باسلام و آرزوی توفیق روز افزون الهی برای شما
من تا چندی پیش به هیچ وجه به واقعیت سحر و جادو اطمینان نداشتم ، اما بعد از صحبت هایی که با یک روحانی در این باره داشتم ایشون کاملا من رو در مورد وجود سحر و جادو قانع کردن .
قبل از هر چیز لازمه بگم در بین اقوام نزدیک ما شخصی هستند که تقریبا همه در مورد ایشون با اطمینان میگن که اهل سحر و جادو هستن - هر چند لازمه که اشاره کنم من به شخصه چیزی که برام اثبات کنه ایشون سحر میکنن ندیدم - ولی چندین نفر از اقواممون میگن که چند وقت پیش یه سری نوشته ها رو روی پوست یک جانور تو خونشون پیدا کردن که مطمئن هستن این شخص اونجا قرار داده ، یعنی یه بچه میبینه که ایشون دارن یه چیزی پشت کمد میذارن بعد میرن در میارن و میارن به پدر مادرشون نشون میدن و اونا هم میبینن که یه سری نوشته است روی پوست یه حیوون .
من تا چند سال پیش دانش آموز فوق العاده درس خون و اهل تلاشی بودم ،حتی یک لحظه نمی تونستم بی مسئولیت باشم ، همیشه درس می خوندم و کلی عناوین استانی و کشوری داشتم.
کلی جایزه گرفته بودم و این خبرا توی فامیل خیلی صدا کرده بود .البته بگم من با همین شخص سر یه سری مسائل که مربوط به بی حرمتی ایشون به پدر و مادرم می شد ، شدیدا مشکل پیدا کردم و چندین بار حتی با ایشون بگو مگو داشتم و ایشون نسبت به من کینه پیدا کرده بود .بعد از چند ماه از اون اتفاقات من یک باره تمام روحیه ی تلاشگری خودم رو از دست دادم ، از درس خیلی فاصله گرفتم و خیلی از روزا رو بدون اینکه درس خونده باشم سر جلسه امتحان می رفتم . دیگه هیچ موفقیتی نداشتم و الانم که دانشجو هستم همچنان این حالات ادامه داره ، هیچ وقت نمیتونم برم سر درس و کتابم، هر کاری کردم ، برنامه ریزی ، تعیین هدف ، تمرکز ،خیلی انگیزه دارم ، و مطمئنم که به لطف خدا استعداد و قریحه لازم رو هم دارم ، من از 4.5 سالگی کاملا خوندن و نوشتن بلد بودم و پدر و مادرم همیشه امید داشتمن که من موفق باشم . به درسام و رشته دانشگاهی ام هم کاملا علاقمندم . اما هر بار که میخوام شروع کنم و بخونم انگار چیزی مانع میشه. همیشه کارام رو به تاخیر میندازم تا دقیقه نود و شب امتحان اون موقع هم اینقدر استرس دارم که اصلا نمیتونم پیش برم .همیشه تا میخوام شروع کنم وسطش فکرای زیادی میاد سراغم و اصلا اجازه نمیده پیش برم .
آیا اینا میتونه نشونه سحر باشه ؟
من خیلی احساس عذاب وجدان میکنم و فکر میکنم با درس نخوندنم دارم به خودم و پدر ومادرم و سطوح بالاتر ظلم می کنم . خصوصا که جمله ای از امام خمینی در مدرسه مون نوشته شده بود که میگفت : هر کس درس نخواند حرام است در مدرسه بماند .
من به هر در زدم ولی نتونستم خودمو درمان کنم . اگه سحر شده ام چطور میتونم از شرش خلاص بشم ؟

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بله؛ مسلما حقيقتي به نام سحر و جادو يا تاثير گذاري از طريق طلسم وجود دارد و قرآن در داستان هاروت و ماروت به صراحت به اين امر اشاره نموده است(1). اما در عين حال اين امر منافاتي با قدرت خداوند متعال ندارد.
