بسمه تعالي
الف- در بند اول پاسخ فرموده ايد
كه بزرگان در توجيه اين دسته از روايات گفته اند
از كجا معلوم كه توجيه به قول خودتان بزرگان دقيقاً منطبق با نظر ائمه اطهار عليهم السلام باشد؟
ب- در بند دو حديثي از امام سجاد عليه السلام در صحيفه سجاديه آورده ايد كه مي فرمايند:
هيچ يك از خاندان ما تا قيام قائم براي رفع ظلم و جور و يا احياي دين قيام نكرده و نمي كنند جز اين كه باعث افزايش گرفتاري ما و شيعيان مي شود.
آيا شما معني كلمات هيچ يك و گرفتاري ما و شيعيان را مي فهميد يا نه؟
پ- در بند سوم فرموده ايد امام عليه السلام به آن عده اي كه در حضورش نشسته و حرف هايش را گوش مي دهند مي فرمايند: قيام نكنيد كه قيام قبل از مهدي(ع) چنين و چنان است و كاري به عموم ندارد،
آيا متوجه هستيد كه ممكن است تهمتي بسيار عظيم به امام عليه السلام زده باشيد كه در اين صورت شما را مستحق آتش دوزخ خواهد نمود.
بر مبناي استدلال شما بسياري از احاديث نقل شده از ائمه معصومين عليهم السلام را بايد كنار گذاشت زيرا مخاطبان آن كساني بوده اند كه فعلاً در قيد حيات دنيايي نسيتند.
بسيار متاسفم از موضع شما در مورد حديث سدير
آيا امام صادق عليه السلام نمي دانستند كه عمر سدير كوتاه است و وي تا زمان ظهور زنده نخواهند بود ؟
چرا به وي گفته اند وقتي سفياني قيام كرد فوراً به سوي ما بيا
واضح است كه اين حديث براي ارشاد همه شيعيان عزيز است مگر اينكه خود را شيعه نداني و التزامي به تبعيت از دستور امام عليه السلام نداشته باشي
در بخش ديگر گفته ايد كه
مردي از مشرق قيام مي كنند و زمينه حكومت مهدي عج الله تعال فرجه الشريف را فراهم مي سازند
خبر دادن امام عليه السلام از آينده چه ربطي به مجوز قيام دارد
مردي بدون داشتن اذن از طرف امام عليه السلام قيام كرده و كارهايي انجام داده آيا ما شيعيان بايد از امام عليه السلام تبعيت كنيم يا از آن مرد كه
حرف امام عليه السلام را زمين گذاشته و به اجتهاد خودش كاري كرده كه بر خلاف حديث سدير و ساير احادث نقل شده، مي باشد.
در بخش ديگر گفته اي
قيام زيد بن علي عليه السلام مورد تاييد امام عليه السلام قرار گرفته است.
قيام زيد ثابت كرد كه قيام قبل از ظهور نه تنها نتيجه ندارد بلكه ضرر دارد
اولاً زيد شكست خورد ثانياً منجر به تضعيف تشيع گرديد چون تعدادي از شيعيان شهيد شدند و قهراً تا ابد بخشي از جامعه تشيع كه مي توانست ايجاد شود بوجود نيامد
در بخش ديگر گفته اي
براي امر معروف و نهي از منكر قيام كردن مجاز است
اولاً بر اساس كدام حديث ثانياً كسي كه معصوم نيست وقتي حكومت تشكيل دهد موجب ظلم و ستمهاي فراواني مي گردد

بنده از جوابهاي شما به هيج عنوان قانع نشدم
اگر شما بر عقيده خود استوار هستيد لطف كنيد با جناب آقاي حجت الاسلام و المسلمين آقاي شيح حسن اللهياري
در شبكه تلوزيوني جهاني اهل بيت عليهم السلام در همين موضوع به مناظره بنشينيد
تا هم شعيان عزير و من و شما از آن استفاده كنيم

برادري كه نشسته اي و داري مثلاً به شبهات پاسخ مي دهي
بحار الانوار را بخوان و به سخنان ائمه اطهار عليهم السلام باور قلبي داشته باش
بسيار متاسف شدم كه در پاسخ شما وقتي نام ائمه اطهار عليهم السلام را ديدم در جلوي نام مبارك ايشان فقط
(ع)
نوشته بودي. شما در چه چيزي صرفه جويي كرده اي ؟
سخنان امثال شما ها را وقتي گوش مي كنم زماني كه نام مبارك هر يك از چهارده معصوم يا پيامبران عظيم الشان را مي بريد در
خيلي از موارد كلمه عليه السلام را بر زبان جاري نمي كنيد و اين خسراني عظيم است كه از آن غافليد
آيا دانش را براي به رخ ديگران كشيدن آموخته اي؟ يا مي خواهي خودت هم بهره مند باشي؟
آيا امام زمان عليه السلام را ناظر اعمال و افكار خود نمي داني؟
(سخنان و احاديث چهارده معصوم عليهم السلام برايت مهمتر است يا سخنان خميني( كه انحرافش آشكار است ) و سخنان خامنه اي كه جهلش آشكارترست )

