سلام از نظر اسلام آیا تکنولوژی فکر. دکتر علیرضا. ازمندیان واقعیت دارد ?لطفا پاسخ تفصیلی آرایه کنید
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در خصوص فعاليتهاي جناب آقاي آزمنديان و تكنولوژي فكر، بررسي هايي اجمالي انجام شد. هر چند اظهار نظر دقيق در خصوص ايشان و مباني فكري و روشهاي عمليشان و راهكارهايي كه ارائه مي دهند، نيازمند بررسي دقيق و عميق در سخنراني ها و پيگيري كامل برنامه هاي ايشان است و نميتوان با نگاهي سطحي جوابي دقيق در اين خصوص داد. اما با بررسي كوتاه به نظر ميرسد ماهيت فعاليتهاي ايشان نمونه هايي متوسط از نوع فعاليتهاي اشخاص مشهوري مانند «آنتوني رابينز» و گرته برداري از برنامه هاي مشابهي است كه در بسياري از كشورهاي غربي، طرفداران بيشماري داشته، از برنامه هاي ثابت تلويزيوني شبكه هاي مشهور دنياست.
البته در ايران هم سال هاست كه اين گونه برنامه ها توسط اشخاص مختلفي نظير جناب حلت، محمود معظمي و ديگران در حال انجام است. هر يك طرفداران و مخالفاني دارند؛ با بررسي مطالب و دغدغه ها و اهداف كلي كه ايشان در سخنراني هاي خود ارائه مي دهند، به نظر مي رسد اهداف ايشان بيش تر پيرامون تقويت باورهاي فردي و زنده تر شدن حس اعتماد به نفس و خودباوري در افراد و در نتيجه رسيدن به نشاط بيش تر در مسير خوشبختي است.
نتيجه گيري دقيق در خصوص ديدگاه هاي ايشان مبتني بر بررسي دقيق مطالب مورد نظر ايشان است. اما در مجموع چند جلسه سخنراني هايي كه از ايشان شنيديم، اساس آنچه در اين جلسات مطرح مي شوند، هر چند با حقيقت مفاهيم ديني و نگاه عميق و همه جانبه به معارف و مفاهيم ديني قدري فاصله دارد، اما در مجموع نمي تواند غير ديني و در تعارض با آموزه هاي ديني تلقي گردد. مي توان از تجربيات و راهكارهاي ايشان بهره برد. در تقويت روابط فردي و اجتماعي و گسترش توانمندي هاي خود و بهبود شرايط روحي و فكري خود از آن ها-البته در صورت امكان با مشورت با كارشناسان امور اخلاقي و تربيت ديني- بهره گرفت.
اما روح اين نكات به همان مسئله اي برمي گردد كه در مستند "راز" كه از شبكه چهار سيما مكرر پخش شد. كتاب آن هم موجود است و ظاهرا اساس سوال شما در همين باره است؛ در منابع ديني ما به صراحت به چنين مسئله اي اشاره نشده كه مثلا همه روابط عالم بر اساس يك قانون بزرگ به نام قانون جاذبه شكل گرفته باشد كه كائنات تنها در برابر آن خاضع باشند و بر اساس آن عمل كنند؛ اما اشارات و تاييداتي خاص در اين زمينه ،آن هم با نگاهي خاص و معين وجود دارد.
مثلا بخش قابل توجهي از روايات و آيات قرآن در ضرورت تفكر و تأثيرپذيري از اين راهكار اختصاص داده شده تا جايي كه تفكر در خوبيها و حقايق عالم مانند تفكر مداوم در مورد خداوند و قدرت او برترين عبادت شمرده شده،(1) تاكيد شده كه نوع تفكرات در جهت گيري هاي فكري و عملي انسان در آينده تاثير خواهد گذاشت، مثلاً امام صادق(ع) مي فرمايد:
«تفكر (در نيكي ها) انسان را به سوي نيكي و عمل به آن مي كشاند».(2) يا «زياد فكر كردن در معاصي و بديها انسان را به سوي گناه و بدي مي كشاند».(3)
نكته معقول در فرمايش اين است كه تصور هر عمل مقدمه انجام آن محسوب مي شود. تكرار تفكر و تصور ممكن است با تصديق به فائده آن همراه شده، در انسان شوق عمل به آن را به وجود آورد.
نكته ديگر حقيقتي كه در آموزه هاي ديني و اخلاقي عرفاني بسيار به آن توجه شده، رسيدن به «مقام طلب» و خواستن حقيقي است. بر اساس آموزه هاي ديني مي دانيم در نظام عالم سنتها و قوانيني قرار داده شده كه از آن ها به عنوان سنن الهي ياد مي كنيم. شالوده و ساختار روابط علّي و معلولي در اين عالم و روابط انسان با جهان طبيعت و ماواري طبيعت بر آن اساس تنظيم شده. يكي از سنتها اين است كه اگر انسان به معناي واقعي كلمه در مقام طلب و خواستن برآيد، خداوند زمينه رسيدن او به مطلوب را ايجاد مي كند.
