دختری 21ساله هستم.6سال پیش باپسری آشنا شدم که اوایل خانواده ها اطلاع نداشتنداما بعداز 1سال آنهارا مطلع کردیم.
این اقا به قصدازدواج جلو اومد.با اطلاع خانواده ها همدیگه رو میدیدیم.البته کم چون در 2شهر جدا زندگی میکنیم.
همه از رابطه ما خبر داشتند.
تا اینکه بهم پیشنهاد داد که از لحاظ جتسی تامینش کنم.منم از اونجایی که این ازدواج رو حتمی میدونستم به خواستش تن دادم.
بعداز باره اول هرموقع دعوامون میشدتهدید میکرد که به خانوادت میگم.و من پشیمون شدم از این کاری که کردم.
اما از اونجایی که عاشقانه همدیگه رو دوست داشتیم دفعه دوم بازم قبول کردم.
من چون باور کرده بودم همسرمه قبول میکردم اما اون انگار فکر میکرد من با همه همینجورم.کم کم شکاک بودنش زیاد شد.تهمت میزد.بددهنی میکرد.پیش خودش اینجور فکر میکرد که چون الان با من رابطه جنسی داشته هرکاری بکنه من تحمل میکنم.تهدید میکرد اما ادمی نبود که حرفشوعملی کنه.فقط میخواست منو بترسونه.
تااینکه گفتم ولم کن برو نمیخوامت.
بازم تهدید کرد که اگه با کسی دیگه ازدواج کنی ببرنت آزمایش میفهمن که قبلا رابطه جنسی داشتی.
امامن دیگه ازش خسته شدم روزی نبود که آرزو مرگ نکنم.گفتم واسم مهم نیست و فقط میخوام ازت جدا بشم.
بعداز کلی دعوا وحرف 2هفته پیش واسه همیشه تموم کردیم رابطمونو.
الان قراره با کسی دیگه ازدواج کنم اما نگرانم.و اینکه نمیدونم این گناهه بزرگ رو چطور جبران کنم.فکرمیکنم بخاطر اینکارم خدا دیگه دوستم نداره و منو نمیبخشه.فقط خداروشکرمیکنم که به حرفش گوش ندادم و اجازه ندادم پرده بکارتم رو پاره کنه.
خواهش میکنم راهنماییم کنید.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
متاسفانه يك فكر اشتباهي كه در بعضي از افراد جامعه وجود دارد اين است كه تصور مي كنند اگر دختر و پسري قصد داشته باشند كه با هم ازدواج كنند، همين كه قصد اين كار را دارند كافي است و با هم محرم هستند و مي توانند رابطه جنسي هم داشته باشند، در صورتي كه تا عقد شرعي ازدواج، بين آن دو نفر خوانده نشود به همديگر محرم نمي شوند. به هر حال كار بسيار اشتباهي را مرتكب شده ايد، و اين متاسفانه از ساده لوحي و زود باوري خيلي از دخترها نشأت مي گيرد كه وقتي پسري به آنها كمي ابراز محبت مي كند،‌ دخترها خيلي زود آنها را باور مي كنند و كار را تمام شده مي دانند و خودشان را در اختيار او قرار مي دهند، غافل از اينكه خيلي از اين پسرها اصلا قصد ازدواج ندارند و حتي اگر قصد ازدواج هم داشته باشند بعد از اينكه رابطه جنسي برقرار شد به تدريج نسبت به آن دختر شك مي كنند و از او بدشان مي آيد و خيلي راحت همه قول و قرارها را فراموش مي كنند و دختر را رها مي كنند.