ابتدا بايد روشن شود كه سحر انواع و اقسام مختلفي دارد و كه بخشي امور غير واقعي و تخيلي و يا توهمي و بخشي هم چيزي شبيه تردستي است؛ اما در معناي دقيق و خاص، سحر و جادو نوعي به كار گرفتن علل و اسباب ناشناخته عالم براي رسيدن به معلول ها و نتايج خاص هستند كه در دين به شدت مذموم بوده و از نگاه شرع گناه كبيره بسيار خطرناكي به حساب مي آيد؛ در اسلام از يادگيرى سحر و انجام دادن اعمال سحر و جادوگرى به شدت منع شده و ياد گرفتن و انجام اعمال سحر و جادوگرى به دليل وجود روايات متعدد در مذمت و حرمت اين عمل حرام است.
به عنوان مثال امام على (ع) در اين خصوص مى‏فرمايد:«كسى كه سحر بياموزد، كم يا زياد، كافر شده است و رابطه او با خداوند به كلّى قطع مى‏شود».(2) بر اين اساس مومنان هيچگاه به چنين اموري توجه نمي كنند و به دنبال بهره گيري از آن نيستند.
البته در كنار اين نگاه واقع بينانه بايد گفت كه آن چه امروزه در جامعه ما رواج دارد چيزي جز توهم سحر و جادو نيست و برخي از اين طريق و با ادعاي توانايي در اين زمينه ابزاري براي ترس ديگران از خودشان و تمكين نمودن آنان در قبال زياده خواهي هايشان فراهم آورده اند؛ در واقع انجام امور مرتبط با سحر و جادو مانند همه امور تخصصي ديگر تنها در اختيار عده معدودي است و ورود در اين عرصه كه به عرصه علوم غريبه مشهور است در توان و قدرت هر كسي نيست.
اما نبايد از ياد برد كه ميزان تاثير گذاري اين گونه امور بسيار محدود و كم به حساب مي آيد و اين گونه نيست كه بتوان از اين طريق به هر خواسته اي رسيد تا جايي كه بگوييم زندگي يك فرد در اختيار ديگري قرار مي گيرد؛ بلكه وضعيت زندگي خود اين افراد مدعي گشايش سحر و طلسم نشان ميدهد كه همه علم و آگاهي آنان در آن حد نيست كه بتواند وضعيت زندگي خودشان را تغيير داده و بسامان نمايد و اگر نبود توهمات انسان هاي ساده لوح و زود باوري كه به اين افراد شياد و منحرف بها داده و بساط آنان را گرم نگه مي دارند، چه بسا عجز و ناتواني مالي آنان را به انجام كارديگري مي كشاند .
در واقع احتمال متاثر شدن از اين خطرات آن قدر ناچيز و بي اهميت است كه ارزش توجه كردن به آن و دغدغه ذهني يافتن در قبال آن را ندارد و همان بهتر كه انسان با بي توجهي اين امور را به اهلش بسپارد و زندگي خود را بر اساس عقلانيت و خرد ورزي و توكل به خداوند بنا نهد.
حتي اگر بپذيريم كه برخي از صدمات و خطرات اين گونه امور صدمات جدي و غير قابل جبراني است، آنچه در قرآن ذكر شده بهترين دليل بر لزوم بي توجهي به اين گونه امور است، زيرا خداوند بعد از نقل داستان هاروت و ماروت در نهايت مي فرمايد:
« ولى هيچ گاه نمى‏توانند بدون اجازه خداوند، به انسانى زيان برسانند». (3) در نتيجه آنچه بر همه اين امور تسلط دارد اراده الهي است و اگر بنا بود كه دشمان خدا بتوانند با اين ابزار از اراده خداوند پا فراتر نهاده و برخلاف قضاي الهي به خواسته هاي پليد خود برسند كه هيچ پيامبري در مسير اهداف عالي خود به موفقيت نمي رسيد؛ در عين حال اين امر بدان معنا نيست كه بگوييم ممكن نيست هيچ فردي در هيچ جايي سحر و طلسمي انجام دهد و ديگري را از آن متاثر و متضرر نسازد.
در مورد فرد مذكور و آنچه به ايشان نسبت داده شده روشن است كه قضاوتي از جانب ما نمي تواند انجام شود، هرچند احتمال مذكور را بعدي مي دانيم و به علاوه سوء ظن هايي اين گونه و نسبت يك گناه كبيره به ديگري مي تواند مصداق بارز اعمال حرامي باشد كه بايد از آن ها پرهيز كرد.
