سلام من قران را مطالعه میکنم ودر بیشتر آن تهدید خداوند نسبت به انسان را میبینم...چند سوال
1..چرا خداوند درروز قیامت دنیا را نابود میکند ودریا ها را طغیان وبرای انسان قدرت نمایی میکند؟؟؟
2...چرا خداوند میفرمایند که هر کس ذره ای بدی یا خوبی کند جزا میدهم..........؟؟؟؟
3..چرا خداوند در قیامت همه گناهکاران را به شکل حیوانات محشور میکند واین است رحم ومهربانی خداوند به بندگانش..
من از خودم نگفتم ودرست ترجمه قران را گفتم؟؟؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
ما نيز به وجود آيات تهديد كننده در قرآن كريم اذعان داريم. اما نه آنگونه كه جنابعالي نوشته ايد كه بيشتر قرآن تهديد خداوند نسبت به انسان است.
خداوند متعال به همان اندازه (و بلكه بيش از آنكه) سخن از عذاب جهنم داشته باشد سخن از وسعت رحمت و مغفرت و بهشت و رضوان الهي دارد. از 114 سوره قرآن 113 سوره آن با ذكر دو صفت رحمان و رحيم آغاز شده است و لذا اينكه بگوييم بيشتر آيات قرآني تهديد است دور از انصاف و دور از واقعيت است.
از سوي ديگر بايد توجه داشت كه خداوند متعال نوع بشر و إنسان ها را به صورت مطلق عذاب نمي كند و همه را به صورت حيوان محشور نمي كند، بلكه عذاب الهي مشمول حال عصيانگران و متجاوزان و ظالمان است كه با اراده و إختيار خود به سبب انجام أعمال حيواني (و حتي بدتر از حيوان) به جاي اينكه در مسير كمال إنساني قدم بردارند به تكامل حيواني دست يافته اند و خلق و خوي حيواني يافته اند و لذا به شكلي محشور مي گردند كه با سوء إختيار خود در دنيا براي خود ساخته اند. بنابراين عذاب الهي در حقيقت پژواك و بازتاب أعمال خود مجرمان در دنياست.
علاوه بر اين، خلود و جاودانگي در آتش جهنم شامل همه جهنميان نمي شود، بلكه عده خاصي از جهنميان كه هيچ اميد برگشتي براي آنان وجود ندارد و قابليت پاك شدن را ندارند در آتش جهنم جاودانه مي مانند و بقيه جهنميان بعد از چشيدن طعم آثار سوء أعمال خود و پاك شدن به بهشت جاويدان الهي ملحق مي شوند.
البته سؤالي كه در اينجا قابل طرح است اين است كه اساسا چرا در قرآن كريم و لو كمتر از آيات رحمت و اميد بخش، سخن از تهديد آمده؟! آيا بهتر نبود كه سراسر قرآن آياتي نويد بخش و مهربانانه و ...بود؟!
در پاسخ به اين سؤال بايد بگوييم كه انسان براى انجام كارهاى اختيارى خود حتماً بايد انگيزهاى داشته باشد و مهم ترين انگيزهاى كه باعث مى شود تا انسان كارى را انجام دهد و يا امورى را ترك نمايد، احساس لذت و يا إحساس درد است.
اگر انسان اطمينان داشته باشد كه با انجام يك كار خاص احساس لذتى برايش فراهم خواهد شد، آن كار را با انگيزه و اميدوارى انجام مى دهد و برعكس، براى در امان ماندن از ناراحتى و درد و رنج، يك سرى كارها را ترك خواهد كرد. بنابراين انسان و هر موجودى است كه داراى قدرت اراده و اختيار است همواره براى انجام دادن و يا انجام ندادن اعمال اختيارى خود، به دو عامل خوف و رجاء (ترس و اميد) توجه دارد.
اميد و ترس افراد، به ميزان شناخت و معرفت و نيازهايى كه درك مى كنند بستگى دارد. مثلا ترس و اميد يك كودك دو سه ساله فقط در محدوده خواسته هايى كه دارد شكل مى گيرد. او هيچ وقت نسبت به مسايل بين المللى، اجتماعى، معنوى و اخروى و... ترس و اميدى ندارد؛ زيرا هيچ تصورى از آنها ندارد.
فلسفه ارسال دين، اين است كه دايره اميدها و ترسها را گسترش دهد؛ يعنى به انسان بفهماند كه فقط نبايد از گرسنگى، بيمارى، صاعقه و... ترسيد، بلكه بالاتر از اينها بايد از چيزهايى مهم تر در هراس بود؛ اين كه به انسانيت انسان لطمه بخورد، روح و قلب انسان آلوده و سياه شود، عذابى از ناحيه خداوند در دنيا و آخرت به انسان برسد و از همه مهم تر، خداوند از انسان ناراضى شود و به او اعتنايى نكند.
بنابراين عامل حركت انسانى از ديدگاه معرفت اسلامى، خوف از خدا و رجاى به خداوند است. دو عامل خوف و رجا موجب مى شود تا انسانها بر حسب مراتب ايمان و معرفت خود، به عبادت خدا بپردازند؛ و لذا آيات و روايات اسلامي مشتمل بر هر دو گزينه است و همانطور كه انسان ها را به بهشت و رضوان الهي اميدوار مي سازد از عذاب الهي نيز بيمناك مي سازد. چنانكه فرموده:« نَبِّئْ عِبادي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحيمُ (*) وَ أَنَّ عَذابي هُوَ الْعَذابُ الْأَليمُ » (1)«بندگانم را آگاه كن كه من بخشنده مهربانم! (*) و (اينكه) عذاب و كيفر من، همان عذاب دردناك است.»(2)
پي نوشت ها:
1. حجر(15) آيه 49-50.
2. براي مطالعه تفصيلي مبحث «خوف و رجاء» ر.ك: آيت الله مصباح يزدي، پندهاي امام صادق(ع) به رهجويان صادق، قم، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى(ره)، 1386، درس دهم
مطلب مذكور را به صورت تفصيلي در آدرس زير مي توانيد مطالعه كنيد.
http://mesbahyazdi.ir/node/2208
موفق و موید باشید






