با سلام..... من دانشجوي ترم دوم هستم..در اوايل ترم 1 يكي از هم كلاسي هايم سر آزمايشگاه كامپيوتر كه حدود 20 نفر بوديم مدام به من نگاه ميكرد و چشم مي دوخت و اگر ناگهان من به او نگاه مي كردم فورا نگاهش را روي زمين مي اندخت..و هرجايي كه من مي رفتم داخل حياط يا تو كلاس يا سالن به بهانه اي مي آمد و در مقابل من مي ايستاد بدون اينكه با من سخني بگويد..من به او هيچ حسي نداشتم و ندارم او را هم چون يك دوست مثل سایر دوستانم مي بينم..پس از گذر دوره كلاسي مان كه بسيار طولاني بود حدود 6 ماه فهميدم پسر فوق العاده ساده وبی شیله پیله ای است..او برای سایر كلاسها در روز هاي بعد در دانشگاه مرا ميديد بسیار ذوق مي كرد و چشمانش برق می زد سلام می کرد و در مقابلم می ایستاد و من را نگاه می کرد البته بعضی از روزها مثل سایر همکلاسی هایم ساده برخورد می کرد..من نيز در حد سلام كردن با او سخن گفتم او نيز همين طورو حتی اوایل به او علاقه پیدا کردم اما توانستم با گذر زمان ایام تعطیل تابستان علاقه ام را از حس دوست داشتن شدید در راه منطق انداخته و کمش کنم . الآن معذب شده ام نمي دانم دل آن را نشكسته ام؟؟؟؟ او مرا دوست دارد؟؟؟ چند بار خواست بيايد سخن بگويد اما نيامد....در مورد من چه فكري ميكند؟؟؟؟ من نمي توانم با او يا هر كسي ديگري نا مهربان بوده و محلش نگذارم چه كنم؟؟؟؟ فكر مي كند من هم دوستش دارم؟؟؟؟؟ من او را به عنوان يك دوست نه دوستي از جنس مخالف مثل تمام دوستان هم جنسم دوست دارم چون در ذات من است كه هر آدم خوبي را كه مي شناسمش دوست بدارم..چه كنم كه زودتر بيايد و حرفش را بزند و من ازین سردرگمی نجات یابم؟؟؟؟
من قبلا به صورت کاملا مختصر نیز این سوال را با شما در میات گذاشتم و برای اینکه خیالم راحتر سود و حق تاسی بر گردنم نماند مجددا با شما با جزیات بیشتر در میان گذاشتم..

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
همان طور كه مي دانيد وقتي دو جنس مخالف براي مدتي در مجاورت فيزيكي يكديگر قرار مي گيرند خواه ناخواه به يكديگر علاقمند مي گردند. چه بسا بعد از مدتي طرف مقابل را حتي نيمه گمشده خود تلقي كنند. متأسفانه همين جدي گرفتن اين علائق بي پشتوانه كه صرفاً تحت تأثير يك اصل ساده فيزيكي يعني اصل مجاورت به وجود مي آيند طرفين را براي هميشه از يك زندگي آرام محروم مي سازد. مثلاً شما و اين پسر چه بسا به تدريج اين علاقه فيزيولوژيك را جدي بگيريد و خيال كنيد كه چه شما و چه ايشان صلاحيت ازدواج با يكديگر را داريد، غافل از اين كه اين پسر از ملاك هاي انتخاب همسر هيچ بويي نبرده و صرفاً دلخوش به نگاه عاطفي جنسي و شبه جنسي به شماست. اگر از بد حادثه شما به خواستگاري احتمالي ايشان بله بگوييد بعد از عقد متوجه مي شويد كه مثلاً اين پسر از يك يا چند اختلال خفيف يا شديد رواني بي بهره نبوده است و تحت تأثير همين اختلالات به صورت غيرعزتمندانه و حقارت آميز هر از گاهي جلوي شما سبز مي شده است.
اگر سري به دادگاه هاي خانواده بزنيد زوجين خواهان طلاق بسياري خواهيد يافت كه يك روز مثل شما روي اين علائق (كه تحت تأثير فيزيك و فيزيولوژي به وجود آمده اند) حساب باز كرده اند. شك نكنيد كه اين پسر از سلامت رواني نسبي برخوردار نيست و كسي كه مهمترين يا حداقل يكي از مهمترين ملاك هاي انتخاب همسر را ندارد چگونه مي تواند يك عمر همسر شما گردد. دلسوزي يا همدلي شما هم در كنار ظاهر مثبت و خداپسندانه اش با روح اسلام و شرع منافات دارد، چرا كه توصيه اكيد اسلام به زنان حفظ نگاه از نامحرم مي باشد. اگر ايشان به اين حكم اسلامي وقعي نمي نهد شما لااقل به اين مهم همت گماريد تا خداي ناكرده در دام و چاه عشق مرضي گرفتار نياييد. ايشان چه بيايد و حرفش را بزند چه نيايد شما بايد به طور كامل ايشان را از كانون توجه خارج نماييد و بي دليل بر روي كسي هيچ آينده اي با او نداريد سرمايه گذاري رواني نكنيد. چرا شما بايد تاوان ناآرامي روحي و رواني ايشان را بدهيد و به اصطلاح «پاسوز» خاطرخواهي غيرملاكمند وي گرديد.
نيازي به دل شكستن ايشان نيست، ولي نبايد از ترس دل شكستن ايشان پا روي قوانين شرع بگذاريد. در زماني كه حضرت علي(ع) با همه تقوا و پاكدامني اش از سلام كردن به زنان جوان پرهيز مي كرده است. چرا ما به بهانه دل نشكستن ديگران به برخي كارها تن دهيم.
همواره به ياد داشته باشيد كه اين پسر بي شيله پيله و ساده دل(كه از منظر ما روانشناسان عيب محسوب مي گردد) آن روي خود را به شما نشان نداده است و زماني متوجه آن روي ايشان خواهيد شد كه ناخواسته به يك دختر دست خورده عاطفي مبدل شده ايد.

موفق و موید باشید