خداوند انسان را احسن الخالقین معرفی میکند یعنی بهترین موجودی که خداوند میتوانسته خلق کنه در صورتی که اگر به انسان نظر کنیم پر از ایراد و کم و کاستی است فراموشکاری ضعف بدنی و...شاید اگر جزئی و تک به تک بررسی کنیم شاید در بعضی چیزها حیوانات از ما بالاترهم باشند!ایا خداوند قادر به بهتر از انسان ساختن نیست؟و ایا این ضعفی برای خدا نیست؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ابتداء توجه داشته باشيد كه خداوند، خود را احسن الخالقين خوانده است كه مطابق آن خلقت وي در مجموع عالم احسن است نه اينكه انسان به تنهايي احسن المخلوقين باشد.
در مورد خلق خداوند معتقديم اين خلق با بهترين شكل صورت گرفته است و شاهد عيني «نظام احسن» وجود نظم شگفتآوري است كه بسيار حساب شده و دقيق بر عالم حكم فرما ميباشد و همه چيز را خدا به جا آفريده است؛ و در اين مورد كافي است كه به ساختمان بدن خود بنگريم كه خدا هر عضوي را كاملاً متناسب با وظيفه و كاركرد آن خلق كرده است؛ مثلاًچشم را بنگريم كه خدا آنرا در ميان تعدادي استخوان قرار داده تا اين عضو حساس و اسرارآميز در ميان اين صندوقچه در امان باشد؛ باز پلكها را به عنوان دو محافظ چشم قرار داده كه با به هم آمدن منظم باعث ترشح غدههاي بالاي چشم ميشوند و باعث مرطوب ماندن آن ميشوند كه اين عمل باعث ميشود چشم راحت تر فعاليت كند و... كه بايد به كتب مربوط به اعضاء بدن مراجعه كرد تا قدرت نمايي خدا را در نظم دقيق بدن ملاحظه كرد و اينها همه نشانگر استحكام نظام آفرينش است.
حال اگر اگر نظام عالم " نظام احسن" است پس وجود نقص در وجود انسان براي چيست و چگونه با نظام احسن سازگاري دارد؟
نكته مهم در پاسخ به اين سوال آن است كه اساساً براي "بهترين بودن "، تعاريف متعددي مي توان مطرح كرد؛ به عبارت ديگر هر شخصي مصداق بهترين را چيزي مي داند و حال آنكه زماني مي توان در اين زمينه قضاوت صحيحي داشت كه به همه جوانب موضوع آگاهي كامل داشته و با مقايسه مجموع شرائط براي آن، حد مشخصي را بيان كنيم ؛ مثلا ما در مورد انسان معتقديم كه بهترين خلق صورت گرفته است و نقص وارده بر برخي انسانها، گرچه شايد از نگاه ما بد باشد. اما اين امر دليل بر آن نيست كه اين جهان بهترين نباشد.
در واقع انسان در جايگاه خود به عنوان يك موجود مادي مختار داراي روح بلند انساني كه مي تواند بهترين خلق باشد. اما نقائص مادي و جسمي او از لوازم موجود مادي بودن او و همگي در جهت بهترين بودن همين نظام مادي است.
مثلاً محدوديت جهان مادي مقتضي آن است كه از يك طرف انسان مختار كه در مجموع بهترين است، از جهات مختلفي مانند حس بينايي ، شنوايي و....محدود باشد و از طرفي موجودات ديگر براي نظم در اين عالم و خدمت به انسان از برخي جهات محدوديت كمتري داشته باشند. و يا مثلاً نظام مادي به گونه اي است كه انسان اقوام و بستگان خود را به دلائل مختلف از دست مي دهد و در اين ميان نعمت فراموشي انسان به عنوان يكي از نعمتهاي بزرگ الهي در اين زمينه تلقي مي شود كه چه بسا با نبود اين امر انسان زنده خود با مصيبت وارده قادر به زندگي نبود و... لذا هميشه برتري و قوت ظاهري دليل بر بهتر بودن آن نيست.
بنابراين گرچه نقائص موجود را مي پذيريم اما در عين حال آن را لازمه نظام طبيعي براي زندگي انسان مي دانيم به علاوه آنكه فلسفه اصلي خلقت انسان در اين زندگي گذرا، طي كردن صراط مستقيم و عبور از سختي هاي آن براي رسيدن به سعادت ابدي است و در دائره اموري مانند نقص و...براي امتحان آنها مقرر شده است كه نشان دهد چه كساني از آنها با موفقيت عبور كرده و شايسته بهشت ابدي مي شوند آن چنانكه در قرآن كريم آمده است: "وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الاْمْوَ َلِ وَ الاْنفُسِ وَ الثَّمَرَ َتِ وَبَشِّرِ الصَّـَبِرِين؛َ (1) قطعاً شما را به چيزي از قبيل ترس و گرسنگي و كاهشي در اموال و جانها و محصولات مي آزماييم و مژده باد شكيبايان را".
لذا اين نوع خلقت انسان گرچه با محدوديت هاي فراواني همراه است. اما در عين وقتي در مجموع با اهدافي خاص در نظر گرفته مي شود، احسن است.
پي نوشت:
1. بقره (2) آيه 155.
موفق باشید.






