شاید جواب سوالمو خودم هم بدونم ولی میخوام اونایی که واقعا پاسخ گوی سوالات هستند جواب قانع کننده ای به سوال من بدهند ، پاسخ یا شاید کامل تر بگوییم راهی به من بدهند راهی که در این اجتماع امروزی ایران جواب بده . من یک زن25 ساله هستم مطلقه هستم در خانه پدری زندگی میکنم با سطح مالی زیر خط فقر ، در خانواده ای پر جمعیت و با مشکلات خیلی زیاد که از وجود پدر و مادری بی عقل و نادان فیض میبرم که حتی ازدواج من به اجبار پدرم بود و با تحمل این ازدواج هم متاسفانه از من راضی نشدن و از من میخواستن زنی بی بند وبار باشم ولی نمیدونم چرا خدا توی یک خانواده ای با این همه مشکلات و با وجود پدری ظالم و بی وجدان منو این قدر دل نازک وحساس آفرید .من تا این سنی که رسیدم با خیلی مشکلات زندگی کردم ، زندگی کردن و تحمل جمعیت 12 نفری یک خانواده در یک اتاق بیکاری پدری که هر روز باعث سر افکندگی بچه هاش بشه بیماریهای مختلف مادرم سرکوفت کتک حرف زشت بی احترامی بدبختی که من زن رو داره روانی میکنه ،تا به حالا نشده پولی از خانواده ام گرفته باشم برای امرار و معاشم اگرم گرفتم بعنوان قرض بوده و همیشه پس میدادم . حالا منم یک زن مطلقه جوان و لیسانسه که با سختی و زجر تونستم این لیسانس رو بگیرم تا شاید دردی رو برام دوا کنه اما افسوس ، هر جا میرم پارتی ندارم هر جا میرم بهم میگن ما یه نیروی چادری نمیخوایم ما یه زن جدی نمیخوایم در صورتی که من نمیتونم اگر در بدترین شرایط هم بوده باشم بیام شأن و حیایم رو زیر پا بزارم بخاطر کار 4 ساله بیکارم حیرون موندم چیکار کنم ، فقط این همه توضیح دادم اینو بگم نمیدونم باور میکنید یا بدتون میاد یا نه ولی واقعیت رو میگم عین واقعیت برام اتفاق افتاده ،چرا میرم یه دانشگاه برای تقاضای کار رئیس دانشگاه به من زن به چشم طعمه نگاه میکنه چرا وقتی من زن جدی برخورد میکنم هیجا منو راه نمیدن ولی وقتی باهاشون میخندم من آنچنان تحویل میگیرند باورم نمیشه دانشگاه رفتم اداره های مختلف شرکت های مختلف همه همین بوده ، حالا سوال من اینه کجای دین اسلام کجای قوانین ایرانی ها کجای کتاب خدا این نوشته که اینقدر بی وجدان باشیم که اینقدر پست باشیم که اینقدر ظالم باشیم تا بتوانیم زندگی کنیم سوال من اینه اونایی که مسئولین ارشد کشورند اونایی که درد مردم واقعا میشنوند آیا به از این رئیس و مسئولین میپرسید غیرت دارند شرف دارند بعد اونا رو کنید مسئول و رئیس و مدیر . من منظورم به همه نیست این موضوع رو مطلق نمیدونم ولی من زن دارم مجبور میشم همرنگ زشتی بشم تا از گرسنگی فقط نمیرم همین .

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از وضعيتي كه براي شما پيش آمده متأسفيم. ان شاءالله از اين تجربه تلخ و شكست، به كمك خرد ورزي و عقل فردي و جمعي(مشورت با دانايان و اهل فكر ) بتوانيد پل بلكه پل هاي پيروزي و موفقيت را در زندگي خويش استوار سازيد. در هر صورت پاكي شما را تحسين نموده و از خداي توانا و مهربان خواستارم كه ارتباط شما با اين مركز را، آغاز گشايش و آرامش و موفقيت قرار دهد.
متاسفانه بايد اين واقعيت جامعه را بپذيريم كه زنان و مرداني كه از همسران خود جدا مي شوند براي ادامه زندگي و حتي شروع زندگي مشترك با مشكلات زيادي روبرو مي شوند كه بازگشت به خانواده پدر و روبرو شدن با فضايي جديد از جمله آنهاست.
توصيه ما براي برون رفت از شرايط اين مسئله را براي خود بسيار پر رنگ نكنيد. سعي كنيد ارتباط خود را با افراد متدين بيش تر كنيد و در مجالس زنانه شركت كنيد و خود را نشان دهيد و آمادگي خود را براي ازدواج مجدد اعلام نماييد.
