با عرض سلام و احترام و تشکر بابت حوصله ی خوب و صبر عالیتون در پاسخگویی به سوالات
من تقریبا تمام پرسش هایی رو که درباره ی بهشت بود وپاسخ داده بودید مطالعه کردم اما واقعـــــا قانــــــع نشدم!!!! بخصوص در بحث ازدواج و همسران بهشتی وحوریان و غیره!!
در جایی سوال شده بود که چرا قران برای تبلیغ بهشت بیشتر از زنان و آمیزش استفاده کرده و شما در پاسخ فرموده بودید این توصیفات برای افرادی است که ساده نگر هستند و همه چیز را سطحی می بینند و فقط به جنبه های جسمانی توجه می کنند.خب پس تکلیف آنانی که به این چیزها توجهی نمی کنند و یا اصلا شاید لذت که هیچ، خوششان هم نمی اید چیست؟؟؟
مگر غیر از این است که مولا علی(ع) در هنگام حیات خانوم فاطمه ی زهرا (س) فقط او را داشتند و زندگی خود را تنها با او میگذراندند و این یعنی اینکه عاشــــق او بودند؟؟
مگر نه اینکه پیامبر (ص) در هنگام زندگی با حضرت خدیجه (س) فقط با او بودند؟؟؟؟؟ مگر این به معنای وفـــاداری نیست؟؟؟؟
پس این وفاداری و توجه فوق العاده به معشوق در بهشت چه می شود؟؟؟
با توجه به روایاتی که گفته شده هر مرد صاحب کلی حوری و زن است و این به معنای همان جمله ی "هر روز با یک نفر" نیست؟؟ حالا چه در قالب شرع باشد و ازدواج؟؟؟ مگر پادشاهان ایران نبودند (مثل ناصرالدین شاه) که 100 و خرده ای زن داشتند!!! گناهی هم مرتکب نشده بودند؛ همش ازدواج بود اما چـــقدر از این کار نهی میشدند و عالمان به ایشان ایراد میگرفتند؟؟؟
به نظر من بهشت چنین جای مسخره ای نیست با توجه به روایاتی که در صفحه ی http://www.pasokhgoo.ir/node/37555 گفته شده و حتی شما آن هارا تکذیب نکرده اید و اصلا جواب نداده اید که این روایات "صحتی" دارد یا نه؛ فقط گفته اید که بهشت مال زن و مرد است و همان حرف های تکراری.. . در این شکی نیست که بهشت مال زنان و مردان بهشتی است اما من می خواهم بدانم "واقعا" این روایات صحت دارد یا ساخته ی ذهن همان مردم کوته نگر است که می خواهند همه چیز را با لذایذ جنسی مقایسه کنند!
از دیدگاه من بهشت مقام بســــــــیـــــار بالاتری نسبت به این تعاریف دارد (البته تعاریف قران را قبول دارم که برای ترغیب انسان های سطحی نگر بیان شده.منظورم چنین روایاتی است) ومردان خدا و زنان خدا همان طور که در دنیا از چنین هرزگی هایی بدشان می آید فکر نکنم در بهشت هم به دنبال هوی و هوس باشند و با چنین چیز هایی لذت ببرند و حتی به شوق چنین چیز هایی دست به عبادت بزنند.این طور نیست؟؟؟؟؟
مگر غیر از این است که خداوند بر مردان حلال کرد گرفتن چند زن را به دلیل اینکه اگر شوهرش مُـرد بی سرپرست نباشد(چون پیامر گرامی و امیر المومنین و دیگرامامان) و خب گاهی هم برای افراد درگیر هوی و هوس که موجب فساد نگردند. اما در بهشت دیگر نه مرگی وجود خواهد داشت و نه فسادی. پس آیا می شود به یک نفر اکتفا کرد و عشق ورزید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اینکه هرروز با یک نفر باشی دیگر اسمش زندگی نیست، پیروی از هوی و هوس است.به نظر من مردان و زنان مومن به دنبال یک یار همیشگی هستند که بتواند در بهشت زندگیشان را با او بسازند و از در کنار خدا بودن لذت ببرند.و او برایشان کافیست. نه به دنبال هوی و هوس و هرزگی..
لطفا برایم روشن کنید و" قــــانــــــع ام ســـــازید." چون منی که تا دیروز برای شوق بهشت و خدایم سعی میکردم اعمالم را به درستی انجام دهم ، امروز واقعا تمام وجودم متوقف شده و دیگر برای رسیدن به چنین بهشت توصیف شده ای که تماما هوی و هوس است اشتیاقی ندارم و به نظرم دنیا بهتر از آن است زیرا مردان اینجا وفاداری بلدند و به زن خود اکتفا می کنندو او را کافی می دانند و در کنار لذت های جسمانی به او "عـــشق" می ورزند وبا یکدیگر زنـــــــدگــــی میکنند و وجود خود را از آن او می دانند و وجود او را از آن خود...
متشکرم از توجهتون
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
شما از روايت اين گونه برداشت كرده ايد كه بهشت حول محور لذايذ جنسي مي چرخد و در اين مساله هم اصل مردان هستند كه در بين همسران متعدد به سر مي برند و اين را با خصلت وفاداري منافي دانسته ايد و با توجه به اين از بهشت متنفر شده ايد.
