با سلام
منظور از والسابقون الاولون من المهاجرين در ایه 100 سوره توبه چه کسانی هستند؟
با تشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آيه مورد نظر تمجيد از مهاجر و انصاري است كه در زمان سختي اسلام (قبل از صلح حديبيه) به پيامبر ايمان آوردند و ايشان را ياري كردند. در اين كه اصحاب پيامبر از مهاجر و انصار در قرآن مورد تمجيد قرار گرفته اند، شكي نيست. آيات فراوان از قرآن به تمجيد و بزرگداشت آنان وارد شده از جمله:
«و السابقون الاولون من المهاجرين و الانصار و الذين اتبعوهم باحسان رضي الله عنهم و رضوا عنه و اعد لهم جنات تجري تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلك الفوز العظيم»؛(1)
پيشگامان نخستين از مهاجرين و انصار، و كسانى كه به نيكى از آنها پيروى كردند، خداوند از آنها خشنود گشت، و آنها (نيز) از او خشنود شدند و باغهايى از بهشت براى آنان فراهم ساخته، كه نهرها از زير درختانش جارى است جاودانه در آن خواهند ماند و اين است پيروزى بزرگ!
«لقد تاب الله علي النبي و المهاجرين و الانصار الذين اتبعوه في ساعه العسرة من بعد ما كاد يزيغ قلوب فريق منهم ثم تاب عليهم انه بهم رؤوف رحيم»؛ (2)
مسلّماً خداوند رحمت خود را شامل حال پيامبر و مهاجران و انصار، كه در زمان عسرت و شدّت (در جنگ تبوك) از او پيروى كردند، نمود بعد از آنكه نزديك بود دلهاى گروهى از آنها، از حقّ منحرف شود (و از ميدان جنگ بازگردند) سپس خدا توبه آنها را پذيرفت، كه او نسبت به آنان مهربان و رحيم است!
«ان الذين آمنوا و هاجروا و جاهدوا باموالهم و انفسهم في سبيل الله و الذين آووا و نصروا اولئك بعضهم اولياء بعض»؛ (3)
كسانى كه ايمان آوردند و هجرت نمودند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند، و آنها كه پناه دادند و يارى نمودند، آنها ياران يكديگرند .!
«لقد رضي الله عن المؤمنين اذ يبايعونك تحت الشجره»؛ (4)
خداوند از مؤمنان- هنگامى كه در زير آن درخت با تو بيعت كردند- راضى و خشنود شد.
طبيعي است كه براي اين كه رضاي خدا حاصل شود و عمل و ايمان افراد مورد قبول خدا واقع شود و آنان را مرضي خدا گرداند، دو چيز لازم است:
حسن فعلي و حسن فاعلي،
"حسن فعلي" يعني كاري مورد رضاي خداست كه مطابق موازين عقل ، شرع ، اخلاق ودين باشد. بيعت با پيامبر و اعلام جانفشاني در راه ياري او تا سر حد مرگ ، در آن شرايط كه اين بيعت واقع شد، يك كار ارزشمند و پسنديده بود و حسن فعلي داشت.
اما حسن فعلي تنها براي راضي بودن خدا كافي نيست و "حسن فاعلي" هم لازم است يعني شركت كنندگان بايد براي رضاي خدا و اطاعت از امر خدا و دفاع از دين خدا و ياري پيامبر خدا در اين بيعت شركت كنند و بعد هم بر اين بيعت پايدار بمانند و اگر در هنگام بيعت كردن، انگيزه هاي شيطاني و غير خدايي آنان را به اين بيعت كشانده باشد، آنان "حسن فاعلي " نداشته و عملشان مورد رضاي خدا نخواهد بود.
اگر حسن فعلي و فاعلي هم باشد. ولي بعد آنان پيمان بشكنند و به پيمان وفادار نمانند ، رضايتي كه به خاطر اين عمل صالح برايشان حاصل شده، پس گرفته خواهد شد.
ما نمي دانيم كدام يك از اصحابي كه در اين اقدام ارزشمند شركت كردند، حسن فاعلي هم داشتند و عملشان مورد رضاي خدا قرار گرفت و بر فرض كه همه شركت كندگان حسن فاعلي هم داشته باشند ، از آيات قرآن در اين مورد و در موارد ديگر يقين مي يابيم كه گروهي بر اين پيمان وفادار نمانده و نقض عهد كرده اند و رضاي خدا اگر هم در اين جريان شامل آنان شده ، به خاطر پيمان شكني از آنان گرفته شده است.
