با سلام. بعضي از افراد مومن كه در اثر تلاش، به خدا نزديك ميشوند، به توانايي هايي دست پيدا ميكنند كه ساير افراد، آن توانايي را ندارند (مانند بعضي از علماي دين). بعضي از افراد غير مومن هم كه با روشهاي خاصي تلاش ميكنند، آنها هم به بعضي توانايي ميرسند (مانند مرتاضها). بنابراين چگونه ميتوان فهميد كه تواناييهاي به دست آمده براي انسانهاي مومن، توسط خدا به او رسيده است؟
با تشكر

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در ابتدا مي گوييم كه خداوند متعال جهان آفرينش را بر اساس اسباب و مسببات استوار كرده و نظام علت و معلوليت را بر آن حاكم كرده است به گونه اي كه هر پديده اي در جهان به دنبال سبب ويژه اي پديد مي آيد و يكي از مصاديق نظام اسباب و مسببات مسئله روح و كارها و توانايي هاي ويژه آن است و خداوند در وجود انسان روحي را قرار داده است كه داراي قدرت بالايي است بگونه اي كه اگر تقويت شود كارهاي غير عادي را انجام مي دهد.
اين مسئله مختص مومنين نيست، بلكه هر انساني چه مومن و چه كافر مي تواند با تقويت روح خود به انجام بعضي از كارهاي غير عادي بپردازد و بطور كلي براي تقويت روح دو روش وجود دارد: يكي رياضت هاي شرعي و عقلي و مطابق با اصول ديني و عقلي و ديگري رياضات شرعي و مخالف عقل و دين.
در دين اسلام و عرفان اسلامي تنها انجام رياضت هاي شرعي اجازه داده شده است و از انجام رياضت هاي غير شرعي به شدت نهي شده است و در اسلام هيچ كس حق سركوب نفس و اميال نفساني را ندارد و تنها مجاز است كه به تهذيب نفس بپردازد. ولي در عرفان هاي غير اسلامي بخصوص مرتاضان بيشتر به انجام رياضت هاي غير شرعي تاكيد مي شود و با اين رياضت هاي شديد به نفس كشي و سركوب اميال نفساني مي پردازند و بدين طريق به انجام بعضي از كارهاي غير عادي دست مي يابند.
نا گفته نماند كه از نگاه ديني « كرامت» به اموري اطلاق مي شود كه از اولياي دين مانند بزرگان اهل علم و معرفت و ناشي از عنايات الهي سر مي زند. و به هر عمل خارق العاده اي كرامت گفته نمي شود؛ كرامت مثل اعجاز عبارت است از يك امر خارق العاده كه براي اثبات امري الهي به كار مي رود. ولي فرقش با اعجاز در اين است كه انسان داراي معجزه ادعاي نبوت دارد. بنابراين مختص پيامبران است. ولي شخص صاحب كرامت ادعاي نبوت ندارد. مثل كراماتي كه از امامان شيعه و يا از اولياي الهي سر مي زند.(1) بنابراين به كارهاي غير عادي مرتاضان كرامت گفته نمي شود.
در نتيجه اگر منظور شما بيان ملاكي براي تشخيص كرامات عرفا و بزرگان ديني از كارهاي مرتاضان و... است در اين صورت مي گوييم كه هر چند كه كرامت هاي اولياء الهي و عارفان در ظاهر با كارهاي مرتاضان در غير عادي بودن يكسان اند و هر دو با تقويت روح خود به اين مقام دست يافته اند ولي در نگاه دقيق كرامات اولياء الهي و عرفا با كار هاي غير عادي مرتاضان تفاوت هاي اساسي دارد كه انسان مي تواند بر اساس اين تفاوت ها، الهي و يا شيطاني بودن اين كرامات و كارهاي غير عادي را تشخيص دهد و اين تفاوت ها عبارتند از:
1. رياضت هاي روحي عرفا و اولياي الهي جز از طريق عبادت هاي شرعي صورت نمي گيرد، در حالي كه مرتاضان و كاهنان و... از هر گونه رياضت روحي كه در تقويت روح و چيره شدن آن بر عالم ماده مؤثر باشد، استفاده مي كنند.
2. عامل غيبي مؤثر در تحقق كرامتها ي اولياي الهي، عنايت و مشيت ويژه خداوند است، و به خداوند نسبت مي دهند. ولي عامل نامريي كه مرتاضان را كمك مي دهد، شياطين يا جن يا برخي قدرت هاي طبيعي روحي مي باشند.
3. كارهاي مرتاضان چون از نوع و گونه كارهاي بشري است، افراد ديگر نيز مي توانند با پيمودن همان راه ها و همان آموزش ها و رياضت ها، به قابليت هاي مرتاضان دست يابند، اما كرامت هاي عرفا و بزرگان ديني قابل تعليم و ياد گيري نيست و قابل معارضه و مثل آوردن نيست.
