با سلام. من دو مقاله نوشته ام . یکی راجع به حجاب و دیگری راجع به غیبت. از آنجایی که تحصیلات دینی ندارم میخواستم اگر ممکن است شما آنها را بخوانید و بگویید از نظر دینی مشکلی دارد یا نه و کجاها را باید اصلاح کنم. من میخواهم این مقالات را در بین مردم پخش کنم. همچنین می خواستم بپرسم آیا جایی وجود دارد که کمک مالی کند تا این مقالات را در تیراژ بالا چاپ و به دست مردم بدهیم؟
مقالات در زیر آمده است
مقاله حجاب
سلام و درود خداوند بر زنان و مردان مومن، نیک سیرت و حقیقت طلب. امیدوارم زندگی در عصر تکنولوژی و ارتباطات، سبب نشود زنگار غفلت و بی¬خبری بر دل ما بنشیند. زنگاری که سبب ¬شود هرگاه سخن حق را بشنویم بگوییم: درست است ولی...! خوب است ولی قابل اجرا نیست! و یا خوب است ولی بعدا آنرا اجرا می¬کنیم (حالا حالاها فرصت هست). امیدوارم شیطان نتواند ما را آگاهانه دچار غفلت کند و زمانی متوجه شویم که فرصت از دست رفته باشد. بیایید با هم نگاهی بیندازیم به یکی از این غفلت¬ها که اثر آنرا، پیامبر اکرم (ص) که جان عالم به فدایش باد در شب معراج بگونه¬ای وحشتناک دیدند. با هم بخوانیم:
روزی حضرت علی(ع) به همراه حضرت فاطمه(س) به خانه پیامبر اکرم(ص) رفتند. پیامبر اکرم در آن روز به شدت گریه می¬کردند. حضرت علی(ع) از ایشان پرسیدند: یا رسول الله چه شده است که شما اینطور گریه می¬کنید. ایشان فرمودند: علی جان به یاد شب معراج افتادم. در آن شب گروهی از زنان امت خود (زنان مسلمان) را دیدم که از موی سر آویزان شده و آتش بگونه¬ای آنها را فرا گرفته بود که مغز سرشان از شدت حرارت در حال جوشیدن بود. آنها زنانی بودند که موی خود را از نامحرم نمی¬پوشاندند. این حدیث را اولین بار در اینترنت و در حالی که کلمه احادیث حجاب را جست¬و¬جو می¬کردم پیدا کردم. براستی از خواندن آن شوکه شدم. برای لحظاتی پیش خود فکر کردم واقعا این آتش چه حرارتی دارد که می¬تواند مغز انسان را از حالت جامد به مایع و از حالت مایع به نقطه جوش برساند. ممکن است با خواندن این جملات و این حدیث فکر کنیم که این حرفها منافی با رحمت و مهربانی خداوند کریم است و خداوند ارحم¬الراحمین است وگناهان بسیار بزرگتر از این را می¬بخشد و اینقدرها هم سخت¬گیر نیست! البته که اینطور است ولی دوست خوبم بخشش خداوند از آن کسانی است که از گناه پشیمان شده و قصد اصلاح و بازگشت به سوی خداوند را دارند. دراین صورت است که خداوند حتی اگر گناهان آنها از تمام کوهها و دریاها بیشتر باشد آنها را خواهد بخشید چرا که خداوند، خود در مورد شدت علاقه¬اش به توبه بندگان گناهکار می¬فرماید: همانا اگر بندگان گناهکار من می¬دانستند که من چه شوقی به بازگشت و توبه آنها دارم همانا از شدت شوق می¬مردند و بند¬بند وجودشان از هم می¬پاشید. خواهر خوبم بخشش و لطف خدا برای توبه¬کنندگان و بازگشت¬کنندگان به سوی اوست و این باور غلط که در بین مردم رواج دارد که "هر کس هر گناهی دلش می¬خواهد انجام می¬دهد و به این نکته استدلال می¬کند که خدا ارحم الراحمین است" کاملا اشتباه است. این جمله از فریب¬های بزرگ شیطان است که به انسان¬های گناهکار وعده بخشش خداوند را می¬دهد و می¬گوید: گناه کنید! گناه کنید! راحت راحت باشید! فرصت برای جبران نیز زیاد است و ما حالاحالاها فرصت برای جبران داریم! بگذار فعلا کمی از زندگی لذت ببریم! خداوند نیز کریم است و به بزرگی خودش گناهان را می¬بخشد و احتیاجی به توبه و اصلاح خودمان نیست. مراقب باشیم که این صحبت¬ها تماما از شیطان است همچنانکه در آیه 5 سوره فاطر آمده است: «اى مردم، البته وعده (قيامت) خدا حق است پس مبادا كه زندگانى دنيا (ى فانى) شما را مغرور سازد و مبادا شيطان فريبنده (از قهر و انتقام حق) به (عفو) خدا مغرورتان گرداند».
