1-- ازدواج فرزندان حضرت آدم چگونه بوده است مگرنه اينكه خواهر وبرادر نمي توانندباهم ازدواج كنن؟

2- آيا درقيامت باتوجه بالابودن مراتب پيامبران وائمه مامي توانيم از آنها بهره ببريم وملاقات ها چگونه است ؟
3- همه ي درختان وجنگلها وجانوران آيا درقيامت حاضر مي شوند اگر نه حكمت خلقت آنهازيرسوال نمي رود ؟

پرسش: ازدواج فرزندان حضرت ادم چگونه بوده است
1-- ازدواج فرزندان حضرت آدم چگونه بوده است، مگرنه اينكه خواهر و برادر نمي توانند با هم ازدواج كنن؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در مورد كيفيت ازدواج فرزندان آدم و حوا چند قول وجود دارد:
1. با توجه به علم باستان شناسي و با توجه به مكالمه فرشتگان با خدا،(1) فهميده مي شود كه قبل از حضرت آدم انسان هايي شبيه به حضرت آدم زندگي مي كرده اند. ممكن است فرزندان آدم و حوا با افرادي از انسان نماهاي پيشين ازدواج كرده باشند. اين نظريه هيچ تأييدي از قرآن و روايات ندارد.
2. خداوند براي فرزندان آدم همسراني از حوريان يا جنيان فرستاد.
اين نظر گرچه در روايات مؤيداتي دارد، ولي با ظاهر قرآن و اعتبار عقل مخالف است؛ زيرا حور و جنيان از جنس آدميان نيستند و نمي توانند از آدميان فرزند بزايند. (2)
3. فرزندان آدم خواهر و برادر با هم ازدواج كرده اند.
خداوند مى‏فرمايد:« وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً ؛ (3) از آن دو ( آدم و حوا ) مردان و زنان فراوانى در روى زمين منتشر ساخت».
ظاهر آيه مى‏گويد كه نسل بشر فقط به وسيله اين دو تن به وجود آمده است. اگر غير از اين دو در بقاى نسل او دخالت داشتند، بايد مي فرمود: «وبث منهما و من غيرهما: به وسيله اين دو و غير آنان...».
در اين فرض مشكل ازدواج محارم هم پيش نمي آيد. زيرا اين حكم و حرمت آن شرعي و قراردادي است نه امري حقيقي و غير قابل تغيير؛ بنابراين، تا زماني كه حرمت آن از جانب خداوند ابلاغ نشده باشد، انجام آن ممنوع نيست و در آن زمان نيز اين حرمت هنوز از جانب خدا اعلام نشده بود.
امام سجاد (ع) به مردي قريشى جريان ازدواج هابيل را با "بلوزا" خواهر همزاد (دوقلو) قابيل و ازدواج قابيل را با "قليما" خواهر همزاد هابيل شرح مى‏داد؛ آن مرد گفت: آيا آنان خواهران خود را حامله كردند؟ اين كه عمل مجوسيان است؟
حضرت فرمود: اين مطلب را انكار مكن؛ زيرا جواز اين كار، در آن روز و حرمتش در امروز هر دو حكم خدا است. مگر خدا همسر آدم را از جنس خودش نيافريد و بعد او را بر وي حلال نكرد؟ اگر مجوسيان در ازدواج محارم محكوم است، چون با وجود نهي و حرمت، اين كار را مي كنند. (4)
علامه طباطبايى مى‏فرمايد: حكم ازدواج، يك حكم تشريعى و تابع مصالح و مفاسد است. حكم تكوينى نيست كه قابل تغيير نباشد. از اين ‏رو، ممكن است كه در ابتداى خلقت به جهت ضرورت بقاى نسل در جامعه محدود آن روز كه فقط دو برادر و دو خواهر بودند، از جانب خدا حرام نگردد. بعد كه ضرورت برطرف شد، حكم حرمت بيايد؛ به جهت اين كه ادامه جواز ازدواج، با توجه به گسترش نسل و ازدياد برادران و خواهران، موجب اشاعه فحشا و از بين رفتن غريزه عفت مي گردد.
