مگر نه اینه فکر کردن به گناه گناه محسوب نمی شود
در حالی که صریح آیه ی 12 سوره ی حجرات می فرماید:
یا اَیُّهَا الذَّینَ آمَنوُا اجْتَنِبُوا کَثِیْراً مَّنَ الظَّنِّ إنَّ بَعْضَ الظَّنَّ إثْمٌ وَلاتَجَسَّسُوا وَلایَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضَاً أیُحِبُّ أحَدُکُمْ أنْ یَأکُلَ لَحْمَ أخِیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللهَ إنَّ اللهَ تَوَّابُ رَّحِیمٌ ....

لطفاً کامل توضیح دهید چرا که قصد دارم در اینن موضوع را در یک پایگاه اینترنتی قرار بدهم

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحيمٌ» (1) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، از بسيارى از گمان ها بپرهيزيد كه پاره‏اى از گمان ها گناه است و جاسوسى مكنيد و بعضى از شما غيبت بعضى نكند آيا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏اش را بخورد؟ از آن كراهت داريد. از خدا بترسيد، كه خدا توبه‏پذير مهربان است.
اين آيه شريفه مومنان را از سه گناه بر حذر مي دارد و دستور مي دهد از انها دوري كنند: سوء ظن، تجسس و غيبت.
نظر علامه طباطبايي درباره علت نهي از سوء ظن را بيان مي كنيم:
مراد از گمان و ظني كه در اين آيه مسلمين مامور به اجتناب از آن شده‏اند، گمان سوء است و گر نه گمان خير كه بسيار خوب است، و به آن سفارش هم شده است. و مراد از اجتناب از ظن اجتناب از خود ظن نيست، چون ظن، خود نوعى ادراك نفسانى است و در دل باز است، ناگهان ظنى در آن وارد مى‏شود و آدمى نمى‏تواند براى نفس و دل خود درى بسازد، تا از ورود ظن بد جلوگيرى كند، پس نهى كردن از خود ظن صحيح نيست. مگر آنكه از پاره‏اى مقدمات اختيارى آن نهى كند. پس منظور آيه مورد بحث نهى از پذيرفتن ظن بد است، مى‏خواهد بفرمايد: اگر در باره كسى گمان بدى به دلت وارد شد آن را نپذير و به آن ترتيب اثر مده. پس اينكه فرمود بعضى از ظن‏ها گناه است، باز خود ظن را نمى‏گويد،چون ظن به تنهايى چه خوبش و چه بدش گناه نيست، براى اينكه اختيارى نيست. بلكه ترتيب اثر دادن به آن است كه در بعضى موارد گناه است مثل اينكه نزد تو از كسى بدگويى كنند، و تو دچار سوء ظن به او شوى و اين سوء ظن را بپذيرى، و در مقام ترتيب اثر دادن بر آمده او را توهين كنى، و يا همان نسبت را كه شنيده‏اى به او بدهى و يا اثر عملى ديگرى بر مظنه‏ات بار كنى كه همه اينها آثارى است بد و گناه و حرام.(2)
بنابراين درست است كه در روايات آمده كه انسان به خاطر فكر گناه مواخذه نمي شود؛ ولي سوء ظن و پذيرفتن آن ويا ترتيب اثر دادن، فكر گناه نيست. بلكه به تاييد آيه قرآن، خود گناه محسوب مي شود.
پي نوشت ها:
1. حجرات(49)آيه12.
2. طباطبايي، محمد حسين، الميزان(ترجمه)، ج‏18، ص 484.

موفق و موید باشید