Salam vaght e shoma bekheir,
bande , kharej az Iran hastam va be tahsil mashghoolam. khosh hal misham az pasokh e shoma be onvan e cheraghi dar serat e mostaghim estefade konam.
soal injas ke hadaf az boodan dar beheshti ke khoda va'de dadeh ast, chist ? chera bayad hamishe dar behesht bemoonim ? khoda nemitoonest baraye oun haye ke kar e kheir anjam midahand too hamin donya sepass gozari dar nazar begire va ya oun hayee ke kar haye napassnad anjam midahand dar hamin donya taghas pass bedahand ?
hadaf chie dar behesht ya jahanam e khoda boodand ? aya inn ha be vaghe sakhteye zehn e kootah e bashariyat nist ???
Lotf mikonid, vaghean doost daram ba afkar e shoma ashna shavam
merci
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
براي رسيدن به پاسخ سوال شما، فهم ماهيت بهشت و جهنم و به صورت كلي جهان آخرت و نشئه قيامت ضروري است. جرا كه با روشن شدن اين مهم، غير ممكن بودن تحقق آخرت در دنيا روشن شده و ضرورت وجود چنين جهاني نمايان خواهد شد.
تصور عاميانه اي كه از بهشت و جهنم و جهان آخرت وجود دارد ( كه شايد از ظواهر برخي آيات و روايات اين تصور سطحي به دست آمده باشد وليكن با گذر از سطح مي توان به لايه هاي عميق تري از اين منابع دست يافت ) اين است كه بهشت، باغي به وجود آمده از انواع درختاني كه داراي ميوه هاي گوناگوني هستند و خداي متعال آنها را در جائي كه جداي از اين عالم است كاشته است و در آنجا خانه ها و قصرهائي بنا نموده و خدمتكاراني را خلق كرده است تا براي بهشتيان خدمت كنند و جهنم هم عبارت است از جائي يا چاهي يا گودالي پر از آتش كه خداي متعال به وسيله ملائكه عذاب آن را با گردآوري هيزم هاي فراوان ، براي جهنميان مهيا كرده است و هر وقت قيامت برپا شد درهاي اين باغ براي بهشتيان و درهاي آن چاه و گودال براي جهنميان، باز شده و بهشتيان به بهشت و جهنميان به جهنم وارد خواهند شد.
اين تصور، به ما مي گويد كه اين باغ و آن گودال پر از آتش ارتباطي به ما و اعمال ما ندارد و مانند پاداش ها و مجازات هائي كه در دنيا، انسان ها به خاطر اعمالشان دريافت مي كنند، پاداش و مجازاتي است كه خدا، جداي از اعمال ما براي ما مهيا نموده است. بنابراين تصور چه اشكالي دارد كه آن باغ و آن گودال پر از آتش در همين دنيا و در همين كره خاكي يعني زمين مهيا شود؟ مگر خدا نمي تواند زمين متروكه اي را به اين امر اختصاص دهد و ديگر نيازي به بر هم زدن اين نظم و نظام كنوني نباشد و هر چه هست همين جا به سرانجام برسد؟
با آن تصور از بهشت و جهنم، شايد مانعي بر سر راه تحقق چنين تصوري هم وجود نداشته باشد ولي حقيقت چيز ديگري است كه با دقت در آيات و روايات و براهين عقلي مي توان به آن دست پيدا كرد.
وقتي به متون ديني مراجعه مي كنيم ملاحظه مي كنيم كه رابطه بين بهشت و جهنم از يك طرف و اعمال ما و به تعبير بهتر رابطه بين دنيا و آخرت رابطه اي حقيقي است به اين صورت كه آخرت باطن دنيا و عقاب هاي جهنم و پاداش هاي بهشت، ملكوت و باطن اعمال ما و به تعبيري بهتر تجسم اعمال ما مي باشند.بنابراين رابطه عمل و جزا، رابطه اعتباري و قرار دادي نيست كه جزا جداي از عمل و عمل جداي از جزا باشد. همانگونه كه در دنيا بين اعمال و جزاي اعمال ما رابطه اي اعتباري و جعلي برقرار است. مثلا وقتي كسي كسب غير قانوني داشته باشد، او را به زندان مي اندازند و يا جريمه مي كنند. زندان يا جريمه هيچ رابطه وجودي و حقيقي با كسب غير قانوني ندارد بلكه ما اين گونه قرار داد كرده ايم كه هر كس چنين عملي مرتكب شد به چنين مجازاتي گرفتار شود. بنابراين قابل تغيير است و مي توان مجازات زندان او را به جريمه نقدي يا جريمه نقدي او را به زندان تبديل كرد چون همه چيز به خواست ما بر مي گردد.
