سلام خسته نباشید من یک مشکل خیلی فوری دارم . من چند وقت پیش با یک نفر که اهل سنت بودند گفت و گو داشتم . ایشون شبهاتی رو مطرح کرد و من به دنبال جواب اون ها رفتم و جواب رو ارسال کردم اما ایشون هم در جواب پاسخ هایی رو دادند که واقعا من رو سرگردان کردند من متن سوال ها رو ارسال میکنم براتون میدونم خیلی زیاده ولی تو رو خدا زود به من جواب بدهید من خیلی به جوابش نیاز دارم.
اول متنی رو که خودم ارسال کردم و جواب شبهات رو براتون میذارم
-شما گفتید که چرا اميرمؤمنان عليه السلام از همسرش دفاع نكرد؟( با توجه به اون حدیث که گفتید) درحالی که همچنين آلوسى مفسر مشهور اهل تسنن مىنويسد::
((أنه لما يجب على غضب عمر وأضرم النار بباب على وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت يا أبتاه ويا رسول الله فرفع عمر السيف وهو فى غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فصاحت يا أبتاه فأخذ على بتلابيب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته))
عمر عصباني شد و درب خانه علي را به آتش کشيد و داخل خانه شد، فاطمه سلام الله عليها به طرف عمر آمد و فرياد زد: «يا ابتاه، يا رسول الله»! عمر شمشيرش را که در غلاف بود بلند کرد و به پهلوى فاطمه زد، تازيانه را بلند کرد و بر بازوى فاطمه زد، فرياد زد: « يا ابتاه » (با مشاهده اين ماجرا) علي (ع) ناگهان از جا برخاست و گريبان عمر را گرفت و او را به شدت کشيد و بر زمين زد و بر بينى و گردنش کوبيد( آلوسى اين روايت را بدون هيچ حاشيه و نقدى نقل كرده و رد نكرده است كه حكايت از پذيرفتن آن دارد. ).
((الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج3، ص124، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت))
اميرمؤمنان عليه السلام در مرحله اول و زمانى كه آنها قصد تعرض به همسرش را داشتند، از خود واكنش نشان داد و با عمر برخورد كرد، او را بر زمين زد، با مشت به صورت و گردن او كوبيد؛ اما از آن جايى كه مأمور به صبر بود از ادامه مخاصمه منصرف و طبق فرمان رسول خدا صلى الله عليه وآله صبر پيشه كرد. در حقيقت با اين كار مىخواست به آنها بفهماند كه اگر مأمور به شكيبائى نبودم و فرمان خدا غير از اين بود، كسى جرأت نمىكرد كه اين فكر را حتى از مخيلهاش بگذراند؛ اما آن حضرت مثل هميشه تابع فرمانهاى الهى بوده است
يَا ابْنَ صُهَاكَ لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّهِ سَبَقَ وَعَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَيَّ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) لَعَلِمْتَ أَنَّكَ لا تَدْخُلُ بَيْتِي
اى پسر صحّاك! اگر مقدرات خداوندى و پيمان و سفارش رسول خدا صلى الله عليه وآله نبود، هر آينه مىفهميدى كه تو قدرت ورود به خانه مرا نداري. كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص568
در روايتى سليم بن قيس هلالى نقل مىكند:(وصیت پیامبر به امام علی )
ثُمَّ نَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ (صلي الله عليه وآله) إِلَى فَاطِمَةَ وَإِلَى بَعْلِهَا وَإِلَى ابْنَيْهَا فَقَالَ يَا سَلْمَانُ أُشْهِدُ اللَّهَ أَنِّي حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَهُمْ أَمَا إِنَّهُمْ مَعِي فِي الْجَنَّةِ ثُمَّ أَقْبَلَ النَّبِيُّ (صلي الله عليه وآله) عَلَى عَلِيٍّ (عليه السلام) فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّكَ سَتَلْقَى [بَعْدِي] مِنْ قُرَيْشٍ شِدَّةً مِنْ تَظَاهُرِهِمْ عَلَيْكَ وَظُلْمِهِمْ لَكَ فَإِنْ وَجَدْتَ أَعْوَاناً [عَلَيْهِمْ] فَجَاهِدْهُمْ وَقَاتِلْ مَنْ خَالَفَكَ بِمَنْ وَافَقَكَ فَإِنْ لَمْ تَجِدْ أَعْوَاناً فَاصْبِرْ وَكُفَّ يَدَكَ وَلا تُلْقِ بِيَدِكَ إِلَى التَّهْلُكَةِ فَإِنَّكَ [مِنِّي] بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى وَلَكَ بِهَارُونَ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ إِنَّهُ قَالَ لِأَخِيهِ مُوسَى إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي.
پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم به فاطمه و همسر او و دو پسرش نگاهى كرد و فرمود: اى سلمان! خدا را شاهد مىگيرم افرادى كه با اينان بجنگند با من جنگيدهاند، افرادى كه با اينان روى صلح داشته باشند با من صلح كردهاند، بدانيد كه اينان در بهشت همراه منند.
سپس پيامبر صلى الله عليه وآله نگاهى به علي عليه السلام كرد و فرمود: اى علي! تو به زودى پس از من، از قريش و متحد شدنشان عليه خودت و ستمشان سختى خواهى كشيد. اگر يارانى يافتى با آنان جهاد كن و به وسيله موافقينت با آنان بجنگ، و اگر كمك كار و ياورى نيافتى صبر كن و دست نگهدار و با دست خويش خود را به نابودى مينداز. تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى، هارون براى تو اسوه خوبى است، به برادرش موسى گفت: إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِى وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي؛ اين قوم مرا ضعيف شمردند و نزديك بود مرا بكشند.
كتاب سليم بن قيس الهلالي، ص 569
البته منبع و سخنان زیادی نقل شده بود که من فقط به چند تا اشاره کردم امیدوارم که به قول خودت بری توی گوگل سرچ کنی و به منابع خودتون هم مراجعه کنی تا منکر قضیه کتک زدن حضرت فاطمه (س) به دست عمر نشی . جالب این سخنان رو هم که آن حضرت در ماجرای فدک به ابوبکر و عمر گفتند بدونی.
ابن قتيبه در كتاب الامامة و السياسة ص14، و نيز محمد بن يوسف گنجى شافعى در باب 99 كفايه الطالب آورده اند كه حضرت زهرا(عليها السلام) خطاب به آن دو نفر فرمودند:
«انّى اشهد اللّه و ملائكته أنّكما أسخطانى و ما ارضيتُمانى لئن لقيت النبىَّ لأشكونّكما»
خداوند و ملائكه او را شاهد و گواه مى گيرم كه شما دو نفر (ابابكر و عمر) مرا به غضب آورديد و رضايت مرا فراهم ننموديد. اگر پيغمبر را ملاقات كنم از شما شكايت خواهم كرد.