مهم اين است كه در ابتدا تحول و تغيير دروني در انسان (يا جامعه) به وجود بيايد. او براي رسيدن به شرائطي بهتر به پا خيزد. آن گاه خداوند زمينه و بستر دستيابي به مطلوب را فراهم خواهد ساخت، خداوند در قرآن مي فرمايد:
«خداوند سرنوشت هيچ قومي را تغيير نمي دهد مگر آن كه آنان در خود تغيير ايجاد كنند».(4)
سنت تكويني الهي بر اعطاي آنچه بندگان واقعاً بخواهند و بطلبند، قرار گرفته است، حال چه آن مطلوب دنيا باشد و چه آخرت:
« همه را (چه آنان كه دنيا را بخواهند ،چه آنان كه آخرت را بخواهند) از عطاي پروردگارت مدد مي دهيم. عطا و بخشش پروردگارت مانعي ندارد».(5)
در نتيجه انسان كه در مقام طلب برآمده، براي رسيدن به هر آنچه بخواهد - البته در تحت قوانين حاكم بر عالم - به او ياري مي شود.
در خصوص آن كه به هر چه فكر كنيم، همان به سراغمان خواهد آمد و هر آنچه براي ما رخ مي دهد، نتيجه تفكرات و انديشه هاي گذشته ماست ،بايد گفت: در قرآن هيچ اشاره اي به اين امر نشده، اما جديدترين اشارات در روايات در اين خصوص مربوط به «تفأل و تطيّر» يعني فال بد و نيك زدن است كه آن هم از اهميت و ارزش بالا و قابل توجهي برخوردار نيست.
در حديثي از امام صادق(ع) نقل شده:
«تأثير فال بد به خودت بستگي دارد. اگر آن را آسان بگيري، آسان ميشود، اگر سخت بگيري، سخت مي شود. اگر به آن اهميت ندهي، بي اثر مي شود».(6)
اين روايات به خوبي نشان مي دهد اثر بخشي اين نوع عقايد و تفكرات بيش تر در حوزه تلقينات روحي و رواني و به علاوه سوء ظن و حسن ظن پيدا كردن نسبت به خداوند و خود و آنچه با آن مواجه هستيم مي باشد. اين رابطه متقابل مي تواند يكي از سنتهاي عالم هستي محسوب گردد. اما محدوده اثر بخشي اين امور بسيار محدود است. نمي تواند در همة شئون زندگي سرايت داشته باشد.
اين قانون يا «راز» در محدوده معيني قابليت اثر بخشي دارد. مثلاً نمي توان آرزو كرد كه به جواني برگرديم يا جلوي پيري را بگيريم يا جلوي مرگ خود و عزيزانمان را و يا بخواهيم ماشين ما بدون سوخت حركت كند! پس بايد پذيرفت طرفداران اين تئوري بسيار ايده آليستي به اين جريان مي نگرند و از حقيقت فاصله دارند. به علاوه در اعتقاد ديني ما همه عالم بر اساس اراده و قدرت يك موجود برتر در حركت و تكاپو است. اگر نخواهد حتى بالاترين افكار و اراده ها و عزمها اثر بخش نخواهد بود.
اين همان حقيقتي است كه امام علي(ع) به آن اشاره كرده اند: «خدا را به از بين بردن عزمهاي جدي و استوار شناختم». يعني بسيار پيش مي آيد كه مرد عزم و عمل - علي(ع) -عزم و قصد كاري را مي كند. اما خدا جلوي تحقق آن را مي گيرد و اين يعني اينكه اراده خدا فوق همه اراده ها است.
بالاترين مرتبه طلب و خواستن و تمسك به قانون «راز» براي بسياري از ما در مقام دعا پيش آمده كه شب و روز به خواسته خود و آنچه مي طلبيم، انديشيده و آن را خواسته ايم، ولي خداوند تحقق آن را به صلاح ما نديده، دعاي ما در ظاهر مستجاب نشده است. اين يعني قضاي الهي؛ همان كه در روايت به آن تصريح شده:
«حكمت او را هيچ وسيله و واسطه اي بر نمي گرداند» يعني اگر حكمت خداوند و قضاي او به تحقق امري تعلق بپذيرد، هيچ راهكار و ابزاري مانع آن نخواهد بود.
به نظر نمي رسد اين قانون به اين شكل كه ارائه مي شود، حقيقت خارجي داشته باشد. برفرض هم كه باشد - كه شواهد و قرائن بسيار خلاف آن را ثابت مي كند- اما خداوند نخواسته كه همه امور عالم را از اين زاويه و با اين پيش فرض ببينيم. بايد در تعاليم ديني تاكيد روشن و آشكاري بر اين حقيقت مي شد، در حالي كه هيچ اشاره مستقيمي به اين امر نشده است.
حقيقت مفاهيم ديني بر اساس توكل برخدا و واگذار نمودن همه امور به اراده و مشيت او و البته تلاش در مسير بهبودي شرايط و كوشش براي آباد نمودن آخرت شكل گرفته است. تا جايي كه اين دستور عمل ها و قوانين و راهكارها با اين حقايق مهم منافات نداشته باشد، توجه و استفاده از آن ها مانعي ندارد و گرنه نبايد براي آن ها قيمت و ارزشي قايل بود.
پي نوشتها:
1. وسائل الشيعه، ج 15، ص 195.
2. همان، ص 196.
3. غرر الحكم، ص 321، ح 5.
4. رعد (14) آيه 11.
5. اسراء (17) آيه 20.
6. ترجمه تفسير الميزان، ج 19، ص 127.
موفق و موید باشید