بیایید نگاهی بیندازیم به آنچه خداوند بر بانوان مسلمان بعنوان پوشش واجب کرده است. حجابی که خداوند بر بانوان محترم واجب کرده است پوشاندن کامل سر وگردن و موها بگونه¬ای که حتی یک تار مو نیز آشکار نباشد، پوشاندن دست¬ها و پاها از بالا تا مچ و پوشاندن کامل سایر نقاط بدن است
نکته¬ای در جمله فوق وجود دارد که ممکن است به آن توجه کافی نشود که پوششی که برای صورت واجب است پوشاندن کامل موها می¬باشد نه قسمت بیشتر مو. همین نکته¬ی کلیدی سبب می¬شود که تصور شود بسیاری از بانوان مسلمان چون از روسری و یا ... استفاده می¬کنند پس مشکلی در این زمینه نباید وجود داشته باشد و احتمالا مشمول این حدیث نمی¬شوند و این حدیث و احادیث مشابه برای بانوان ادیان دیگر که شاید هیچ¬گونه پوششی ندارند باشد. در صورتی که در حدیث فوق پیامبر عزیز ما، زنان امت خود (بانوان مسلمان) را در حالت عذاب و شکنجه دیده¬اند.
ممکن است اجرای این قانون کمی سخت به نظر برسد و بگوییم خیلی¬ها در جامعه¬ی امروزی به این موارد عمل نمی¬کنند و اگر ما بخواهیم به این موارد عمل بکنیم ممکن است با تحقیر و تمسخر از جانب دیگران روبرو شویم و یا متهم به تهجر و ... بشویم. شما درست می¬فرمایید ولی باید دقت کرد که خداوند با قوانینی که خودش وضع کرده است بر روی اعمال ما داوری می¬کند نه با قوانین و مدل¬هایی از دین، که انسان¬ها از خودشان ساخته¬اند (عرف جامعه). بنابراین این مطلب که بسیاری در جامعه به این دستور عمل نمی¬کنند به این معنا نیست که خداوند از قوانین خود دست برداشته و عرف جامعه را قبول دارد. مواظب فریب شیطان باشیم که نگوید الان خیلی¬ها بد¬حجاب هستند و خداوند اینقدرها هم سختگیر نیست و اگر بخواهد زیاد سخت بگیرد همه را باید به جهنم بیاندازد. این صحبت¬های در ظاهر خیرخواهانه (ولی در باطن ویرانگر) از جانب شیطان است که به فرموده قرآن اعمال زشت انسان را در نظرش زیبا جلوه می¬دهد. در آیه 38 سوره عنکبوت آمده است: «شیطان اعمال زشت-شان را در نظرشان نیکو جلوه داد، از این رو آنها را از راه خدا بازداشت در حالی که بینا بودند (و حق را می¬شناختند)». این شیطان است که می-گوید حالا بعدا در پیری اعمالت را جبران می¬کنی! شاید آن زمان پیری هیج وقت نرسد! شاید مثل خیلی از اطلاعیه¬های ترحیم که عکس جوانان را با عناوینی مثل جوان ناکام و ... عنوان می¬کنند ما نیز ... .