در مورد رواياتي كه آورده ايد توضيح داديم كه اين روايات خبر واحد هستند يعني نمي توان به قطع و يقين گفت كه تك تك اينها از معصوم صادر شده اند. البته مضمون آنها (وجود حوريان به وفور و به دلخواه بهشتيان) متواتر است و مطابق قرآن است.
قرآن و روايات در صدد اين هستند كه اعلام كنند نعمت هاي بهشت محدوديتي ندارد و هر نعمتي كه فرد بخواهد، مي يابد بدون اين كه محدوديتي داشته باشد و يكي از نعمت ها، لذت جنسي است. در آنجا براي مردان و زنان بهشتي در اين زمينه هم محدوديتي نيست.
البته بهشتيان پاك و پاكي طلب هستند و كسي فحشاء طلب نمي كند مثلا هيچ مرد بهشتي اي همسر بهشتي ديگري را نمي خواهد و هيچ زن بهشتي اي وصلت با دو مرد را نمي طلبد.
اگر زني بهشتي مرد ديگري را دوست داشته باشد، اراده مي كند كه همسرش شبيه آن فرد شود و به اراده او، مي شود. پس او به مطلوبش مي رسد بدون اين كه محتاج باشد با دو مرد ارتباط داشته باشد.
اما ظاهرا ارتباط مرد با بيش از يك زن نه فحشاء باشد و نه مورد نفرت همسر فرد بوده و نه با وفاداري منافات داشته باشد. در روايات هم غيرت زن منفي شمرده شده (1) و اين صفت منفي را در بهشت نخواهد داشت.
البته اين بدان معنا نيست كه با محبوب بودن زن نزد شوهر و وفاداري مرد به او منافات داشته باشد. زيرا زنان صالح دنيايي در بهشت از جمال و كمالي بهره مند هستند كه هيچ حوريه اي به گرد آنها هم نمي رسد و با توجه به جمال و كمال فوق العاده و اخلاق متعالي آنها طبيعي است كه محبوب شوهران خود واقع مي شوند و شوهرانشان به غير آنها تمايل پيدا نخواهند كرد و حور و غير حور نمي تواند جايگاه منحصر به فرد آنها را در قلب شوهرانشان تصاحب كند. پس فراوان بودن حوريان در بهشت به اين معنا نيست كه حتما مردان بهشتي هم هر ساعت با يك حوري بوده و هرزه و هر جايي باشند. بلكه آنان هم در اوج صفات كمالي انساني و پاك و پاكي طلب مي باشند و حوريان هم هميشه براي لذت جنسي و براي همخوابگي نيستند. بلكه مانند كنيزان اين دنيا در خدمت زنان بهشت و خادمان آنها و شوهرانشان مي باشند.
يادآوري مكرر لذت جنسي در بهشت هم به خاطر گيرايي عمومي اين لذت است كه همه مردان و زنان به آن متمايل بوده و براي همه قابل فهم و درك است در حالي كه بسياري از لذات معنوي را جز خواص درك نمي كنند ؛ از اين رو آن لذت ها كمتر ذكر شده و اين لذت فراگير و همه كس فهم بيشتر ذكر شده است.
در مجموع بايد گفت خداوند و اولياي خدا در مقام توصيف بهشت هستند تا بشر بدان دل بسته شده و حداقل به خاطر آن هم شده به بندگي رو آورد. البته رهيدن از بند بهشت و رو آوردن به بندگي به خاطر خود خدا، غايتي است كه فقط بعضي به آن مي رسند.
توصيف بهشت هم دورنمايي از حقيقتي است كه از درك و فهم ما بالاتر است و با توجه به فهم كوتاه ما و درك ما از نعمت و لذت چاره اي جز اين گونه معرفي كردن نبوده است.
همچنان كه واقعيت دنيا را براي يك طفل در رحم نمي توان توصيف كرد و بايد دنيا را براي او با توجه به شناختش و محيط اطرافش معرفي نمود، توصيف بهشت براي ما هم بايد اين گونه باشد و چاره ديگري نيست. اما واقعيت بهشت را بعد از رفتن خواهيم فهميد.
خلاصه آن كه:
1. فرموده ايد بيشتر نعمت هاي بهشتي را اين امور معرفي كرده است.اين بيان اشتباه است اگر نگاهي به آيات قرآن بيندازيد مي بينيد كه در آيات بسياري سخن از رضايت خدا، رضوان، همنشيني با اولياء خدا و...آمده است. در قرآن بعد از بيان نعمت هاي جسماني مي فرمايد رضوان خدا از همه اينها بالاتر است. (رضوان الله اكبر ...)
2. برادر بزرگوار نظام حاكم بر بهشت را نبايد با دنيا مقايسه كرد. مثلا تصور ما اين است كه چون در دنيا زنان از هوو بدشان مي آيد در آخرت هم همينطور است در حالي كه اين طور نيست. و يا اينكه در دنيا اگر كسي به دنبال امور مادي باشد از امور معنوي باز مي ماند از اين رو جمع هر دو سخت است. اما در بهشت بهشتيان توجه كامل و تام به خداوند دارند حتي زمان لذت بردن از نعمت هاي جسماني.
پي نوشت ها:
1. محمد عبده، نهج البلاغه، قم، دار الذخائر، 1412 ق، ج 4، ص 29. (غيره المرأه كفر).
موفق و موید باشید






