ممکن است در این مورد که چراپیامبر با عایشه در سن شش سالگی ازدواج کرد, توضیح بدهید
ازدواج با یک کودک با هیچ منطقی سازگار نیست. ومسلما باعث ایجاد صدمات روحی شدید به او میشود. از آن وحشتناکتر جواز ازدواج با شیر خوار که به نظر هر آدمی که بویی از شعور برده مذموم است. به نظر شما یک دختر دو ساله که مورد بهره کشی جنسی از هر نوع(حالا به جز نزدیکی) قرار بگیرد میتواند از نظر روحی فرد سالمی بماند.واساسا طبق این حکم هیچ حق انتخاب ,وکلا حق انسانی برای موجودی به نام زن لحاظ نشده!اگر منبع یا کتابی در این مورد سراغ دارید معرفی کنید. لطفا به من پاسخ بدهید .ممنون
پرسش: ازدواج با دختر نا بالغ
1. ممكن است در اين مورد كه چراپيامبر با عايشه در سن شش سالگي ازدواج كرد, توضيح بدهيد
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در زمان پيامبر در شبه جزيره عربي كه فرهنگ چند همسري رواج داشت، اختلاف سن در امر ازدواج اهميتي نداشت. بسيار اتفاق مي افتاد كه مردان با زناني ازدواج نمايند كه از نظر سني خيلي كوچك تر باشند. ازدواج مورد پرسش هم مانند بقيه ازدواج هاي رايج زمان متعارف و طبيعي بود. عيب و نقصي تلقي نمي شد؛ به همين خاطر در هيچ تاريخي بيان نشده كه مشركان مكه و دشمنان حضرت كه به بهانه اي در صدد عيب جويي از رسول الله بودند، از اين حربه به عنوان يك مسئله منفي در زندگي حضرت استفاده نمايند. افزون بر آن در مورد سن ازدواج عايشه به دروغ كم نشان داده شده تا از اين طريق بر پيامبر خورده گيرند.
اما علت ازدواج پيامبر با عايشه همانند ازدواج هاي ديگر حضرت بود كه از راه ازدواج با قبايل مختلف پيوند اجتماعي برقرار نموده و از اين راه به تبليغ دين اسلام و گسترش آن، در سايه جلب حمايت بيش تر مردم اقدام نمود. به همين خاطر مي بينيم كه پيامبر در زمان سختي و مشكلات به اين ازدواج ها اقدام نمود. بعد از سال هفتم هجرت كه به وضعيت مطلوب سياسي دست يافت، ديگر ازدواجي انجام نداد.
جهت آگاهي بيش تر در اين موضوع توجه شما را به تحقيقي كه در اين زمينه صورت گرفته جلب مي كنيم:
يكي از موضوعاتي كه باعث شده دشمنان اسلام بهانه اي براي تبليغ عليه دين و اهانت به حضرت محمد پيدا كنند، ازدواج حضرت با عايشه است.
طبق بعضي از روايات منسوب به امام صادق(ع) عايشه موقع ازدواج با پيغمبر، 13 يا 14 ساله بود، ولي طبق بعضي از روايات اهل سنت عايشه موقع ازدواج 9 سال سن داشت. در متن زير ثابت خواهيم كرد كه سن عايشه در هنگام ازدواج سن معمولي بوده و آن چه كه بيگانگان در سايتهاي الحادي مطرح مي كنند، افترايي بيش نيست. بيش تر احاديثي كه سن عايشه را هنگام ازدواج 9 سال گفته اند يا از طرف هشام بن عروه روايت شده است و يا از سوي راويان عراقي. اهل مدينه؛ آن هايي كه هشام بن عروه بيش تر از هفتاد سال نخست زندگي خويش را در ميان شان سپري كرده بود، مسأله را روايت نكرده اند.
هشام بن عروه راوي حديث پس از هفتاد و يك سال زندگي در مدينه، آن شهر را به قصد عراق ترك گفته، قرائت هاي مختلف اين حديث از راويان عراقي روايت شده است.
مؤلف (تهذيب التهذيب) كه كتابي در "علم الرجال" است، بر اين باور بود كه آن بخش از روايت هاي هشام بن عروه كه از طريق اهل عراق روايت شده اند، قابل پذيرش نيستند.
مؤلف "تهذيب التهذيب" اضافه مي كند كه حتي "مالك بن انس" در مورد آن احاديث او كه از طريق راويان عراقي روايت شده اند، ملاحظه داشت. (1)
امام محمد الذهبي متوفاي سال 748هق. در "ميزان الاعتدال" كه كتاب ديگري در "علم الرجال" به حساب مي آيد، در باره هشام مي گويد: حافظه هشام در اواخر زندگياش ضعيف شده بود.
