بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليكم
بودائيان و برهمائيان چه دين و اعتقادي دارند؟ آيا موحدند؟ دين آن‌ها ريشه آسماني دارد يا اساسا ساخته انسان‌هاست؟
متشكرم

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در اين كه در دين بودا اعتقادبه خدا مطرح است يا نه، اختلاف است. بعضي باوردارند در متون بودايي درباره شناسايي خالق جهان و يا پرستش او، مطلبي ذكر نشده و بودا نيز ادعاي رسالت و پيامبري نكرده است. از نگاه پيروان آيين بودا، او فقط رهبري است كه راه معرفت و سعادت را نشان مي دهد. و از وجود مافوق طبيعت كه ازلي و ابدي است و خالق و صانع آسمانها و زمين مي باشد... ، بحثي به ميان نياورده است. (1) خداياني كه در هند مورد پرستش بوده اند، از ديدگاه بودا فناپذير و موجودات ناپايداري هستند و كمترين اثري در حال آدميان ندارند. (2)
دانشمندان بودايي خداي برهمايي را كه مي گويد: «من برهما هستم. من خداي عظيم و والامقام هستم. پادشاه خدايانم. من خود زاده نشده ام و مخلوق نيستم. من جهان را خلق كرده ام. من حكمران و خداوندگار جهان هستم»، خداي مغرور و خودبين مي شناسد. (3) و بودائيان به طور صريح مي گويند: كه جهان، قديم است و كسي آن را خلق نكرده است. همچنين اعتقاد به بهشت و جهنم و حساب و جزا، در آيين بودا وجود ندارد. (4)
در تعاليم بودا آنچه اهميت دارد، راه و روش عملي است و آنچه غير از آن باشد، از ديدگاه او مخالف عقل سليم است. تمام افكار بودا، در عبادت ذيل كه منسوب به او است، تجلّي ميكند: «من از چه چيز سخن گفته ام. من درباره بدبختي و نياز سخن گفته ام. درباره فرجام نكبت گفتگو كرده ام و نيز در باره ايماني كه به فقر و نكبت و بدبختي بشر پايان خواهد داد، توضيح داده ام؛ اما چرا اين مباحث را پيش كشيده ام؟ زيرا فقط از اين سودي حاصل مي شود كه به مباني و اساس ديانت مربوط است و آدمي را به رهايي از آلام و رنجها و به معرفت عقل كل و نيروانه هدايت مي كند». (5) بودا مي گويد: راه وصول به مقصد و طريقه نجات هر سالك، همانا تكيه بر نفس و اعتماد به نيروي ذاتي خود او است كه بايد به واسطه تهذيب و تزكيه باطن خلاصي حاصل كند. در حقيقت، در مذهب او انسان مورد توجه قرار گرفته است. از اين رو، مي توان گفت كه اساس مذهب بودا، انسان محوري است، نه خدامحوري.
البته در اين ميان برخي باوردارند كه در آيين بودا و سنتهاي وابسته به آن، وجود يك خالق، يعني خدا به هيچ وجه صراحتاً انكار نشده است. برخي معتقدند اين كه بودا از ناحيه خدا حرف نمي زند، بدان معنا نيست كه او مبدأ هستي را قبول ندارد و يا از آن روي گردان است؛ بلكه از اين جهت بوده كه همه تلاش خود را صرف مجهز كردن مردم به زهد و ترك زندگي دنيوي و نفرت دادن از اين خانه غرور و نيرنگ مي كرده است. (6)
نكته قابل توجه در آيين بودا، مسئله «نيروانا» است كه هدف مهم و اصلي در اين آيين، رسيدن به آن حالت ميباشد. برخي آن حالت را آزادي مطلق معرفي نموده و گفته است كه انسان پس از مهار كردن فعاليت غرايز حيواني و چشم پوشي از لذايذ، به آن ميرسد كه در اصطلاح صوفيه، به آن فنا گفته مي شود. البته از ديدگاه آيين بودايي، اين حالت بدان معنا نيست كه سالك به اين مرحله به شعاع الهي برسد. (7)
