با سلام
من در دانشگاه با پسری اهل سنت(حنفی) اشنا شدم
ما تصمیم گرفتیم با هم ازدواج کنیم اما خانواده ها مخالفت میکنندلطفا من رو راهنمایی کنیدکه چطور رضایتشون رو جلب کنیم
باید متذکر شم که ما هر دو از لحاظ درجه مذهبی در سطح معمولی قرار داریم و کاملا به اعتقادات هم احترام میذاریم

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
موضوع ازدواج شما با پسر سني مذهب را مي توان از زاويه هاي مختلف فقهي و تربيتي و اجتماعي مورد بررسي قرار داد. از نگاه فقهي به نظر امام خميني (ره) و ساير مراجع تقليد اگر مرد شيعى با زن سنى ازدواج كند، اشكالى ندارد، ولي اگر زن شيعى با مرد سنى ازدواج كند، خلاف احتياط است. حضرت امام مى‏فرمايد:«تا آنجا كه ممكن باشد، اين احتياط ترك نشود».(1) يعنى زن شيعى سعى كند با مرد سنى ازدواج نكند.
-اما از جهت تربيتي:
از نظر دانشمندان علوم تربيتي نقش تأثير گذاري پدر و مادر در تربيت فرزند يكي از مؤلفه هاي انكار نا پذير است. چند عامل است كه در تربيت فرزندان و الگو برداري آنان تأثير مستقيم دارد و بيشتر از ساير عوامل در تكوين و شكل گيري شخصيت انساني، اخلاقي، ديني، و شخصيت فردي و اجتماعي كودك مؤثر است و آن عبارتند از: خانواده، اجتماع و دوست.
تربيت اصلي و بنيادي كودك در درون خانواده شكل مي گيرد. شكل گيري شخصيت انساني، ديني و مذهبي و ساير ابعاد آن در دو فرايند در خانواده محقق مي گردد. يكي در مرحله انتقال صفات و خصوصيات از طريق نطفه است. مسئله وراثت از طريق ‍ژنتيك و انتقال خُلق و خو و صفات روحي پدر و مادر از طريق نطفه و دوران جنين و بارداري امري روشن و علمي و تجربي است. و عامل مهم ديگر تأثير گذاري فكر و فرهنگ و شيوه اي است كه پدر و مادر در تربيت فرزند به كار مي گيرند. هم چنين الفاظ، كلمات، مفاهيم تربيتي، و خصوصيات اخلاق عملي و كاربردي است كه اطرافيان كودك اعم از پدر بزرگ ها، مادر بزرگ ها، عموها، عمه ها، دايي ها، خاله ها و ساير اقوام در مواجه با كودك استفاده مي شود. بيشتر نابسامانى ها، انحرافات فكري و عقيدتي و بزهكارى هاى رفتارى در بزرگسالان، نتيجة تربيت غلط و برخورد ناصحيح در دوران اوليه رشد و آغاز سال هاي زندگى است. در واقع، اساس و پاية اصلى شكلى گيرى شخصيت انسان در دوران هفت سال اوّل زندگى است؛ همان دوران حساسى كه كودك در كنار والدين به سر مى برد".(2)
اميرالمؤمنين(ع) به همين نكته تربيتي اشاره دارد كه به امام حسن(ع) مي فرمايد: "دل كودك چون زمينى خالى است كه هر بذرى در آن پاشيده شود، مى پذيرد، پس من پيش از آن كه قلبت سخت و فكرت به امور ديگر مشغول شود، به ادب و تربيت تو مبادرت ورزيدم".(3)
از طرفي ما به حكم آيات قرآن و روايات مسؤل تربيت فرزندان خود به روش و مذهب اهل بيت پيامبر اكرم (ص) هستيم. اگر در تربيت آنان كوتاهي كنيم و يا زمينه را براي گرايش آنان به دين يا مذهب غير حق فراهم كنيم، در پيشگاه خداوند مورد سؤال و مؤاخذه قرار مي گيريم، چنان كه فرزندان نيز حق شكايت از ما را در نزد خدا دارند. اما از جهت اجتماعي: زوج هاي جوان در آغاز فكر مي كنند از جهت ديني، مذهبي، اخلاقي، خانوادگي و ساير ملاك و معيارهاي همسر گزيني هيچ مشكلي ندارند. اما كساني كه از زاويه عشق و عاشقي، و احساسي به اين قضيه نگاه و بسنده مي كنند، غالبا پس از گذشت مدت كوتاهي از ازدواج، زمينه ناسازگاري و افسردگي و دلمُردگي براي همسران به ويژه زناني كه در مذهب با شريك زندگي خود هماهنگي ندارند، پيش مي آيد. زيرا خواه نا خواه موضوع مذهب همسر در ميان خانواده، اقوام و فاميل و دوستان و آشنايان مطرح مي شود. در آن صورت با زبان و يا با نگاه خود حرف هاي ملامت آميز و سرزنش كننده را حواله شما و خانواده خواهند كرد. ملامت هايي همانند اين جملات كه فلاني به خاطر شهوت، خود و دينش را فروخت، امير المؤمنين و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسين و ساير امامان را داد و يك شوهر سني گرفت. پدر و مادرش هم بي تقصير نيستند. حتما نطفه شان پاك نبوده، يا مال شان حلال نبوده. كسي كه نطفه اش پاك باشد امير المؤمنين (ع) را رها نمي كند دنبال يك شوهر سني نمي رود. مردم از اين حرف هاي راست و دروغ آن قدر مي زنند كه زندگي را بر شما و پدر و مادرتان تلخ تر از زهر مار مي كنند. مگر يك انسان معمولي چه قدر مي تواند همه حرف ها را بخورد و ناراحتي و افسردگي نگيرد.