خدا حافظ

From: "porsesh@pasokhgoo.ir"
To: Mgh_46@yahoo.com
Sent: Saturday, August 25, 2012 6:34 AM
Subject: pasokh

پرسش: لطفاً فقط و فقط يك حديث در خصوص جواز قيام قبل از ظهور ارائه دهيد؟
هر چه حديت ديديم مبني بر تحريم قيام قبل از ظهور بوده است. حتي در برخي حاكم مربوطه طاغوت ناميده شده است.
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
« عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (ع) قَالَ: وَ اللَّهِ لَا يَخْرُجُ أَحَدٌ مِنَّا قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ ...»(1)؛ امام سجاد مي فرمايند به خدا قسم خروج نكند. احدي از ما قبل از خروج قائم...
« عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: كُلُّ رَايَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِيَامِ الْقَائِمِ ع- فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ يُعْبَدُ مَنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»(2)
؛ امام صادق(ع) مي فرمايند: هر پرچمي كه قبل از قيام قايم بلند شود صاحب آن طاغوت است كه غير خدا را عبادت مي كند.
در خصوص اين روايات و امثال آن بايد گفت كه اين گونه روايات چند دسته هستند:
1- رواياتي كه هر نوع قيام پيش از ظهور حضرت مهدي (ع) را محكوم كرده است. پرچم دار آن را طاغوت يا مشرك معرّفي مي كند. بزرگان در توجيه اين دسته روايات گفته اند: مراد از پرچم هر پرچمي است كه در مقابل خدا و رسول خدا(ص) و امام (ع) برافراشته شود و هدف پرچم دار اين است كه خود را مطرح كند. در نتيجه به خواسته هاي خود جامه عمل بپوشاند.
2- رواياتي كه در صدد بيان اين حقيقت اند كه بگويند: معمولاً قيام هاي پيش از حضرت مهدي(ع) ناموفق اند. نتيجه اي جز قتل و كشتار و خون ريزي و كشته شدن ندارد، به عنوان نمونه حضرت امام سجاد(ع)در صحيفه سجاديه مي فرمايند: هيچ يك از خاندان ما تا قيام قائم براي رفع ظلم و جور و يا احياي دين قيام نكرده و نمي كنند جز اين كه باعث افزايش گرفتاري ما و شيعيان مي شود. (3) روشن است اين دسته روايات اصل قيام را رد نمي كنند، بلكه تنها نفي پيروزي و موفقيت ظاهري مي كنند،چرا كه اگر اصل جواز را رد كنند، با قيام اباعبدالّه الحسين (ع) و زيد بن علي و حسين بن شهيد فخ منافات دارد.
اين دسته روايات فقط ناظر اين مطلب است كه نوع قيام ها گرچه در ظاهر با شكست مواجه مي شوند.وانگهي عدم پيروزي نمي تواند دليل عدم تكليف باشد يعني اين طور نيست كه عده اي بگويند حالا كه ما در قيام پيروز نمي شويم، پس در مقابل ستمگران تكليفي نداريم. اي بسا زنده نگهداشتن دين و تكليف تقاضا مي كند كه انسان همه چيز را فداي آن كند مثل اباعبدالله (ع) و....
3- رواياتي كه متوجه مخاطبان و حاضران در جلسه حضوري امام است ; يعني امام (ع) به آن عده اي كه در حضورش نشسته و حرف هايش را گوش مي دهند مي فرمايند: قيام نكنيد كه قيام قبل از مهدي(ع) چنين و چنان است و كاري به عموم ندارد، مثلاً حضرت صادق (ع) به يكي از ياران خود به نام «سدير» مي فرمايند: در خانه بنشين و به زندگي بچسب، آرامش داشته باش تا وقتي كه شب و روز آرامش دارند، وقتي به شما خبر دادند كه سفياني قيام كرده است، فوراً به سوي ما بيا، اگر چه پياده.(4)
در اين گونه روايات مخاطب، اشخاصي همانند سدير هستند كه احيانا افرادي احساساتي بودند كه احساسات شان بر عقل شان غلبه داشت. آنان خيال مي كردند شرايط و زمينه قيام و اقدام براي تشكيل حكومت اسلامي وجود دارد. به همين جهت همواره منتظر قيام بودند. حضرت (ع) با بيان خود به اين گونه افراد گوشزد مي كند دچار اشتباه هستيد، هنوز زمينه قيام وجود ندارد، منع افراد خاص از قيام عليه حُكّام جور، هرگز دليل بر جايز نبودن اصل قيام نخواهد بود.
بنابراين، اولاً در هيچ يك از روايات اصل جواز قيام نفي نشده، بلكه منع به خاطر جهاتي بوده كه به بعضي اشاره شده است;
ثانياً: در مقابل روايات منع قيام، روايات زيادي داريم كه از قيام قبل از ظهور حضرت مهدي (ع) خبر و مورد تأييد قرار مي دهد.
پيامبر اكرم (ص)‌فرمودند: يخرج الناسٌ من المشرق فيوَطّؤُن للمهدي يغني سلطانه ;مردي از مشرق قيام مي كنند و زمينه حكومت مهدي را فراهم مي سازند.(5)
به علاوه انقلاب ها و قيام هايي قبل از ظهور حضرت مهدي(ع) صورت گرفته و مورد تأييد ائمه اطهارقرار گرفته است، مانند قيام زيدبن علي پسر حضرت سجاد(ع)و قيام حسين بن علي شهيد فخّ از نوادگان امام مجتبي (ع) و قيام مختار كه امام سجّاد(ع) در حقش فرمود: الحمدلله الّذي ادرك لي ثاري من اعدائي و جزي المختار خيراً; شكر خدا را كه انتقام خون ما را از دشمنان ما گرفت، و به مختار جزاي خير عنايت فرمايد.(5)
به طور كلي هم بايد گفت در اسلام اصلي وجود دارد به نام امر معروف و نهي از منكر كه در شرايط خاصي بر همه افراد در هر زمان و مكاني واجب است، لازمه چنين اصلي اين است كه در مقابل منكرات و انواع ظلم و جور و مقابل ستمكاران قد علم كنند. دربرابر آن ها بايستند. بديهي است كه ايستادن گاهي منجر به درگيري و قيام مي شود؛ پس قبل از قيام حضرت مهدي (ع) انقلاب و قيام كردن مانعي ندارد و منع حضرات ائمه اطهار، جهات ديگري داشته كه به بعضي اشاره شده است.
در اين مورد مي توانيد به مجله حوزه شماره چهارم و پنجم سال دوازدهم ، در سال هاي 70ـ 71 كه امروز به صورت كتابي به نام «در انتظار خورشيد» در آمده است، مراجعه فرماييد.
پي‌نوشت‌ها:
1. شيخ حر عاملي، وسايل الشيعه، انتشارات ال البيت، 15، ص51.
2. همان، ص52.
3. امام سجاد (ع)، الصحيفة السجادية، دفتر نشر الهادى قم، 1376 ه.ش، ص 20 .
4. شيخ كلينى، الكافي‏،‏ اسلاميه‏، تهران‏، 1362 ش‏،ج8، ص265.
5. مجلسي، بحارالانوار، چاپ بيروت، ج 51، ص 87.
6. همان، ج 45، ص 345.