دوست خوبم مطمئن باشید می¬توان به حرف¬های خداوند عمل کرد. خداوند خودش انسان را خلق کرده و مسلما توان و قدرت او را می¬داند و چیزی که خارج از توان او باشد بر عهده او نمی¬گذارد. ما انسانها از روزی که متولد می¬شویم تا ابد جاودانه زندگی خواهیم نمود و مرگی وجود ندارد. مرگ تنها انسان را از این دنیا به دنیایی بزرگتر منتقل می¬کند. همانگونه که نوزاد با به دنیا آمدن، از دنیای کوچک درون رحم به دنیای بزرگتری منتقل می¬شود. می¬بینید که هیچ¬کس در لحظه تولد کودک نمی¬گوید که او در انتقال از دنیای شکم مادر به جهان دیگر دچار مرگ شده است. البته شاید محتویات شکم مادر بگویند کودک مرد، چون دیگر کودک را نمی¬بینند و نسبت به دنیای بیرون اطلاعی ندارند، ولی برای ما که در خارج از رحم مادر هستیم و کودک را می¬بینیم، کاملا واضح و مشخص است که وی زنده است. در مورد مرگ نیز چنین است. برای ما که در این جهانیم و عزیز از دست رفته را نمی¬بینیم، او مرده است ولی برای کسانی که در عالم دیگر هستند و او را می¬بینند او تنها تولد دیگری یافته است درست همانند کودک! مدت عمر نیز در این دنیا نسبت به آخرت همانند نسبت عمر کودک در شکم مادر به عمر دنیوی بسیار کوتاه است. شاید بتوان سختی¬های 60-70 ساله این دنیا را هر طور که هست تحمل کرد ولی اگر خدای نکرده نامه اعمالمان سیاه باشد و مورد خشم خدا قرار بگیریم و فرصت توبه و اصلاح کارهایمان را پیدا نکنیم چگونه می¬توانیم سال¬ها¬ی سال (که معلوم نیست ده¬ها، صدها، هزاران، میلیون¬ها و یا میلیاردها سال باشد) در آتش دوام بیاوریم؟ در جایی که هر بار انسان از شدت عذاب جان بدهد دوباره زنده می¬شود و عذاب از سر گرفته¬ می-شود. بیایید به اندازه 1 درصد احتمال بدهیم این صحبت¬ها درست باشد و احتمال وقوع آن در مورد ما نیز وجود داشته باشد. مسلما همین 1 درصد می¬تواند کمی ما را به فکر فرو ببرد تا همین فکر کردن سبب شود اندکی در کتاب¬¬ها و اینترنت درباره موضوع حجاب و سایر موضوعاتی که احساس می¬کنیم نیاز به بازبینی در آنها داریم به جست¬وجو بپردازیم و درباره آنها مطالعه و تفکر کنیم.
دوست من، لحظه¬ای برای رفتن و کنارگذاشتن این برگه درنگ کن! کمی فکر کن، حداقل برای دقایقی کوتاه. تا کی می¬خواهیم برای دیگران تلاش کنیم و آنها نیز با ناسپاسی با ما برخورد کنند. چه بدی¬ای از خدا دیده¬ایم که حاضر نیستیم رو به سوی رضای و خشنودی او بیاوریم. چقدر به درگاه خداوند رو آورده¬ایم و او ما را تنها و بی¬یاور گذاشته است و جوابمان را به بهترین شکل نداده است؟ چقدر او را را صدا زده¬ایم و او ما را زار و پریشان، بحال خود رها کرده و آن چیزی که به خیر و صلاح ماست را اجرا نکرده است؟
ما تنها نیستیم. خداوند تنهایمان نخواهد گذاشت. خودش در کتابش (قرآن) گفته: من از رگ گردن به انسان نزديكترم. همتی کن و تصمیمی محکم بگیر. مطمئن باش دستورات خداوند عملی است و سخت نیست. تصمیمی مصمم و قاطع بگیر و برای رضای خدا در مسیر حفظ دستور حجاب گام بردار و به خدا بگو: خدایا من برای رضای تو به این دستور تن می¬دهم و سختی آن را به جان می¬خرم و می¬خواهم با تو معامله کنم. آن وقت بنشین و تماشا کن که خداوند چگونه کالایت را خریدار است و چگونه پاسخت را خواهد داد.
در پناه دعای خیر امام زمان(عج) موفق و منصور باشید
مقاله ی غیبت
سلام. بسیاری از ما حدیثی را بارها شنیده¬ایم که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: به حساب خودتان برسید قبل از آنکه به حساب شما برسند.