و نيز ابن قتيبه در كتاب الامامةوالسياسة ص14 مى نويسد: حضرت زهرا (عليها السلام) خطاب به ابوبكر فرمود:
«واللّه لَأَدعُوَنَّ عليكَ فى كلّ صلاة اُصلّيها»
به خدا سوگند در هر نمازى كه بخوانم تو را نفرين مى كنم
آيا از اين وضوح كلام ، دليلى روشن تر لازم است که خلافت ابوبکر و عمر به نا حق بوده است ؟
آیا میتوان کسانی رو به عنوان خلیفه پذیرفت که مورد لعن دختر پیامبر و نفرین او قرار گرفته اند و سوال بعدی که ازدواج عمر با ام الکلپوم بود و دلیل شما بر دوستی عمر با امام علی ( اما با مسئله بالا که مشخص شد عمر قاتل بانو فاطمه زهرا(س) است چگونه امکان دارد ایشان دوست دار قاتل همسرشان باشند؟)
این جا 4 تا اختلاف نظر وجود داره:1- انديشهوران شيعه پاسخ هاى گوناگونى از اين مطلب دادهاند كه همگى آنها صحيح و معقول به نظر مىرسد؛ برخى همچون رضى الدين حلى، علامه مقرّم، علامه باقر شريف القرشى و... اصل وجود دخترى به نام امّكلثوم را براى حضرت زهرا سلام الله عليها منكر شده و دليلهاى متقنى براى آن ارائه كردهاند.
2_برخى ديگر، وقوع تعارض در روايات ازدواج را دليلى واضح براى بطلان مدعاى اهل سنت در باره اين ازدواج مىدانند؛ از جمله شيخ مفيد رضوان الله تعالى عليه در دو رساله مجزا به نامهاى المسائل العُكبرية و المسائل السروية، و نيز سيد ناصر حسين الهندى در كتاب افحام الأعداء والخصوم و آيت الله ميلانى و...
3_عدهاى از دانشمندان شيعه و سنى با پذيرش اصل ازدواج، نكته ديگرى را مطرح كردهاند كه امّكلثوم همسر عمر، دختر امير مؤمنان عليه السلام نبود؛ بلكه دختر ابوبكر بوده است؛ از جمله يحيى بن شرف نووى، مهمترين شارح صحيح مسلم در كتاب تهذيب الأسماء اين مطلب را نقل كرده و آيت الله مرعشى نجفى از عالمان شيعه در شرح احقاق الحق به اين مطلب تصريح كردهاند
4_و کامل ترین پاسخ که این رو منابعش رو ذکر کردم بقیه رو میتونی خودت جست و جو کنی: مام روايات موجود در كتابهاى اهل سنت كه ازدواج دختر امير مؤمنان عليه السلام را با خليفه دوم ثابت مىكند، با اشكالات سندى مواجه و با تعارضها و تناقضهاى غير قابل جمعى كه دارند، غير قابل اعتماد هستند و از طرف ديگر در هيچ يك از روايات موجود در كتابهاى شيعه، تصريح نشده كه امّكلثوم دختر امير مؤمنان از حضرت زهرا عليهما السلام باشد؛ بلكه ازدواج دخترى به نام امّكلثوم را كه در خانه امير مؤمنان بوده ثابت مىكنند.
اعتراف انديشمندى همچون نووى، برترين شارح صحيح مسلم كه گستردهترين و مهمترين كتاب فقهى شافعى نيز متعلق به او است، عامل مهم ديگرى است كه اين ديدگاه را تقويت مىكند.
و نيز مىگوييم كه حتى در صورت اثبات چنين ازدواجى، نمىتوان از آن رابطه صميمانه امير مؤمنان را با خلفا اثبات كرد؛ زيرا اين ازدواج نه تنها براى خليفه دوم فضيلت محسوب نمىشود؛ بلكه لكه سياهى است كه همانند تيرگى غصب خلافت، بر دامان او باقى مانده است؛ چرا كه در ماجراى اين ازدواج چيزهايى نقل شده است كه عرق شرم از پيشانى انسان غيرت مند جارى مىشود.
با بررسى شخصيت دينى، اخلاقى و نسبى خليفه دوم و مقايسه آن با شخصيت امّكلثوم، به اين نتيجه مىرسيم كه اين دو از هيچ نظر با يكديگر همشأن نبودهاند برخى از عالمان اهل سنت تصريح كردهاند كه در ازدواج، تناسب دينى و حتى نسبى نيز ضرور است و غير قريش نمىتوانند با دختران قرشى و همچنين غير بنى هاشم نمىتوانند با دختران بنى هاشم ازدواج كنند؛ چرا كه بنى هاشم به خاطر وجود رسول خدا صلى الله عليه وآله قوم برتر هستند و هيچ قومى از نظر فضيلت با آنها برابرى نمىكند.
به همين دليل بود كه اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمود: من دخترانم را براى فرزندان جعفر كنار گذاشتهام و جز به آنها به كسى ديگر دختر نخواهم داد.
أَنَّ عُمَرَ خَطَبَ إِلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ ابْنَتَهُ أُمَّ كُلْثُومٍ فَقَالَ عَلِيٌّ إِنَّمَا حَبَسْتُ بَنَاتِي عَلَى بَنِي جَعْفَرٍ.
عمر بن خطاب، از علي بن ابى طالب دخترش امّكلثوم را خواستگارى كرد؛ علي در پاسخ گفت: من دختران خويش را براى ازدواج با پسران جعفر از ازدواج منع كرده ام.
الخراساني، سعيد بن منصور (متوفاي 227هـ)، سنن سعيد بن منصور، ج 1، ص 172، ح520.
امّكلثوم دختر رسول خدا بود در دامان صديقه شهيده بزرگ شده بود؛ اما خليفه دوم (بنا بر اعتراف اهل سنت) دو سوم عمرش را در بت پرستى گذرانده و در دامان زنى همچون حنتمه بزرگ شده است .
اخلاق تند و خشونت ذاتى خليفه دوم را عالمان بزرگ اهل سنت با صراحت نقل كردهاند؛ در حالى كه امّكلثوم كودك خردسال و از خانوادهاى است كه رعايت اخلاق و آداب اسلامى براى همه جهانيان اسوه بوده است
مطابق نقل بلاذرى، طبرى، ابن اثير و ابن كثير هنگامى كه يزيد بن ابوسفيان از دنيا رفت، عمر از همسرش امّابان ـ دختر عتبه ـ خواستگارى كرد؛ وى نپذيرفت و علّت آن را چنين بيان كرد:
لأنّه يدخل عابساً، ويخرج عابساً، يغلق أبوابه، ويقلّ خيره
عمر بن خطاب عبوس و ترش رو وارد منزل مى شود و عبوس و اخمو خارج مى گردد؛ درِ خانه را مى بندد. (و اجازه بيرون رفتن به همسرش نمى دهد) و خيرش (رسيدگى به همسرش) اندك است.
