آیت الله جواد شاهرودی - یکی از علمای شیعه - می‏گوید: مهدی ؛ هیچگاه بر ما مخفی و پوشیده نیست هر چند که از دیدگان ما مخفی و پوشیده باشد و کسی به او دسترسی نداشته باشد و جایش معلوم نیست ولی منافی این نیست که هرگاه فرد درمانده‏ای به او پناه ببرد، فردی که از تمام امور دست بریده و تمام درها به روی او بسته شده باشد، ظهور نکند، چون او پناه و کمک بیچارگان و درماندگان در آن حال است که در هنگام شدت و گرفتاری به کمک مردمان می‏آید، یا وقتی که امکان صبر بر بلاهای دنیا و آخرت وجود نداشته باشد، یا امکان رهایی از دشمنان جن و انس وجود نداشته باشد، به او پناه می‏برند.(الامام المهدی و ظهوره ص325.)
گفتم: سبحان الله! چگونه یک مسلمان در هنگام گرفتاریها به غیر خدا پناه می‏برد، در حالی که کافران با وجود کفرشان در هنگام سختیها به خداوند پناه می‏برند و خداوند متعال در مورد وصف کافران می‏فرماید:
‏«هنگامى كه بر سوار بر كشتى شوند، خدا را با اخلاص مى‏خوانند (و غير او را فراموش مى‏كنند); اما هنگامى كه خدا آنان را به خشكى رساند و نجات داد، باز مشرك مى‏شوند». (العنكبوت: ٦٥).

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خلاصه و نتيجه دو پرسش شما شبهه اي است كه در شرك بودن توسل داريد. چه نقل قولهايي كه از حضرت آيه الله وحيد داشتيد و چه آنچه از آقاي شاهرودي نقل نموديد.
در اين راستا توجه به چند نكته لازم است:
اول:
اگر كسي به غير خدا، بدون اذن و اجازه و امر خدا متوسل شود، كارش غلط و شرك و كفر است، زيرا كسي را مقرب درگاه خدا و واسطه شمرده كه خدا او را مقرب و واسطه ندانسته، به وساطت و شفاعت او اجازه نداده ، بندگانش را به توسل به او فرا نخوانده است. كار مشركان از اين سنخ است. آنان بت ها و الهه هاي خود را مقربان درگاه خدا مي دانستند كه با توسل به آنان مي خواستند به خدا نزديك شوند، در حالي كه بت ها و الهه ها نه جايگاهي نزد خدا داشتند و نه خدا به شفاعت و توسل بدانان فراخوانده بود ، و اين قطعا شرك و كفر است:
ما نعبدهم الا ليقربونا الي الله زلفي ؛ اين ها را عبادت نمى‏كنيم مگر براى آن كه ما را به خدا نزديك كنند. (1)
دوم:
اگر كسي به ديگري متوسل شود و او را شريك خدا و در عرض و هم رديف خدا بداند، نيز مشرك و كافر است، مثل مسيحيان كه عيسي را خدا و يا پسر خدا و سومين خدا شمردند. اگر كسي پيامبر و امامان را شريك خدا و در عرض و همرديف خدا بداند، قطعا مانند مسيحيان مشرك و كافر است. مبارزه شديد امامان با غلو براي همين بود كه كسي آنان را هم رديف و شريك خدا قرار ندهد.
سوم:
اگر به كسي به اين عنوان كه خدا او را دوست دارد و برگزيده خداست و خداوند محبوبيت و برگزيدگي او را در قرآن و به زبان پيامبر اعلام كرده و به توسل به او فراخوانده، متوسل شود، عين بندگي و اطاعت خداست. در عين اين كه مي توانيم مستقيم با خدا مرتبط شده و به ساحتش عرض بندگي كرده و از حضرتش حاجات مان را بطلبيم، ولي طبيعي است كه توجه به درگاه خدا با توسل به محبوب هاي خدا و مقربان درگاهش و بندگان برگزيده اش كه آنان را به امامت و هدايت ما گمارده، بهتر است ، زيرا با توجه متوسلانه به پيامبر و امامان، به خدا اعلام مي كنيم كه هم خدايي تو را گردن نهاده ايم؛ هم امامت و هدايتگري بندگان برگزيده ات را . چون پذيرش نبوت و امامت پيامبر و امام، محبوب خداست، پس عملي كه نشانگر پذيرش باشد، بهتر از عملي است كه پذيرش را نشان ندهد.
از آيات قرآن استفاده مي شود كه در امّت هاي پيشين، افراد گنهكار از پيامبر زمان خود، درخواست مي كردند كه در حق آنان استغفار كند. درباره برادران يوسف مي خوانيم: آن گاه كه پرده از روي كار برافتاد، رو به يعقوب كردند و گفتند: يا أبانا اسْتَغفر لَنا ذنوبنا انّا كنّا خاطئين......؛(2) پدرجان! از خدا بخواه كه گناهان ما را ببخشد، ما اشتباه كرديم، يعقوب در پاسخ گفت: (3) من از خدا خواهم خواست كه گناهان شما را ببخشد، او بخشاينده و مهربان است.