موفق و موید باشید

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
شما در مورد قيام قبل از ظهور روايتي از ما خواستيد و گفتيد كه هر چه روايت داريم از قيام قبل از ظهور منع كرده است كه ما بعضي روايات منع را آورديم و براي آنها توجيهاتي از روايات و اصول مسلم ديگر آورديم كه ظاهرا اين توجيهات را شما قبول نداريد. ولي براي رد توجيهات ما دليل معتبر از روايات يا آيات قرآن نياورده ايد و متاسفانه عباراتي به كار برده ايد كه دور از ادب است.
درباره اصل سوال نيازي به جواب دوباره نمي بينيم اما درباره گفتن يا نوشتن كامل « عليه السلام يا صلي الله عليه و آله » بعد از نام مقدس پيامبر اكرم يا امامان معصوم عليهم السلام، حرف شما صحيح است و ما هم معتقديم نبايد بجاي آنها كلمات اختصار (ع) يا (ص) گذاشت و بايد خود آنها را نوشت. اما اين مركز تابع قوانين ويراستاري مشخصي است و تمام جواب ها را بر اساس آن تنظيم مي كنند.
درباره عبارت آخر شما هم باز متاسفانه رعايت ادب نشده است، اولا ما در جوابمان از حضرات امام خميني يا خامنه اي مطلبي نقل نكرديم ثانيا هيچ موقع سخنان ايشان را بر احاديث معصومين ترجيح نمي دهيم و اگر از ايشان مطلبي نقل مي كنيم در تاييد يا تفسير سخنان معصومين(ع) نقل مي كنيم.

موفق و موید باشید