باسلام خدمت شما
من جوانی 26ساله هستم که چند وقتی است به عدالت خدا(استغفرالله)شک پیدا کرده ام چون در جامعه چیزهایی میبینم که با عدالت خدا تناقض دارد.مثلا افراد خوبی را میبینم که دچار مشکلات زیادی هستند و هرچه خدا را صدا میزنند جوابی نمیگیرند و در مقابل افرادی که هیچکدام از دستورات خدا را رعایت نمیکنند مثلا دروغ میگویند،تهمت میزنند،نماز نمیخوانند،حرامخواری میکنند و..... ولی روز به روز خدا برایشان بهتر می خواهد.برای خود من هم مشکلاتی پیش آمده که واقعا احساس میکنم خدا نعوظ بالله عدالت ندارد و همین مشکلات باعث میشود که بنده خدا کفر بگوید و ناشکری کند و حتی ممکن است اعتقادش به خدا از بین برود.به من بگویید عدالت خدا کجاست؟من دوست ندارم ناشکری کنم ولی گاهی اوقات انقدر ناراحت میشوم که ممکن است کفر بگویم.لطفا مرا راهنمایی کنین و جواب درستی به من بدهید تا کاملا توجیه شوم.باتشکر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اختلاف مردم از نظر نعمت‏هاي ظاهري، جهات مختلفي دارد:
1- بعضي از تفاوت‏ها معلول ستم و تجاوز افراد نسبت به حقوق ديگران است.
اين تفاوت‏ها ظالمانه و غير منطقي است و با از بين رفتن نظام طبقاتي و گسترش عدالت اجتماعي از ميان خواهد رفت. هيچ گاه اسلام و قرآن اين گونه تفاوت‏ها را تأييد نكرده است، زيرا بر اساس استعمار و استثمار صورت گرفته و آن‏ها را نمي‏توان به حساب دستگاه آفرينش گذارد. حتي خداوند از آن‏ها نهي نموده و براي تأمين برابري و حقوق انسان‏ها و توزيع عادلانه ثروت‏ها، احكام و قوانين بسياري را تشريع نموده است كه متأسفانه بسياري از انسان‏ها از اين تكاليف غفلت مي‏كنند. هم چنين نبايد از نظام نا عادلانه اقتصادي و موارد ديگري كه مربوط به خود بشر مي‌شود غافل بود و آن‌ها را به حساب خداوند گذاشت. اين گونه اختلافات ربطي به عدالت خداوند ندارد.
2- تفاوت بهره­مندي انسان‌ها در برخي موارد ديگر معلول كار و تلاش خود انسان‌ها است و قانون خلقت بر آن نهاده شده كه هر كسي به اندازه سعي و تلاش خود بهره مند شود. مطمئنا كسي كه به تنبلي خو كرده باشد به دنبال كسب روزي حلال بر نيايد نمي­تواند مانند ديگران از نعمت­هاي دنيوي بر خوردار شود و كسي كه كار و تلاش بيشتر مي­كند نيز بهره بيشتري نصيب آن خواهد بود.
3- قسمتي ديگر از تفاوت‏ها، طبيعي و لازمه آفرينش انسان است، يعني هر قدر اصول عدالت در جامعه انساني رعايت شود، باز همه انسان‏ها از نظر استعداد و هوش و انواع ذوق و سليقه‏ها يكسان نخواهند بود.
استاد مطهري مي‏گويد: "معناي عدالت اين نيست كه همه مردم از هر نظر در يك حد و يك مرتبه و يك درجه باشند. جامعه خود به خود مقامات و درجات دارد و در اين جهت مثل پيكر است. وقتي كه مقامات و درجات دارد، بايد تقسيم بندي و درجه بندي شود. راه منحصراَ، آزاد گذاشتن افراد و زمينه مسابقه را فراهم كردن است. همين كه پاي مسابقه به ميان آمد، خود به خود به موجب اين كه استعدادها در همه يكسان نيست و به موجب اين كه مقدار فعاليت‏ها و كوشش‏ها يكسان نيست، اختلاف و تفاوت به ميان مي‏آيد. يكي جلو مي‏افتد و يكي عقب مي‏ماند".(1)
بايد دانست معمولاً بخشش‏هاي الهي و استعدادها آن چنان تقسيم شده‏اند كه هر كسي قسمتي از آن‏ها را دارد، يعني كم‏تر كسي پيدا مي‏شود كه همه نعمت‏ها را يك جا داشته باشد. از اين رو قرآن مجيد مي‏فرمايد: "ما معيشت آن‏ها را در حيات دنيا ميان آنان تقسيم كرديم و بعضي را بر بعضي برتري داديم، تا آن‏ها يكديگر را به كار گيرند و به يكديگر خدمت نمايند".(2)
ميدان مسابقه و رقابت عادلانه بايد براي همه باز باشد كه اين نيز مربوط به انسان‏ها است.
