با سلام و عرض تبریک
می گویند خدا به ما لطف کرده و ما را انسان افریده و حیوان نیافریده و یا جمادات.
شبهه ای که وجود دارد این است که اگر ما را همین جوری انسان آفریده و بقیه را حیوان پس نعوذ بالله به همه ی موجودات به غیر از انسان ظلم کرده و این با فلسفه وجودی حضرت حق ناسازگار است. لطفا توضیح دهید. یاعلی
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
1- خداي متعال به هر موجودي همان ميزان نعمت و هستي عنايت مي كند كه آن موجود استعداد و ظرفيت و توان دريافت آن را دارد و بيشتر يا كمتر از استعداد و شايستگي موجودات چيزي به آنها نمي دهد.
2- ماهيت و ذات اشياء قابل دادن و گرفتن نيست. اگر انسان انسان شده است و سنگ سنگ و درخت درخت، امكان نداشت به گونه اي ديگر باشند و خداي متعال، تنها انسان را كه در چاه نيستي بود به صحنه هستي آورده است و ذات سنگ را كه موجود نبود، موجود كرده و همين طور به ديگر موجوداتي كه شايستگي گرفتن نعمت وجود و هستي را داشتند، اين نعمت و فضل و جود را عنايت كرده است.
شهيد مطهري در تبيين اين مطلب مي فرمايد: « اختلاف ها و تفاوت هاي موجودات جهان، اختلاف هاي ذاتي است. پست ها و موقعيت هايي كه در آفرينش براي موجودات معين شده است مانند پست هاي اجتماعي نيست كه قابل تبديل و تغيير باشد. اين پستها نظير خواصّ اشكال هندسى، ذاتى موجودات است. وقتى مىگوييم خاصيت مثلّث اين است كه مجموع زاويههايش برابر با دو قائمه است و خاصيت مربّع اين است كه مجموع زوايايش برابر با چهار قائمه است معنايش اين نيست كه به آن، خاصيت دو قائمه داشتن، و به اين، خاصيت چهار قائمه داشتن را اعطا كردهاند. لهذا اين پرسش جا ندارد كه چرا به مثلث ستم كردهاند و خاصيت چهار قائمه را ندادهاند. نه، مثلث جز همان خاصيت معيّن را نمىتواند داشته باشد، مثلث را كسى مثلث نكرده است، يعنى چنين نيست كه مثلث قبلًا در وضع ديگرى بوده و خواصى ديگر داشته است و كسى آمده او را تبديل به مثلث كرده است؛ و يا مثلث و مربع و غيره در يك مرحله از مراحل هستى خود و در يك مرتبه از مراتب واقعيت خود فاقد همه خواص بودهاند و بعد يك قدرت قاهرهاى آمده است و اين خواص را ميان آنها تقسيم كرده است و دلش خواسته كه به مجموع زواياى مثلث خاصيت تساوى با دو قائمه را بدهد و به مجموع زواياى مربع خاصيت تساوى با چهار قائمه را، تا اين پرسش پيش آيد كه چرا تبعيض شده است؟ و مثلث به زبان حال، اعتراض كند كه به من جفا شده و بايد به من هم خاصيتى مانند خاصيت مربع داده مىشد.
جمادات، رشد و درك ندارند و گياهان رشد دارند و درك ندارند و حيوان هم رشد دارد و هم درك دارد. اين مراتب ذاتي مرتبه وجود جماد و نبات و حيوان است، نه آن كه همه اول يكسان بوده اند و بعد خداوند به يكي خاصيت درك و رشد را داده است و به ديگري هيچ كدام را نداده است و به سومي يكي را داده و يكي را نداده است.
ابن سينا جمله معروفي دارد كه مبين همين حقيقت است. وي گفته است:''ما جعل الله المشمشه مشمشه بل اوجدها''؛ يعني خدا زرد آلو را زردآلو نكرده است، بلكه زرد آلو را ايجاد كرده است.
"زرد آلو" براي مثال ذكر شده است منظور همه موجودات است. خدا اشيا را آفريده است و آن ها ذاتا اختلاف دارند. خدا زرد آلو را آفريده، سيب را آفريده، انار را آفريده و غيره...؛ و چنين نبوده كه قبلا همه آن ها يكنواخت بوده اند و خدا بين آن ها اختلاف برقرار ساخته باشد.»(1)
بنابراين نه سنگ بودن ظلم به سنگ است و نه انسان بودن رحمت به انسان. لطف و رحمت خداي متعال به موجودات از جمله انسان ، در اين است كه آنها را از تاريكي نيستي به روشنائي هستي آورده و آنها را موجود كرده است.
پي نوشت:
1. مرتضي مطهري، مجموعه آثار، قم، صدرا، بيتا، ج 1، ص 170-171.
موفق و موید باشید






