با سلام
من اخیرا با یکی از هم دانشکده ای های خودم توی دانشگاه آشنا شدم و خب پس ازکمی آشنایی قصد ازدواج با ایشون رو دارم اما این بین 3 4 مشکل هست که بطور عمده من رو خیلی اذیت میکنه و نمیدونم که چیکار باید بکنم
1. این خانم حدود 3 ماه از من بزرگتر هستند که البته به خودی خود برای من مسئله خاصی نیست ولی خودش ابراز ناراحتی میکنه
2. مشکل دوم اختلاف قدی بین من و ایشون هست که من حدودا 163 سانت قد دارم و ایشون حدودا 10 سانتی متر فک کنم از من بلند تر هست و خب این بیشتر از همه منو اذیت میکنه
3. فاصله طبقاتی خانواده من و خانواده ایشون از لحاظ مالی خیلی زیاد هست و خب این هم مطمئنا مسئله مهمیه.
4.این مشکل بیشتر خود منو رو اذیت میکنه اونم اینه که ایشون با یکی دو تا پسر دیگه خیلی صمیمی گفت و گو میکنه البته این ها همه توی اینترنت هست ولی من بهش گفتم که نمیخوام این رو ولی نمیدونم که کاملا رابطشو قطع میکنه به خاطر من یا نه و خب طبیعتا من هم دوست ندارم که ایشون با پسر دیگه ای غیر از خود من بخواد راحت باشه.
و درضمن با توجه به اینکه شاید خیلی زود قرار باشه این موضوع رو به خانواده ها انتقال بدیم گفتم که زود بپرسم و زود هم جواب بگیرم ...
پیشاپیش ممنون از پاسخ ها
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
نحوه انتخاب همسر شما به هيچ وجه همه جانبه نگر و دورانديشانه نيست و از اساس اين نوع انتخاب مشكل زا به نظر مي رسد. به راستي شما چگونه پس از كمي آشنايي به اين نتيجه رسيديد كه اين دختر مي تواند نقش همسر آينده شما را ايفا كند، در حالي كه (هنوز هيچ امر خاصي اتفاق نيفتاده) متوجه سه چهار تا از ناهمخواني ها و ناهمتايي ها در ملاك هاي انتخاب همسر شده ايد. آيا فكر نمي كنيد در ادامه با عدم همتايي هاي بيشتري مواجه مي گرديد؟ آيا فكر مي كنيد به صرف قصد خواستگاري، اين دختر مي تواند با شما و نه پسران ديگر راحت باشد؟
از نظر ما روانشناسان سن شما براي انتخاب همسر بسيار زود است و اگر كمي از بالا به ماجراي شما دو نفر بنگريم متوجه كمي خامي و ناپختگي در شما مي گرديم. اين ناپختگي وقتي آسيب زا تر مي گردد كه شما به خاطر موانع احتمالي پيش رو از جمله احتمال عدم موافقت والدين طرفين مجبور به قطع رابطه با اين دختر گرديد. متأسفانه ورود سر زده و تا كمي ناشيانه شما به حريم ذهني اين دختر باعث دست خوردگي عاطفي و اميد بستن آسيب زاي ايشان به شما گشته و همين امر ازدواج آتي اين دختر با پسر ديگر را به مخاطره مي اندازد. آيا شما در سن 19 سالگي مقدمات ضروري ازدواج از جمله اتمام تحصيلات، اتمام سربازي، كار با درآمد كافي، وديعه مسكن و .... را داريد؟ آيا اين عاقلانه است كه ما امروز دختري را نامزد نماييم و 5 و 6 سال ديگر با او ازدواج نماييم؟ آيا انتظار فرسايشي چند ساله رمقي براي زندگي در زير يك سقف براي شما و ايشان باقي مي گذارد؟ آيا اين امكان وجود ندارد كه شما بعد از مدتي (به خاطر سن پايينتان در هنگام انتخاب اوليه) از انتخابتان پشيمان گرديد؟ و ده ها آياي ديگر.
توصيه اكيد مي گردد تا دير نشده به اين اما و اگرها پايان دهيد و كمي دورانديشانه تر و همه جانبه نگرتر به تحليل عقلي و نه احساسي شرايط خود و اين دختر بپردازيد. از هرگونه برخورد رمانتيك با جدي ترين مسائل زندگي به شدت پرهيز نماييد و هيچ گاه هيچ دختر را بدون حساب و كتاب در مخمصه نيازهاي عاطفي-رواني خود گرفتار ننماييد.
به شدت از سرمايه گذاري رواني بر يكديگر پرهيز نماييد. اين مطلب را به اين دختر نيز گوشزد نماييد كه احتمال هر چيزي از جمله سر نگرفتن ازدواج وجود دارد. پس از دل بستن بي پشتوانه به ازدواج به شدت حذر نماييد.
اگر من جاي شما بودم حداقل تا اتمام دوره سربازي از هرگونه خواستگاري آسيب زا اجتناب مي كردم و با حفظ كامل نگاه خود از نامحرم از ورود محرك هاي جنسي تا حد امكان جلوگيري مي كردم. ازدواج را بسيار جدي تر از آن بگيريد كه به صرف چند روز مجاورت با جنس مخالف متقاعد به ملاكمندي انتخاب ايشان گرديد.
موفق و موید باشید






