سلام
ميخواستم بپرسم مفهوم "طريقه" در اختلاف قرائت چيست؟
يعني مثلا طريقه ي شاطبيه و الدره به چه معناست و چه تفاوتي با خوداختلاف قرائت دارد؟
طريقه ي شاطبيه و الدره چه تفاوتي با طريقه ي "عراقييّن" دارد؟
آيا اصلا طريقه ي "عراقيين" داريم و يا نداريم ؟
نام ساير طريقه ها چيست ؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در بحث اختلاف قرائات سه اصطلاح عمده وجود دارد: 1. قرائت 2. روايت 3. طريق
قرائت: هر اختلافى كه منسوب به يكى از ائمه قرائت باشد كه روات آن بر آن‏ اجماع دارند، قرائت نام دارد و صاحب آن امام ناميده مى‏شود؛ مانند قرائت عاصم.
روايت: هر اختلافى كه منسوب به راوى امام قرائت است، روايت شمرده شده و صاحبش را راوى مى‏نامند؛ مانند روايت حفص از عاصم.
طريق: هر اختلافى كه منسوب به كسى است كه از راوى گرفته، طريق ناميده شده است (1) مانند قصر مد منفصل به روايت حفص از طريق عمرو بن الصّباح و يا از طريق طيبة النّشر و عدم قصر مد منفصل از طريق عبيد بن الصّباح و شاطبيه‏
بعد از توضيح مذكور، درباره «شاطبيه» و «الدره» بايد بگوييم كه اين دو تعبير اشاره به دو كتابي دارند كه در خصوص إختلاف قرائات و تجويد نوشته شده است.
«شاطبيه» إشاره به كتاب «حرزالاماني و وجه‌ التهاني» تأليف «ابوالقاسم شاطبي» (متوفاي 590) دارد. اين كتاب كه مشتمل بر بيش از هزار بيت است، اثر مهم ابو عمر دانى «التيسر فى القراءآت السبع» را به نظم كشيده است‏ و لذا به «قصيده‏ شاطبيه» نيز شهرت دارد.
از قرن چهارم به بعد، كتب زيادى در علم قرائات تدوين گرديد. درخشان‏ترين اثرى كه تا كنون نيز مورد استفاده استادان و قاريان قرآن قرار گرفته است و مدرسين‏ دانشگاههاى قرائت در كشورهاى اسلامى آن را تدريس مى‏نمايند، همين قصيده «حرز الامانى و وجه التهانى» است. اين اثر، شامل همه مسائل قرائات هفتگانه مى‏باشد. بخشى از اين اثر نيز به مخارج و صفات حروف اختصاص داده شده است. تا كنون شرح‏هاى زيادى بر اين اثر نوشته شده است.(2)
«الدره» نيز به كتاب « الدرة المضيئة فى قرائات الائمة الثلاثة» تأليف «ابن جزري»(متوفاي 833) اشاره دارد. اين منظومه در واقع مكمّل «حرز الأمانى» است. در اين منظومه از قرائت‏هاى سه تن از قاريان: ابو محمد خلف بن هشام بزار بغدادى و ابو جعفر يزيد بن قعقاع مخزومى مدنى قارى و ابو محمد يعقوب بن اسحاق حضرمى بصرى سخن به ميان آمده است.(3)
اما درباره «عراقيين» بايد بگوييم كه اين تعبير به معناي عراقي هاست و همانطور كه ساير مناطق إسلامي در خصوص قرائت قرآن و تجويد آن داراي قاري و راوي و ناقلان از آنها بوده اند و اين مناطق اختلافاتي نيز با ساير مناطق داشته اند عراقي ها نيز داراي قاريان و روايان و ناقلان بوده اند و لذا از آنها به «عراقيين» تعبير شده است.
پي نوشت ها:
1. مؤدب، سيد رضا، نزول قرآن و رؤياى هفت حرف، قم، دفتر تبليغات اسلامى‏، 1378، ص 188.
2. ستوده نيا، محمد رضا، بررسى تطبيقى ميان تجويد و آواشناسى، تهران، رايزن، 1378، ص 15.
3. مهدوى راد، محمد على، سير نگارشهاى علوم قرآنى، تهران، هستي نما، 1384، ص140.

موفق و موید باشید