آیا تابحال نشسته¬ایم و برای دقایقی به حساب خود نگاهی بیندازیم. آیا اگر تابحال اینکار را کرده¬ایم، توانسته¬ایم به نتیجه¬ی خاصی برسیم که ما را در ادامه راه زندگی یاری کند و یا اینکه بدون نتیجه¬ای خاص، تنها بر گذشت چندفرصت غبطه خورده و یا برای انجام چندکار بر خود مغرور شده¬ایم و بعد بدون هیج نتیجه¬گیری خاصی روند گذشته¬مان را ادامه داده¬ایم. اگر هر یک از ما، شب قبل از خوابیدن به کارهای آن روز خود فکر کنیم و ترازویی برای سنجش اعمال خود نصب کنیم و اعمال خوب و بد را در کفه¬های ترازو بگذاریم در اینصورت ترازو به کدام سمت سنگینی خواهد کرد؟ شاید بسیاری از ما، در محاسبه¬ی اعمال خود به اعمال مثبت¬مان توجه بیشتری داشته باشیم و گاه از بسیاری کارهایی که در کفه-ی منفی ترازوی اعمال قرار می¬گیرند غفلت کنیم و همین که گناهانی که در نزد مردم قبیح و زشت شمرده می¬شود مانند: دزدی، کم فروشی، گران¬فروشی، قتل، آزار و اذیت رودروی دیگران و... را انجام نمی¬دهیم گمان کنیم که ترازوی اعمالمان به سمت کفه¬ی مثبت متمایل است و نسبت به سایر گناهانی که شاید بدتر از گناهان ذکر شده باشد ولیکن قبح آن در نزد مردم از بین رفته است بی¬توجه باشیم از جمله حجاب و... .
یکی از اعمال و گناهانی که معمولا توجه چندانی به آن نمی¬شود و البته آثار بسیار مخربی دارد گناهانی است که از زبان سر می¬زند. متاسفانه گناهان زبان به دلیل حاضر و آماده بودن و سهل الوصول بودن انجام آن و عدم نیاز به ابزار و وسیله¬ای برای انجام آن بسیار شایع و رایج است. از جمله گناهانی که می¬توان برای زبان برشمرد: غیبت، تهمت، دروغ، مسخره کردن، فحش و ... است. همه¬ی ما با تعاریفی که برای دروغ، استهزا، فحش و... وجود دارد کاملا آشنایی داریم ولی بسیاری با معنی و تعریف غیبت و تهمت آشنا نیستیم و به همین دلیل شاید بارها شنیده باشید که وقتی فردی به دیگری می¬گوید غیبت نکن در جواب می¬شنود که این حرف من غیبت نیست و یا من جلوی خودش هم این حرف را می¬گویم و یا جواب می¬دهد: خب فلان کار را کرده (کنایه از اینکه چون آن شخص فلان کار را کرده پس حرف من درباره¬ی کار او غیبت نیست).
پس ابتدا بایستی مشخص شود که چه حرفی غیبت و تهمت به حساب می¬آید و چه کسی بهتر از رسول اکرم (ص) می¬تواند این کلمات را توضیح دهد. در کتاب معراج السعادت آمده است: رسول اکرم (ص) به اصحاب خود فرمودند: آیا می¬دانید غیبت چه چیز است؟ عرض کردند خدا و رسول او داناترند. حضرت فرمود: غیبت آن است که کسی را به صفت و یا چیزی یاد کنی که اگر آن شخص سخن تو را بشنود، او را ناخوش آید (ناراحت شود). شخصی عرض کرد: یارسول الله اگر آن صفت در شخص باشد باز بد است؟ حضرت فرمودند: اگر آن صفت با او باشد غیبت است و الا تهمت است.
بنابراین اگر صحبتی که درباره¬ی دیگران می¬کنیم مثلا نقصی در بدن او باشد مثل آنکه بگوییم فلانی کور یا کر یا لنگ یا کوتاه یا سیاه یا زرد است و یا صحبت درباره¬ی خانواده¬ی او باشد مثل اینکه گفته شود فلانی پسر فلان فرد ظالم یا نانجیب است و یا صفت در کارهای او باشد مثل اینکه گفته شود فلانی بدخلق یا بخیل یا متکبر یا ترسو یا ریاکار یا دروغ¬گو یا دزد یا ظالم یا پرحرف و... است، در صورتی که در شخص وجود داشته باشد مرتکب غیبت و در صورتی که این صفت در آن شخص نباشد مرتکب تهمت شده¬ایم که گناهی بس بزرگتر از غیبت است. بیایید نگاهی بیندازیم به گناه و اثرات مخرب غیبت و آن وقت می¬توان اعمال خود را کمی بهتر سبک و سنگین کنیم و ببینیم واقعا چقدر کار خوب باید انجام دهیم تا اثر یک غیبت را محو کنیم.
