سلام علیکم من سوالی برام پیش اومده که میخواستم از شما جواب اون رو بدونم.
چرا از زمانی که من به دنیا امدم به عنوان یک مسلمان شناخته شدم و چه فرقی بود بین من و یک یهودی که در سرزمینی به دنیا امده که الگوی او انسانهای وحشی ای هستند که به او کشتن را یاد میدهند.اگر بگویید که به ظاهر مسلمانیم و این کافی نیست میگویم درست.ولی قبول دارید ایا که با توجه به امکاناتی که در کشور ما فراهم شده ما به هدایت واقعی نزدیکتریم؟ما در کتابخانه هایمان قران و تفسیرهای مختلف داریم.نهج البلاغه و بحار الانوار و بسیاری از کتابهایی را داریم که دین برتری که همه ادیان الهی قبل اون رو بشارت دادن رو معرفی میکنن.در نهایت سوالم میخواهم با استدلالهای عقلی و منبع معتبر توضیح دهید من چرا مسلمانم؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اختلافات در زمان و مكان زندگي انسان ها امري كاملا طبيعي و منطقي و بر اساس ساختار علّي و معلولي عالم است و اشكالي بر آن نيست. اما آيا اين افراد گوناگون در محيط هاي مختلف و با گرايشات فكري و فرهنگي و باورهاي سنتي متفاوت و حتي توانايي هاي ادراكي متفاوت و اختلاف در دست رسي به حقيقت اديان آسماني، به يك گونه مورد سوال خداوند قرار خواهند گرفت و به يگ گونه در عالم مورد آزمايش قرار مي گيرند؟
در واقع نكته مهم آن است كه خداوند هيچ گاه به يك شكل و يك صورت از ما توقع عمل و انجام وظيفه ندارد؛ يكي از سنّت هاي الهي اين است كه خداوند براي همه انسان ها به اقتضاي داشته ها و توانايي هاي فكري، جسمي و محيطي و...، مسئوليتها و تكاليف شان را تعيين مي نمايد. بنا بر توانمندي ها و ابزار و عوامل موفقيت از آن ها بازخواست خواهد كرد.
اين همان حقيقتي است كه با تعابير مختلف در قرآن به آن اشاره شده مانند:« لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها؛ (1) هيچ كس را جز به اندازه توان او تكليف نمي كنيم ». اين عدالت خداوند در مقام تشريع و تكليف است. همچنين در مقام محاسبه و بازخواست و توقعات نيز چنين عدالتي با دقت تمام رعايت مي شود: « وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً ....؛ (2) ترازوهاى عدل را در روز رستاخيز مى نهيم، پس هيچ كس ستمى نمى بيند».
در آزمون دنيا شرايط مسابقه و ميدان عمل و نوع تكليف براي انسان ها يكسان نيست. زيرا كاملا روشن است كه توان انسان ها در موقعيت هاي نابرابر، نابرابر خواهد بود. خداوند نيز بر اساس اختلافات و با توجه به عنصر اختيار در وجود هر انسان بر او تكليف مي كند تا در ميدان مسابقه براي رسيدن به مقام قرب الهي به تلاش و كوشش بپردازد.
به علاوه بر اساس تفاوت ها است كه در قيامت جزا و پاداش مي دهد.هرچند در ظاهر تفاوت هايي در امتحان بندگان به نظر مي آيد اما در حقيقت عدالت و يكساني بي نظيري در جريان است؛ مانند ميدان مسابقه دو و ميداني كه در يك پيست دايره شكل جريان مي يابد. در مسافت هاي متوسط مانند دو هاي دويست و چهارصد متر به دليل تفاوت افراد در مسير طي شده، خط استارت دوندگان، با هم تفاوت مي كند.
در واقع مسئولان مسابقات براي آن كه هر دونده اي 200 يا 400 متر خالص بدوند، با محاسبات دقيق به اين نتيجه رسيده اند آن كه در خط اول مي نشيند، بايد چندين متر از بقيه عقب تر باشد. آن كه در خط آخر مي نشيند، بايد چندين متر از همه جلوتر باشد.
وضعيت ما در برابر تكاليف الهي و توقعاتي كه از ما مي رود، همين گونه است؛ يعني خداوند هرگز نگفته موقعيت هايي كه براي شماست، نسبت هاي مساوي دارند؛ بلكه خداوند نسبت هاي عادلانه براي آن ها قرار داده است.
