با سلام من دبیر راهنمایی دخترانه هستم یکی از دانش اموزان تیز هوش و مودب سوم راهنمایی عاشقانه به من ابراز علاقه می کرد و من بارها در کلاس به طور غیر مستقیم در مورد وابستگی و ضربه روانی وابستگی و طرح پرسش برای توجیه شان کمک جستم و ازاو فرارمی کردم حتی برای جلوگیری از عواقب زیانبار عشق هیچ ارتباط( تلفنی) ندارم ولی بعد از اتمام امتحانات دایم به یادش هستم و جلوچشمم می اید و بی قرار او شده ام و این دردرا برای تصفیه روح لازم می دانم می خواهم بدانم کارم صحیح است؟ نیازمند راهنمایی تان هستم .

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
خواهر گرامي؛ اصولا ايجاد علاقه در روابط ميان شاگرد و استاد در مواردي طبيعي است. دختران نوجوان به علت ويژگيهايي مثل وفاداري، تعهد، و نياز به يك فردي كه براي نوجوان نقش يك همراز و صندوق اسرار و الگوي خاص را بازي كند، طبيعي و در بعضي موارد لازم و ضروري است. بايد توجه كرد كه اين علاقه تا وقتي كه در چهارچوب رفع نياز بزرگ انسانها يعني نياز به الگوي مناسب باشد، پسنديده و غير آسيب زاست. اما در صورتي كه سبب وقوع فرد در گناه باشد، بايد يا اينگونه روابط را ترك نمود و يا شيوه تآمل و برخورد با ايشان را تغيير داد.
نكته ديگري كه لازم است به آن توجه داشت اين است كه واقعا چه چيزي علت اصلي تمركز افراطي به اين مسئله است. آيا صرفا تصور اينكه كسي به ما علاقه دارد كافي و واقع بينانه است. آيا چنين تصوري نمي تواند ناشي از خطاي شناختي موجود در ذهن فرد باشد. تصوراتي مثل اينكه احساس كنيد هر كسي كه به شما ابراز علاقه كرد يا نگاه عميقي كرد، قصد دارد به او ابراز علاقه كنيد مي تواند يكي از خطاهاي شناختي باشد كه در صورت صحت اين موضوع بايد هر چه سريعتر در پي اصلاح چنين تصوراتي بود.
توصيه هايي در رابطه با جلوگيري از تبديل شدن روابط استاد و شاگردي به روابط خارج از چهارچوب عرفي و شرعي:
1. استاد براي خود حرمت نفس قائل شده و به ارزش وجودي خود پي ببرد: كسي كه خود را محترم نمي شمارد حاضر است دست به هر كاري بزند تا كمبودهاي شخصيتي خود را جبران نمايد.
2. تحكيم روابط سازنده با همسر و اعضاي خانواده و عدم كناره گيري از آنها.
3. در ميان گذاشتن مشكلات شخصي با فردي دلسوز و مشاوري صالح كه اصولا مشاورين كلينيك هاي روانشناسي در هر شهري از چنين مشاوريني بي بهره نيست.
در پايان به اين نكته توجه داشته باشيد كه اين بي قراري معناي خوبي ندارد و به هيچ وجه نمي تواند در مسير تصفيه روح شما موثر باشد. قطعا بهترين كار عدم تمركز افراطي بر اين موضوع است. هر گونه حساسيت بي جا باعث افزايش روند بي قراري شما خواهد شد. بنابراين:
1. قطعا فراموشي ايشان به نفع شماست، ولي فراموشي شاگرداني كه براي آنها زحمت كشيده ايد و آنها را مانند فرزندان خود مي دانيد زمانبر است. شايد ماه ها و سال ها به طول انجامد. نيازي به فراموشي سريع ايشان نيست، چرا كه صرف كم رنگ شدن خاطرات او حكم فراموشي وي را دارد.
2. يك رشته فعاليت هاي ذوقي، هنري، فكري و عملي در زندگي قرار دهيد تا بتواند فكرتان را از او منصرف نمايد. همچنين به فعاليت هاي ورزشي اهميّت دهيد، چون اين نوع فعاليت ها، دريچه اي براي خروج فشارهاي ناشي از تراكم انرژي انباشته شما محسوب مي شود. در مجموع اوقات فراغت را با كارهاي متنوع پر كنيد تا كم تر به او فكر كنيد.

موفق و موید باشید