بخاري در كتاب تفسير خويش حديثي را از عايشه نقل نموده، كه در آن ميگويد:
هنگام نزول آيه "بل الساعه موعدهم و الساعه ادهي وامر" كه جزء سوره "القمر" به حساب مي آيد، "جاريه" اي بودم و بازي ميكردم. (2)
لفظ "جاريه" در زبان عرب به معني دوشيزه آمده است. كتاب هاي تفسير و حديث مي گويند: اين آيه هشت سال قبل از هجرت پيامبر به مدينه نازل شده است. اگر سن عايشه را هنگام نزول اين آيه ده ساله فرض كنيم، سن ايشان هنگام ازدواج بايد در حدود بيست باشد.
بر اساس روايت احمد بن حنبل، با در گذشت خديجه بنت خويلد همسر نخستين پيامبر، زني به نام خوله نزد پيامبر آمده و به پيامبر پيشنهاد نمود تا ازدواج نمايد.
پيامبر پرسيد: چه كسي را براي اين امر در ذهن دارد؟ خوله گفت: مي تواني با دختري شوهر نكرده و يا زني كه قبلاً شوهر كرده است ازدواج نمائي. وقتي كه پيامبر منظور او از "دختر شوهر نكرده" و "زني كه قبلاًشوهر كرده است" جويا شد، خوله در پاسخ بخش نخست اين پرسش، نام عايشه را بر زبان آورد.
نزول وحي در سال 610 ميلادي تحقق پذيرفت.
دعوت پيامبر اسلام در سال 613 علني شد.
نامزدي پيامبر و عايشه در سال 620 ميلادي صورت گرفت.
هجرت پيامبر به سوي مدينه در سال 622 ميلادي انجام يافت.
انتقال عايشه به خانه پيامبر در سال 623 و 624 ميلادي صورت گرفت.
طبري مي گويد كه ابوبكر داراي چهار فرزند بود كه همه آن ها در دوره جاهليت به دنيا آمده بودند. (3)
اگر اين سخن طبري درست باشد كه عايشه قبل از بعثت پيامبر به دنيا آمده باشد، پس او به هيچ صورتي نمي تواند كه هنگام ازدواج نه ساله باشد.
بر اساس روايت هاي معتبر تاريخي، "اسما" خواهر بزرگ عايشه ده سال از او بزرگ تر بوده است. (4)
كتاب هاي بسيار معتبر تاريخ گزارش ميدهند كه اسما در سال هفتاد و سوم هجري در صد سالگي بدرود حيات گفت. (5)
اگر اسما در سال هفتاد و سوم هجري صد ساله بود، پس عمر او هنگام هجرت بايد بيست و هفت و يا بيست و هشت باشد.
بر اساس اين روايت تاريخي اگر عمر اسما در اثناي هجرت بيست و هفت و يا بيست و هشت باشد، عايشه در آن زمان بايد هفده ساله و يا هجده ساله باشد. اگر عايشه در سال اول و يا دوم هجري ازدواج نموده باشد، بايد عمر ايشان در اثناي ازدواج هجده و يا بيست باشد.
ابن هشام از اولين نگارندگان سيرت پيامبر معتقد است كه عايشه از نخستين پيروان محمد (ص) و از كساني كه در سال هاي نخست اسلام، ايمان آورده بودند، مي باشد. (6)
براي پذيرش ديني بايد كودكي حداقل بتواند راه برود و حرف بزند.
پس اگر عايشه در سال اول بعثت پيامبر سه ساله و يا پنج ساله بوده، پس هنگام ازدواج بايد حد اقل شانزده و يا هجده ساله باشد. ابن هشام مي گويد كه عايشه بعد از هجده نفر ايمان آورده است.(7)
بر مبناي سخن ابن هشام،سن عايشه هنگام ازدواج بايد در حدود شانزده تا بيست سال باشد.
براساس تاريخ ابن هشام وسخن ابن حجر عسقلاني،حضرت فاطمه پنج سال بزرگ تر از عايشه بوده است. اگر اين سخن درست باشد، پس عمر عايشه هنگام ازدواج بايد در حدود شانزده سال باشد.