برخي مي گويد: «نيروانا» كه مقصود اصلي بودائيان مي باشد، به معناي فعّال مايشاء به عنوان مرتبت سرمدي، ثابت و لايتغير است، فاسد ناشدني و انحطاط ناپذير است، ساكن و بدون جنبش است، در محدوده زمان جاي نمي گيرد، ناميرا است، به دنيا نيامده و شدن در آن راهي ندارد. علاوه بر همه اينها، نيروانا ويژگيهاي ديگري نيز دارد كه عبارت است از: قدرت، بركت، شادماني، امنيت، پناهگاه راستين و مكاني است امن. نيروانا، حقيقت راستين و واقعيت اعلي است. نيروانا، عين خير است، هدف متعالي است، واحد است و تنها كمال ممكن و دست يافتني است. دين بودايي، تجسم يافته نيروانا است و اين همان جنبه از آيين بودا است كه شديداً رنگ مذهبي دارد. (8) آنچه بودائيان راجع به «نيروانا» بيان داشته و از او توصيف كرده اند، تقريباً شبيه به اوصاف خداوندي است كه اديان توحيدي در مورد خالق و آفريننده جهان بيان مي كنند. اگر چنين باشد، مي توان گفت كه آيين بودا خداوند را قبول دارد؛ ولي نسبت به آن مانند اديان ديگر توجه نشده است. چون اين آيين و مسلك، بيش از آن كه به يك دين شباهت داشته باشد، به يك فلسفه شبيه است؛ ولي پيروان او تدريجاً آيين او را به صورت يك آيين مذهبي درآوردند و خود او را كه منكر عبادت و پرستش خدايان بود، تا حد يك معبود بالا بردند و معابد ساختند و مجسمه بودا را در معابد برپا كردند و گفته هاي او را پس از خودش گرد آوردند». (9) از مجموع آنچه گذشت، به اين نتيجه مي رسيم كه خدا در آيين بودا جايگاه خاصي ندارد و انديشمندان بودايي در برابر خالق جهان، موضع لاادري اختيار نموده اند. به قول خودشان، آنها در فكر نجات بشر از بدبختي و نكبت مي باشند و ميخواهند با روشهايي كه بودا بر اثر رياضت به آنها دست يافت، از آلام انسان بكاهد. به نظر مي رسد كه بهترين مطلب درباره اين آيين، كلام استاد شهيد مطهري باشد كه فرمود: آيين بودايي، يك فلسفه است؛ نه اين كه دين باشد. درباره دين برهمائيان به منابع زير مراجعه فرماييد:
1. تاريخ اديان و مذاهب جهان، عبد الله مبلغي، انتشارات منطق، ج 1 ص 199 به بعد
2. حسين توفيقي آشنايي با اديان بزرگ، انتشارات سمت، چاپ اول، 1379، قسمت هندوئيسم
3-تاريخ جامع اديان، جان بي نانس، ترجمه علي اصغر حكمت، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، ص136
4ـ تاريخ مختصر اديان بزرگ، فليسين شاله، ترجمه خدايار محبي
5ـ بررسي مذاهب و اديان، آل اسحاق
پي نوشت ها:
1. جان بيناس، تاريخ جامع اديان، تهران، انتشارات آموزش، 1382 ه، ص189.
2. آل اسحاق، بررسي مذاهب و اديان، بيجا، بينا، ص 113.
3. اميرحسين رنجبر، در جستجوي ريشه هاي آسماني بودا، تهران، فيروزه، چاپ اول، 1381ه، ص 155.
4. بررسي مذاهب و اديان، ص 114.
5. جان بيناس، تاريخ جامع اديان، همان، ص 188.
6. محمد حسين طباطبايي، تفسير الميزان، قم، مؤسسه اسماعليان، چهارم، ج 10، ص 421.
7. محمدتقي جعفري، تفسير و نقد و تحليل مثنوي، انتشارات اسلامي، بيتا، ج 5، ص 23.
8. رنجبر، در جستجوي ريشههاي آسماني بودا، ص 156.
9. مرتضي مطهري، مجموعه آثار، صدرا، ج 14، ص 178.

موفق و موید باشید