اما در هر حال بدون آن كه انسان به ديگري سوء ظن داشته باشد يا نسبتي به او بدهد مي تواند از راهكارهايي كه در منابع ديني براي دفع اين قبيل خطرات توصيه شده بهره برده و به مقابله با اين خطرات احتمالي بپردازد؛ در پايان به برخي از اين راه‏ها كه براي جلوگيري از سحر و جادو و بطلان آن وجود دارد،اشاره مي شود:
- حاج شيخ عباس قمي در كتاب مفاتيح الجنان از امير المؤمنين (ع) نقل نموده است كه جهت باطل كردن سحر اين جملات را بنويسيد و همراه خود داشته باشيد:
« بسم الله و بالله، بسم الله و ما شاء الله، بسم الله و لا حول و لا قوّه إلاّ بالله. قال موسي ما جئتم به السحر إنّ الله سيبطله إنّ الله لا يصلح عمل المفسدين فوقع الحقّ و بطل ما كانوا يعملون فغلبوا هنالك و انقلبوا صاغرين ». (4)
- همچنين از حضرت روايت شده است: جهت محفوظ ماندن از سحر و جادو، شب ها پس از نماز و روزها پيش از نماز هفت مرتبه بخوانيد:«بِسمِ اللهِ وَ بِاللهِ قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُون ». (5)
- خواندن آيات 54تا 57 سوره اعراف نيز جهت خنثي كردن اثر سحر وارد شده است:«إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ في‏ سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهارَ يَطْلُبُهُ حَثيثاً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمين*ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ وَ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِين». (6) - در صحيفه الرضا از امام رضا (ع) نقل شده است: به جهت دفع ضرر سحر و بطلان آن دستت را مقابل صورت قرار بده و بخوان: «بِسمِ اللِه العظيم رَبِّ العَرشِ العَظيم إلاّ ذَهَبْتَ وَ انْقَرَضْتَ» (7)
- علامه كفعمي دعايي به عنوان حديث قدسي نقل كرده است كه خداوند به حضرت محمد(ص) فرمود: كسي كه دوست دارد از سحر در امان باشد، بگويد:
ْ "اللَّهُمَّ رَبَّ مُوسَي وَ خَاصَّهُ بِكَلَامِهِ وَ هَازِمَ مَنْ كَادَهُ بِسِحْرِهِ بِعَصَاهُ وَ مُعِيدَهَا بَعْدَ الْعَوْدِ ثُعْبَاناً وَ مُلَقِّفَهَا إِفْكَ أَهْلِ الْإِفْكِ وَ مُفْسِدَ عَمَلِ السَّاحِرِينَ وَ مُبْطِلَ كَيْدِ أَهْلِ الْفَسَادِ مَنْ كَادَنِي بِسِحْرٍ أَوْ بِضُرٍّ عَامِداً أَوْ غَيْرَ عَامِدٍ أَعْلَمُهُ أَوْ لَا أَعْلَمُهُ وَ أَخَافُهُ أَوْ لَا أَخَافُهُ فَاقْطَعْ مِنْ أَسْبَابِ السَّمَاوَاتِ عَمَلَهُ حَتَّي تُرْجِعَهُ عَنِّي غَيْرَ نَافِذٍ وَ لَا ضَارٍّ لِي وَ لَا شَامِتٍ بِي إِنِّي أَدْرَأُ بِعَظَمَتِكَ فِي نُحُورِ الْأَعْدَاءِ فَكُنْ لِي مِنْهُمْ مُدَافِعاً أَحْسَنَ مُدَافَعَةٍ وَ أَتَمَّهَا يَا كَرِيم‏" . (8)
پى نوشت‏ها:
1. بقره (2) آيه 102.
2. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت عليهم‏السلام قم، 1409 ه.ق، ج 17، ص 148.
3. بقره همان.
4. حاج شيخ عباس قمي، مفاتيح الجنان، باقيات صالحات، باب سوم، نشر بلاغت، قم، بي تا.
5. علامه محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، ج92، ص129، مؤسسه الوفاء، بيروت، 1404 ه.ق.
6. مفاتيح الجنان، باقيات صالحات، باب سوم.
7. همان.
8. كفعمي، مصباح الزاير، ص 228، انتشارات الاعمي للمطبوعات، بيروت، 1403ق.

موفق و موید باشید