افزون بر اين، نمى‏توان گفت فطرت با اين ازدواج مخالف است؛ زيرا متمايل نبودن طبع، نه از آن جهت است كه ذاتاً از آن تنفر دارد، بلكه به جهت آن است كه اين را موجب اشاعه فحشا و اعمال زشت و از بين رفتن غريزه عفت مى‏داند. شاهد بر اين مطلب ( قبيح ذاتي نبودن اين عمل ) آن است كه ازدواج خواهر و برادر براى مدتى طولانى در بين مجوس شايع بوده است. (5)
نتيجه اين كه: احكام، وضعي و قرار دادي اند كه حكم و قرارداد آن به دست خدا است. اصل در احكام، جواز است؛ مگر اين كه خدا نهي كند. تا نهي نيامده باشد، جواز ابتدايي باقي است. به علاوه بسياري از اعمال در شرايع قبلي حرام يا حلال بوده اند كه در شريعت بعدي تغيير نموده اند.
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه 30.
2. علامه طباطبايى، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، سيدمحمد باقر موسوي همداني، جامعه مدرسين، قم، 1374ه.ش، ج 4، ص 230.
3. نساء (4)، آيه 1.
4. ترجمه الميزان، همان، ج 4، ص 232.
5. همان، ص 229-230.

پرسش: 2- آيا درقيامت باتوجه بالابودن مراتب پيامبران وائمه مامي توانيم از آنها بهره ببريم وملاقات ها چگونه است ؟
2- آيا در قيامت با توجه بالابودن مراتب پيامبران و ائمه مامي توانيم از آنها بهره ببريم و ملاقات ها چگونه است ؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بر اساس آموزه هاي ديني بهشتيان هر كدام بر اساس و ميزان عمل صالح خود در درجه خاصي از بهشت مقيم خواهند بود: چنانچه خداوند در قرآن مي فرمايد: وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُون؛(1) براى هر يك برابر اعمالى كه انجام داده‏اند درجاتى است، كه پروردگار تو از آنچه مى‏كنند غافل نيست. در آيه ديگري مي فرمايد:وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ؛(2) و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ بهشتى است‏. وَ مِنْ دُونِهِما جَنَّتانِ؛(3) و پايين تر از آنها، دو باغ بهشتى ديگر است.
صاحب نظران معتقدند كه اين گونه آيات ناظر به تفاوت درجات و مراتب بهشت است. خائفان از مقام الهي كه مخلصان و مقربانند، در مراتب بالاتر بهشت قرار دارند. در مرتبة پايينتر، مؤمناني جاي دارند كه از ترس دوزخ و به طمع بهشت، خداوند را عبادت كرده اند. (4) در برخي روايات هم آمده كه هر كدام از گروههاي خاص از مؤمنان از در خاص وارد بهشت مي شود و نيز هر طبقه اي ازطبقات بهشت( خلد، عدن، ماوي، فردوس) مختص گروه خاصي است.(5)
حال در پاسخ سوال شما مي گوييم كه متفاوت بودن درجات بهشتيان مانعي براي ملاقات آنها با انبياء (ع) و ائمه(ع)در بهشت محسوب نمي شود. چرا اولا؛ آيات قرآن تصريح در اين دارند كه در بهشت هر آنچه را كه بهشتيان بخواهند و آرزو بكنند براي آنها فراهم است و آرزوها وخواسته هاي آنان را به درجه و مرتبه خاصي و يا موارد خاصي مقيد نكرده است. ثانيا؛ كه از آيات و روايات بدست مي آيد كه بهشتيان در بهشت دو نوع زندگي خواهند داشت زندگي فردي و زندگي جمعي، چنانچه خداوند در قرآن در توصيف زندگي جمعي بهشتيان مي فرمايد: عَلَى سُرُرٍ مَّوْضُونَةٍ، مُتَّكِئِينَ عَلَيْهَا مُتَقَابِلِينَ؛(6) آن ها برتختهاي زربافت جواهرنشان قرار دارند، در حالي كه رو به روي يكديگر بر آن تخت ها تكيه زده اند». و در توصيف زندگي خصوصي آنها مي فرمايد: وَ فيها ما تَشْتَهيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ وَ أَنْتُمْ فيها خالِدُونَ؛(7) در آنجاست هر چه نفس آرزو كند و ديده از آن لذت ببرد. و در آنجا جاودانه خواهيد بود.
برخى از مفسرين نيز در ذيل آيه مربوط به زندگي جمعي گفته‏اند: آنها در موقعى كه بزيارت يكديگر مى‏روند، مجالس و منازلشان، هم سطح است و موقعى كه از هم جدا مى‏شوند، منزلهاى بعضى بر منزلهاى بعضى برترى پيدا مى‏كند. (8)
در نتيجه هر چند كه بهشتيان درزندگي فردي و خصوصي خود در بهشت درجات ومنازل مختلفي دارند، ولي در زندگي عمومي آنها امكان ملاقات انبياء وائمه (ع) و بهره برداري از حضورآنها براي همه مومنان امكان پذير است.