امّكلثوم در خوشبينانهترين حالت هفت يا هشت سال بيشتر نداشته؛ ولى خليفه دوم حد اقل پنجاه و هفت ساله بوده.واقعاً چه تشابهى بين اين دو وجود دارد؟
رعايت تناسب سنى يكى از مسائلى است كه بايد در ازدواج رعايت شود. و اتفاقا خود خليفه دوم با ازدواج پيرمردان با دختران جوان مخالف بوده است.
سعيد بن منصور در سنن خود مىنويسد:
أُتِيَ عُمَرُ بنُ الْخَطَّابِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ بِامْرَأَةٍ شَابَّةٍ زَوَّجُوهَا شَيْخَاً كَبِيرَاً فَقَتَلَتْهُ، فَقَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا اللَّهَ، وَلْيَنْكَحِ الرَّجُلُ لُمَّتَهُ مِنَ النسَاءِ، وَلْتَنْكَحِ المَرْأَةُ لُمَّتَهَا مِنَ الرجَالِ يَعْنِي شِبْهَهَا
زنى جوانى را كه با پيرمردى ازدواج كرده بود و سپس شوهرش را كشته بود، نزد عمر آوردند، عمر گفت: اى مردم از خدا بترسيد، هر مردى بايد بازنى همسان خودش (هم كفو خودش ) ازدواج كند و هر زنى نيز بايد با مردى ازدواج كند كه همسان او هست.
الخراساني، سعيد بن منصور (متوفاي227هـ)، سنن سعيد بن منصور، ج 1، ص 243، ح809
شراب خواري خليفه، دليل بر عدم كفائت:
طبق نظر عالمان اهل سنت، دادن دختر به كسى كه شارب خمر است جايز نيست شارب خمر نمىتواند با دختر مسلمان كفو باشد و كسى كه اين كار را انجام دهد، در حقيقت قطع رحم كرده است.
گذشت كه ابوطالب مكى به نقل از سفيان ثورى مىنويسد:
وكان الثوري يقول: إذا تزوّج الرجل وقال: أي شيء للمرأة فاعلم أنه لصّ، فلا تزوّجوه، ولا ينكح إلى مبتدع، ولا فاسق، ولا ظالم، ولا شارب خمر، ولا أكل الربا، فمن فعل ذلك فقد ثلم دينه، وقطع رحمه، ولم يحسن الولاية لكريمته، لأنه ترك الإحسان، وليس هؤلاء أكفاء للحرة المسلمة العفيفة
ثورى مىگفت: هنگامى كه مردى خواستگارى كرده و بگويد كه اين زن چقدر مال دارد، بدانيد كه او دزد است! و به او دختر ندهيد!
همچنين به بدعت گذار و به فاسق و ستمگر، و شارب خمر و رباخوار نبايد دختر داداگر كسى چنين كند، دين خويش را نابود كرده و رحم خويش را قطع كرده و سرپرستى دختر خويش را به خوبى انجام نداده است؛ زيرا او نيكى به اين دختر را ترك كرده است! اينها همتاى دختر آزاد مسلمان عفيف نيستند.
أبو طالب المكي، محمد بن علي بن عطية الحارثي (متوفاي286هـ)، قوت القلوب في معاملة المحبوب ووصف طريق المريد إلى مقام التوحيد، ج 2، ص 414، تحقيق: د.عاصم إبراهيم الكيالي، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الثانية، 1426هـ -2005
عبد الرزاق صنعانى كه استاد بخارى محسوب مىشود در المصنف مىنويسد:
حدثنا أبو بكر قال حدثنا بن مسهر عن الشيباني عن حسان بن مخارق قال بلغني أن عمر بن الخطاب ساير رجلا في سفر وكان صائما فلما أفطر أهوى إلى قربة لعمر معلقة فيها نبيذ قد خضخضها البعير فشرب منها فسكر فضربه عمر الحد فقال له إنما شربت من قربتك فقال له عمر إنما جلدناك لسكرك
عمر بن خطاب در سفر همراه مردى روزه دار بود؛ موقع افطار، مرد از مشك عمر كه در آن شراب بود و شتر آن را تكان داده بود نوشيد و مست شد! عمر او را حد زد! آن مرد گفت: من از مشك تو نوشيدم! عمر در پاسخ گفت: من تو را به خاطر مست شدن حد زدم
الصنعاني، أبو بكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج 5، ص 502، ح28401، تحقيق حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثانية، 1403ه
حال پرسش من از شما اين است اگر خليفه دوم شارب خمر نبوده، شراب در مشك او چه مىكرده است؟ احتمالا چون اين شخص مشك خليفه را خالى كرده، بر او حد جارى شده استاين روايات را از منابع اهل سنت نقلشده نه از منابع شيعه؛ لذا اين اهل سنت هستند كه بايد پاسخگوى اين مسائل باشند.
فکر کتم دیگه خیلی زیاد شد ادامه باشه واسه بعد . امیدوارم نظرت درباره سوال هایی که مطرح کرده بودی عوض شده باشه و جواب ها قانع کننده باشند . راستی اگه ممکنه آدرسه ایمیلتون رو بدید تا از این به بعد از طریق ایمیل مکاتبه کنیم و اگه میشه دلایل دیگتون در رابطه با شیعه رو برام بفرستید چون واقعا خوشحال میشم اگه این کار رو بکونید این طوری بیشتر میتونم از عقایدم استفاده و لذت ببرم بازم ممنونم .
. حالا جواب هایی که اون داد:
بررسی پرونده ادعاى قتل حضرت زهرا رضى الله عنها
یکی از فتنه برانگیزترین مسائلی که بر اختلاف شیعه و سنی دامن می زند مسئله شهادت حضرت زهرا رضى الله عنها است که به قول شیعه توسط حضرت عمر و یا در روایاتی توسط غلام حضرت عمر اتفاق افتاده است. اما علما و مفکرین اهل سنت و برخی از روشنفکران شیعه اعتقاد دارند که این مسئله نه تنها صحت ندارد بلکه به عنوان بزرگترین دروغ تاریخ نیز شناخته شده است. پرونده ای که پس از 1400 سال از اتفاق مزعوم و با تلفیق روایات واحادیث دروغین گشوده شده است.
حال ما خواستیم با تشکیل یک محکمه مجازی این پرونده را مورد بررسی قرار دهیم. در واقع این دادگاه شبیه سازی آنچه است که در مناظرات بین شیعه وسنی در موضوع شهادت حضرت زهرا اتفاق می افتد . در اینجا ادله و براهینی که شیعه در اثبات این امرذکر می کنند آورده شده اند و همچنین اقوال و براهین طرف دوم یعنی اهل سنت نیز بررسی شده اند در این محاکمه دلایل و براهین طرفین دعوا مورد بررسی قرار می گیرد و با توجه به ادله و براهین طرفین و شهادت شاهدان عینی دادگاه حکم خود را اعلام خواهد کرد.
مشخصات پرونده
قضیه: هجوم به خانه حضرت فاطمه و آتش زدن در ، اسقاط جنین و شکستن پهلو!!