عايشه سال ها قبل از خواستگاري پيامبر، نه تنها نامزد مرد ديگري بود، حتي آماده ازدواج بود. اين شخص جبير فرزند مطعم نام داشت. به اين معني، كه هشت سال قبل از هجرت، در آن زماني كه ابوبكر مي خواست به حبشه هجرت نمايد، نزد مطعم رفت و گفت كه مي خواهد عايشه را( كه در قيد نامزدي فرزندش جبير مي باشد) با فرزندش تزويج نمايد، ولي مطعم به خاطر آن كه ابوبكر مسلمان شده بود، عقد نامزدي فرزندش را با عايشه فسخ نمود. از اين گزارش بر مي آيد كه حتي هشت سال قبل از نامزدي عايشه با پيامبر، عايشه آمادة ازدواج بود. ابن سعد در جلد هشتم طبقات خويش در باره اين مسأله به تفصيل سخن گفته است.
اگر پيامبر در مورد ازدواج با عايشه مرتكب اشتباهي مي شد، بدون شك دشمنان او سخت ازآن سوء استفاده كرده و از آن حربه اي برضد او ميساختند، ولي در هيچ جا و هيچ اثري چنين نشاني ديده نمي شود.
به علاوه هيچ گونه سند و مدركي وجود ندارد كه ثابت كند عايشه از ازدواج با پيغمبر ناراضي بوده است.
در ضمن در آن دوره ها چيزي به نام وثيقه تولد وجود نداشت؛ تا تاريخ دقيق پيدايش افراد بر مبناي آن تعيين مي شد. ما حادثه اي بزرگ تر از پيدايش پيامبر در تاريخ اسلام نداريم. اما باز ديده مي شود كه در باره همين حادثه بزرگ هم چندين روايت مختلف وجود دارد.
پس با در نظر داشت تناقضاتي كه در روايات مربوط به تاريخ پيدايش عايشه وجود داشته، چطور خواهيم توانست تا با قاطعيت تمام حكم كنيم كه عايشه در اين تاريخ و يا آن سال به دنيا آمده و يا در فلان سن ازدواج نموده است؟
براي آگاهي بيش تر به كتاب همسران پيامبر از حسن عاشوري لنگرودي، مراجعه نمائيد.
پي نوشت ها:
1. تهذيب التهذيب،ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان
چاپ اول، سال چاپ 1404 - 1984 م، ج 11، ص 48، 51.
2. فتح الباري، شرح صحيح البخاري، ج8، ص486، المكتبه السلفيه، 1407ه،ق، قاهره، مصر.
3. طبري، تاريخ الامم و الملوك، ج چهارم، ص 50، دارالفكر، بيروت، لبنان، 1979.
4. الامام الذهبي، سير اعلام النبلاء، ج2، ص 289، موسسه الرساله، بيروت، لبنان، 1992" و "ابن كثير، البدايه والنهايه، ج8، ص 371، دارالفكر العربي، الجيزه، مصر 1933".
5. البدايه و النهايه، ج8، ص372.
6. ابن هشام، السيره النبويه، ج1، ص 234-227، مكتبه الرياض الحديثه، الرياض، المملكه العربيه السعوديه.
7. همان، ص 271.
پرسش: 2. ازدواج با يك كودك با هيچ منطقي سازگار نيست. ومسلما باعث ايجاد صدمات روحي شديد به او ميشود. از آن وحشتناكتر جواز ازدواج با شير خوار كه به نظر هر آدمي كه بويي از شعور برده مذموم است. به نظر شما يك دختر دو ساله كه مورد بهره كشي جنسي از هر نوع(حالا به جز
2. ازدواج با يك كودك با هيچ منطقي سازگار نيست. ومسلما باعث ايجاد صدمات روحي شديد به او ميشود. از آن وحشتناكتر جواز ازدواج با شير خوار كه به نظر هر آدمي كه بويي از شعور برده مذموم است. به نظر شما يك دختر دو ساله كه مورد بهره كشي جنسي از هر نوع(حالا به جز نزديكي) قرار بگيرد ميتواند از نظر روحي فرد سالمي بماند.واساسا طبق اين حكم هيچ حق انتخاب ,وكلا حق انساني براي موجودي به نام زن لحاظ نشده!اگر منبع يا كتابي در اين مورد سراغ داريد معرفي كنيد. لطفا به من پاسخ بدهيد .ممنون
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در همه شرايع و فرهنگ ها امر ازدواج و ايجاد رابطه زوجيت و همسري بين يك زن و مرد داراي شرايط و ويژگي ها و شرايطي است كه به واسطه آن هر زن و مردي در هر شرايط امكان ازدواج با هم را ندارند؛ مثلا محارم و بستگان درجه يك تقريبا در همه شريعت ها و فرهنگ ها نمي توانند با هم ازدواج كنند يا زنان شوهر دار امكان ازدواج مجدد ندارند ...؛ همچنين قوانين كشورها نيز بر اساس اصول و ضوابط گوناگون براي افرادي كه صلاحت ازدواج دارند، شرايط خاصي تدوين نموده است.
