به نام خدا:
با سلام:
بنده به مدت 1سال است كه با خانمي عقد دائم نموديم و بعد از 2ماه از عقد گذشته متوجه رفتارها, عصبانيتهاي عجيب از طرف خانمم شدم و متوجه شدم كه مادرش از رفت و آمد ايشان به خانه ما حتي در حد معمول هم خودداري مي كند.
خانمم هر مسئله رااز جنبه منفي آن در نظر مي گيرد مثلا به لباس پوشيدن خانواده من ايراد ميگيرد و مي گويد خانواده تو مي دانستند من از رنگ مشكي بدم مي آمد به همين دليل روز عقدم لباس مشكي پوشيدند تا مرا اذيت كنند در صورتي كه تا آن روز ما رفت و آمدي با آنها نداشتيم, يا به من ميگويد تو ميخواهي مرا از خانواده ام جدا كني .و مدتي نگين انگشترش مي افتاد يك روز ديدم مي گويد نگين انگشتر من ميافتد و منو تو زندگي مان نمي شود ....
يكي از دوستانش را براي تحقيق بيشتر به زحمت پيدا كردم و او به من گفت كه اين خانم متاسفانه حسادت* بيش از حد دارد و اصلا هم رازدار نيست ,بله او نسبت به انسانها حسادت زياد دارد و مادرش هم اين گفته را تاييد كرد با هيچكس خوب نيست به مادرم بي احترامي شديد ميكند و شديدا از خانواده من وتا حدي از خانواده خودش دوري مي كند آنچنان طوري عصباني ميشود كه حالت عادي خود را از دست ميدهد و چند كلمه را زير لب تكرار ميكند و نكته مهم اينكه *هر كس به من نزديك شود و من به او خوبي كنم فرداي آن روز با او دعوي مي كند اين در حالي است كه خيلي به او محبت ميكردم *
اين آخرها باز هم حركاتش را تكرار كرد و اختلاف پيدا كرديم به جاي اينكه بيايد عامل اختلاف را پيدا كنيم به دادگاه رفت و مهر خود را به اجرا گذاشت
نمي دانم چكار كنم خواهش مي كنم راهنمايي كنيد

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
برادر گرامي؛ همانطور كه خودتان هم در پايان نامه اشاره كرديد، مشكل شما نياز به بررسي موشكافانه نزد مشاورين خانواداه و در صورت نياز، مراجعه به روانشناس باليني دارد. قطعا در يك نامه كتبي نمي توان به تمام جنبه هاي مسئله پرداخت. مثلا سن همسرتان، ميزان تحصيلات و موقعيت شغلي شما و ايشان، وضعيت فرهنگي و اقتصادي خانواده ها و مسائلي از اين دست غير قابل چشم پوشي است. اما در اين نامه، نكاتي را در قالب راهنمايي ارائه مي كنيم.
1. متاسفانه بنظر مي رسد تحقيقاتي كه اكنون انجام داده ايد مي بايست پيش از ازدواج صورت مي گرفت. قطعا هرگونه تجسسي در زمينه شخصيت و روحيات ايشان، پس از يكسال عقد، باعث تيره و تار شدن زندگي شما مي شود. اين تجسس ها، بدبيني بيشتر به ايشان را به همراه دارد. علاوه بر اينكه به نظر نمي رسد اصول تحقيق را رعايت كرده باشيد. شما گفتيد به زحمت توانسته ايد يكي از دوستانش را پيدا كنيد و او هم به شما گفته همسرتان فردي حسود است و راز داري ندارد كه البته مادرش هم اين گفته را تاييد كرده. قطعا هيچ انسان منصفي نمي تواند به چنين تحقيقي بسنده كرده و همسري را كه با او عهد و پيمان محكم زناشويي بسته محكوم كند.
2. برداشت ما از مقدمه صfhحبتتان اين است كه عصبانيت ماه هاي اول عقد همسرتان را ناشي از ممانعت مادرش از رفت و آمد به منزل شما مي دانيد. براي ما مشخص نيست چه نيازي به بيان كردن مخالفت مادر ايشان بود كه آن را با عصبانيت هاي ايشان مرتبط نموده ايد. اما اگر با مخالفت مادر او مشكلي داشته باشيد بايد بگوييم چنين حساسيت هايي تقريبا در ماه هاي اول عقد بسيار طبيعي است. قطعا اين موضوع نبايد روابط شما با ايشان را تحت الشعاع قرار دهد.