4. اولياي خداوند، از كارهاي خارق العاده، جز در مسير رضاي خدا و مصالح بندگان خدا و جز در مواقع ضرورت استفاده نمي كنند، و هرگز آن را براي مقاصد فردي و نفساني به كار نمي برند، در حالي كه مرتاضان ممكن است مصالح و منافع خود را نيز مدنظر داشته باشند، و به انگيزه كسب مال يا مقام يا انتقام جويي هاي شخصي، از كارهاي خارق العاده استفاده مي كنند.
5. كرامات اولياي الهي، ‌غيرقابل معارضه و شكست ناپذير است، ولي كارهاي خارق العاده مرتاضان، قابل معارضه و شكست پذير است و مغلوب كرامات اولياي الهي، مي باشد و نيز برخي از آن ها بر برخي ديگر غلبه مي كنند.
6 . از آن جا كه پشتوانه كرامات اولياء الهي، مشيت و عنايت ويژه الهي است، كرامات آن ها، منحصر به نوع يا صنف خاصي از كارها نمي باشد، بلكه به حكم مقتضيات احوال و شرايط مختلف،‌ كارهاي خارق العاده گوناگوني را انجام مي دهند، در حالي كه مرتاضان تنها از عهده انجام كارهاي خارق العاده معيني برمي آيند.(2)
در نتيجه انسان مي تواند با لحاظ اين تفاوت ها به الهي و غير الهي بودن اين كارها پي ببرد.
و اگر مقصود شما بيان ملاك براي تشخيص كرامات الهي و شيطاني از بين كرامات اولياء الهي باشد در اين صورت مي گوييم كه تشخيص الهي و يا شيطاني بودن كرامات عرفا و بزرگان ديني بر اساس ملا ك هاي كلي همچون هدف و غايت و ابزار وروش و ... امكان پذير نيست. چرا كه همه عرفاي و بزرگان ديني به ظاهر در هدف و غايت و روش يكسان هستند و تنها كسي مي تواند بطور دقيق از الهي و يا شيطاني بودن اين نوع كرامت ها مطلع شود كه خود اين راه را پيموده باشد و متخصص در اين زمينه باشد و از اينجا اهميت و برجستگي نقش استاد در عرفان اسلامي معلوم مي شود در نتيجه تشخيص دقيق اين نوع كرامات به عهده اساتيد اين فن است ولي بطور كلي مي توانيم بگوييم كه علائم و نشانه هايي وجود دارد كه دال بر الهي و يا شيطاني بودن كرامات دارند كه برخي از آنان عبارتند از:
1- در كرامات شيطاني تفاوت زيادي بين ظاهر وباطن صاحب كرامت وجود دارند به عبارتي آنها ظاهري پسنديده و مقبول و باطني ناپسند و آلوده دارند(منافق). ولي صاحبان كرامت الهي ظاهر وباطل يكساني دارند.
2- صاحبان كرامات شيطاني در اعمال، رفتار و گفتار خود به هيچ وجه تعادل را حفظ نمي كنند و هميشه در حال افراط و تفريط هستند. گاهي در انجام امور بسيار زياده روي ميكنند وگاهي مسائل را رعايت نكرده و در انجام اعمال سستي ميكنند.وليكن عارف متعادل است.
3- صاحبان كرامات شيطاني غالبا دنبال منافع شخصي و يا گروهي خودشان هستند و براي رسيدن به اين هدف از هر وسيله اي استفاده مي كنند ولي صاحبان كرامات الهي به دنبال كسب رضايت مولا و خالق خويشتن اند و فقط از وسايل مجاز و شرعي استفاده مي كنند.
4- صاحبان كرامات شيطاني مردم را به جاي دعوت به خدا و انبياء و ائمه اطهار (ع) به خود دعوت مي كنند ولي عارفان واقعي و اولياء الهي مردم را فقط به سوي خدا و حق مي خوانند.
5- مدعيان دروغين كارهاي خارق العاده اي كه از طرق غير شرعي توان انجام آنهارا به دست آورده اند را به بعضي از مردم نشان مي دهند تا آنها و ديگران را به گمان اينكه اينها واقعاً كرامات است و اين افراد از اولياي الهي هستند،به خود جلب نمايند و اهداف سوء خود را عملي كنند. ولي عارفان واقعي كارهايي را كه نشان دهنده مقامات معنوي آنها باشد،ظاهر نمي كنند. مگر در مواردي كه مصلحتي در جهت هدايت مردم باشد و يا به طور اتفاقي اين امور از او ديده شود.
پي نوشت ها:
1. مصباح يزدي، محمدتقي، آموزش عقايد، چاپ و نشر بين الملل، تهران، 1381،ص221و222.
2. سيد مصطفي دشتي، معارف و معاريف نشر دانش قم 1378 ش، ج 6، ص521.

موفق و موید باشید