سلام .
کسی که نماز نمی خواند یا بعضی فروع را انجام نمیدهد ، مسلمان به حساب نمی آید ؟ درحالی که به اصول دین اعتقاد دارد و شناخت کافی از خدا و معاد پیامبران و ائمه و قرآن دارد .
اعتقاد به اصول نشانه مسلمان بودن نیست ؟

سوال دوم هم اینکه در قرآن تاکید شده که انسان و جن برای عبادت آفریده شده اند . آیا عبادت منظور فقط نماز است ؟؟ به طور کلی عبادت یعنی چه ؟

پرسش: آيا كسي كه نماز نمي خواند يا بعضي فروع را انجام نمي دهد ، مسلمان به حساب نمي آيد ؟
سلام .
كسي كه نماز نمي خواند يا بعضي فروع را انجام نمي دهد، مسلمان به حساب نمي آيد ؟ درحالي كه به اصول دين اعتقاد دارد و شناخت كافي از خدا و معاد پيامبران و ائمه و قرآن دارد.
اعتقاد به اصول نشانه مسلمان بودن نيست ؟

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
كفر و خروج از دائره اسلام از دو حيث قابل بررسي است در مباحث فقهي هر كس خدا، يكتايي خدا، نبوت، معاد يا فرعي اعتقادي را كه ضروري دين بوده و منجر به انكار مبدأ يا معاد گردد، را معتقد نباشد يا منكر باشد، كافر است. (1)
اما در مباحث كلامي، كفر در انسان، پوشانيدن و كتمان آگاهانه است. از اين رو نوعاً در تعريف كفر، كلمة «جحود» و «انكار» بكار مي رود. كه مخالفت آگاهانه و لجاجت آميز را مي رساند. (2)
با اين بيان آنچه سبب خروج از دائره اسلام مي شود آن است كه اولاً شخص يكي از اصول و مبادي دين را انكار كند و ثانياً انكار شخص از روي علم و آگاهي باشد بنابراين شخصي كه نماز نخوانده و يا روزه نمي گيرد از دو حال خارج نيست.
الف) با علم به اينكه اين عمل مانند نماز، روزه و... از فروعات دين بوده و خداوند بر انجام آن دستور داده، اساساً به وجوب آن معتقد نبوده و مثلاً با لج بازي و... عمداً آن را به جاي نياورده است، چنين شخصي از آنجا كه منكر فروع دين و به تبع آن منكر يكي از ضروريات دين اسلام مي شود از دائره دين اسلام خارج مي شود. لذا احكامي مانند نجاست و سائر امور مربوط به كفر بر او صادق است.
ب) اينكه شخص به وجوب آن معتقد بوده، ولي در مقام عمل سستي به خرج داده و آن را به جاي نياورده است مانند بسياري از افراد كه با علم و اعتقاد به وجوب عملي، در انجام آن كوتاهي مي كنند. چنين شخصي گناه بزرگي مرتكب شده است و در برخي از روايات ائمه تاكيد كرده اند كه اين افراد نه تنها گناه كرده، بلكه حتي شفاعت ائمه نيز براي اين دسته افراد نمي رسد در روايتي از امام صادق (ع) نقل شده است كه امام فرمود" شَفَاعَتُنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِصَلَاتِهِ"(3) شفاعت ما نمى رسد به آنكه نماز را سبك مى‏شمارد."
در نتيجه اين شخص گناهكار است. اما از دائره اسلام خارج نمي شود. لذا نمي توان كافر و غير مسلمان بر او اطلاق كرد.
پي نوشت ها:
1. توضيح المسائل مراجع، تهيه و تنظيم سيد محمد حسن بني هاشمي، پانزدهم، قم، دفتر انتشارات اسلامي، 1386 ش، ج 1، ص76. (در همين تعريف فقهي نيز تفاوت هايي وجود دارد كه در رساله ها آمده است).
2. راغب اصفهاني، المفردات في غريب القرآن، دارالعلم، بيروت،1412ق، ج 1، ص 187 "ذيل ماده جحود".
3. مجلسى،محمد باقر، بحار الأنوار، چ اسلاميه، تهران، بي تا، ج 79، ص 227.

پرسش: سوال دوم هم اينكه در قرآن تاكيد شده كه انسان و جن براي عبادت آفريده شده اند . آيا عبادت منظور فقط نماز است ؟؟ به طور كلي عبادت يعني چه ؟
سوال دوم هم اينكه در قرآن تاكيد شده كه انسان و جن براي عبادت آفريده شده اند . آيا عبادت منظور فقط نماز است ؟؟ به طور كلي عبادت يعني چه ؟
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُون‏»(1)؛ و من جن و انس را نيافريدم مگر براي اينكه عبادتم كنند.
منظور از عبادت در اين آيه شريفه فقط نماز نيست. بلكه نماز هم يكي از مصاديق عبادت مي باشد.
عبادت از ماده عبد مي باشد به معني خضوع و گوش به فرمان بودن و فاعل آن را عابد مي گويند و جمع آن عبّاد است.(2)
راغب در مفردات مي گويد: عبوديّت اظهار تذلّل و عبادت غايت تذلّل است.(3)
بنابراين معنى جامع اين كلمه همان تذلّل و خضوع و اطاعت است‏ و عبادت خدا تذلّل و خضوع در پيشگاه اوست با تقديس ذات مقدّسش و آن مخصوص خداست و هر عملي كه اطاعت و خضوع در برابر دستورات خداوند به حساب آيد عبادت اوست كه انجام واجبات الهي اعم از نماز و روزه و حج و... از مصاديق عبادت است.
آيت الله مكارم درباره حقيقت عبادت مي نويسد:
ما همه براي عبادت پروردگار آفريده شده ايم. اما مهم اين است كه بدانيم حقيقت عبادت چيست آيا تنها انجام مراسمي مانند ركوع و سجود و قيام و قعود و نماز و روزه منظور است؟ يا حقيقتي است ماوراي اينها هر چند عبادات رسمي نيز همگي داراي اهميتند. عبد از نظر لغت به انساني مي گويند كه سر تا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد اراده اش تابع اراده او و خواستش تابع خواست اوست و در اطاعت او هرگز سستي به خود راه نمي دهد و به تعبير ديگر عبوديت اظهار آخرين درجه خضوع در برابر معبود است و به همين دليل تنها كسي مي تواند معبود باشد كه نهايت انعام و اكرام را كرده است و او كسي جز خدا نيست. عبوديت كامل آنست كه انسان جز به معبود واقعي يعني كمال مطلق نينديشد جز در راه او گام بر ندارد و هر چه غير اوست فراموش كند. حتي خويشتن را و اين است هدف نهايي آفرينش بشر كه خدا براي وصول به آن ميدان آزمايشي فراهم ساخته و علم و آگاهي به انسان داده است.(4)
پي نوشت ها:
1. ذاريات(51) آيه56.
2. مصطفوي، حسن، التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج8، ص12.
3. راغب اصفهاني، المفردات في الفاظ القرآن، ج1، ص542.
4. مكارم شيرازي، تفسير نمونه، انتشارات اسلاميه، ج22، ص387.

موفق و موید باشید