معمولا میگویند که حضرت مهدی وجودی است که خداوند به خاطر ایشان و به خاطر وجود ایشان است که به انسانهای عالم رحمت وبخشش عطا میفرمایند و وجود ایشان برای اینکه خداوند جهانیان را موهبت عطا فرماید الزامی است(از دلایل وجود وزنده بودن حال حاضر امام زمان از دید شیعه) سوال ایا خداوند نمیتواند بدون وجود یک انسان برجهان حکم فرمایی کند که حتما باید امام زمان باشد؟ایا این نشانه ضعف خداوند نیست که برای بخشش متکی به یک انسان است؟در ضمن غیرمسلمانها که به وجود ایشان اعتقاد ندارند چگونه مورد لطف و رحمت خدا قرار میگیرند؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا بايد گفت :
خداوند بر اساس مصالح و حكمت هايي كه مي داند، در نظام عالم سنت هايي را قرار داده است كه تنها از برخي مطلعيم. همچنين گوشه اي از حكمت هاي آن ها براي ما شناخته شده است. اين سنت ها قوانين و قراردادهاي رايج در ساختار عالم و در ميان مخلوقات است كه كامل و احسن بودن اين نظام عالم را رقم مي زند.
يكي از سنت هاي الهي آن است كه نظام عالم را طبق اسباب و علل مقرر نموده است. وجود اسباب و مجاري معين در جهت تحقق مقاصد و امور گوناگون عالم است. امام امام صادق (ع) مي فرمايد:
"ابي الله أن يجري الاشياء الا بالأسباب؛ (1)خداوند امور و اشيا را تنها از طريق علل و سببش جاري مي سازد"
در عالم هستي، مراتبي در همه حوزه ها وجود دارد . وجود مراتب در نظام هستي، نشانه نظام مندي و روش مندي هندسه آفرينش است. در اين ميان با وجود واسطه هاي فيض، هم خود وسايط را داراي كمال و فيض مي سازد و هم موجودات فروتر را در قوس نزول (پايين تر) در مسير رشد و كمال قرار مي دهد. زيبايي نظام آفرينش و بارور شدن استعدادها و قابليت موجودات در چرخه گردشي موجودات به نمايش در مي آيد.
اگر چه خداوند به طور مستقيم مي تواند درخت خشكيده اي را سرسبز كند، چنان كه گاهي پيامبران و امامان(ع) به اذن خدا چنين كاري را مي كردند، اما شكل گيري نظام آفرينش به آن است كه آب از طريق ريشه ها جذب ساقه درخت شود و به برگ ها برسد. براي اين منظور نزول باران و هدايت آب ها و كار باغبان ها و... معنا و مفهوم پيدا مي كند. نشاط و فعاليت و گردش كار جهان را فرا مي گيرد. در غير اين صورت سستي و ركود و جدايي ميان موجودات حاكم مي شد.
خداوند كه حكيم و احسن الخالقين است، نظام جهان را بر بنياني محكم و زيبا استوار كرده است. لازمه چنين نظامي، وجود سلسله مراتب مي باشد كه از عالم غيب و ذات خداوند سرچشمه مي گيرد و به عالم جبروت و ملكوت و عالم ملك يا ناسوت مي رسد. در همين مجموعه است كه جايگاه وجود فرشتگان در نظام آفرينش و يا انسان كامل (پيامبر و امامان معصوم عليهم السلام) تعريف مي شود.