آيات فراواني كه در توبيخ اصحاب است بر اين مطلب دلالت دارد از جمله:
«يا ايها الذين آمنوا ما لكم اذا قيل لكم انفروا في سبيل الله اثاقلتم الي الارض ارضيتم بالحيوه الدنيا من الاخره...الا تنفروا يعذبكم عذابا اليما و يستبدل قوما غيركم و لاتضروه شيئا و الله علي كل شيء قدير الا تنصروه فقد نصره الله اذ اخرجه الذين كفروا...لو كان عرضا قريبا و سفرا قاصدا لاتبعوك و لكن بعدت عليهم الشقة»؛ (5)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! چرا هنگامى كه به شما گفته مىشود: «به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد!» بر زمين سنگينى مىكنيد (و سستى به خرج مىدهيد)؟! آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شدهايد؟!...اگر (به سوى ميدان جهاد) حركت نكنيد، شما را مجازات دردناكى مىكند و گروه ديگرى غير از شما را به جاى شما قرار مىدهد و هيچ زيانى به او نمىرسانيد و خداوند بر هر چيزى تواناست! ... اگر غنايمى نزديك (و در دسترس)، و سفرى آسان باشد، (به طمع دنيا) از تو پيروى مىكنند ولى (اكنون كه براى ميدان تبوك،) راه بر آنها دور (و پر مشقت) است، (سرباز مىزنند)
بسياري از آيات سوره توبه خطاب به اصحاب رسول خدا است كه نفاق داشتند و از فداكاري و جهاد دريغ داشتند. به بهانه هاي مختلف سعي در فرار از جنگ و جهاد داشتند. معلوم مي شود اين گونه نبود كه همه اصحاب پيامبر از مهاجر و انصار در درجات بالاي ايمان بوده و هميشه آماده جانفشاني بوده و ... .
سوره فتح از ديگر سوره هايي است كه نشان مي دهد بسياري از اصحاب بر پيمان خود استقامت نداشته و پيمان شكسته و شايستگي قرب خدا را از دست داده و مستحق نفرين و لعن خدا و عذاب آخرت گشته اند؛ به اين آيه توجه كنيد:
«ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله يد الله فوق ايديهم فمن نكث فانما ينكث علي نفسه»؛ (6)
كسانى كه با تو بيعت مىكنند (در حقيقت) تنها با خدا بيعت مىنمايند، و دست خدا بالاى دست آنهاست. پس هر كس پيمانشكنى كند، تنها به زيان خود پيمان شكسته است.
سوره انفال نشان مي دهد بسياري از اصحاب تابع اوامر ايشان نبودند. به آياتي از اين سوره توجه كنيد:
«ان فريقا من المؤمنين لكارهون يجادلونك في الحق بعد ما تبين كانما يساقون الي الموت و هم ينظرون (7)
آنها پس از روشن شدن حق، باز با تو مجادله مىكردند (و چنان ترس و وحشت آنها را فراگرفته بود، كه) گويى به سوى مرگ رانده مىشوند، و آن را با چشم خود مىنگرند!
ما كان للنبي ان يكون له اسري ... تريدون عرض الدنيا و الله يريد الاخره لو لا كتاب من الله سبق لمسكم فيما اخذتم عذاب عظيم (8)
هيچ پيامبرى حق ندارد اسيرانى (از دشمن) بگيرد تا كاملًا بر آنها پيروز گردد (و جاى پاى خود را در زمين محكم كند)! شما متاع ناپايدار دنيا را مىخواهيد (و مايليد اسيران بيشترى بگيريد، و در برابر گرفتن فديه آزاد كنيد. ولى خداوند، سراى ديگر را (براى شما) مىخواهد و خداوند قادر و حكيم است!
آيات سوره نور حكايت دارد كه جمعي از اصحاب به زن مؤمني كه ظاهرا از خانواده رسول خدا بوده و آيات هم او را يكي از همسران پيامبر (عايشه يا ماريه ) معرفي مي كند - تهمت فحشا زدند. بسياري نيز بدون اينكه بينه طلب كنند، به نقل اين بهتان و پخش آن همت گماردند. خدا به شدت آنان را توبيخ مي كند و مي فرمايد:
«لو لا اذ سمعتموه ظن المؤمنون و المؤمنالت بانفسهم خيرا و قالوا هذا افك مبين ...و لو لا فضل الله عليكم و رحمته في الدنيا و الاخرة لمسكم فيما افضتم فيه عذاب عظيم و ... (9)
چرا هنگامى كه اين (تهمت) را شنيديد، مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و كسى كه همچون خود آنها بود) گمان خير نبردند و نگفتند اين دروغى بزرگ و آشكار است؟!و...
مگر اينها كه تهمت به همسر پيامبر زدند جزء اصحاب نبودند؟
آيات توبيخ اصحاب بسيار فراوان است كه اينها نمونه اي بود.
بنا بر اين گر چه آيات فراواني از قرآن در تمجيد از اصحاب است، ولي با توجه به اين كه آيات فراواني هم در توبيخ و تهديد و وعيد آنان است معلوم مي شود همه آنان صالح و محبوب و مورد رضاي خدا نبوده اند و چون همه ادعاي ايمان داشته اند ، معلوم مي شود آيات مدح در مورد مومنان واقعي و آيات مذمت در مورد مدعيان ايمان و مؤمنان ظاهري بوده كه در اصل ايمان نداشته يا مبتلا به نفاق و مريضي قلب بوده اند.
منافقان ايمانشان ظاهري بوده و واقعي نبوده و حسن فاعلي نداشته اند و خدا هرگز از آنان راضي نشده و عملشان را نپذيرفته است.
گروهي هم بودند كه در زمان رسول خدا مؤمن بودند و اعمالشان مورد رضاي خدا بود. ولي بعد از پيامبر پيمان شكستند و رضايت خدا را از دست دادند.
پي نوشت ها:
1. توبه (9)، آيه 100.
2. همان، آيه 117.
3. انفال، آيه 72.
4. فتح (48) آيه 18.
5. توبه، آيه 38-42.
6. فتح (48)، آيه 10.
7. انفال (8) آيه 6.
8. همان، آيه 67.
9. نور (24) آيه 12.
موفق و موید باشید