قاضی: یک شخص منصف
مدعی: شیعیان یا دقیق تر روافض
مدعی علیه: ا هل سنت و در رأس آنها حضرت عمر رضی الله عنه ، حضرت ابوبکر رضی الله عنه
-----------------------------------------------------------------------
قاضی: شروع جلسه اول محاکمه را اعلام می کنم طرفین دعوا حق دارند فقط با استناد به روایات و احادیث صحیح سخن بگویند و هر گونه استناد به روایات ضعیف چه از اهل سنت و چه از شیعه مورد قبول دادگاه نیست و در حکم نهائی دادگاه اثر نخواهد داشت همچنین طرفین دعوا حق دارند از روایات واحادیث طرف مقابل برای اثبات اقوال خود استفاده کنند. هر گونه خروج از موضوع و طرح مسائل جانبی غیر مرتبط با قضیه اصلی بار اول با تذکر و در صورت ادامه یافتن طرف متجاوز از دادگاه اخراج می شود.
قاضی دادگاه به اقوال مدعیان گوش می کند.
مدعیان (شیعیان): ما مدعی هستیم که بعد از وفات پیامبر صلی الله علیه وسلم اصحاب او مرتد شده و بلا فاصله حکم را تغییر دانند و بر حضرت علی که جانشین شرعی پیامبر بود انقلاب کردند و ابوبکر را بر سر خلافت آوردند و به این امر اکتفا نکردند بلکه به خانه وحی (خانه حضرت علی) هجوم کردند و در خانه را به آتش کشیدند و حضرت فاطمه که پشت در خانه بود با فشاردادن در توسط عمر یا غلام او که قنفذ نام داشت پهلویشان شکسته شد و جنین 6 ماهه او محسن سقط شدند و ما به همین دلیل ابوبکر و عمر را غاصب به شمار می آوریم. و آنها را لعنت می کنیم !
قاضی: خوب دلایل شما دراثبات وقوع این امر چیست؟
مدعیان (شیعیان): در کتب شیعه به طور متواتر روایاتی نقل شده است که این امر را اثبات میکند.
اهل سنت: این اتهامات بی اساس است و هیچ روایت صحیحی وجود ندارد که این امر را ثابت کند. زیرا هیچ کدام یک از اهل بیت یعنی حضرت علی ، امام حسن ، و دیگر فرزندان ایشان به این امر هیچ اشاره ای نکردند اگراین امر عظیم به راستی اتفاق افتاده است صاحبان اصلی حق که ایشان باشند چرا اشاره ای به این امر نکردند.
مدعیان (شیعیان) : از امام حسن بن علی (ع) روایت شده است که ایشان خطاب به مغیره بن شیبه گفتند : تو کسی هستی که دختر رسول الله را زدی و او را خون آلود کردی و آن چه در شکم ایشان بود سقط شد. این اهانتی نسبت به رسول الله و مخالفت امر ایشان بود. زیرا رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فرموده بودند : « تو ( ای فاطمه ) سیده نساء اهل بهشت هستی.»سپس به خدا که جایگاه تو (مغیره بن شعبه) جهنم است.
عن مولانا الإمام أبی محمّد الحسن بن علی (علیه السلام): " وأما أنت یا مغیرة بن شعبة!... وأنت الذی ضربت فاطمة بنت رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم) حتّى أدمیتها، وألقت ما فی بطنها.. استذلالاً منك لرسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم)، ومخالفة منك لأمره، وانتهاكاً لحرمته، وقد قال لها رسول الله (صلى الله علیه وآله وسلم): " أنتِ سیّدة نساء أهل الجنّة " والله مصیرك إلى النار (منبع الاحتجاج: 278 و بحار الأنوار: 43/197 و 44/83)
اهل سنت: این امر بسیار مضحک است. اولا این روایت وقوع حادثه توسط حضرت عمر را ثابت نمی کند ثانیا مغیره بن شعبه خود از شیعیان حضرت علی است چطور به شکستن پهلوی حضرت فاطمه متهم می شود. این امر بطلان حدیث را از اول تا آخر ثابت می کند اگر دلیل قاطعی دارید بیان کنید دست از تشویش اذهان مردم بر دارید زیرا به هیچ جایی نمی رسید.
مدعیان (شیعیان) : در کتاب الملل و النحل شهرستانی (548 هـ) از ابراهیم بن سیار بن هانی نقل می کند و می گوید : عمر روز بیعت ضربه ای به شکم حضرت فاطمه وارد کرد که باعث اسقاط جنین ایشان شد. الشهرستانی (548 هـ): عن إبراهیم بن سیار بن هانی النظام قال: إن عمر ضرب بطن فاطمة (علیها السلام) یوم البیعة حتى ألقت الجنین من بطنها (منبع كتاب الملل والنحل، الشهرستانی: 1 / 59 )
اهل سنت: شما مثل این که به دروغ گفتن عادت کردید همان طور که بالای منبرها دروغ می گویید. اما این جا دادگاه است و این دروغ ها این جا فایده ای ندارد.
قاضی: لطفا توضیح دهید که این امر چطور دروغ است ایشان که از کتب شما اهل سنت این روایت را نقل کرد.
اهل سنت: خیر جناب قاضی ایشان مانند کسانی هستند که می گویند:" یا ایها الذین امنوا لا تقربوا الصلاة " و ادعا می كنند كه خدا فرموده نماز نخوانید در حالی که ادامه آیه را نمی خوانند تا معنی و مفهوم آن روشن شود با این امر درک و شعور من و شما را مورد تمسخر گرفتند. شهرستانی در کتاب الملل و النحل این را نقل می کند سپس آن را رد می کند و درباره آن توضیح می دهد. اما این آقایان این طور جلوه دادند که شهرستانی این روایت را نقل کرده و آن را تأیید می کند که این دروغ بسیار بزرگ و خیانت علمی است.
تصویر زیر صفحه کتاب را نشان می دهد آن را با دقت بخوانید :
کتاب : الملل و النحل/ مؤلف : ابی الفتح احمد الشهرستانی/ انتشارات : دار المعرفه بیروت – لبنان جلد (1)
قاضی: آن طور که از این مستند بر می آید این است که علامه شهرستانی عقاید فرقه ی نظامیه را بیان می کند و سپس آنها را رد می کند از این جمله عقاید عقیده آنها به ضربه زدن حضرت عمر به شکم حضرت فاطمه و سقط جنین است. در حالی که شما وا نمود کردید که شهرستانی به این امر عقیده دارد. آیا شما دلیلی برای اثبات ادعای خود ندارید که به جعل و تلفیق ادله می پردازید.!!!
اهل سنت: قاضی محترم این اولین باری نیست که این جعل توسط آنها صورت میگیرد آنها در این امر حرفه ای هستند و هر وقت که برای ادعاهای خود دلیلی نیافتند دست به اینگونه کارها می زنند که نمونه آن فراوان است اما بخاطر اینکه وقت دادگاه تلف نشود آنها را ذکر نمی کنم
قاضی : آیا شما مدعیان دلیل دیگری ندارید ؟ حتی اگر از کتب خود شما باشد ما آن را می پذیریم!