دو نكته مهم:
1- بدانيد كه عشق و علاقه ابتدايي براي شروع و آغاز زندگي امري مقدس و لازم است، اما در ادامه زندگي، مسايل ديگري بروز مي كند كه مي تواند زندگي را مستحكم و شيرين نگه دارد يا آن را سست و تلخ تر از زهر بسازد. يكي از آن مسايل موافقت و پشتيباني افراد خانواده دختر و پسر و به خصوص پدران خانواده و يا مخالفت آنان است. اگر آنان موافق باشند در مشكلات متعدد مي توانند راهگشاي موثري گردند. اما اگر موافقت و پشتيباني وجود نداشته باشد، يا حتي با مخالفت آنان مواجه شود، آسيب هاي چنين وصلتي بسيار خواهد بود. از اين رو غالب كارشناسان مسايل تربيتي توصيه مي كنند يا رضايت و موافقت پدر و مادر را جلب كنيد و يا راه تغيير گزينه را بپيماييد.
2- پس به پدر و مادرتان حق بدهيد. چون فرزند حاصل عمر و ميوه زندگي پدر و مادر است. به ويژه مادر كه فرزندش را با شيره جان خود بزرگ كرده و پرورشش داده است. وقتي پدر يا مادر مي فهمد كه جايي از بدن فرزندش درد مي كند، نه تنها دل آنان به درد مي آيد، بلكه همه وجود شان در رنج و تعب قرار مي گيرد، به گونه اي كه حاضر مي گردند همه زندگي و دار و ندار خود را بفروشند تا جگر گوشه شان در سلامت و سعادت باشد. با اين مقدمه كوتاه مي خواهيم بگوييم: اين قديس هاي عطوفت و ملاطفت (پدر و مادر ) آرزو دارند فرزندشان با يك دختر از خانواده اصيل شيعي ازدواج كند. وقتي فرزند اين كار را نمي كند، آن ها از يك سو - درست يا نادرست - احساس مي كنند كه فرزندش با اين نافرماني همه زحمت ها و محبت هاي آنان را ناديده گرفته و از ديگر سو از چند جهت خود را پيش اقوام و فاميل و دوست و آشنا خجل و سر افكنده مي بينند. زيرا آنان حرف ها و ملامت هاي مردم را مي شنوند كه به آن ها مي گويند: فلاني چقدر بچه سر خود و بي اعتنا به پدر و مادر شده، عشق همسر چنان جلوي چشم هايش را گرفته كه اصلا به نصيحت هاي مشفقانه پدر و مادرش توجه نمي كند. حالا مي خواست با سليقه خودش همسرش را انتخاب كند، چرا با يك مرد سني مذهب ازدواج كرد ؟ شما امروز و جلوي پاي تان را مي بينيد. اما پدر و مادرتان به همه جوانب مسئله توجه دارند.
پي نوشت ها:
1. تحرير الوسيله، ج 2، ص 286، م 8.
2. رضا فرهاديان، والدين و مربيان مسئول، ص 39، ناشر دفتر تبليغات حوزه علميه قم.
3. نهج البلاغه، ترجمه فيض الاسلام، نامة 31.

موفق و موید باشید