با سلام و خسته نباشید خدمت کارکنان و کار شناسان سامانه ملی پاسخگویی.من میخواستم بدانم که فرق توکل کردن یا توکل نکردن به خدا در انجم کارها چیست. اگر همه ی کار های که ما انجام میدهیم در نهایت طبق خواست خدا به اتمام میرسد اگر در کار ها به خدا توکل کنیم یا نکنیم باز هم طبق خواست خدا صورت میگیرد. این توکل چه تاثیری دارد.با تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا بايد گفت كه توكل كردن برخداوند در همه امور زندگي دستوري الهي است كه خداوند در قرآن خطاب به پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ؛(1) پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در كارها، با آنان مشورت كن! اما هنگامى كه تصميم گرفتى، (قاطع باش! و) بر خدا توكل كن! زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد.
اصولا زماني تاثير و فرق توكل كردن بر خدا با عدم آن آشكار مي گردد كه ما دركي درست از معناي توكل و فلسفه و فوائد توكل داشته باشيم.
درباره معناي توكل بايد گفت: توكل در اصل از ماده وكالت به معنى انتخاب وكيل كردن است، و در اصطلاح توكل واگذاري امور خود به خداوند و در عين حال همراه با عمل و تلاش و كوشش و حركت در مسير اهداف متعالي مورد نظر است نه به معناي گوشه اى خزيدن و دست روى دست گذاشتن و...(2) و در روايتي از پيامبر اسلام(ص) نقل شده كه فرمود: از پيك وحى خدا، جبرئيل، پرسيدم توكل چيست؟ گفت «آگاهى به اين واقعيت كه مخلوق نه زيان و نفع مى رساند و نه عطا و منع دارد، و چشم از دست مخلوق برداشتن، هنگامى كه بنده اى چنين شد جز براى خدا كار نمى كند و از غير او اميد ندارد، اين حقيقت توكل است».(3)
واز ديدگاه آيات و روايات فلسفه توكل كردن به خدا در امور زندگي فوائد و آثار فراواني است كه از اين طريق عايد انسان مي شود كه برخي از آنها عبارتند از:
1-توكل كردن بر خدا باعث افزايش مقاومت انسان در برابر مشكلات و حوادث سخت زندگى مي شود چنانچه قرآن در بازگويي ماجراي جنگ احد مي فرمايد: الَّذينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل؛ (4) اينها كسانى بودند كه (بعضى از) مردم، به آنان گفتند: «مردم [لشكر دشمن] براى (حمله به) شما اجتماع كردهاند از آنها بترسيد!» اما اين سخن، بر ايمانشان افزود و گفتند: «خدا ما را كافى است و او بهترين حامى ماست.»
از اين آيه به دست مي آيد كه افراد با ايمان نه تنها در اين لحظه بسيار خطرناك كه قسمت عمده نيروى فعّال خود را از دست داده بودند وحشت نكردند. بلكه با تكيه بر «توكل» و استمداد از نيروى ايمان بر پايدارى آنها افزوده شد و دشمن فاتح با شنيدن خبر اين آمادگى به سرعت عقب نشينى كرد.
2- توكل كردن بر خدا جلوي سستي و تنبلي انسان را مي گيرد چنانچه قرآن مي فرمايد: إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا وَ اللَّهُ وَلِيُّهُما وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون؛(5) (و نيز به ياد آور) زمانى را كه دو طايفه از شما تصميم گرفتند سستى نشان دهند (و از وسط راه بازگردند) و خداوند پشتيبان آنها بود (و به آنها كمك كرد كه از اين فكر بازگردند) و افراد باايمان، بايد تنها بر خدا توكّل كنند.
3- توكل بر خداوند باعث در امان ماندن از وساوس شيطاني مي شود و قرآن مي فرمايد: إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ؛ (6) چرا كه او، بر كسانى كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكّل مىكنند، تسلّطى ندارد.
4- توكل بر خدا جايگاه اصلي بي نيازي و عزت است و آدمى را از وابستگيها كه سرچشمه ذلت و بردگى است نجات مى دهد و به او آزادگى و عزت و غنا و اعتماد بنفس مى بخشد. و در روايتي امام صادق(ع) مى فرمايد: «ان الغنا و العز يجولان فاذا ظفرا بموضع التوكل اوطنا»(7) «بى نيازى و عزت در حركتند هنگامى كه محل توكل را بيابند در آنجا وطن مى گزينند».
از مجموع اين آيات و روايات استفاده مى شود كه توكل كردن بر خدا باعث مي شود در برابر عظمت مشكلات، انسان احساس حقارت و ضعف نكند، بلكه با اتكاى بر قدرت بى پايان خداوند، خود را پيروز و فاتح بداند، و به اين ترتيب توكل؛ اميد آفرين، نيرو بخش و تقويت كننده، و سبب فزونى پايدارى و مقاومت و در نهايت باعث عزت و آزادگي انسان مي شود.
حال با توجه به فوائد و آثار توكل كردن فرق آن با توكل نكردن روشن مي شود و انساني كه برخداوند توكل نداشته باشد در واقع فوائد مذكور را از دست داده است و تكيه گاهي كه باعث افزايش اميد و نيرو و انگيزه مي شود را ندارد در نتيجه چه بسا در برابر مشكلات زندگي احساس ضعف مي كند و دچار ياس و نا اميدي مي شود.
و در پاسخ قسمت دوم سوال شما كه گفته ايد: اگر همه ي كار هاي كه ما انجام مي دهيم در نهايت طبق خواست خدا به اتمام مي رسد اگر در كارها به خدا توكل كنيم يا نكنيم باز هم طبق خواست خدا صورت مي گيرد. اين توكل چه تاثيري دارد؟ نيز مي گوييم كه اولا؛ در اين كه همه افعال ما مورد اراده و خواست خدا هم هست و خداوند به نتيجه افعال ما علم دارد شكي وجود ندارد ولي بايد توجه داشته باشيم كه اراده و علم خدا با قيد آگاهي و ويژگي آزادي و اختيار انسان بر اعمال ما تعلق گرفته است نه بصورت قهري و جبري در نتيجه اراده و خواست خدا موجب نمي شود كه انسانها در اعمالشان مجبور باشند و اختياري در انتخاب علل و شرايط و انجام آن نداشته باشند. ثانيا؛ توكل كردن ما در كارها يا عدم آن هر چند كه در اراده و علم خداوند هيچ تاثيري ندارد. ولي در نتايجي كه از اعمال و رفتار عايد انسان مي شود تاثير فراواني دارد چرا كه به حكم آيات وروايات توكل يكي از علل معده و زمينه ساز فوائد و آثاري است كه قبلا ذكر شد در نتيجه تاثير توكل و عدم آن به خود انسان بر مي گردد نه به خداوند چرا كه او غني بالذات است و توكل كردن ما چيزي را بر او نمي افزايد كه توكل نكردن ما از او بكاهد.
پي نوشت ها:
1. آل عمران(3)آيه 159.
2. آيت الله مكارم شيرازي، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1374ش، چاپ اول، ج10، ص295.(با تلخيص).
3. همان، ص298.
4. آل عمران(3) آيه 173.
5. آل عمران (3)آيه 122.
6. نحل، آيه 99.
7. تفسير نمونه، ج10، ص298.
موفق و موید باشید