يكي از شرايط و ويژگي هاي مزبور شرط سني است؛ اين شرط در فرهنگ هاي گذشته و در شريعت ها معمولا مطرح نبوده، عملا ازدواج به معناي دقيق و كامل آن به همراه همه لوازم زندگي زناشويي بر اساس عرف و فرهنگ متداول تنها بين افرادي بر قرار مي شد كه از بلوغ جسمي و فكري مناسب برخوردار بودند؛ اما به دليل مصالح و سنت هاي مختلف، در بين اقوام و پيروان آيين هاي گوناگون همواره ازدواج هاي افراد كم سن و سال هم مشاهده مي شد.
در دين اسلام و بر اساس شريعت اسلام محدوديتي براي ازدواج افراد كم سن و سال وجود ندارد، اما اگر فرد از استقلال فكري و بلوغ جسمي و فكري برخوردار نبود، ولي و سرپرست او مي تواند به شرط ملاحظه مصالح كودك اجازه عقد وي را بدهد، اما برقراري و صحت اين عقد مشروط بر اين است كه اين عقد داراي مصلحت بوده يا براي كودك مفسده نداشته نباشد ؛ در نتيجه اگر اين كودك پس از رشد بر ادامه آن راضي نباشد، با مراجعه به محاكم مي تواند درخواست طلاق نمايد؛ هر چند برخي از فقها اصولا عدم رضايت را براي فسخ عقد كافي مي دانند.
نكته دقيق در اين زمينه آن است كه به شكل طبيعي و عرفي هيچ پدري برخلاف مصلحت فرزند خود حاضر به ازدواج دادن او با فردي كه زندگي دخترش را تباه نمايد نيست. اين قانون طبيعي در اين احكام مورد توجه قرار گرفته است، اما اگر فردي وضعيت عادي و طبيعي نداشت و برخلاف مصلحت فرزندش حكم مي كرد، اصولا صلاحيت ولايت بر سرنوشت فرزندش را ندارد.
در واقع صلاحيت پدر براي داشتن حق ولايت بر فرزندش امري است كه از ديد شرع مورد توجه قرار گرفته است. اگر پدر براي ولايت و اجازه اين گونه امور صلاحيت نداشته باشد، اجازه او نافذ نخواهد بود. تعيين مصلحت ازدواج به عهده جد پدري يا حاكم شرع خواهد بود.
به علاوه در اين نوع ازدواج ها تنها محرميت و شرايط عادي ناشي از زوجيت حاصل مي شود. تا زماني كه دختر امكان ورود در عرصه روابط جنسي را پيدا ننمايد، شوهر حق برقراري روابط متداول جنسي با او را ندارد، چون اين كار مي تواند صدمات جدي جسمي و روحي بر وي وارد كرده، او را با خطرات بزرگي مواجه سازد. ساير بهره مندي هاي طبيعي و عادي هم لطمه اي به جسم و روح دختر نابالغ وارد نمي سازد و براي او بيشتر جنبه رابطه اي عاطفي خواهد داشت.
اين كه عقد ازدواج به چه دلايل و مصالحي ممكن است شكل بگيرد، دلايل خاص فرهنگي و اجتماعي خود را دارد كه به طور مبسوط به آن پرداخته شده است. البته اين امر موافقان و مخالفان خود را دارد كه البته عمده مخالفت ها به خاطر خطرات ناشي از روابط جنسي و تحميل زندگي بر دختر است كه با تمهيدات اسلام اين امور منتفي است.
افزون براين، با اين ازدواج ها امكان سرپرستي يك كودك يتيم يا محرميت يك مرد با مادر يا مادربزرگ كودك فراهم مي گردد يا بسياري از مصالح پيدا و پنهان ديگر تامين مي گردد؛ به عنوان مثال در مسايل مربوط به فرزند خواندگي، در برخي موارد تنها راه ايجاد محرميت بين والدين و فرزند خوانده استفاده از اجراي صيغه عقد توسط پدر بزرگ و نظاير او است كه بسيار مهم و راهگشا است.
موفق و موید باشید