مدعیان (شیعیان): در کتب ما روایات بسیار زیادی در حد تواتر آمده است !
قاضی: دوباره که این سخن را تکرار کردی از ادعا تا اثبات بسیار فاصله است تو که ادعا می کنی در کتب شما این امر متواتر است پس یک حدیث صحیح ذکر کن تا دادگاه به حرف شما قانع شود
مدعیان (شیعیان): «سلیم بن قیس» به نقل از «سلمان فارسى» آورده است:فقالت فاطمة علیها السلام : یا عمر ، ما لنا ولك ؟ فقال : افتحی الباب وإلا أحرقنا علیكم بیتكم . فقالت : ( یا عمر ، أما تتقی الله تدخل على بیتی ) ؟ فأبى أن ینصرف . ودعا عمر بالنار فأضرمها فی الباب ثم دفعه فدخل .كتاب سلیم بن قیس ، تحقیق اسماعیل انصارى، ص 150 .... حضرت زهرا(علیها السلام) فرمود: اى عمر، ما را با تو چه كار است؟ جواب داد: در را باز كن و گرنه خانه تان را به آتش مى كشیم! فرمود: اى عمر، از خدا نمى ترسى كه به خانه من وارد مى شوى؟! ولى عمر ابا كرد از این كه برگردد. عمر آتش طلبید و آن را بر در خانه شعله ور ساخت و سپس در را فشار داد و باز كرد و داخل شد... .
قاضی: در مورد این روایت شما اهل سنت چه نظری دارید. شما که گفته بودید شیعیان روایت صحیحی در مورد آتش زدن در حضرت فاطمه و شکستن پهلوی ایشان ندارد.
اهل سنت: ما در این مورد نظر نمی دهیم بلکه روایات و احادیث وفتاوی علمای آنها را در مورد کتاب سلیم بن قیس هلالی بیان می کنم. خود علمای شیعه این کتاب را مجعول و مکذوب می دانند. و دلایل ما براین سخن به شرح زیر است.هاشم معروف الحسینی : درسند یکی از روایات سلیم بن قیس می گوید2.gif و در رد سند این روایات کافی است که بدانیم این روایات از مرویات سلیم بن قیس است و او متهم به دروغ گویی است.) منبع : الموضوع فی الآثار و الآخبار ص 184 چاپ اول 3 197 م . دار التعارف – بیروت
هاشم معروف الحسینی در کتاب دیگری می گوید : گروهی از محدثین آن را موثوق دانسته و گروهی دیگر گفتند که کتاب سلیم بن قیس از کتاب های جعلی است و در این مورد توضیحات زیادی داده اند مثلا در کتاب سلیم بن قیس آمده است که امامان 13 نفر می باشد در حالی که صحیح نمیباشد. منبع : دراسات فی الحدیث والمحدثین ص 197 چاپ دوم 1378 م دار التعارف – بیروتو هم چنین حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه می گوید :گروهی از علمای ما کتاب سلیم بن قیس را جعلی می دانند.وسائل الشیعه 210 / 3 چاپ بیروت و دلیلی دیگربربطلان کتاب سلیم بن قیس تنها كسی كه از سلیم بن قیس روایت نقل نکرده است أبان بن أبی عیاش است . (1) که محمد اردبیلی در کتاب جامع الرواه او را تضعیف می کند و می گوید : سند او ضعیف و بی اهمیت است و یاران ما جعل کتاب سلیم بن قیس را به او نسبت می دهند.(2)
1 ) محمد بن علی الأردبیلی فی جامع الرواة (1/374) : (فلم یرو عن سلیم بن قیس أحد من الناس سوى أبان) و علی أكبر الغفاری در حاشیه ی خود بر كتاب الغیبة (حاشیه ص68 چاپ ایران ) والحسنی العلوی در مقدمة كتاب سلیم بن قیس ص13 و ابن الندیم در الفهرست الفهرست ص307 چاپ 1398ه .2) جامع الرواه جلد 1 ص 9
روایت و احادیث شیعه در مورد جعلی بودن کتاب سلیم بن قیس زیاد است امابه نظر من همین دلایل در رد این کتاب کافی باشد. و علاوه بر این مراجع و علمای معاصرشیعه نیز در صحت این کتاب اشکال وارد کردند و از معروف ترین این علما و مراجع آقای آیت الله علی سیستانی می باشد. ایشان در یکی از فتاوی خویش گفته اند که در سند کتاب سلیم بن قیس اشکال وجود دارد.
فتوا به شرح زیر است :171 السؤال:
كتاب سلیم بن قیس الهلالی العامری الكوفی صاحب أمیر المؤمین علی علیه السلام المتوفى سنة 90 هجریة ، الذی قال الإمام الصادق علیه السلام عن كتابه : أنه سر من أسرار آل محمد . فما مدى صحة هذا الكتاب وماذا یقول العلماء عنه خاصة مع اختلاف طبعاته فی الوقت الحاضر ؟الفتوى: فی سنده إشكال .
سؤال 171 : کتاب سلیم بن قیس هلالی عامری الکوفی متوفی سال 90 هجری که امام صادق درباره کتاب ایشان فرموده اند : این کتاب رازی از رازهای آل محمد است. این کتاب از نظر صحت سند با توجه به وجود چاپ های مختلف آن در وقت حاضر چطور است؟ و چون آیت الله سیستانی آدم سابقه داری در تغییر فتاوی خویش است و بار ها فتاوی خود را به علت مصالح سیاسی تغییر داده یک نسخه از صفحه را ذخیره کردم تا اگر احتمالا آن را تغییر دادند ما دلیلی برای این گفته خود داشته باشیم.
صفحه ذخیره شده در اینجا: http://www.islamtxt.net/sites/default/files/seraj.PDF
قاضی: باز منتظر یک روایت صحیح از اهل بیت هستیم که حادثه آتش زدن در خانه حضرت فاطمه و شکستن پهلو و سقط جنین راثابت کند آیا شما از شاهدان عینی این ماجرا که حضرت امام حسن و امام حسین و امام علی می باشند حدیثی دارید که به وقوع این مسئله اشاره کند؟
مدعیان ( شیعیان) : امام علی و فرزندان ایشان به خاطر حفظ وحدت مسلمین و در خطر بودن اسلام در آن زمان در این مورد به طور صریح سخن نگفته اند آنها مصلحت اسلام را در آن دیده اند که در این مورد چیزی بیان نکنند.
اهل سنت : شما هر وقت کم می آورید همین حرف را می زنید در مورد ادعای غصب خلافت توسط حضرت ابوبکر می گویید که به خاطر مصلحت اسلام حضرت علی سخن نگفتند در مورد فدک می گویید به خاطر مصلحت مسلمین ایشان سخن نگفتند در مورد آتش زدن در و شکستن پهلو می گویید به خاطر مصلحت اسلام ایشان سخن نگفتند و هزاران امر دیگر..
