با عرض سلام و خسته نباشید.

یکی از براهین اثبات کمال مطلق بودن خدا، این است که وقتی او خالق تمام کمالات است، باید این کمالات را در خود داشته باشد تا خلقشان نماید.

چنانکه آشکار است در این استدلال یکی از دو مسئله ی کمال مطلق بودن یا واحد بودن خدا پیشفرض گرفته شده است، ولی خب اوّلی حکمی است که ما می خواهیم آنرا ثابت کنیم و دومی نتیجه ای است که از اوّلی گرفته می شود. در واقع تا وقتی کمال مطلق بودن خالق ثابت نشود، یگانه بودنش را نیز(تا جایی که من در براهین دیده ام) نمی شود ثابت کرد.

با توجه به این مسئله، اگر خالق دیگری باشد، نیازی نیست که الزاماً تمام کمالات را خالق مورد نظر ما خلق کرده باشد که انتظار داشته باشیم که در او یافت شود. لذاست که بدون یگانه بودن خدا، این برهان به نظر من معقول نمی آید.

با این حساب آیا این برهان یک برهان مستقل برای اثبات کمال مطلق بودن خدا محسوب می شود یا اینکه ما ابتدا باید از راهی دیگر(مثل بحث فقر و غنا) کمال خدا بودن را ثابت کنیم، و بعد یگانگی خدا رانتیجه بگیریم و سپس با اثبات یگانه بودن خدا، این برهان موضوعیت خواهد یافت؟

با تشکر

به امید ظهور

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
چند نكته در اين رابطه قابل توجه مي باشد:
1- آنچه كه از برهان ذكر شده قابل اثبات است. صاحب كمال بودن خالق است نه كامل مطلق بودن او. چرا كه استلزامي بين خالق كمالات مخلوقات بودن و دارا بودن آن كمال به صورت مطلق وجود ندارد. بنابراين اين برهان از براهين اثبات كامل مطلق بودن خداي متعال نيست و ما اطلاق كمال حضرت حق را به وسيله براهين ديگر مي توانيم اثبات كنيم.
2- در اين برهان يگانگي خداي متعال پيش فرض گرفته نشده است. بلكه همانطور كه ذكر كرده ايد اين امر لازمه اي است كه از اثبات كامل مطلق بودن خداي متعال به دست مي آيد. يعني پس از آن كه اثبات شد خداي متعال كامل مطلق است از تحليل مفهوم و معناي كامل مطلق روشن مي شود كه اين كامل مطلق، موجودي است يگانه. چرا كه با وجود موجودي ديگر در عرض آن، چه كامل و چه غير كامل، كامل مطلق بودن آن بي معنا خواهد بود چرا كه اطلاق و نامتناهي بودن جائي براي غير نمي گذارد.(1)
3- با توجه به آنچه كه ذكر شد اثبات كمال براي خالق از طريق وجود كمالات در مخلوقات، چون ما را به اثبات كامل مطلق بودن خالق نمي رساند، از اين طريق نيز نمي شود به يگانگي او پي برد. بلكه بايد از طريق براهين ديگر (مثل اثبات وجوب وجود خالق ) كمال مطلق بودن خالق اثبات شود و سپس از تحليل مفهوم كامل مطلق، به يگانگي او رسيد. ( البته اين يكي از راه هاي رسيدن به يگانگي خداي متعال است و راه هاي ديگر وبراهين ديگري نيز براي اثبات اين امر وجود دارد.)(2)
پي نوشت ها:
1. ر.ك : محمدتقى، مصباح يزدى، تعليقة على نهاية الحكمه، نشر الزهراء سلام الله عليها، 1376هـ.ش، ص 92 .
2. براي اطلاع بيشتر از تقريرهاي گوناگون اين موضوع نگاه كنيد به: طباطبايي، سيدمحمدحسين، اصول فلسفه و روش رئاليسم، قم، صدرا، بيتا، ج 5، ص 111 - 123.

موفق و موید باشید