"براي به وجود آمدن يك جامعه كامل، نياز به استعدادها و ذوق‏ها و ساختمان‏هاي مختلف بدني و فكري است، اما نه به اين معني كه بعضي از اعضاي پيكر اجتماع در محروميت به سر برند و يا خدمات آن‏ها كوچك شمرده شود و يا تحقير گردند، همان طور كه سلول‏هاي بدن باتمام تفاوتي كه دارند، همگي از غذا و هوا و ساير نيازمندي‏ها به مقدار لازم بهره مي‏گيرند".(3)
ممكن است گفته شود چرا خداوند نظام خلقت را طوري بنا نكرد كه بشر بدون اين تفاوت‏ها، به زندگي اجتماعي خود ادامه دهد. در پاسخ، قرآن مجيد به يكي از اسرار مهم تفاوت‏ها اشاره كرده و آن آزمايش الهي است.
خداوند مي‏فرمايد: "او كسي است كه شما را جانشينان در زمين قرار داد و بعضي را بر بعض ديگر درجاتي داد، تا شما را به آن چه در اختيارتان قرار داده بيازمايد".(4)
تفاوت‏ها براي اين است كه معلوم شود انسان چگونه از امكانات خدادادي بهره برداري مي‏كند. اگر نابرابري‏ها نبود، زمينه امتحان از ميان مي‏رفت.
بعضي افراد با نعمت و گروهي ديگر با نقمت و تنگدستي آزمايش مي‏شوند. مطمئناً آنان كه بيشتر نعمت استعداد و توانايي دارند، بيشتر مورد سؤال و درخواست مي‏شوند و بايد بيشتر پاسخگو باشند.
4- نكته سوم آن كه خدا مصلحت بندگانش را بهتر از خود آنان مي‏داند.
چه بسا كساني كه دوست دارند از نظر زندگي در رفاه باشند، ولي پروردگار صلاح آنان را در اين امر نمي‏بيند، همان طوري كه قرآن مجيد مي‏فرمايد: "چه بسا شما را چيزي خوش نيايد، در حالي كه خيرتان در آن است و يا چيزي را دوست داشته باشيد، در حالي كه شرّتان در آن است و خدا مي‏داند و شما نمي‏دانيد".(5)
پس اگر انسان نهايت تلاش خود را به كار گرفت، اما درها را به روي خود بسته ديد بايد بداند در اين امر مصلحتي بوده است. چه بسا كساني هنگامي كه ثروتمند شدند، خدا را فراموش كردند. از اين رو قرآن كريم مي‏فرمايد: "اگر خداوند روزي را براي تمام بندگانش گسترش دهد، در زمين طغيان و ستم مي‏كنند".(6)
گاهي ثروت بي حساب و رفاه، يك مجازات الهي است كه شخص با غرق شدن در نعمت‌ها از ياد خدا غافل شده و خود را از ايمان و اعمال صالح محروم مي‌كند و بر گناهان خود مي‌افزايد. چنين شخصي مجازات خود را در جهان آخرت خواهيد ديد. چنين چيزي همان است كه در سنت امهال و اسنتدراج بيان مي‌شود.
پس نه نعمت ظاهري نشانه محبت الهي است و نه نقمت و بلا نشانه بي­اعتنايي خدا به بنده است: « فَأَمَّا الْإِنسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَكْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَيقُولُ رَبِّي أَكْرَمَنِ وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَيهِ رِزْقَهُ فَيقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ ، كَلَّا ... اما انسان هنگامي كه پروردگارش او را براي آزمايش، اكرام كند و نعمت دهد مي‌گويد: پروردگارم مرا گرامي داشته است. اما هنگامي كه براي امتحان روزيش را بر او تنگ مي­گيرد مي‌گويد: پروردگارم مرا خوار كرده است؛ هرگز ...».(7) خداوند پس از بيان اين فكر، آن را مردود اعلام مي­كند.
نكته مهم در سرتاسر اين موضوع آن است كه نگاه خود را به زندگي در اين جهان نبايد محدود كنيم. اين بخش از زندگي را بايد در پيوست با بخش عظيم‏تر از زندگي و حيات جاودانه و عالم برتر و حقيقي‏تر نگاه كنيم. اگر نگاه ما به زندگي محدود به دنيا بود، اشكال از تفاوت‏ها در اين دنيا به جا بود، در حالي كه هر چيزي در دنيا، آزمايشي براي انسان است كه در عالم ديگر نتيجه آن را خواهيم ديد و همان گونه كه خداوند فرموده است: "خداوند زندگي و مرگ را آفريد تا شما را بيازمايد كه كدامين بهترين در عمل خواهيد بود".(8) و نعمت و تنگدستي هر دو آزمايش الهي است كه آزمون نعمت بسيار سخت­تر است و محاسبه آن مشكل­تر و جهان ابدي قيامت و لذت‌ها و نعمت‌ها و حتي عذاب‌هاي آن را با جهان محدود دنيا نمي­توان مقايسه كرد.
پي‌نوشت‏ها:
1. استاد مطهري، مرتضي، بيست گفتار، انتشارت صدرا، تهران، 1389ش، ص 109.
2. زخرف (43) آيه 31.
3. مكارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1374ش، ج 3، ص 366.
4. انعام (6) آيه 165.
5. بقره (2) آيه 216.
6. شوري (42) آيه 27.
7. فجر (89) آيه 15-17.
8. ملك (67) آيه 2.
موفق و موید باشید