دست بردارید از این کارها. بااین کارها به جایی نمی رسید. خوب بر فرض این که این سخن شما صحیح باشد و حضرت علی و فرزندان ایشان به خاطر وحدت مسلمین چیزی در این مورد نگفته اند پس چرا شما پس از 1400 سال این امر را زنده کرده اید مگر شما ادعای پیروی از حضرت علی را نمی کنید پس چرا ازایشان پیروی نمی کنید ؟! تا همین 10 سال اخیر سخنی از شهادت حضرت فاطمه به این صورت نبود این فتنه را اخیرا شما بر پا کردید و حتی در تقویم های قدیمی اثری از شهادت ایشان نیست.
دریافت صفحات تقویم: http://www.islamtxt.net/sites/default/files/shahadat-zahraa.pdf
مدعیان ( شیعیان ): حادثه آتش زدن در و شکستن پهلو را ما اختراع نکرده ایم بلکه روایات واحادیث صحیحی از کتب شما اهل سنت وجود دارد که این امر را اثبات می کند و ما هم اکنون آنها را بیان می کنیم. ما بیش از 75 مصدر ذکر می کنیم که در مورد همین موضوع روایاتی ذکر کرده اند ....
قاضی: لازم نیست 75 مصدر را ذکر کنید شما فقط از بین این 75 مصدر که ادعا می کنید چند دلیل از قوی ترین دلایلی که ادعای شما را ثابت می کند بیان کنید اگر طرف مقابل توانست قوی ترین دلایل شما را باطل کند آن وقت دیگر پرونده خاتمه می یابد.
اهل سنت : جناب قاضی این ها می خواهند با ذکر 75 مصدر به صورت فهرست وار به مردم طوری وانمود کنند که واقعا در کتب ما این روایات وجود دارد و متواتر هستند و این طور اذهان مردم را مشوش کنند ما تأکید می کنیم همه روایات وارده دراین زمینه ضعیف و جعلی هستند . آنها قوی ترین دلایل خود را ذکر کنند تا ما به آنها جواب دهیم اگر ما توانستیم قوی ترین دلایل آن را ابطال کنیم آن گاه دیگر حرفی برای گفتن نخواهند داشت. احادیث باید صحیح باشند و هرگونه روایت از کتب تاریخ مانند تاریخ طبری که در ان روایات ضعیف وجود دارد نباشد . و روایتی که ذکر می کنید باید به شکستن پهلو و اتش زدن در اشاره کند.
قاضی : لطفا قوی ترین دلایل خود را از کتب اهل سنت بیان کنید دلایل را یکی یکی بیان کنید تا طرف مقابل پس از بیان هر دلیل از خود دفاع کند.
مدعیان ( شیعیان ) : ما چهار روایت ازکتب اهل سنت ذکر می کنیم که سند آنها صحیح می باشد و تهمت قتل حضرت فاطمه و آتش زدن در را بر خلیفه دوم ثابت می کند.روایت اول از طبری . عن زیاد بن كلیب قال: أتى عمر بن الخطاب منزل علىّ وفیه طلحة والزبیر ورجال من المهاجرین فقال: واللّه لأحرقنّ علیكم أو لتخرجنّ إلى البیعة»، فخرج علیه الزبیر مصلتاً بالسیف فعثر فسقط السیف من یده فوثبوا علیه فأخذوه. تاریخ الطبرى ، ج2 ، ص443. عمر بن خطاب به خانه على آمد در حالى كه گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. وى رو به آنان كرد و گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى كشم مگر اینكه براى بیعت بیرون بیایید. زبیر از خانه بیرون آمد در حالى كه شمشیر كشیده بود، ناگهان پاى او لغزید و شمشیر از دستش افتاد، در این موقع دیگران بر او هجوم آوردند و شمشیر را از دست او گرفتند. سند روایت: حدثنا ابن حمید ، قال : حدثنا جریر ،عن مغیرة ، عن زیاد بن كلیب .
اهل سنت : جناب قاضی در سند این روایت فردی به نام ابن حمید است که از در سلسله ضعفاء ذکر شده است .. در جلد 2 کتاب مجروحین كتاب المجروحین من المحدثین (محمد بن حبان بن أحمد بن حبان أبو حاتم التمیمی البستی السجستانی ابن حبان)
وهمچنین در کتاب تهذیب التهذیب شیخ الاسلام شهاب الدین أحمد بن علی بن حجر العسقلانی
روایت دوم از مصنف ابن أبی شیبه وی كه از استاتید محمد بن اسماعیل بخاری بوده ، در كتاب المصنف میگوید :أنه حین بویع لأبی بكر بعد رسول الله صلى الله علیه وسلم كان علی والزبیر یدخلان على فاطمة بنت رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم فیشاورونها ویرتجعون فی أمرهم ، فلما بلغ ذلك عمر بن الخطاب خرج حتى دخل على فاطمة فقال : یا بنت رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم ! والله ما من أحد أحب إلینا من أبیك ، وما من أحد أحب إلینا بعد أبیك منك ، وأیم الله ما ذاك بمانعی إن اجتمع هؤلاء النفر عندك ، إن أمرتهم أن یحرق علیهم البیت ، قال : فلما خرج عمر جاؤوها فقالت : تعلمون أن عمر قد جاءنی وقد حلف بالله لئن عدتم لیحرقن علیكم البیت وأیم الله لیمضین لما حلف علیه ... . فانصرفوا راشدین فروا رأیكم ولا ترجعوا إلی فانصرفوا عنها فلم یرجعوا إلیها حتى بایعوا لأبی بكر " .المصنف ، ج8 ، ص 572 .
هنگامى كه مردم با ابى بكر بیعت كردند ، على و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و مشاوره مى پرداختند ، و این مطلب به عمر بن خطاب رسید . او به خانه فاطمه آمد ، و گفت : اى دختر رسول خدا ! محبوب ترین فرد براى ما پدر تو است و بعد از پدر تو خود تو !!! ولى سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست كه اگر این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند .
این جمله را گفت و بیرون رفت ، وقتى على (علیه السلام) و زبیر به خانه بازگشتند ، دخت گرامى پیامبربه على (علیهم السلام) و زبیر گفت: عمر نزد من آمد و سوگند یاد كرد كه اگر اجتماع شما تكرار شود ، خانه را بر شماها بسوزاند ، به خدا سوگند! آنچه را كه قسم خورده است انجام مى دهد !
سند روایت :حدثنا محمد بن بشر نا عبید الله بن عمر حدثنا زید بن أسلم عن أبیه أسلم. روایت نقل شده از اسلم غلام حضرت عمر است که ایشان درزمان وقوع حادثه در مکه نبودند بلکه بعد از گذشت 6 ماه از حادثه به مکه آمدند چه طور از کسی روایت می کنی که در زمان وقوع حادثه حاضر و شاهد نبوده.