از رسول خدا روایت شده است که فرمودند: پرهیز کنید از غیبت به درستی که غیبت از زنا بدتر است زیرا مردی که زنا می¬کند و توبه می¬کند خدا توبه او را قبول می¬فرماید ولی غیبت¬کننده را خدا نمی¬آمرزد تا آن شخصی که غیبت او شده، وی را ببخشد. و نیز روزی حضرت رسول اکرم (ص) بر بالای منبر در بیان گناه ربا و عقوبت آن سخن می¬فرمودند. پس فرمودند: یک درهم از ربا بدتر از سی و شش زناست و آبروی برادر مسلمان را ریختن از ربا بدتر است. همچنین روایت شده است که خداوند رحمان به حضرت موسی وحی کرد: هر غیبت¬کننده¬ای که با توبه از دنیا برود آخرین نفری است که
وارد بهشت خواهد شد و هر غیبت¬کننده¬ای که بی توبه از دنیا برود اول کسی است که وارد جهنم خواهد شد. همین احادیث کافی است تا کمی به خود بیاییم و یقین پیدا کنیم که همین زبان که وزنش به 100 گرم هم نمی¬رسد می¬تواند تمام هستی و نیستی ما را تباه کند.
از بزرگترین ناله¬ها و مصیبت¬ها درباره¬ی غیبت آن است که سبب¬ می¬شود اعمال خیر فرد غیبت¬کننده به نامه اعمال شخص غیبت شونده منتقل شود و در صورتی که آن فرد عمل خیری نداشته باشد گناهان شخص غیبت¬شونده به نامه اعمال وی منتقل شود و این دیگر مصیبتی فوق مصیبت است. در روایت است که در روز قیامت بنده¬ای را احضار کرده و نامه¬ی اعمال او را به وی می¬دهند. چون به نامه¬ی اعمال خود می¬نگرد از حسنات خود چیزی در آن نمی¬بیند. عرض می¬کند: پروردگارا این نامه¬ی عمل من نیست زیرا من از طاعات و عبادات خویش در آن هیج نمی¬بینم. خطاب می¬رسد که ای بنده، پروردگار تو خطا و سهو نمی¬کند. اعمال خیر تو به غیبت مردم رفت. و فرد دیگری را می¬آورند و نامه¬ی اعمال او را به دست وی می¬دهند. در آنجا طاعات و عبادات بسیار مشاهده می¬کند. عرض می¬کند این نامه اعمال من نیست و این اعمال از من سر نزده. خطاب می¬رسد که فلان شخص غیبت ترا کرد و این طاعات اوست که به عوض آن به تو داده شده است. پس می¬بینید چه ضرر بزرگی است که انسان در روز قیامت خود را خنکای جان مردم قرار دهد که هر کس به او می¬رسد بخشی از اعمال خیر او را ( البته در صورتی که عمل خیری داشته باشد) به غرامت گیرد و اگر عمل خیری نداشته باشد بخشی از گناهان آن فرد را به دوش گیرد و حساب دیگران را سبک کند. چرا بعضی از افراد وقتی می¬خواهند غیبت کنند می¬گویند فلانی جگر ما را آتش زده است و یا خیلی ما را اذیت کرده و انسان بی¬ارزشی است و اینگونه به خود مجوز غیبت می¬دهند. حالا یک نفر پیدا شد و با حرفش به اندازه یک چوب کبریت و یا نهایتا به اندازه یک لیوان بنزین به جان ما آتش زد. دیگر چرا ما بخاطر آن یک حرف، خروار خروار آتش به جان خود بیاندازیم و به خاطر آن فرد که ما را آزار داده، اینگونه فداکاری کنیم و بگوییم تو ما را با حرفت آتش زدی. حالا ما هم خودمان را آتش می¬زنیم و هم اینچنین برای شما فداکاری می¬کنیم و نتایج سالها عمل خیرمان را با غیبت پشت سرتان تقدیم شما می¬کنیم.