پي نوشت ها:
1. انعام(6)آيه 132.
2. الرحمن(55)آيه46.
3. الرحمن(55)آيه62.
4. محمد سعيدي مهر آموزش كلام اسلامي، نشر طه قم 1383 ش، ج 2، ص 318.
5. علامه مجلسي، بحارالانوار، نشر دار الاحيا التراث العربي، بيروت،1403 ق، ج 93، ص 252، ج 71، ص 408.
6. واقعه (56) آيه 15 ـ 16.
7. زخرف(43)آيه 71.
8. فضل بن حسن طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، 1372ش، چاپ سوم، ج6، ص521.
پرسش:
3- همه ي درختان وجنگلها وجانوران آيا درقيامت حاضر مي شوند اگر نه حكمت خلقت آنهازيرسوال نمي رود ؟

3- همه ي درختان وجنگلها وجانوران آيا درقيامت حاضر مي شوند اگر نه حكمت خلقت آنهازيرسوال نمي رود ؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ سوال شما مي گوييم كه در بين علما و مفسرين و دانشمندان در اينكه حيوانات و جمادات و نباتات حشر و قيامت دارند يا نه؟ اختلاف نظر وجود دارد و اكثر فلاسفه و متكلمين و مفسرين معتقدند كه همه موجودات زنده اعم از انسان و حيوان حتي جمادات و نباتات هم در روز قيامت محشور مي شوند. چنانچه فيلسوف بزرگ جهان اسلام ملاصدراي شيرازي در اين زمينه رساله حشر را نوشته است و در اين رساله به اثبات رسانده است كه همه موجودات اعم از ملائكه وانسان و جن و اعم از نباتات و جمادات معاد و حشر دارند.
علامه تهراني در اين باره مي گويد: تعطيل‌ در عالم‌ طبيعت‌ نيست‌، و در ميان‌ عالم‌ خلقت‌، ساكني‌ وجود ندارد، پس‌ جميع‌ موجودات‌ روبسوي‌ غايت‌ و مقصد مطلوب‌ بوده‌ و در حركت‌ هستند، الاّ آنكه‌ حشر هر چيزي‌ بسوي‌ آن‌ چيزيست‌ كه‌ مناسب‌ و مجانس‌ با اوست‌. از براي‌ انسان‌ حشري‌ است‌ مناسب‌ با او، و از براي‌ شياطين‌ مناسب‌ آنها، و از براي‌ حيوانات‌ مناسب‌ با آنها، و از براي‌ نباتات‌ و جمادات‌ بحسب‌ آنها. (1)
ولي عده اي ديگر از مفسرين معتقدند كه فقط انسان و اجنه در روز قيامت محشور مي شود حيوانات و جمادات حشر و قيامت ندارند. چرا كه حيوانات تكليف ندارند درنتيجه برخي از مفسرين آياتي را كه دال بر حشر و قيامت حيوانات است را تاويل برده اند و گفته اند كه ممكن است اين آيات كنايه از عدل تام الهي باشند. (2)
و اما كساني كه معتقدند تمام موجودات از جمله حيوانات و نباتات حشر و قيامت دارند به آياتي از قرآن استدلال كرده اند كه آن آيات عبارتند از:
1- دربارۀ حشر حيوانات‌ فرموده‌ است‌: وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ. (3) و در آن هنگام كه وحوش محشور شوند. و نيز فرموده‌ است‌:وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ‌ أَوَّابٌ. (4) پرندگان را نيز دسته جمعى مسخّر او كرديم (تا همراه او تسبيح خدا گويند) و همه اينها بازگشت‏كننده به سوى او بودند!
2- دربارۀ حشر جمادات‌ فرموده‌ است‌: وَ إِذا حُشِرَ النَّاسُ كانُوا لَهُمْ أَعْداءً وَ كانُوا بِعِبادَتِهِمْ كافِرينَ؛(5) و چون در قيامت مردم را گردآرند، بتان با پرستندگان خويش دشمن باشند و عبادتشان را انكار كنند.
