کسانی که در بلاد کفر زندگی می کنند قلبشان سیاه میشود و اگر هم حق بر آن ها عرضه شود نمی پذیرند چون شاکله ی آن ها خراب است واین یک نوع جبر اجتماعی است و این نوع انسان ها هم معمولا فکر نمی کنند واین هم طبیعت انسان است.و اگر بگوییم آن هاثواب بیشتری می کنند درست نیست چون خیلی ها هدایت نمی شوند پس بنابر رحمت خداوند متعال باید کاری برای کسانی که هدایت نمی شوند بشود.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در پاسخ شوال شما مي گوييم كه بر اساس آموزههاي ديني، آن فرزندي كه بر اثر گناه والدين(زنا) به دنيا مي آيد و يا در درون خانواده اي كافر متولد مي شود گناه و جرمي متوجهاش نيست؛ زيرا هيچ تقصيري ندارد. عمل خلاف پدر و مادر وي، مسؤليتي را متوجه او نميكند. زيرا قرآن كريم به طور يك اصل كلي در اين باره ميفرمايد: وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى؛(1) هيچ كس بار گناه ديگرى را بر دوش نكشد، و در روايتي پيامبر اكرم(ص) فرموده:«ليس علي ولد الزّنا من وزر أبويه شيء؛ (2) گناه پدر و مادر، بر گردن فرزند نيست».
و نيز از متون ديني بر مي آيد كه هر چند كه فرزند زنا و يا شخص كافر بودن زمينه را براي گمراهي و انحراف آنها فراهم كرده است ولي اين شرايط و محيط ها علت تامه و مجوزي براي انحراف و گمراهي محسوب نمي شود و نمي توان آنها را مجبور به جبر اجتماع دانست چرا كه چنين انسان هايي نيز مانند ديگر انسانها داراي عقل و قوه اختيار هستند و مي تواند از اختياري كه خداوند در وجودشان قرار داده است استفاده كنند و يا در مقابل گناهان و انحرافات بايستند و يا تغيير مكان دهند و بدين طريق به پاكي و تقوا و دين حق روي آورند؛و به بهشت و سعادت ابدي راه يابند همان طور كه مي توانند در همان محيط ها و اجتماع ها بمانند و به فساد و گناه ادامه دهند.
همان گونه كه در فرمايش امام صادق(ع) آمده است: زنازاده اگر اعمال خوب انجام بدهد، به او پاداش داده ميشود. اگر كار بد از وي سر زند، مجازات ميگردد.(3)
در نتيجه، فرزنداني كه از راه نامشروع به دنيا آمده اند و يا در خانواده اي غير مسلمان به دنيا آمده اند از نگاه آموزه هاي ديني بسان ديگر انسان ها هستند و هيچ فرقي بين اينها وجود ندارد و تنها فرقشان در اين است كه زمينه انحراف در اينها بيشتر است. چنانچه زمينه رستگاري در كساني كه حلال زاده اند و يا در خانواده متديني به دنيا آمده اند بيشتر است.
اما بايد توجه داشت كه ترازوى عدالت الهى براى هر كس به حسب افعال اختيارى او و استعدادهاى ذاتى او است و خداوند در قرآن مي فرمايد: لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها؛ (4) خدا هيچ كس را جز به اندازه طاقتش مكلّف نمىكند. و براساس «عدالت خدا» از هر كس به مقدار توانايي ها و امكانات او ،انتظار هست و بازخواست مي شود. حسابرسي از فرد با استعداد و داراي امكانات خانوادگي ممتاز به طور حتم با حسابرسي از فردي كه در خانواده ضعيف و يا ناهنجار به دنيا آمده تفاوت دارد. بنابراين اگر فرزند نامشروع يا شخص كافر به مقدار توانايي و امكانات خودش حق پذير باشد، اهل نجات خواهد بود و مي تواند با استفاده از نيروهاي اختيار و آگاهي خود حتي مدارج عالي را طي كند.
بنابراين عمل نيك از چنين كساني (كه طى كردن مراحل كمال براى ايشان مشكلتر است) چه بسا بيش از عمل كثير و كامل ديگران پذيرفته شود و گناه ايشان نيز به همان دليل كمتر از ديگران عذاب داشته يا زودتر بخشيده شود. گرچه كيفر فرد زناكار يا متولد در بلاد كفر كه با علم و اختيار انجام داده و با وجود اختيار و آگاهي مي توانسته راه خود را تغيير دهد و نداده است در چارچوب عدل الهي محاسبه مي شود.
و اما در پاسخ اين گفته شما كه "اگر بگوييم آن هاثواب بيشتري مي كنند درست نيست. چون خيلي ها هدايت نمي شوند پس بنابر رحمت خداوند متعال بايد كاري براي كساني كه هدايت نمي شوند بشود" مي گوييم كه اگر اكثر چنين فرزنداني هدايت نمي شوند يا به خاطر سوء استفاده كردن آنها از قدرت اختيار شان است، در نتيجه تنبلي و سستي عذري موجه محسوب نمي شود و عذاب آن ها معقول و منطقي است و يا بخاطر عدم مساعد بودن زمينه هدايت كه در اين صورت خداوند بي دليل و ظالمانه آن ها را عقاب نخواهد كرد.
چه بسا ايشان نيز در قيامت بر اساس عقل و فطرتشان مورد بازخواست باشند و يا آزمون هاي خاص گروه هاي معذور در مورد آن ها در برزخ برگزار گردد و معيار جايگاه آن ها در عالم آخرت گردد.
پي نوشت ها:
1. فاطر (35) آيه 18.
2. مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، نشر دار الاحيا التراث العربي، بيروت، 1403 ق. ج 75، ص 2.
3. محمد ري شهري، ميزان الحكمة، نشر دار الحديث، قم، 1407 ق. ج 5، ص 244.
4. بقره(2)آيه 286.
موفق و موید باشید






