سلام
من جوونی هستم مه از دنیا بریدم و چشم امیدی هم به اخرت ندارم . کلآ از وجود و افرینش خو ناراضی ام چون تا اینجا که عمر کردم از زندگی جهنمیم متنفرم و به نظر میاد آینده هم بد تر میشه من باید به کی اعتراض کنم و خودم و کجا خالی کنم و چطور تحمل کنم ؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
برادر گرامي! اميدوارى، آرامشِ روح و خارج شدن از روزمرّگي در سايه ايمان و تقوا حاصل مى شود. بنابراين براى اميدوار شدن به زندگى بايد بكوشيم تا ايمان و پرهيزكارى خود را افزايش دهيم و خود را به درجه اولياى الهى (دوستان خدا) برسانيم كه قرآن شريف مى فرمايد: «آگاه باشيد! دوستان و اولياى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگين مى شوند! همان ها كه ايمان آوردند و از مخالفت فرمان خدا پرهيز مى كردند. در زندگى دنيا و در آخرت، شاد و مسرورند وعده هاى الهى تخلف ناپذير است اين است آن رستگارى بزرگ!»(1)
- مطالبي در مورد نااميدي و علل مربوط به آن را خدمتتان عرض مي نماييم:
1- ممكن است علت نااميدي، گناهان و يا مشكلاتي از قبيل فقر و مشكلات جنسي انسان باشد. از آنجا كه ما آدميان در طول زندگى زياد دچار خطا، انحراف و اشتباهات مي شويم اين موجب شود تا نسبت به آينده و آخرت خود نگران باشيم، ولى از آن جا كه خداوند: «اَرْحَمُ الرّحمِينَ بخشنده ترين بخشندگان» است و رحمتش بر غضبش سبقت دارد: «يا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَه» و رحمتش همه چيز را در برگرفته است «وَ رَحْمَتى وَسَعَتْ كُلَّ شَىء»(2) به ما فرموده اگر به خود آمديد و متوجه گناه و غفلت و اشتباه خود شديد، نااميد نباشيد، بلكه توبه كنيد و به اين وسيله دل خود را از زنگار گناه شست و شو داده، با انجام دادن اعمال صالح، گذشته خود را جبران نماييد تا گرفتار غضب و عذاب الهى نشويد.
مشكلاتي همچون فقر و يا گناهان گذشته نبايد باعث دلسردي و نااميدي شما بشود، زيرا با اين كار مقدمات فراهم شدن مشكلات بيشتر را حاصل مي كنيد. خيلي از افراد بوده اند كه با وجود مشكلات مالي يا گناهان گذشته باز به آغوش پر مهر پروردگار برگشتند و زندگي خود را به خوبي از نو شروع كردند؛ يك يا علي بگوييد و همه چيز را از نو شروع كنيد. شما مشكلاتي از قبيل فقر را بگذاريد به حساب دوست داشتن خداي متعال و اين شعر را كه ريشۀ روايي دارد، آويزۀ گوش خود كنيد:
هر كه در اين بزم مقربتر است جام بلا بيشترش مي دهند
با نيم نگاهي به تاريخ و اطراف خودتتان در مي يابيد كه خوبان عالم -از اهلبيت(عليهم السلام) گرفته تا اصحاب و پيروانشان- هر مقدار سيم ارتباطي شان به خدا بيشتر وصل مي شد، بيشتر دچار مشكلات و گرفتاري مي شدند تا به حدّ پختگي و تكامل برسند. در اين ميان تا مي توانيد با خدا خود راز و نياز كنيد و با راحتي تمام به هر نحو كه دوست داريد با او صحبت و درد دل كنيد.