اين بزرگواران تجلي مفهوم ولايت الهي در عالم هستند. همه شئون خليفة اللهي را در عالم برعهده داشته، در همه عرصه ها مانند هدايت تشريعي، رشد فكري بشر، اداره جوامع بشري و.... عهده دار مسئوليت هاي متنوع و داراي مقام بلند امامت هستند. در پس اين امور و مسئوليت هاي ظاهري ولايت تكويني به آن ها اعطا شده كه وساطت ايشان در عنايات الهي به ساير بندگان باشد. اين به معناي آن است كه وجود امام دليل بهره مندي ما از نعمات است، چنان كه وجود ايشان دليل برطرف شدن بسياري از بلايا و مصيبات است. البته در نگاه عرفي در اينكه علت اين امر و عنايات الهي در حق اين بزرگواران چيست، نمي توان قضاوت كاملي كرد، ولي لااقل نشانگر توجه دادن بندگان به جايگاه رفيعي است كه خداوند براي اولياي مقرب درگاه خود درنظر گرفته است.
براي عالم وجود و نظام آفرينيش، چهار مرحله ذكر شده: عالم ربوبي، عالم عقل، عالم مثال، عالم طبيعت. نيز آنان به عقول ده‏گانه معتقدند كه خداوند علت فاعلي و قريب عقل اول و عقل دوّم ،معلول عقل اوّل و در نهايت عقل دهم، علت فاعلي بر عالم مثال، عالم مثال نيز علت عالم طبيعت و ماده است، زيرا عالم، عالم اسباب و مسبّبات است. خداوند اين نظام را بر اساس آن بنا نهاده است. انسان كامل خلاصه و عصاره همه اين مراتب هستي است. از آن جا كه (2) بين عالم ربوبي و عالم مادّه سنخيّت وجود ندارد، عوالم مختلف را به جهت برقراري سنخيّت بين عالم ربوبي و عالم ماده و طبيعت آفريد. از ميان موجودات عالم مادّه، تنها انسان است كه با عالم مثال سنخيّت دارد. براي ايجاد سنخيّت كامل، احتياج به انسان كامل است، زيرا او واسطه فيض بر مجموعه انسان‏هاي ديگر است. در اين زمينه فرقي بين فيض تكوين و تشريع نيست.
همان گونه كه قانون سنخيّت بين علت و معلول و نيز نظام اسباب و مسببّات در عالم تكوين اقتضا مي‏كند كه بين عالم ربوبي و عالم طبيعت عوالم ديگري باشد تا فيض وجود از راه آن ها كاناليزه شده و به عالم طبيعت برسد، در مورد فيض معنوي خداوند و تصرّفات او در قلوب انسان نيز با واسطه انجام خواهد گرفت كه همان وجود امام معصوم و انسان كامل است.
البته فيض تشريع نيز از كانال انسان كامل به ساير انسان ها مي‏رسد.
اگر جريان فشار قوي بخواهد مستقيم وارد سيتم هاي برق خانگي و وسايل برقي شود، آن ها را نابود كرده و از بين مي برد؛ بنابراين نياز به واسطه هايي مانند ترانس هاي كاهش دهنده است تا جريان هاي برق را به مقدار مورد نياز وسايل برقي منزل در آورد. البته اين تنها مثالي براي فهم بهتر مي باشد و تطبيق روشني بر وسائط فيض الهي ندارد.
از اين بيان به خوبي معناي ضرورت واسطه در نظام هستي روشن مي‏شود؛ زيرا وجود انسان‏هاي كامل، سبب فيض الهي بر عالم ماده و افلاكند. اگر وجود او نباشد، هرگز موجودات ديگر نمي توانند فيض را بدون واسطه از آن فياض مطلق دريافت كنند.(3)
در باره فراز آخر پرسش بايد گفت: دريافت فيض تكويني از مجراي وجودي انسان كامل نيازي به اعتقاد داشتن به آن واسطه نيست. هم چنان كه چه بسا انسانهاي به خداوند عقيده ندارد، ولي از فيض او بهره مند اند.
پي نوشت ها:
1. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 ه ش، ج1، ص 183.
2. سيد محمد دشتي، معارف و معاريف، نشر دانش، قم، 1376 ش. ج 7، ص 186.
3. محمد امين صادقي، پيامبر اعظم در نگاه عرفاني امام خميني، نشر موسسه آثار امام خميني، 1386 ش، ص155 .

موفق و موید باشید