ثانیا ً اگر فرض کنیم روایت صحیح باشد هیچ اشاره ای در آن از سوزاندن در و شکستن پهلو وسقط جنین نمی کند بلکه بر عکس دوستی و محبت بین حضرت عمر و حضرت فاطمه و خاندان رسول را ثابت می کند. زیرا در این روایت آمده است که حضرت عمر در خطاب به حضرت فاطمه می گوید ای دختر رسول خدا محبوب ترین فرد برای ما پدر توست و بعد از پدر تو خود تو. و همچنین در جمله پایانی روایت ذکر شده که بیعت صورت گرفت و حضرت عمر رضی الله عنه برگشت و هیچ حادثه ای رخ نداد.
روایت سوم از علامه بلاذری
إن أبابکر آرسل إلی علی یرید البیعة ، فلم یبایع ، فجاء عمر و معه فتیلة . فتلقته فاطمة علی الباب فقالت فاطمة : یابن الخطاب ! أتراک محرّقا علیّ بابی ؟! قال : نعم ، و ذلک أقوی فیما جاء به أبوک .انساب الاشراف، بلاذرى، ج1، ص586.ز ابو بکر به دنبال علی برای بیعت کردن فرستاد چون على(علیه السلام) از بیعت با ابوبكر سرپیچى كرد، ابوبكر به عمر دستور داد كه برود و او را بیاورد ، عمر با شعله آتش به سوى خانه فاطمه (علیها السلام) رفت. فاطمه(علیها السلام)پشت در خانه آمد و گفت: اى پسر خطّاب! آیا تویى كه مى خواهى درِ خانه را بر من آتش بزنى؟ عمر پاسخ داد: آرى! این كار آنچه را كه پدرت آورده محكم تر مى سازد ز سند روایت : المدائنی، عن مسلمة بن محارب، عن سلیمان التیمی وعن ابن عون : أن أبابكر ... روایت بلاذری : این روایت غیر صحیح است، کافی است بدانید کسانی که روای این حدیث هستند یعنی عبدالله بن عون و سلیمان تیمی در آن زمان اصلا ً بدنیا نیامده بودند چطور روایتی را نقل می کنند که خود شاهد آن نبودند. عبدالله بن عون سال 66 هجری بدنیا آمده بین تولد او و وقوع حادثه 55 سال فاصله است !! سلیمان تیمی 46 هجری بدنیا آمده بین تولد او و وقوع حادثه 35 سال فاصله است !!چطور می گویی این روایت صحیح است !
روایت چهارم : روایت پشیمانی حضرت ابوبکر رضی الله عنه
وی در آخرین روزهای عمرش ، اعتراف میكند كه دستور هجوم به خانه صدیقه طاهره را صادر كرده است . تعدادی از علمای اهل سنت ؛ از جمله شمس الدین ذهبی (748هـ ) در تاریخ الإسلام ، در تاریخ زندگی ابوبكر ، محمد بن جریر طبری در تاریخش ، ابن قتیبه دینوری در الإمامة والسیاسة ، ابن عساكر در تاریخ مدینه دمشق و ... چنین مینویسند : عبد الرحمن بن عوف در بیماری ابوبكر بر او وارد شد و بر وی سلام كرد ، پس از گفتگویی ، ابوبكر به او چنین گفت : أما إنی لا آسى على شیء إلا على ثلاث فعلتهن ، وثلاث لم أفعلهن ، وثلاث وددت أنی سألت رسول الله صلى الله علیه وسلم عنهن : وددت أنی لم أكن كشفت بیت فاطمة وأن أغلق علی الحرب .
من به چیزی تأسف نمیخورم ، مگر بر سه چیز كه انجام دادم و سه چیزی كه انجام ندادم و سه چیزی كه كاش از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) میپرسیدم : دوست داشتم خانۀ فاطمه را هتك حرمت نمیكردم هر چند برای جنگ بسته شده شود ... .اگر به سند این روایت دقت کنیم در بین راویان آن شخصی به نام علوان بن داود به چشم می خورد.از مام ذهبی در کتاب المغنی فی الضعفاء به نقل از امام بخاری از او به عنوان منکر حدیث یاد کرده است.424 - علوان بن داود وقیل ابن صالح البجلی قال البخاری منكر الحدیث قلت ذكره ابن یونس فی تاریخه وأن اللیث بن سعد روى عنه توفی سنة 180 [ جلد 2 - صفحة 442 ] امام ابن الجوزی در کتاب الضفاء و المتروکین نیز او را از منکر حدیث می نامد
چه طور می شود روایت شخصی را که منکر حدیث است پذیرفت.
قاضی : خوب این هم از قوی ترین دلایل شما !! که همه ی آنها با استناد به ادله و براهین باطل شد
دادگاه نظرش بر این است که ادله و براهین ارائه شده کافی است دادگاه با استناد به نکات زیر حکم خود را صادر می کند
1) هیچ روایت صحیحی وجود ندارد چه در کتب شیعه و چه در کتب اهل سنت که وقوع این حادثه را ثابت کند
2) هیچ سخن وروایتی از ائمه اهل بیت در اثبات این امر وجود ندارد
3) کسانی که به ادعای شیعه شاهد عینی حادثه بودند یعنی حضرت علی و امام حسن وحسین هیچ روایتی و سخنی در این مورد نفرمودند
4) احادیثی که طرف مدعی از کتب اهل سنت نقل کرد و ادعا نمود که وقوع این حادثه را ثابت می کنند بلا استثناء سند صحیح ندارند
5) نکته ی مهمتر این است که در هیچ کدام از روایات نقل شده از کتب اهل سنت با وجود اینکه ضعیف السند بودند اشاره ای به اینکه حضرت عمر در خانه را آتش زد و یا به شکم حضرت فاطمه ضربه وارد کرد و جنین ایشان راسقط کرد وجود ندارد
6) قابل قبول ترین روایتی که از کتب اهل سنت نقل می شود فقط اشاره به امر تهدید به سوختن خانه وجود دارد (البته اگر این هم صحیح باشد)
7) و همچنین بر دادگاه روشن شد که طرف مدعی با خیانت در امانت علمی و عدم نقل صحیح احادیث و همچنین قیچی کردن روایات کتب اهل سنت برای اثبات دعوای باطل خود قصد بر جلوگیری از تحقق عدالت و ایجاد فتنه بین مسلمین را دارد. البته از کسانی که اساس مذهب آنها بر موهومات و جعلیات افرادی همچون کلینی و مجلسی و مفید بنا شده است نباید بیشتر از این توقع داشت .
با در نظر گرفتن موارد بالا هر شخص خود قاضی باشد وبا انصاف حکم را صادر کند!
سعیده خانم هرچی می خوام جواب بدم پشیمون میشم ، آخه من باید به نویسنده ی این متن جواب بدم و اون شما نیستید .زیرا من الان دلایلی رو بیان میکنم و شما چون خودتون ننوشتید دچار مشکل میشید. پس من به آیت الله قزوینی جواب میدم و شما بخونید .