چرا بسیاری از ما، در جمع دوستان و آشنایان و تنها برای سرگرمی و پرکردن وقت و شادکردن دیگران راجع به افعال و کارهای دیگران صحبت می¬کنیم و می¬خندیم و شاید فکر می¬کنیم که چه کار خوبی است که دل دیگران را شاد می¬کنیم و این حرف¬ها که دیگر غیبت نیست. آیا اگر همین حرفها را در مورد ما بگویند ناراحت نمی¬شویم. اگر ناراحت می¬شویم باید بدانیم که دیگران نیز مثل ما هستند و ناراحت می¬شوند بنابراین طبق حدیث فوق صحبت ما شامل یکی از موارد غیبت و یا تهمت است. می¬بینید که اگر قرار باشد تنها برای یک حرف ساده در جمع دوستان تاوان سنگینی همانند احادیث فوق را بپردازیم که کلاهمان پس معرکه است؟ مثل کار ما مثل این است که فردی بگوید: دوستان من امروز می-خواهم برای شاد¬کردن و پرکردن وقت شما بخش مهمی از سرمایه زندگی خود را بر باد بدهم. سرمایه¬ای که شاید هرگز زمان برای کسب مجدد آن نباشد.
آیا نمی¬توان بدون گفتن و خندیدن از کارهای مردم، به شیوه¬ی دیگری شاد شد؟ بیایید کمی هم به فکر خودمان باشیم و همیشه قبل از آنکه شروع به صحبت کنیم چندثانیه¬ای فکر کنیم که چه چیزی می¬خواهیم بگوییم و اگر صحبت ما درباره¬ی فرد و یا افرادی است فکر کنیم که آیا اگر صحبت ما به گوش آنها برسد ناراحت می¬شوند یا خیر؟ سعی کنیم تا جایی که می¬توانیم از صحبت کردن درباره¬¬ی افرادی که در جمع ما نیستند ( جز به ضرورت) خودداری کنیم که به تجربه ثابت شده است صحبت کردن زیاد درباره دیگران حتی اگر به شدت مواظب صحبت¬هایمان باشیم نیز ممکن است به غیبت منجر شود. سعی کنیم تا جایی که می¬توانیم صحبت کردن را کم و کمتر کنیم. چون نمی¬توان از طرفی صحبت-های غیر ضروری را کم نکرد و از طرف دیگر مواظبت بر عدم گناهان زبان داشت چرا که ما از یک طرف مهلکه و خطر را به سمت خودمان می-کشیم و از طرف دیگر می¬خواهیم مواظبت کنیم که گناهی مرتکب نشویم. مطمئن باشید که تمرین کردن سکوت و سکوت کردن در مواردی که لزومی به صحبت کردن نیست، خود نعمتی است بزرگ که درهای حکمت را به روی دل می¬گشاید. در نصیحت¬های لقمان حکیم به فرزندش آمده است که: اگر سخن تو ارزش نقره داشته باشد، سکوت ارزش طلا را دارد و درباره¬¬ی فضیلت و آثار معجزه¬آسای اصلاح زبان همین بس که پیامبر عظیم¬الشان اسلام (ص) فرمودند: هر کس زبانش را اصلاح کند به تمام قرآن عمل کرده. ما می¬توانیم زبانمان را اصلاح کنیم. اگر بخواهیم، شدنی است. کافی است کمی همت کنیم و از خدا و ائمه اطهار (ص) نیز کمک بگیریم.
در پناه دعای خیر امام زمان(عج) موفق و منصور باشید
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
دوست عزيز!
وظيفه اين مركز طبق آيين نامه داخلي تنها پاسخگوي سوال شخصي افراد مي باشد و از ارائه پاسخ به مقالات و نقد آنها و ارائه تحقيقات مفصل در مورد مسائل مختلف به خاطر ضيق وقت و مجال اندك معذور است.
از شما تقاضا داريم كه اگر سوال يا شبهه ديني برايتان مطرح شده، آن را به اين مركز ارسال نماييد تا به سوالتان پاسخ دهيم.
مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني آمادة پاسخگويي به پرسشهاي شما در زمينه مشاوره، خانواده، اخلاق، قرآن، حديث، تاريخ، اديان، اعتقادي است.
موفق و موید باشید