برخي از مفسرين در ذيل آيه مذكور گفته اند كه اين بتها كه مي پرستيدندشان خداوند بزبانشان مي آورد و انكار مي كنند كه آنان را بعبادت خود دعوت كرده باشند، و منكر عبادت كفّار مي شوند.(6) و برخي ديگر گفته اند كه همه اين امور نشان دهنده حشر برخى از جمادات در قيامت است. و در نقد استدلال آنها كه گفته بودند حيوانات حشر ندارند. چون تكليف ندارند گفته اند كه تكليف نداشتن حيوانات در دنيا ضررى در حشر آن ها و محاسبه و قصاص ندارد. به عبارت ديگر ملازمه اى بين تكليف و رستاخيز نيست، زيرا قصاص و پاداش و كيفر، توقف بر تكليف ندارد.
ثانياً: همان گونه كه علامه طباطبايى مي گويد: خداوند اِنعام و انتقام را در آيات زيادى در وصف احسان و ظلم ذكر كرده است و اين دو وصف اجمالاً در ميان حيوانات نيز وجود دارد يعنى افرادى از حيوانات را مى بينيم كه در عمل خود ستم مى كنند و افراد ديگرى را مشاهده مى كنيم كه به ديگران احسان مى نمايند. از اين رو آن ها در قيامت محشور مى شوند. اگر چه خداوند چگونگى پاداش و كيفر را بيان نكرده است.(7)
در نتيجه با توجه به آيات مذكور و سخن مفسرين مي توانيم بگوييم كه تمام موجودات زنده حتي حيوانات ونباتات (درختان و گياهان) هم حشر دارند و در روز قيامت محشور خواهند شد منتهي بايد توجه داشت كه حشر همه آنها به يك نحو نيست بلكه حشر هر كدام از آنها متناسب با وجود و غايت آنها خواهد بود و نيز اين كه پس از محشور شدن چه وضعي خواهند داشت و سرانجام كارشان چه خواهد شد در كلام خداي تعالي و روايات معتبر چيزي نيامده است و ما از آن اطلاعي نداريم.
و اما در پاسخ اين كه اگر اينها حشر نداشته باشند حكمت خدا زير سوال نمي رود؟ بايد گفت:
اولا؛ اكثر دانشمندان معتقدند كه تمام موجودات حشر دارند در صورت قبول اين ديدگاه اصل سوال دوم شما منتفي مي شود ثانيا؛ آن عده از دانشمندان كه معتقدند كه حيوانات و نباتات حشر ندارند مي توانند بگويند كه حشر نداشتن حيوانات ونباتات با حكمت الهي منافات ندارد چرا كه زماني حشر نداشتن موجودي با حكمت خدا منافات دارد كه آن موجود لغو و عبث باشد و غايت نداشته باشد و يا به غايت و كمال مطلوب خود در اين دنيا نرسد در نتيجه اگر موجودي در همين دنيا به غايت و كمال مطلوب خود برسد ديگر نيازي به حشر و معاد ندارد به عنوان مثال مي توانند بگويند سنگ حشرى ندارد. چون همه تجهيزات زندگى سنگ در حدود همين دنياست و بيش از اين نيست؛ گياه حشر ندارد، چون همه تجهيزاتش براى همين دنياست؛ همين مقدار هستى مى‏تواند قبول كند و همين مقدار را به آن داده‏اند و پايانش هم همين جاست پس سير تكاملى خودش را كرده و تمام شده است.
و اما اگر انسان قيامتى نداشته باشد معنايش اين است كه در قدم اولِ خلقت نابود شود در حالى كه كمال او در اين دنيا بروز و ظهور نكرده، و لازم مى‏آيد اين تجهيزات- از آن جهت كه متعلق به انسان است- همه بيهوده باشد.(8)
پي نوشت ها:
1. علامه طهراني، معاد شناسي، انتشارات حكمت، تهران، 1407ق، چاپ سوم،ج6، ص226.
2. سيد محمود آلوسي، روح المعاني، دارالكتب العلميه، بيروت، 1415ق، چاپ اول، ج15، ص 256.
3. تكوير(81)آيه 5.
4. ص(38) آيه 19.
5.احقاف(46)آيه 6.
6. مترجمان، ترجمه مجمع البيان، انتشارات فراهاني، تهرانم، 1360ش، چاپ اول، ج22، ص384.
7. علامه طباطبايي، الميزان، دفتر انتشارات اسلامي، قم، 1417ق، چاپ پنجم، ج7، ص384.
8. شهيد مطهري، مجموعه آثار،انتشارات صدرا، تهران،1374،ج4،ص679.(با تصرف و تلخيص).

موفق و موید باشید