3. اگر همسر شما در مواردي دچار بدگماني مي شود و با شنيدن دليل و توضيحات شما قانع شود، مشكلي ندارد. ولي اگر استدلال پذير نباشد و نشانه هايي از موارد ذيل در او ديده شود، بايد با همكاري متخصصيني كه در ابتداي نامه گفتيم در صدد برطرف كردن اين مشكل باشيد. برخي از علامت هاي بيماري بدگماني چنين است: حساسيت بيش از حد درمورد خنده هاي عادي همسر، كنترل دائم و حرص خوردن، حساسيت به احوالپرسي با محارمي مانند خواهر زاده ها و برادرزاده ها ... و سوال درباره تماس ها و مزاحم تلفني.
4. در همين بخش لازم است بر اين نكته تاكيد كنيم كه به هيچ وجه نبايد بر ايشان يا هركس ديگري برچسب مشكل دار بودن زد. قطعا درمواري ديده مي شود علت حساسيت هاي همسر به احترام و محبت هاي شوهرش به ديگران فقط و فقط به خاطر حس زنانه يعني حس تملك است. چنين حسي نه تنها بد نيست. بلكه به صورت فطري در وجود تمامي زنان قرار داده شده است. مهم چگونگي اعتماد بخشي و آرام سازي همسر به مولفه اصلي زندگي يعني وفاداري است. شما بايد چنين حسي را با ديدي مثبت بنگريد تا دچار آفت هاي زندگي زناشويي نشويد. ديدن نقاط منفي همسر و بي توجهي به نقاط مثبت او از مهم ترين اين آفت هاست كه متاسفانه در زندگي زناشويي بسيار شايع است. شايد علت آن هم اين باشد كه كاستي ها خود به خود ديده مي شود؛ ولي برجستگي ها به چشم نمي آيد و با انديشيدن و فهرست كردن به نظر مي آيد.
5. خود خانم يا آقا به فهرست كردن نقاط مثبت خود نياز ندارد و به آن ها آگاه است؛ به همين دليل بي توجهي هسمر به نيكي ها و برجسته كردن نقص ها، شريك زندگي را بسيار دل شكسته مي كند تا جايي كه همسرش را فردي بي انصاف مي پندارد.
6. نظر كردن به رفتارهاي شايسته همسر، غير از آن كه خودباوري او را بالا مي برد بر محبت او به شما نيز مي افزايد و شما را انسان منصفي مي بيند؛ در نتيجه، نفعش شامل شما هم مي شود. بدين ترتيب ضعف ها كمرنگ تر و قابل تحمل تر خواهد شد. كساني كه بيشتر به خوبي ها اهميت مي دهند، انسان هايي شادتر، سرزنده تر و اميدوارترند.
7. صرف عصبانيت هاي موضعي يا حتي فريادكشيدن نشانه وجود اختلال در سيستم عصبي نيست. افراد معمولي و سالم نيز گاهي عصباني مي شوند و داد و فرياد به راه مي اندازند. عصبانيت در صورتي نگران كننده است كه عصبي و غير عادي باشد؛ براي مثال؛ چشم ها قرمز مي شود؛ رنگ چهره تغيير مي كند؛ دست و گاهي بدن مي لرزد؛ تپش قلب شديد مي شود؛ شخص عصباني اشياي نزديك خود را به طرف ديگران پرتاب مي كند؛ مشت و سرخود را به ديوار مي كوبد و خود يا ديگران را كتك مي زند. چنين حالاتي نشانه اختلال است كه به عللي از جمله هيجانات دوران بارداري مادر در زندگي جنيني فرد پرخاشگر، آسيب به دستگاه مركزي اعصاب، صدمه به سر هنگام تولد، تشنج شديد در كودكي، دمل يا آبسه مغزي، صرع شقيقه اي يا گيجگاهي، اختلال در كار غدد درون ريز به ويژه تيروئيد و ... ايجاد مي شود كه به تناسب بايد به روان پزشك، متخصص مغز و اعصاب و متخصص غدد مراجعه كرد. در صورت بروز نشانه هايي مانند موارد بالا، اين ناهنجاري هاي رفتاري حتما قبل از ورود به زندگي مشترك بايد درمان شود.
8. در پايان تاكيد مجدد مي كنيم كه در اولين فرصت با مراجعه به مشاورين يا متخصصين مربوطه از بغرنج شدن اختلافات جلوگيري كنيد. در صورت لزوم، مي توانيد از مشاورين مستقر در دادسراها استفاده كنيد.

موفق و موید باشید