سلام.

یکی از معجزات قرآن، دعوت به مثل آوری است، ولی معیار بررسی این مثل آوری چیست، در حالی که ادبا و کارشناسان مسلمان و نامسلمان هر دو تمایلاتی به رد یا قبول سوری که مثل دانسته می شوند، دارند و نمی توان نظرشان را به قطع پذیرفت؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قرآن كتابي است كه هم آورنده آن مشخص و هم هدف آن معين است. هم اعلام شده كه آورنده فقط مامور ابلاغ است. كلام از جانب او نيست بلكه از جانب رب العالمين است. فرستنده كه رب العالمين است اعلام كرده اگر قبول نداريد كه اين كتاب از جانب من است، حداقل يك سوره مانند آن بياوريد. به سخن دانان منصف كه خودتان به سخنداني آنان اعتراف داريد، ارائه دهيد(1)؛ اگر قبول كردند كه مثل قرآن است، پس اين ادعا دروغ است. اگر نتوانستيد چنين كلامي حداقل به اندازه يك سوره بياوريد كه اهل سخن مورد قبول خودتان بر همانندي آن با قرآن شهادت دهند، (كه نمي توانيد حتي اگر جن و انس پشت به پشت هم دهيد)(2)پس باور كنيد كه اين كتاب از آسمان و از جانب خداست.
آيه به شرح زير است:
و ان كنتم في ريب مما نزلنا علي عبدنا فاتوا بسوره من مثله و ادعوا شهدائكم ان كنتم صادقين(3)
اگر در آنچه بر بنده مان نازل كرده ايم، شك داريد، پس سوره اي مانند آن بياوريد. شاهدان خودتان را به قضاوت و تاييد همانندي آن با قرآن فرا بخوانيد، اگر راست مي گوييد.
با توجه به اين آيه معلوم مي شود قرآن معيار و ملاك مشخص براي ارزيابي معرفي كرده، آن جمع سخندانان و سخن شناساني است كه صلاحيت اين قضاوت را دارند،حتي اگر مومن به قرآن نباشند.
از ابتداي ظهور اسلام تا امروز سخندانان زيادي آمده اند كه در صدد معارضه با قرآن بوده اما نتوانسته و به خود جرات نداده اند سروده و نوشته خود را به جامعه عرضه كنند، چون هم به همسان نبودن آن شهادت داده اند؛ هم در صورت ارائه آن، مورد استهزا قرار مي گرفتند، زيرا همه سخندانان به ناهمساني آشكار آن با قرآن شهادت مي دادند. معدود افرادي هم كه اقدام به معارضه كرده اند، چنان شكست فاحشي خورده اند كه دليلي قاطع بر ادعاي قرآن است.
تفاوت قرآن با نوشته هاي بشري به قدري زياد است كه هر سخن شناسي به راحتي مي تواند ناهمساني نوشته هاي بشري با قرآن را تشخيص دهد. مانند نوشته هاي بشري هم افق و نزديك به هم نيستند كه تشخيص برتر، مشكل يا اختلافي باشد.
اما معناي "مثل قرآن"؛ گر چه عقل و فطرت هدايتگر انسان هستند؛ ولي اين دو براي شناخت حق كافي نيست و بايد خداوند از طريق وحي مطالبي را به بشر بياموزد كه جز از وحي، راهي براي دستيابي بدان ها نيست. قرآن كتاب هدايت انسان ها به صراط مستقيم است و براي حل اختلاف هاي طبيعي بشر آمده و كتاب قانون براي اداره صحيح زندگي بشر در راستاي آخرت و رضاي خدا و رسيدن به سعادت مي باشد.
"سوره اي مثل قرآن" يعني سوره اي بياورد كه مطالب حق و هدايتگر به فلاح و صلاح با بيان زيبا و جذاب و گيرا در آن مطرح شده باشد به طوري كه آن مطالب را از كتاب ديگري بخصوص كتاب هاي وحياني اقتباس نكرده باشد و در حقانيت آن مطالب، هيچ ترديدي نباشد و بيان هم گيرا بوده و به عنوان معارضه با قرآن و اثبات وحياني نبودن قرآن گفته شده باشند و زبانشناسان منصف همانندي آن با قرآن در عين همسو و هم راستا و اقتباس نبودن آن از قرآن، را تاييد كنند.
اگر كسي توانست چنين سوره اي بياورد و ارائه دهد و از زبانشناسان و عالمان محتوا شناس تاييد بگيرد، آن گاه مي تواند ادعا كند قرآن كتاب خدا نيست.
قرآن كتاب داستان صرف نيست تا با نوشتن داستاني با آن معارضه شود. كتاب تاريخ صرف نيست، كتاب علمي صرف نيست، كتاب سخنوري و ادبيات نيست تا با نوشتن شعر و نثري زيبا با آن معارضه شود. قرآن در عين اين كه همه اين ها هست، هيچ كدام از اين ها هم نيست؛ بلكه همه اين ها را به خدمت هدف خودش كه هدايتگري است، به كار گرفته است. قرآن كتاب معرفت به مبدا و معاد و كتاب هدايت به كمال و كتاب ارائه كننده برنامه عملي سعادت و فلاح است و بايد با ارائه كتابي در اين زمينه كه خدا و معاد و فلاح را غير اين و بهتر از اين و ... معرفي كند با آن معارضه كرد.
پي نوشت ها:
1. البحر المحيط، ج‏1، ص 172؛ تأويل الآيات الظاهرة، ص 46؛ التبيان في تفسير القرآن، ج‏1، ص 104.
2. اسراء(17)آيه88.
3. بقره(2)آيه23.
موفق و موید باشید