اما مجازاتهاي آخرت از اين قبيل نيست بلكه انسان در آنجا چيزي دريافت نمي كند جز عمل خود را كه با وجود او متحد شده و به صورت حقيقي خود در آنجا نمايان مي شود. به همين دليل از قيامت تعبير شده است به يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ » "در آن روز كه اسرار نهان (انسان) آشكار مي شود."(1)
براين اساس مي فرمايد : « إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْولَ الْيَتَمَى ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِى بُطُونِهِمْ نَارًا وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا »" كسانى كه اموال يتيمان را به ظلم و ستم مىخورند، (در حقيقت،) تنها آتش مىخورند و بزودى در شعلههاى آتش (دوزخ) مىسوزند ."(2)
در آيه ديگر ميفرمايد: «يَوْمَئذٍ يَصْدُرُ النّاسُ اَشْتاتاً لِيُرَوْ اَعْمالَهُمْ»"در آن روز مردم بصورت گروههاى پراكنده (از قبرها) خارج مىشوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود. "(3)
بنابراين بهشت و جهنم همين الان هم موجودند و با اعمال ما ساخته مي شوند و احاطه بر عالم دنيا دارند. البته اين احاطه به معناي احاطه مكاني و جسماني نيست كه فرض كنيم دور كيهان يك عالم ديگر كشيده شده است كه بهشت و جهنم را تشكيل مي دهد بلكه اين احاطه احاطه وجودي است چرا كه آخرت باطن و حقيقت و ملكوت عالم دنيا و ملك است و اگر كسي چشم باطن بين و حقيقت بين و ملكوتي داشته باشد مي تواند بهشت و بهشتيان را ديده و جهنم و جهنميان را مشاهده كند.
« ٍ وَ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ عَذابَ يَوْمٍ مُحيط » "همانا من از عذاب روز فراگير، بر شما بيمناكم" (4)
در روايات نيز به اين حقيقت اشاره شده است از جمله اينكه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايد:
« اتقوا الظُّلْمَ فَإنَّه ظُلُمَاتُ يَوْمِ الْقِيَمَة » " از ظلم اجتناب كنيد زيرا كه ستم، تاريكىهاى روز قيامت است.(5)
همچنين : « الجنه قيعان و غراسها سبحان ربي العظيم و بحمده »"بهشت زمينهائى است و نهالهائى كه در آن نهاده ميشود سبحان ربي العظيم و بحمده است".(6)
و نيز از رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم روايت ميكند:
إذَا مَرَرْتُمْ بِرِيَاضِ الْجَنَّةِ فَارْتَعُوا! قِيلَ وَ مَا رِيَاضُ الْجَنَّةِ قَالَ: مَجَالِسُ الذِّكْر» "زمانيكه مرور كرديد به باغ هاى بهشت، در آن بگرديد و استفاده كنيد از ميوههاى آن! عرض كردند: مراد از باغهاى بهشت چيست؟ فرمود: مجالس ذكر خداوند عزّ و جل."(7)
با اين توضيحات اين حقيقت روشن مي شود كه امكان تحقق بهشت و جهنم در دنيا وجود ندارد چرا كه حقيقت وجودي اين دو در طول يكديگر مي باشد ، يكي ظاهر و ديگري باطن و يكي محيط و ديگري محاط و يكي ملك و ديگري ملكوت آن مي باشد. بنابراين وجود پيدا كردن هر يك در مرتبه ديگري محال است.(8)
بر اين اساس است كه روشن مي شود دنيا گنجايش وجود بهشت و جهنم و پاداش ها و عقاب هاي آن دو را در خود ندارد چرا كه آنها وجودهائي بسيار وسيع تر از وجود دنيا دارند و چنين امري محال است.
أبو ذرّ غفارى از حضرت رسول خدا (ص) سؤال مي كند كه: از ميان آياتى كه بر شما نازل شده است كداميك افضل است؟
حضرت فرمودند: آيه الكرسىّ؛ تمام آسمان هاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه نسبت به كرسىِّ خدا مثل يك حلقه ايست كه در بيابان پهناور و قَفرى انداخته باشند؛ و نسبت فضيلت عرشِ خدا به كرسىّ خدا مثل نسبت همان بيابانست نسبت به آن حلقه"(9)
با اين تفاسير پاسخ سوال از جاودانگي انسان در بهشت نيز روشن مي شود چرا كه بهشت ظهور همان ملكوت اعمالي است كه انسان با خود به همراه دارد و به تعبيري دقيق تر با وجود او متحد شده است و رابطه حقيقي بين آن دو وجود دارد و تنها با كنار رفتن پرده ها كه با مرگ اين اتفاق رخ مي دهد انسان حقيقت خود را دريافت و مشاهده مي كند.
براي مطالعه بيشتر:
1-معاد شناسي ، علامه سيد محمد حسين طهراني.
2-تجسم اعمال از منظر قرآن كريم ، علي كريميان.
3-http://www.ensani.ir/fa/content/105955/default.aspx
پي نوشت :
1.طارق(86) آيه 9.
2.نساء(4) آيه 10.
3.زلزله (99)آيه 6.
4.هود (11)آيه 84.
5.شيخ كليني، الكافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه ، 1365 هـ.ش ،ج2، ص 332.
6.ابن ابي جمهور احسائي،عوالي اللآلي، قم، انتشارات سيدالشهداء ، 1405هـ.ق ،ج 4، ص 8.
7.علامه مجلسي، بحار الانوار، بيروت، موسسه الوفاء، 1404هـ.ق، ج 1، ص 205.
8.ر.ك : سيد محمد حسين طهراني، معاد شناسي، مشهد ، نور ملكوت قرآن ،1427هـ.ق، ج 6، 190.
9.محمد بن مسعود عياشي، تفسير عياشي، تهران، چاپخانه علميه، 1380 هـ.ش، ج 1، ص 137
موفق و موید باشید






