل پروردگار است كه نشان تسليم در عمل آشكار مي شود، ميفرمايد:
« مومن، بناي دين خود را بر اساس رأي و نظر شخصي نميگذارد، بلكه برآنچه از پروردگارش رسيده بنيان مي نهد». (3)
اصولا نماز رابطه بنده با خدا و اظهار عبوديت و شكرگزاري در مقابل نعمتهاي او مي باشد. طبيعي است كه بنده آن را به جا مي آورد كه خواسته خداوند و معبود اوست. هدف اصلي از خلقت انسان بندگي است. نماز بهترين شيوه اظهار بندگي است. اگر قرار باشد كه هر انساني طبق خواسته خود عمل نمايد، نه چيزي كه خداوند خواسته، ديگر بندگي خداوند نمي شود، بلكه بندگي خود و عمل طبق خواسته خود است. بنابر اين گرچه زبان عربي و غير عربي همه براي خدا يكسان است، ولي به دلايل ياد شده نماز بايد به عربي خوانده شود.
همانطور كه مشاهده كرديد تنها حكمت اين مساله ايجاد وحدت در ميان مسلمانان نيست و حكمتهاي متعدد ديگري نيز دارد. بر فرض هم كه علت و حكمت منحصره در اين مورد همين مساله وحدت در قرائات باشد، باز هم به نظر مي رسد حرف شما چندان درست نباشد. همانطور كه مي دانيد در نماز شيعيان و اهل سنت تفاوتهايي وجود دارد اما اين تفاوتها به اندازه اي نيست كه عمل آنها را به طور كل متفاوت جلوه دهد. قطعا مشتركات نماز اين دو مذهب بسيار بيشتر از موارد اختلاف آنها است، به همين دليل به راحتي و به فتواي فقهاي شيعه، شيعيان در نماز به اهل سنت اقتدا مي كنند و اهل سنت نيز مي توانند همين كار را انجام دهند و اين نيست مگر وجود اشتراكات كلي و مبنايي در نماز فرقه هاي اسلامي.
در حالي كه اگر بنا بود نماز به زبان هاي گوناگون خوانده مي شد، شكل و ماهيت انجام آن تفاوت بسياري پيدا مي كرد و عملا مسلمانان احساس اشتراك رفتار در اقامه نماز نداشتند و نمازهاي هر قوم و كشور به شكل و شمائلي خاص اقامه مي شد.
پىنوشتها:
1. استاد محمد تقى مصباح يزدى، قرآنشناسى، چاپ مؤسسه آموزش و پژوهشى امام خمينى، 1380 ش، ص 102 - 92.
2. صدوق، محمد بن علي، علل الشرايع، نشر دار الحجه للثقافه، بيروت، 1416 ق، ج 2، ص 10.
3. شيخ عباس قمي، سفينه البحار، نشر موسسه معصومه، قم، ج4، ص233، ماده سلم.
دوست گرامی !
این پاسخ از طریق سایت پاسخگو و توسط کارشناسان مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی وابسته به دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم برای شما ارسال گردید.
در این مرکز پرسشها پس از ثبت به گروه های علمی تخصصی ارسال و پس از ارزیابی، ویراستاری از نمونه خ






