سلام من یک دانش اموز هستم در اوایل سال چنان از یکی از معلمانم بدم می امد که در حد تصور نیست ولی با گذشت زمان یک علاقه ای نسبت بهش پیدا کردم که حد ندارد ان چنان که دلم نمی خواهد حتی 1ثانیه از او دور باشم شما نمی دانید الان که تابستان است و من 4ماه ندیدمش چه قدر برای من سخته جدا اگر سال بعد ان معلم توی مدرسه ما نبوداشد چهقدر برا من سخته و وابستگی ام نسبت به اون ان قدر زیاده که همش توی فکرش ام و حتی تو بد ترین شرایت نیز به یاد او هستم لطفا کمکم کنید چون اگر نتوانانم عشق رتق کم کن سال بد اترین ساله که اون با منه ومن بی اون می میرم لطفا کمکم کنید با تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
متأسفانه سن و جنسيت شما بر ما روشن نيست، ولي به طور كلي بايد گفت عشق شما به اين معلم رابطه زيادي به ايشان (به عنوان يك امر بيروني) ندارد و تا حد زيادي به درون شما باز مي گردد. واقعيت اين است كه اضطراب شما بالاست و همين اضطراب بالا باعث شده شما به دنبال يك آرامشگر بيروني باشيد. اين آرامشگر بيروني در شرايط فعلي كسي جز اين معلم نيست. با هر بالا آمدن سطح اضطرابي، ناخودآگاه ذهن شما به سوي او و ياد او متمايل مي شود و خواهان كسب آرامش از بودن با او مي گرديد. اين معلم همچون ساير انسان ها، فردي كاملاً معمولي است و قطعاً اگر شما در مدرسه ديگر درس مي خوانديد آرامشگر ذهني خود را ناخودآگاه از ميان آنان انتخاب مي كرديد. اين نوسانات روحي-رواني همه به خاطر وجود برخي ناهنجاري هاي رواني از جمله اضطراب در شماست.
از سوي ديگر اضطراب، مادرِ بسياري امراض از جمله وسواس فكري است. وسواس فكري، افكار مزاحم و تكرار شونده اي هستند كه بدون اختيار به ذهن ما هجوم مي آورند؛ به گونه اي كه حتي در بدترين شرايط از دست آنان خلاصي نداريم. عشق شما به اين معلم قطعاً چيزي جز يك فكر يا رفتار وسواسي نيست. اگر دقت كرده باشيد شما در برخي زمينه هاي ديگر نيز از وسواس فكري-عملي بي نصيب نبوده و نيستيد. وسواس فكري يكي از اختلالات نسبتاً پيچيده جهان است كه شمار زيادي از مردمان دنيا به آن گرفتارند. وسواس فكري بسته به شدت و ضعفش نيازمند 25 جلسه رواندرماني در كنار دارودرماني احتمالي مي باشد.
خودرماني و كلنجار درماني به هيچ وجه درمان كارآمدي براي درمان وسواس فكري نيست. توصيه مي شود اولاً در صورت امكان به تعويض مدرسه خود بپردازيد، به گونه اي كه ديگر اين معلم را (حتي تا پايان عمر) نبينيد. مطمئن باشيد كه به صفر رساندن ديدار اين معلم امري صد درصد شدني است و به تدريج متوجه مي شويد كه با نبود وي هيچ اتفاق خاصي در زندگي شما نيفتاده و نخواهد افتاد. ثانياً در اسرع وقت به يك روانشناس باليني مراجعه نماييد. در صورت تداوم و تشديد اين امر از دارودرماني موقت غفلت نورزيد و با مراجعه به روانپزشك و طبق صلاحديد وي به مصرف كوتاه مدت داروهاي كاهنده اضطراب و وسواس بپردازيد. به ياد داشته باشيد كه اگر هزار سال، شبانه روز با او باشيد نه تنها ذره اي از اضطراب و وسواس فكري شما كم نخواهد شد بلكه روز به روز بر شدت آن ها افزوده خواهد شد. پس عاقلانه فكر كنيد و به جاي تفكر در شيوه هاي وصال و ديدار هميشگي ايشان سعي در پيدا كردن راه كارهاي حذف كامل ديدار ايشان نماييد.
موفق و موید باشید