ممكن است گفته شود همه اين ها درست، اما در آزمون درصد انحراف و نابودي مطلق فردي كه در فضاي نامناسب رشد يافته، بسيار بيش تر و وضعيت او بسيار خطرناك تر از وضع فرد دوم است. اما در حقيقت اين امر ناشي از نگاه غير واقعي ما به حقيقت عدالت خداوند است؛ اصولا معيار و نتيجه گيري نهايي چيست؟ به اينكه فلان فرزند رشد يافته در فضاي ديني نمازش ترك نمي شود، ولي آن فرزند متولد در بستر نامناسب فكري و فرهنگي در عباداتش چندان مقيد نيست ؟
محاسبه خداوند در خصوص افراد گوناگون و عدالت لحاظ شده، در اين فرايند از چنان پيچيدگي برخوردار است كه به راحتي نمي توان آن را دريافت؛ اين امر تا حدي دقيق است كه حتي دو انسان با يك محيط رشد و شرايط زندگي و والدين مشترك را نيز نمي توان يافت كه امتحانات الهي، تكاليفي كه از آن ها انتظار مي رود، سختي و آساني مسئوليت هايي كه در زندگي بر عهده آن ها نهاده مي شود، نمره قبولي آن ها و نحوه محاسبه الهي در قيامت در برابر اعمال شان يكسان باشد.
در مورد افراد ديگر كشورها و محيط هاي كاملا دور از تعاليم اسلامي هم مساله به همين نسبت است، يعني وضعيت مسئوليت و تكاليفي كه خداوند از من و شما و ديگر افرادي كه در كشورهاي اسلامي و در متن دين حق و شريعت واقعي رشد يافته اند، مي طلبد، با انسان هايي كه در مناطق مختلف ديگر همچون كشورهاي غير اسلامي يا اقوام بدوي و قبايل ابتدايي مناطقي چون صحراهاي آفريقا يا جنگل هاي آمريكاي جنوبي زندگي مي كنند، كاملا متفاوت است. هيچ گاه همساني و همانندي وجود ندارد.
به اين دليل است كه خداوند در قرآن مجيد مي فرمايد: « وَ ما كُنَّا مُعَذِّبينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاَ؛ هيچ طايفه اي را عذاب نمي كنيم. مگر اينكه فرستاده اي را براي شان مبعوث كرده(و حجت را بر آن ها تمام كرده) باشيم»(3)يعني ميزان و معيار در مطالبه عقيده و عمل صحيح از افراد و در نتيجه عذاب و ثواب در محاسبه اين اعمال، وجود ارشاد و هدايت و تبيين مسير صحيح توسط پيامبران الهي و مانند آنان است.
اين حقيقتي است كه در روايات ما هم مورد اشاره قرار گرفته حتي از انسان هايي نام برده شده كه به خاطر تمام نشدن حجت بر ايشان در قيامت يا برزخ به نوعي مورد محاسبه و آزمون قرار مي گيرند. (4) بابي در اين زمينه در كتاب هاي روايي باز شده تحت عنوان كساني كه حجت بر آنان تمام نشده است.
در هر حال از نگاه اسلام همه انسان ها، چه مسلمان زادگان و چه كفار و پيروان ساير اديان الهى وظيفه دارند درباره دين حق و شريعت حقيقي زمان كنوني تحقيق كنند. دستورهاى اديان را با هم مقايسه كرده، به حقيقت دست يابند. زندگي خود را بر اساس آن تنظيم نمايند، و چه بسا ممكن است همان افراد مطرح شده با وجود نبود امكانات و بستر مناسب براي شناخت و پذيرش دين حق، با عقل خود به حقانيت دين اسلام پي برده و مسلمان شوند و طبيعي است ايمان چنين افراد بسيار برتر و باارزش تر نسبت به كساني است كه بي تحقيق و احياناً از روي تقليد مسلمان شده اند.
اما در مورد سوال دوم بايد گفت: ما به حكم عقل اسلام را آخرين و كامل ترين دين دانسته كه بر اين اساس از آن تبعيت مي كنيم. لذا در بين اديان مختلف اسلام را به عنوان دين حق مي پذيريم
البته پاسخ مفصلي در اين زمينه داده شده كه مي توانيد براي اطلاع از آن به آدرس"http://www.pasokhgoo.ir/node/59434"مراجعه كنيد.
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آيه286.
2. انبيا(21)آيه 47.
3. مائده (5) آيه 73.
4. مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، چ مؤسسة الوفاء، بي تا، ج 5، ص 289، حديث 2و 3، باب اطفال و كساني كه در دنيا بر آن ها حجّت تمام نشده است.
موفق و موید باشید






