سلام
من پسری 18 ساله هستم که اطلاعات زیادی در مورد دینمون ندارم مثل اکثر جوون های دیگه یک مسلمان با دین تقریبآ سطحی . چند روز پیش یکی از دعاهام رو که قبولی در دانشگاه باشه وچند تا از خواسته های دیگم رو با خدا مطرح کردم و خواستم تا مستجاب بشه و در عوض من هم یه خورده از کارهایی که از نظر دینی مشکل داره رو انجام ندم و یا کم کنم . در همین لحظات احساس کردم که خدا میگه باید خودت رو یک سره به من واگذار کنی و هر چی توی دینم اومده انجام بدی و کوچک ترین گناهی نکنی ( یعنی مثل اونایی که به مراحل بالایی از ایمان میرسن و خودشون رو به خدا واگذار میکنن ) و احساس کردم که در شرایط بسیار بد و سختی قرار گرفتم . و نتوستم این کار و بکنم وقتی دیدم که چه کارای سختی رو باید انجام داد و گفتم خدایا من هنوز آماده این نیستم آخه برای من خیلی زود نیست ؟
حالا به خاطر همین موضوع احساس میکنم خدا از من ناراضیه و من تنها تر از قبل شدم دیگه دعاهام مستجاب نمیشه و خدا میگه تو مال این حرفا نیستی و آدم نمیشی لیاقت اجابت دعاهات رو نداری . من هم دیگه یه ذره آرامشم رو از دست دادم داغون شدم گیجم و نمیدونم چیکار کنم اخه تو زندگیم خیلی تاثیر داره .
حال خواهش میکنم راهنماییم کنید که چیکار کنم آرامش و اعتماد به نفس پیدا کنم ؟ اصلآ این موضوع و این الهامات درسته یا ساخته ی ذهن منه . من باید چیکار کنم دعا هام مستجاب شه ؟ بعضی ها میگن چیزی که میخای شاید به نفعت نیاشه و خدا بهت نده اما اگه اینطور هم باشه نده من دیگه از دنیا و آخرت میبرم . اگه هم امدیم شد و من به خواسته هام رسیدم اونوقت سر هر اشتباهی من میرم جهنم ؟ اه کلآ از دنیا متنفرم چیکار کنم هان
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
قبل از هر سخن بايد به شما كه جوان پاك و بي آلايش و در پي حقيقت هستيد بگويم:
برادر عزيزم؛ خداي مهربان همه بندگان خويش را دوست دارد. البته مؤمنان را بيش تر دوست دارد. بنده هر چه ايمان و معرفت و درجه يقين و اعتمادش به خدا بيش تر باشد، او را بيش تر دوست دارد، ليكن با اين همه، او همه بندگانش را دوست دارد.
قرآن مي فرمايد: «إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحِيم» (1) نفرمود فقط مؤمنان را دوست دارد، بلكه فرمود: خداوند نسبت به همه مردمان (الناس) مهربان و بخشاينده است.
حقيقت روشن و بديهي اين است كه ما خداي مهربان را نشناخته ايم. نداشتن حسن ظن به خدا به خاطر عدم شناخت است. اي كاش مي دانستيم هر مشكلي كه در زندگي ما پيش مي آيد، نتيجه كار كرد هاي خودمان است. نتيجه به كار نگرفتن عقل و انديشه فردي و شورايي و تخصصي و بي توجهي به راهنمايي هاي خداي مهربان است كه به صورت واجب و حرام يا مستحب و مكروه به عنوان دين به بندگانش ارائه داده است.
توصيه مي كنيم سعي كنيد اين حالت را از خويش دور سازيد و به آينده اميدوار باشيد. قطعا الطاف خداوند شامل حال شما خواهد شد.
در ادامه لازم است به چند نكته توجه كنيد:
1. ميان استجابت دعا و برآورده شدن خواسته انسان تفاوت وجود دارد. اجابت دعا هميشه آن نيست كه خواسته انسان برآورده شود. چه بسا اتفاق مي افتد كه انسان برآورده شدن حاجتي و رسيدن به هدف و مقصدي را ايده آل و به نفع خويش مي پندارد. چنان به پندار خود و خير بودن خواسته و دعايش يقين دارد كه آن را همانند دو، دو تا چهارتا واضح مي داند، حال آن كه واقعيت امر غير از پندار ماست. عكس آن نيز صادق است.(2)
با اين اوصاف، چرا از اين كه خداوند شما را ضلالت نجات داده و شما را از هلاكت رها كرده مي بريد؟ در اين نكته بسيار تامل كنيد.
مطمئن باشيد خداوند شما را دوست دارد و دعاهايتان را اگر به صلاحتان باشد به اجابت مي رساند. البته ممكن است موانعي مثل گناه وجود داشته باشد كه بايد آن ها با توبه و ...رفع نماييد. اگر در عمل نمي توانيد همۀ گناهان را ترك كنيد حداقل نيت تان اين باشد كه هيچ گناهي انجام ندهيد.
2. اسلام به قدري روي تأثير تلاش ها و عملكردهاي انسان در ساختن سرنوشت تأكيد ميكند كهاز يك سو مي فرمايد:" أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى(3) و اين كه بهرهاي براي انسان جز سعي و كوشش او نيست" از سويي ديگر ميفرمايد: " ِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ " (4) خداوند سرنوشت هيچ قوم و ملّتي را تغيير نمي دهد مگر آنان آن چه را در خودشان است تغيير دهند."
پس در سفر زندگي هركس ناخداي كشتي سرنوشت خويش است. بايد با مقصد و راه رسيدن به آن آشنا باشد تا فراز و فرودهاي زندگي را با موفقيت پشت سرگذارد. در غير اين صورت، چون كشتي بيسكان است و مسير حركتش را امواج دريا تعيين ميكند و اي چه بسا با كوچكترين اشتباه گرفتار عذاب الهي شود. قرآن ميفرمايد: " كلُّ نفسبما كسبت رهينة؛ هر كسدر گرو اعمال خويش است".(5)
3. براي رسيدن به درجات كمال ايمان بايد پله پله گام برداشت. قطعا انتظاري كه از شما جوان 18 ساله هست به اندازه كسي نيست كه يك عمر در اين راه گام برداشته است. چرا كه ايمان داراي درجات و مراتب است و هر كس به اندازه تلاشش به درجات كمال مي رسد. انجام هر كار نيكو و افزايش معرفت و آگاهي در تقويت و رساندن آن به مرتبه بالاتر مؤثر است. باور كردن و اعتقاد يقيني به عقايد ديني و انجام واجبات و ترك محرّمات و آراسته شدن به اخلاق حسنه و رهايي از رذايل اخلاقي به ويژه از تكبر، حسد و بدخواهي براي مردم از مهمترين موجبات تحكيم و تقويت پايه هاي ايمان هستند. بدين منظور مطالعه كتاب هاي شهيد مطهري را پيشنهاد مي كنيم. البته در اين سيرمطالعاتي لازم است يك ترتيبي لحاظ شود كه در صورت تمايل در مكاتبات بعدي به آن مي پردازيم.
پي نوشت ها:
1. بقره(2) آيه 142.
2. شهيد مطهرى، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، 1378ش، ج 1، ص 38.
3.نجم (53) آيه 39.
4. رعد (13) آيه 11 .
5. . مدثر (74) آيه 38.
موفق و موید باشید