به هيچ عنوان براي راضي كردن خلق خدا و باز شدن از گره امور دنيايي حاضر به جلب نارضايتي خداوند عالم نشويد و به هيچ قيمتي گوهر ارزشمند وجودتان را به حراج نگذاريد. بسيارند كساني كه در محيط هاي فاسد و آلوده و يا تحت فشار براي دست برداشتن از مهمات ديني خويش بوده اند، اما ايمان خود را حفظ كرده اند. قرآن، افرادي را در اين زمينه معرفي مي كنند تا سرمشق براي ديگران باشند.از جمله اين افراد، آسيه همسر فرعون است كه با اين كه در محيط آلوده به فساد و گناه و كفر بود و حتي همسرش، خود، طاغوت زمان بود، با اين همه، ايمان خويش را حفظ كرد و خود را از آلودگي ها محفوظ داشت.
نمونه ديگر كه در قرآن ذكر شده، داستان حضرت يوسف است. ايشان با اين كه از جمالي زيبا برخوردار بود و زمينه فساد برايش مهيا بود، ايمان خود را حفظ كرد و از آلودگي در امان ماند.
بنابراين، اين گونه نيست كه اگر انسان در محيط آلوده اي بود، مرتكب گناه و معصيت شود.با توجه به اين نكته مي گوييم:
هر چند شما در خانواده اي زندگي مي كنيد كه پدرتان به ظاهر مومن نيستند و حتي شما را به بي بند و باري دعوت مي كنند. اما شما مي توانيد با تقويت ايمان و مباني ديني خود، از اين مهلكه نجات يابيد. از اين رو توصيه مي كنيم به حفظ پاكي و عفت خود استمرار بخشيد و در امتحان الهي موفق و سرافراز شويد. خداوند از طريقي كه هيچ كسي نمي‏داند، فرد صالح و شايسته و لايقي را - ان شاء الله - به سراغ شما مي‏فرستد و گره از مشكلاتتان مي گشايد.
خداوند وعده داده است:
كسي كه تقوا پيشه سازد، براي خروج او از بن‏بست‏ها و دشواري‏ها راهي برايش قرار مي‏دهيم. (1) مطمئن باشيد با حفظ تقوا و مراعات حدود الهي، راه سعادت به روي شما باز خواهد شد.
با توجه به سوالتان لازم مي دانم در پايان نكته اي را متذكر شوم:
قرآن در مورد تأثير دين (معرفت، ايمان و عمل) در زندگي بشر مي‌فرمايد:«اگر مردمي كه در شهرها و آبادي‌ها زندگي داشته و دارند، به جاي طغيان و سركشي و تكذيب آيات پروردگار و ظلم و فساد، ايمان مي‌آوردند، و در پرتو آن، پرهيزكاري را پيشه مي‌كردند، خداوند درهاي بركات خود را از آسمان و زمين را (كه شامل بركات مادي و معنوي، حل مشكلات زندگي و بر طرف شدن دغدغه‌هاي ذهني و فكري است) به روي آنان مي‌گشود، در نتيجه آرامش و آسايش، امنيت و عدالت، رفاه و گشايش زندگي، در جامعه برقرار مي‌شد.(2)
دين و مذهب راه‌هاي سعادت و پيشرفت بشر را به آنان نشان مي‌دهد، اما پذيرش آن و معتقد شدن به اين كه تنها راه سعادت و اعتلاي آدمي‌، همان راهي است كه دين ارائه كرده، در گام سوم است، يعني پيمودن راه‌ها، عملياتي و اجرايي كردن آن راهكارها است.
اگر شناخت دين، به باور قلبي و ايمان دروني منتهي شود و در كنار آن، عمل صالح و پيروي از راهكارهاي ديني وجود داشته باشد، آرامش و آسايش و امنيت برقرار مي‌گردد، نيز ترس و اندوه از فرد و جامعه رخت بر مي‌بندد.
اما واقعيت اين است كه اكثر مسلمانان، حقيقت اسلام را به درستي نشناخته‌اند، بلكه غالباً تقليدي و به پيروي از خانواده و اجتماع است، يا سطحي و ابتدايي است. ايماني كه بر پايه شناخت صحيح باشد،‌در عمق جان نفوذ مي‌كند، در نتيجه همه رفتارها و شئون زندگي و عملكردها و آداب و اخلاق و سنت‌هاي اجتماعي را تحت الشعاع قرار مي‌دهد. حتي آن مقدار كه شناخت داشتند، به آموزه‌هاي آن عمل نكردند.
اسلام به ذات خود ندارد عيبي هر عيب كه هست از مسلماني ماست
پي نوشت ها:
1. طلاق (65) آيه 2.
2. اعراف(6) آيه 7.
موفق و موید باشید