2- ما بايد باور كنيم كه هم قدرت داريم هم ثروت هم نفوذ، چون ما خدا را داريم خدايي كه دوستمان دارد مي گويد تو بر خودت ستم كردي در گناه اسراف كردي اما عيبي ندارد بيا من تو را دوست دارم. چون تو بنده مني آفريدمت و خودم تو را مي پرورانم «آيا خدا براي شما كافي نيست؟»
3- يكي از علت هاي نا اميدي و يأس در زندگي نداشتن هدف مي باشد. چون اگر كسي در زندگي داراي هدف نباشد سرگشته و حيران خواهد بود. چون داشتن هدف در زندگي باعث نظم در امور و سر وسامان گرفتن كارها مي شود و وقتي كه در زندگي رزمره انسان نظم و ترتيب حاكم باشد انسان كمتر دچار نااميدي ميشود.
3- نكته اي كه بايد به آن توجه كنيد اين است كه اين مسأله همانند بسياري از مشكلات داراي راه چاره است و زماني به پايان خواهد رسيد، و اين نياز به همت خود شما و به كار بستن نكته هايي ست كه در ذيل به آن اشاره مي كنيم:
1) دنيا را بهتر بشناسيم: بهتر است نسبت به دنيا ديدتان را عوض كنيد. دنيا را آنگونه كه هست بايد شناخت. شما چه تصوّري و چه انتظاري از دنيا داريد؟ آيا تصوّرات و انتظارات شما از دنيا مطابق واقع است؟ دنيا دو روز است: روزي در سختي و رنج و ديگر روز، در راحتي و آسايش. اگر دنيا روي خوش به شما نشان داد، سرمست و مغرور نشويد و اگر به سختي دنيا دچار شديد، تحمل كنيد.(3)
2) سختيها را بهتر بشناسيم: راستي، تا به حال به ماهيت سختيها و دشواريها فكر كردهايد؟ نظرتان را نسبت به سختيها مورد ترديد قرار دهيد؟ شايد سختيها آن قدر هم كه فكر ميكنيد بَد نباشند. بلاها و دشواريها را دوست خود بدانيد؟ شگفتزده نشويد! سختيها چيزهايي دارند كه شايد شما از آن بيخبريد. چيزهايي كه ميتوان به خاطرش سختيها را دوست داشت. «چه بسا چيزي ناخوشايند شما باشد و حال آنكه به نفع شماست و چه بسا چيزهايي كه خوشايند شماست؛ ولي به زيان شما تمام ميشود.»(4)
3) به خاطرات خوش گذشته بينديشيد: گاهي اين حالت كه انسان، هميشه زندگي خود را با «مقياس حال» ميبيند، سبب ميشود كه گذشته روشن خود را نيز ناديده بگيرد و احساس كند از هميشه تا ابد، در بدبختي و سختي بوده است و حال آنكه واقعيت زندگي چيز ديگري است. ديروزي بوده كه اين مشكلات، وجود نداشته و شما در آسايش و راحتي بودهايد.
4) به آنچه داريد، بينديشيد: شما از كساني نباشيد كه فقط به محروميتهاي زندگي ميانديشند. نگذاريد سختيها مانع ديدن خوبيها شوند. سختيها را بيش از آنچه هستند بزرگ نكنيد و فقط به گرفتاريهايتان نظر نيفكنيد. بگذاريد چشمهايتان زيباييهاي ديگر زندگي را نيز ببينند.
5) به آينده بينديشيد: هرگز تصور نكنيد مشكلي كه هم اكنون گريبانگير شماست، تا ابد، همراهتان خواهد ماند. بدانيد كه سختي، پايدار نبوده و پايان پذير است.
6) سختي بيشتر، اميد بيشتر: هرگاه سختيها افزايش يافتند، شما بيش از هميشه اميدوار باشيد؛ زيرا وقتي شدّت سختيها به نهايت برسند و حلقههاي بلا و گرفتاري تنگتر شوند، گشايش و راحتي فرا ميرسد.(5)
پي نوشت ها:
1. يونس(10) آيه 62 ـ 64.
2. اعراف(7) آيه 156.
3. ر.ك: نهجالبلاغه، ترجمۀ مرحوم دشتي(ره)، نامه 72 و كلمه قصار 396.
4. بقره(2) آيه 216.
5. نهجالبلاغه، ترجمۀ مرحوم دشتي(ره)، كلمه قصار 351.
موفق و موید باشید