شما به هيچ وجه از تهديدهاي ايشان نترسيد، خيلي مشخص است كه تهديدهاي ايشان براي اين بوده است كه شما را از اينكه ايشان را رها كنيد بترساند، لذا اصلا به آن اعتنا نكنيد. حرفهاي ايشان بي اساس است، چون اولا در هنگام ازدواج، هيچ وقت خانواده داماد، عروس را براي اينكه بفهمند كه قبلا رابطه جنسي داشته است يا نه، به آزمايشگاه و پزشك قانوني نمي برند، اصلا در موقع ازدواج اين حرفها مطرح نيست، يقينا خودتان هم تا حالا چنين چيزي نديده ايد. نكته ديگر اينكه در پزشك قانوني هم فقط در صورتي رابطه جنسي مشخص مي شود كه آلت تناسلي مردانه در جلو يا عقب داخل شده باشد، و زمان زيادي هم از آن نگذشته باشد، شما گفته ايد كه اجازه نداده ايد كه از قسمت جلو رابطه جنسي داشته باشد، خيلي خدا به شما رحم كرده است كه اين اتفاق نيفتاده است. حالا اگر از عقب هم چيزي داخل نشده باشد اصلا رابطه جنسي قابل تشخيص نيست، و هم چنين زمان زيادي هم از آن گذشته است. لذا در اين زمينه اصلا اضطراب و نگراني نداشته باشيد، همان طور كه گفته شد اولا موقع عروسي از اين كارها خبري نيست، و ثانيا اين رابطه جنسي شما هم قابل تشخيص نيست.
اينكه اين ارتباط جنسي را با اين آقا برقرار كرده ايد كار حرام و گناه بوده است، و شما بايد از اين كار توبه كنيد، توبه هم يعني كه از اين كار پشيمان باشيد و تصميم داشته باشيد كه ديگر اين كارها را انجام ندهيد،‌ كه ظاهرا شما هم همين حالت را داريد. هر كسي كه واقعا توبه كند خدا او را حتما خواهد بخشيد،‌ به خدا خوش گمان باشيد، خدا مثل ما انسان ها نيست، او اصل محبت و مهرباني است و همين كه شما واقعا پشيمان هستيد شما را بخشيده است. همين كه از اين پسر جدا شده ايد و اين مسئله ادامه پيدا نكرده است لطفي بوده كه خدا به شما كرده است، اين طور نيست كه خدا شما را دوست نداشته باشد. تلاش كنيد كه با احكام ديني بيشتر آشنا شويد و به آنها عمل كنيد، اين بهترين راه جبران خطاهاي گذشته است.
احساس گناه افراطي (نه طبيعي) موجب فزوني سطح اضطراب در شما مي گردد، پس به جاي احساس گناه افراطي كه ثمره اي جز تشديد روحيات افسرده وار و تضعيف عزت نفس و اعتماد به نفس در شما ندارد به القاي روح اميد در خود بپردازيد. احساس گناه افراطي كه در آن، فرد خود را مأيوس از رحمت خدا مي داند به هيچ وجه مطلوب خدا و دين نيست، بلكه احساس گناه فزاينده، در راستاي وسوسه هاي شيطاني است. احساس گناه تا حدي خوب و مفيد كه فرد را به سمت جبران خطاها از طريق انجام اعمال نيك و خداپسندانه رهنمون سازد.
در اين مورد با هيچ كس صحبت نكنيد،‌ حتي با نزديكترين دوستان و آشنايان، هم چنين به هيچ عنوان، با خواستگارانتان اين مسئله را مطرح نكنيد، چون از نظر شرعي، جايز نيست كه پيش ديگران گناه را افشا كنيم، مبادا تحت عنوان صداقت و راستگويي و اين جور چيزها، اين مطلب را مطرح كنيد. ‌
در موقع انتخاب همسر، دقت كنيد تا اشتباه نكنيد. شما بايد ملاك هاي انتخاب همسر را بشناسيد و به جستجوي آنها در خواستگارانتان بپردازيد. شما مي توانيد براي آگاهي از ملاك هاي انتخاب همسر و راهنمايي بيشتر در اين مورد به كتاب " جوانان و انتخاب همسر " استاد علي اكبر مظاهري و كتاب " انتخاب همسر" آيت الله اميني و ديگر كتابهايي كه در اين زمينه تاليف شده اند مراجعه كنيد.

موفق و موید باشید