سوال من رو ظاهرا تمام سایتها جواب دادن ولی من راضی نشدم ببینید شما میگید هدف آفرینش رسیدن به مقام خداییه و این مقام رو هم فقط از یک مسیر درست میدونید اونم شیعه 12 امامیه ولی سوال من اینه که مثلا اگه کسی برای وضو آب رو از روی دست بریزه (توجه به ظواهر) دیگه نمازش باطل شده و به اون هدف آفرینش نمیرسه در حالی که خیلی از انسانها بودن که به مراتب خیلی بالای عرفانی رسیدن و اونقدر به ظواهر توجهی نشون نمیدادن_ شما میدونید که ابن عربی شیعه نبوده حالا ابن عربی که امام خمینی هم به ایشون خیلی توجه نشون میداد جهنمیه ومعذبه یعنی پیرو همون مرتدهای بعد از وفات رسول خدا شده؟ یا رسیدن به خدا بدون ظواهر شرع هم میشه؟ خواهش میکنم خیلی ساده جواب بدید که من بفهمم در ضمن در صورت امکان مفصل به من جواب بدید با تشکر.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ به اين سوال بايد چند مطلب روشن شود:
1- ما مي دانيم كه در هر امري كه ظاهري دارد و باطني، هر كدام از ظاهر و باطن به اندازه خود و در جايگاه خود از اهميت حياتي برخوردار است و نمي توان يكي را به نفع ديگري كنار گذاشت كه در اين صورت مطمئنا آن شيء به كمال خود نخواهد رسيد. به عنوان مثال مرواريد درون صدف كه مغز و هسته اصلي وجود صدف را تشكيل مي دهد به طور قطع منظور و مقصود اصلي وجود صدف است و ليكن آيا اين گوهر گرانبها و پرارزش بدون وجود پوسته اي كه بعد از بدرآوردن مرواريد به كنار گذاشته مي شود، به اين مرحله از كمال و زيبائي و ارزش مي رسيد؟ هرگز.
دين خدا نيز ظواهري دارد و باطني كه باطن آن همان معرفت و ايمان به خداي متعال و رسيدن به توحيد مطلق و پياده كردن آن در سراسر وجود و حيات انساني مي باشد كه موجب تحقق كمال گوهر وجود انساني است و رسيدن به كمال انسانيت است كه بايد دانست اين امر مهم با عبوديت و بندگي الهي محقق مي شود و ظاهر دين الهي ، شريعتي است كه مانند پوسته صدف، اين گوهر و مرواريد وجود آدمي را در خود مي پروراند و به مرواريد گرانبهائي تبديل مي كند.
2- با توجه به آنچه كه در نكته اول گفته شده دين، مجموعه اي است از ظواهر شريعت و گوهر ايمان كه هر يك ديگري را ارزشمند و مفيد براي انسان مي سازد بنابراين مجموعه دين _ چه ظواهر آن و چه گوهر آن _ مورد امر و دستور و خواست خداي متعال مي باشد و يكي بدون ديگري انسان را به سعادت و كمال مقصود كه همان قرب الهي نخواهد رساند. چرا كه روشن است اگر به بهانه پرداختن به باطن و گوهر دين از شريعت و ظاهر دست برداشتن به معناي مخالفت كردن با امر الهي است و با مخالفت با فرمان خدا چگونه مي توان به قرب الهي و جانشيني خدا بر روي زمين رسيد؟
بنابراين از جزئي ترين تكاليف شرعي گرفته تا كليات و امهات آنها در تحقق هدف اصلي از دين تاثير گذار است چرا كه همه آنها با هم خواست خدا است و انسان اگر با علم به اينكه اين كار خواسته خدا است با آن مخالفت كند به معني سركشي از فرمان و خواست خدا است و مطمئنا اين رفتار او با هدف رسيدن به قرب الهي در منافات خواهد بود.
كسي كه هدفش رسيدن به مقصدي است و براي رسيدن به مقصد ناچار است از اتومبيل استفاده كند، بايد به سلامت جزء به جزء اجزاي اتومبيل خود مطمئن باشد. شايد در نگاه اول مثلا شمع موتور اتومبيل ارتباطي با رسيدن ما به فلان شهر كه مقصد ما است نداشته باشد ولي اگر به درستي دقت كنيم متوجه خواهيم شد كه همين شمع اتومبيل به اندازه خود ، در رسيدن ما به مقصد مهم و تاثير گذار مي باشد و بدون آن يا به مقصد نخواهيم رسيد و يا رسيدن ما با زحمات و مشقات فراوان همراه خواهد شد.
3- ممكن است اين سوال مطرح شود كه تمام مطالب گذشته در مورد افرادي كه دسترسي به شريعت حقه داشته اند و به آن علم پيدا كرده اند و با اين وجود از اجراي آن و تبعيت از آن سرباز زده اند صحيح است و مورد پذيرش مي باشد وليكن تكليف كساني كه آگاه به شريعت حقه نشده اند و از داشتن وسيله اي راحت و سريع و مطمئن محروم مانده اند چيست؟ و آيا هيچ راهي به سعادت نخواهند داشت؟ كسي كه مي دانسته و يقين داشته كه حكم خدا اين است كه وضو را با فلان كيفيت بايد گرفت، مسلما بايد از اين حكم خدا اطاعت كند و اگر كيفيت آن را از نزد خود تغيير دهد مطمئنا نه تنها به فوائد وضو و نماز نخواهد رسيد بلكه از هدف دور نيز خواهد شد چون مسلما با مخالفت با حكم خدا نمي توان به خدا نزديك شد، ولي كسي كه اين را نمي دانسته و ندانسته به گونه اي ديگر عمل كرده است چه ؟
پاسخ اين سوال با توجه به اين نكته روشن خواهد شد كه همانگونه كه گفتيم هدف اجراي دستورات خدا است و نيز به حكم آيه قرآن « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ ...»" خداوند هيچ كس را، جز به اندازه تواناييش، تكليف نمىكند. (انسان،) هر كار (نيكى) را انجام دهد، براى خود انجام داده و هر كار (بدى) كند، به زيان خود كرده است."(1) به اندازه اي كه فهمده ايم و به ما رسيده است و به يقين آن را دريافته ايم خدا از ما انتظار اطاعت دارد و بيشتر از توان و فهم ما از ما خواسته نشده است، حال اگر فردي تلاش خود را براي دريافتن حقيقت بكند ولي با وجود تلاشش به چيزي رسيده باشد كه در واقع خواسته خدا چيزي غير از آن است. ولي او آن را نفهميده و ندانسته است، اگر به آنچه رسيده است عمل كند به اين نيت كه به خواسته خدا عمل مي كند، خداي متعال مامول او و نيت او را بي پاسخ نخواهد گذاشت و به اندازه اي كه فهميده و عمل كرده است جزا خواهد داد. ولي همانگونه كه گفتيم شرط آن اين است كه تلاش خود را براي دريافت حقيقت به انجام رسانده باشد و از روش صحيح نيز استفاده كرده باشد و چنانچه به چيزي غير از واقع رسيده باشد، به فوائد عملش خواهد رسيد.
براي مطالعه بيشتر مراجعه كنيد به:
كتاب عدل الهي، شهيد مطهري، فصل 9.
پي نوشت:
1. بقره (2)،آيه 286.
موفق و موید باشید