درباره گنهكاران مي فرمايد: ولو أنّهم اذ ظَلَموا أنفسَهم جاوُِك فاستغفروا اللَّهَ واستغفرَ لهم الرسول لَوجدوا اللَّهَ تَواباً رَحيماً؛ (4) اگر هنگامي كه بر خود ستم كرده اند ،نزد تو اي پيامبر بيايند و از خدا بخواهند كه گناهان ايشان را بيامرزد و پيامبر نيز براي آنان آمرزش بخواهد، خدا را توبه پذير و مهربان خواهند يافت.
در آيه ديگر منافقان را نكوهش مي كند: و اذا قيل لهم تعالوا يستغفر لكم رسول اللَّه لوّوا روِسهم و رأيتهم يصدّون و هم مستكبرون؛(5) اگر به آنان گفته شود بياييد تا پيامبر خدا براي شما آمرزش بخواهد، سر برمي تابند، و آن ها را مي بيني كه از سخن تو روي گردان شده و تكبر مي ورزند.
از آيه استفاده مي شود كه يكي از وسايل جلب مغفرت، توسل به دعاي پيامبر (ص) و آمرزش خواهي اوست.
منزلت پيامبر نزد خدا مايه استجابت دعاي او بوده و قطعاً خواسته هاي آن نيازمند برآورده مي شود.
امامان نيز يكديگر را وسيله قرار مي دادند، چنان كه در دعاي عرفه امام حسين مي خوانيم:
«اللّهمّ انّا نتوجّه إليك في هذه العشيّة الّتى فرضتها و عظّمتها بمحمّد نبيّك و رسولك و خيرتك من خلقك؛
خدايا در چنين وقتى كه آن را بر من بزرگ داشته‏اى، به تو توجه كرده و تو را به محمّد پيامبر و فرستاده و مهم ترين خلقت سوگند مى‏دهم».(6)
اگر به دعاها و مناجات ائمه معصوم توجه نمايي، كاملاً ‌برايت اين موضوع روشن مي شود كه نه تنها يك روايت و دعا، بلكه دعاهاي بسيار وارد شده است. دعاها از طرف كساني آمده كه در دعاهاي ديگر مستقيما نيز با خدا سخن گفتند.
ابو بصير مى‏گويد: به امام صادق (ع) گفتم: دعاى يوسف (ع) در چاه چه بود، زيرا در آن اختلاف نظر داريم.
فرمود: همين كه يوسف در چاه افكنده و از زندگى خويش نااميد شد، گفت :خدايا، بر فرض كه گناهان چهره مرا در پيشگاه تو تباه كرده و دعاى من به سوى تو نمى‏رسد و برآورده نمى‏شود، از تو به حق آن پيرمرد (يعقوب) مسئلت مى‏كنم كه بر ناتوانى او رحمت آورى. من و او را به يكديگر برسانى كه بى‏تابى او براى من و شوق من براى او را مى‏دانى.
ابو بصير مى‏گويد: آن گاه امام صادق (ع) گريست و فرمود: من عرضه مى‏دارم‏:
پروردگارا! اگر گناهان و خطاها چهره مرا در پيشگاه تو تباه كرده و دعاى من به سوى تو نمى‏رسد و برآورده نمى‏شود، به حق خودت كه هيچ چيز چون تو نيست، مسئلت مى‏كنم و به محمد (ص) كه پيامبر تو و پيامبر رحمت است، مسئلت مى‏كنم. بار خدايا، بار خدايا، بار خدايا.
سپس فرمود: اين دعا را بگوييد و فراوان بخوانيد كه چه بسيار در گرفتاري هاى بزرگ، اين دعا را مى‏خوانم.(7)
روايت زير نيز توسل پيامبر و امام علي به يكديگر را بيان مي كند. ابن مسعود مي گويد: خدمت رسول الله ، امام علي را در حال ركوع و سجود ديدم كه به خدا عرض مي كرد:به حق پيامبرت محمد،شيعيان گناهكار را ببخش! بعد ديدم رسول خدا هم نيايش مي كرد: خدايا !به حق علي، گناهكاران امت را بيامرز(8).
اميدواريم با توضيحات ارائه شده ، به پاسخ خود دست يافته باشيد، اما چنانچه نياز به توضيح و يا سوالي ديگر داشتيد، مجدداً با ما ارتباط برقرار كنيد .
موفق باشيد.
پي نوشت ها:
1. زمر(39)،آيه 3.1.
2. يوسف(12)، آيه97.
3. همان، آيه 98.
4. نساء(4)، آيه64.
5. منافقين(63)، ‌آيه 5.
6. علامه مجلسي،‌ بحارالأنوار، بيروت، موسسه الوفاء ، 1404 هـ.ق، ج 95، ص 222.
7. محمد بن حسن فتال نيشابوري، روضه الواعظين، قم، انتشارات شريف رضي، بي تا‌، ج 2، ص 327.
8. ‌بحارالأنوار، بيروت، موسسه الوفاء ‌، 1404 هـ.ق، ج 36، ص 74.

موفق و موید باشید