السلام علیکم با عرض خسته نباشید
این را می دانم که پیامبران دچار خطا و گناه نمی شوند. اما آیا درست است که من نیز مانند حضرت یعقوب (ع) به یوسفی دل ببندم؟ یعنی برای رسیدن به او سال ها اشک بریزم. در دلم عشق دو معشوق را پرورش دهم:یوسف و خدایش. آیا این خطا نیست؟ البته موردی مشابه را دیده ام البته نه به آن شدت که از طریق یوسف به خدا رسید. خیلی از اعتقادتش دچار تحول شدند و به خدا بیش از پیش ایمان آورد.لطفا این موضوع را برایم توضیح دهید.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از ديدگاه آيات قرآن دل بستن يعقوب وار به اولياء الهي همچون يوسف (ع) اشكالي ندارد و انسان مي تواند عاشق اولياء الهي زمان خودش باشد در نتيجه اگر در زمان حاضر كسي به عنوان مثال عاشق يوسف فاطمه حضرت بقيه الله الاعظم امام زمان (ع) باشد و در فراق او شب و روز اشك بريزد هيچ اشكالي ندارد و از نظر قرآن چنين كاري پذيرفته شده است. چرا كه قرآن ماجراي حضرت يعقوب و يوسف (ع) را نقل كرده و هيچ عيب و ايرادي بر آن نگرفته است و اين نشانه تاييد است.
قرآن جريان گريه حضرت يعقوب را در فراق حضرت يوسف چنين بازگو مي كند: قالَ يا أَسَفى‏ عَلى‏ يُوسُفَ وَ ابْيَضَّتْ عَيْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ؛گفت: اى دريغ بر يوسف، و در حالى كه اندوه خود را فرو مى‏خورد، چشمانش از اندوه سپيد شد». لكن بايد توجه داشت كه داشتن چنين عشقي به معناي پروراندن عشق دو معشوق در يك دل نيست. چرا كه عشق يوسفي در طول عشق الهي است نه در عرض آن.
به عبارت ديگر اگر يعقوب عاشق يوسف است بخاطر خداست و چون يوسف جلوه گاه اسماء و صفات الهي است يعقوب او را دوست دارد نه به خاطر فرزندش بودن و... به عبارت واضح تر چون يوسف يكي از اولياء الهي بود و يعقوب با توجه به خوابي كه يوسف ديده بود و براي پدر نقل كرده بود و نيز با توجه به ديگر روحياتي كه از يوسف سراغ داشت، مي دانست كه او را نزد خدا مقامي بس بلند است از اين رو محبتي فوق العاده به او داشت و در فراق او مي گريست در نتيجه يعقوب دو عشق(عشق خدا و عشق يوسف) در دل خود نداشت و تنها عشق خدا در دل او موج مي زد و عشق به يوسف جلوه اي از عشق به خدا بود.
و در پاسخ سوال دوم شما(خطابودن چنين عشقي) مي گوييم كه عشق به ولي خدا و گريه كردن در فراق او خطا و گناه محسوب نمي شود. چرا كه اولا گريه در فراق محبوب از امور فطري انسان است و هر انسان سالمي به طور طبيعي در اثر فقدان دوستا ن و محبوب هايش اندوهناك مي شود و غم فراق محبوب او را مي سوزاند. ثانيا؛ از نظر دين اسلام هر گريه اي مذموم نيست. بلكه آن گريه و اندوهي نكوهش شده است كه به جهت بى‏تابى و شكايت از تقديرات الهى باشد. اما اگر گريه و اندوه بخاطر محبت و دل‏سوزى نسبت به دوستان و خويشاوندان و يا بخاطر فقدان يكى از اولياى الهي و محروميت از حضور او باشد اين كار، نشانه عاطفه و حُسن روابط انسانى و نشانه ايمان و علاقه به اولياى خدا مى‏باشد واين گونه گريه و زاري نه تنها مذموم نيست. بلكه بسيار پسنديده است.
نتيجه سخن اين كه اولا از نظر قرآن عاشق اولياء الهي شدن و گريه و زاري در فراق ايشان هيچ اشكالي ندارد چرا كه اين گونه عشق ها در طول عشق الهي است نه در عرض آن. ثانيا؛ گريه حضرت يعقوب از روي شدت محبت و علاقه به ولي خداست نه بخاطر بي تابي و شكايت از تقديرات الهي در نتيجه خطاو گناه محسوب نمي شود. چنانچه در آيه نيز تصريح شده است كه با اين كه حضرت يعقوب بسيار ناراحت و اندوهناك بود. اما با اين حال سعى مى‏كرد، خود را كنترل كند و خشم خود را فرو بنشاند و سخنى بر خلاف رضاى حق نگويد او مرد با حوصله و بر خشم خويش مسلط بود (فَهُوَ كَظِيمٌ).(2)
پي نوشت ها:
1. يوسف (12)آيه 84.
2. همان.

موفق و موید باشید