با عرض سلام و خسته نباشید دیروز فردی از من پرسید درگیری هابیل و قابیل سر چه بوده است؟

و مهم تر از این سوال او در مورداینکه اگر پدر و مادر ما یکی بوده(حضرت آدم و حوا) پس نسل های پس از آنها حرام زاده اند؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بر اساس آيات قرآني(1) و روايات معتبر علت درگيري و كشته شدن هابيل اين بود كه هر دوي آنان، در راه خدا عملي انجام دادند كه عمل و كار هابيل پذيرفته شد و عمل قابيل پذيرفته نشد.
آنچه هابيل انجام داد و پذيرفته شد، اين بود كه چون شغلش دامداري بود، يكي از بهترين گوسفندان را براي دادن
در راه خدا انتخاب كرد، اما قابيل كه كشاورز بود، قسمتي از بدترين زراعت خود (خوشهها يا آردي كه درست كرده بود) در راه خدا داد. اين عمل موجب حسادت قابيل نسبت به هابيل شد. بعد از گفتگويي كه ميان آنان رخ داد، قابيل هابيل را كشت. (2) براي آگاهي بيشتر به تفسير نمونه، ج4 ، ص345 مراجعه نمائيد.
در مورد كيفيت ازدواج فرزندان آدم و حوا چند قول وجود دارد:
1. با توجه به علم ديرينه شناسي و با توجه به مكالمه فرشتگان با خدا،(3) فهميده مي شود كه قبل از حضرت آدم انسان هايي شبيه به آدم زندگي مي كرده اند. ممكن است فرزندان آدم و حوا با افرادي از انسان نماهاي پيشين ازدواج كرده باشند. اين نظريه تأييدي از قرآن و روايات ندارد .
2. خداوند براي فرزندان آدم همسراني از حوريان يا جنيان فرستاد.
اين نظر گرچه در روايات مؤيداتي دارد، ولي با ظاهر قرآن و اعتبار عقل مخالف است؛ زيرا حور و جنيان از جنس آدميان نيستند و نمي توانند از آدميان فرزند بزايند. (4)
3. فرزندان آدم و حوا به صورت خواهر و برادر با هم ازدواج كرده اند.( البته چون حوا در هر شكم دو فرزند دختر و پسر زاييد، دختر يك شكم با پسر شكم ديگر ازدواج كردند )
خداوند مى‏فرمايد: « وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالاً كَثيراً وَ نِساءً ؛ (5) از آن دو ( آدم و حوا ) مردان و زنان فراوانى در روى زمين منتشر ساخت».
ظاهر آيه مى‏گويد كه نسل بشر فقط به وسيله اين دو تن به وجود آمده است. اگر غير از اين دو در بقاى نسل او دخالت داشتند، بايد مي فرمود: «وبث منهما و من غيرهما = به وسيله اين دو و غير آنان... ».
اما در اين فرض مشكل ازدواج با محارم هم پيش نمي آيد؛ زيرا اين حكم و حرمت ازدواج با خواهر شرعي و قراردادي است. بنابراين، تا ابلاغ نشده باشد، ممنوع نيست و در آن زمان هنوز از جانب خدا اعلام نشده بود.
امام سجاد (ع) به مردي قريشى جريان ازدواج هابيل را با بلوزا خواهر همزاد (دوقلو) قابيل و ازدواج قابيل را با قليما خواهر همزاد هابيل شرح مى‏داد كه گفت: آيا آنان خواهران خود را حامله كردند؟ اين كه عمل مجوسيان است؟
فرمود: اين مطلب را انكار مكن؛ زيرا جواز اين كار، در آن روز و حرمتش در امروز هر دو حكم خدا است. مگر خدا همسر آدم را از جنس خودش نيافريد و بعد او را بر وي حلال نكرد؟ اگر مجوسيان در ازدواج محارم محكوم است، چون با وجود نهي و حرمت، اين كار را مي كنند. (6)
علامه طباطبايى مى‏فرمايد: حكم ازدواج، يك حكم تشريعى و تابع مصالح و مفاسد است. حكم تكوينى نيست كه قابل تغيير نباشد. از اين ‏رو، ممكن است كه در ابتداى خلقت به جهت ضرورت بقاى نسل در جامعه محدود آن روز كه فقط دو برادر و دو خواهر بودند، از جانب خدا حرام نگردد. بعد كه ضرورت برطرف شد، حكم حرمت بيايد؛ به جهت اين كه ادامه جواز ازدواج، با توجه به گسترش نسل و ازدياد برادران و خواهران، موجب اشاعه فحشا و از بين رفتن غريزه عفت مي گردد.
افزون بر اين، نمى‏توان گفت فطرت با اين ازدواج مخالف است؛ زيرا متمايل نبودن طبع، نه از آن جهت است كه ذاتاً از آن تنفر دارد، بلكه به جهت آن است كه اين را موجب اشاعه فحشا و اعمال زشت و از بين رفتن غريزه عفت مى‏داند. شاهد بر اين مطلب (قبيح ذاتي نبودن اين عمل ) آن است كه ازدواج خواهر و برادر براى مدتى طولانى در بين مجوس شايع بوده است. (7)
نتيجه اين كه: احكام، وضعي و قرار دادي اند كه حكم و قرارداد آن به دست خدا است. اصل در احكام، جواز است؛ مگر اين كه خدا نهي كند. تا نهي نيامده باشد، جواز ابتدايي باقي است. نسخ، يعني حلال شدن حرامي به واسطه مصالح و مفاسد جديد كه نسخ در شريعت جايز است. بسياري از حرام ها در شرايع قبلي بوده اند كه در شريعت بعدي برداشته شده اند يا واجب هايي كه برداشته شده و اين نسخ در خود شريعت هم جايز است. حكمي، ابتدا وضع مي شود و به تبع مصالح بعد، تغيير مي كند.
پى نوشت‏ها :
1. مائده (5) آيه 27.
2. ناصر مكارم شيرازي، تفسير نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه ج 4، ص 345 ـ 348
3. بقره (2) آيه 30.
4. محمد حسين طباطبايي، تفسير الميزان، ترجمه محمد باقر موسوي همداني، جامعه مدرسين، قم، 1374ه.ش، ج 4، ص 230.
5. نساء (4)، آيه 1.
6. ترجمه الميزان، همان، ج 4، ص 232.
7. همان، ص 229-230.

موفق و موید باشید