این تدلیس و تهمت به امام آلوسی است حالا کلام آلوسی را به صورت کامل وقیچی نشده می آورم تا ثابت شود که این آقا جز دروغگویی چیز دیگری نمی دانند
امام آلوسی در تفسیر خود جلد دوم ص 120 از شیعیان نقل قول می کند ونه اینکه عقیده خودش را بیان کند امام رحمه الله در ص 120 از مجلد دوم ادله ای از کتب شیعیان می آورد ( اون قسمت قرمز رو آقای قزوینی درآوردن و گفتند)
نص کامل کلام امام آلوسی:
وهذه تدل على أن التقیة لم تكن واجبة على الإمام لأن هذا الفعل عند من بایع أبا بكر رضی اللّه تعالى عنه فیه ما فیه.
وفی كتاب أبان بن عیاش أن أبا بكر رضی اللّه تعالى عنه بعث إلى علی قنفذا حین بایعه الناس ولم یبایعه علی وقال : انطلق إلى علی وقل له أجب خلیفة رسول اللّه صلى اللّه تعالى علیه وسلم فانطلق فبلغه فقال له : ما أسرع ما كذبتم على رسول اللّه صلى اللّه تعالى علیه وسلم وارتددتم واللّه ما استخلف رسول اللّه صلى اللّه تعالى علیه وسلم غیری ، وفیه أیضا أنه لما یجب على غضب عمر وأضرم النار بباب علی وأحرقه ودخل فاستقبلته فاطمة وصاحت یا أبتاه ویا رسول اللّه فرفع عمر السیف وهو فی غمده فوجأ به جنبها المبارك ورفع السوط فضرب به ضرعها فاصحت یا أبتاه فأخذ علی بتلابیب عمر وهزه ووجأ أنفه ورقبته ، وفیه أیضا أن عمر قال لعلی : بایع أبا بكر رضی اللّه تعالى عنه قال : إن لم أفعل ذلك؟ قال : إذا واللّه تعالى لأضربن عنقك قال : كذبت واللّه یا ابن صهاك لا تقدر على ذلك أنت ألام وأضعف من ذلك.
فهذه الروایات تدل صریحا أن التقیة بمراحل عن ذلك الإمام إذ لا معنى لهذه المناقشة والمسابة مع وجوب التقیة ، وروى محمد بن سنان أن أمیر المؤمنین قال لعمر : یا مغرور إنی أراك فی الدنیا قتیلا بجراحة من عند أم معمر تحكم علیه جورا فیقتلك ویدخل بذلك الجنان على رغم منك.
همانطور که در متن می خوانیم امام آلوسی می گوید در کتاب ابان بن عیاش چنین چیزی آمده است که عمر بر خانه علی حمله کرد و با شمشیر به بازوی فاطمه زد و علی نیز بر بینی و گردن عمر کوبید به عبارتی دیگر امام می خواهد بگوید که اگر شماها می گویید امام از امامتش دست کشید بخاطر تقیه از حقش از فدک ازهمه چیز پس چطور این عقیده تان با این روایات جور در می آید ؟؟که علی کاملا تقیه وترس را کنار گذاشته و به عمر حمله می کند؟؟
سلیم بن قیس :
صاحب الكتاب، الهلالی ى، ن، سین، ین، قر، [قی] من الأولیاء [كش] روى تصدیقه [غض] كتابه موضوع، و فیه أن الأئمة ثلاثة عشر و أسانیده مختلفة.
کتاب سلیم بن قیس هلالی موضوع(ضعیف تر از ضعیف) است واسانیدش مختلف ودرآن آمده ائمه 13 نفر هستند
می گویم چیزی ندارم جز اینکه بگویم وامصیبتاه
شیوه ی این آقا به این صورته که راویان اهل سنت در کتابی مثلآ حدیثی رو آوردن و گفتند فلانی این رو گفته . ایشون اون فلانی رو حذف میکنه و این حدیث رو به پای اهل سنت میگذاره و در آخر هم میگه چون رد نکرده پس پذیرفته و آیا این شیو ه ی استدلال یک آیت الله باید باشه ؟؟
من اصلآ کتابی دارم که درباره ی رد شبهات ایجاد شده ی این آقاست و کلآ به تمام مسائل پاسخ داده شده.در همون کتابخانه ی عقیده هم هست .
ازدواج حضرت عمر با ام الکلثوم دختر حضرت علی و حضرت فاطمه س :
4 دیدگاه گفتید که همدیگر رو رد میکنند. ولی من میگم این ازدواج بوده و در رابطه با این ادعا دلیل میارم :
ثقه الاسلام کلینی اعلی الله مقامه از حمید بن زیاد از ابن سماعه از محمد بن زیاد از عبدالله بن سنان و معاویه بن عمار از امام صادق علیه السلام روایت می کند که: از امام سؤال شد از زنی که شوهرش وفات کرده آیا در خانه شوهر عده نگهدار و یا اینکه هر جا که خواست برود؟ امام علیه السلام فرمودند: بلکه هر جا که می خواهد برود و عده نگهدارد، همانا علی علیه السلام بعد از مرگ عمر، ام کلثوم را به خانه خودش بازگرداند. (فروع الکافی کتاب الطلاق ب 84 ح1)
مرحوم علامه طبرسی (م 548 هـ): ام کلثوم همان است که به ازدواج عمر بن الخطاب در آمد و اصحاب گفته اند که: همانا امام علیه السلام بعد از مدافعه و منازعه و امتناع شدید او را به ازدواج عمر در آورد و این امتناع به گونه ای بود که مجبور به این کار شد و امر این کار را به عباس بن عبد المطلب سپرد و عباس ام کلثوم را به او تزویج کرد.(علام الوری رکن دوم باب پتجم.)
شیخ طوسی رحمة الله علیه از محمد بن احمد بن یحیی از جعفر بن محمد القمی از قداح از جعفر از پدرش امام باقر علیهما السلام روایت می کنند که فرمودند: ام کلثوم دختر علی علیه السلام و فرزندش زید بن عمر بن الخطاب در یک ساعت وفات کردند و چون نمی دانستند کدام یک زودتر وفات کرده است پس هیچ یک از دیگری ارث نمی برد و بر هر دوی آنها نماز خواندند.(تهذیب ج9 ک الفرائض و المواریث ب 36 ح15)
صفی الدین محمد بن تاج الدین معروف به ابن الطقطقی الحسنی متوفای ۷۰۹ هجری نسب شناس و مورخ معروف در کتابی که تالیف آنرا به اصیل الدین حسن پسر خواجه نصیر الدین طوسی وزیر هلاکو تقدیم نموده، و آنرا به اسم خودش نام گذاری کرده در ذیل عنوان بنات امیر المؤمنین علی علیه السلام می نویسد: (وام کلثوم و أمها فاطمة بنت رسول الله تزوجها عمر بن الخطاب فولدت له زیدا ثم خلف علیها عبد الله بن جعفر )
یعنی « یکی دیگر از دختران امیر المؤمنین ام کلثوم می باشد که مادرش فاطمه دختر رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم است که عمر بن خطاب با وی ازدواج کرد و فرزندی به نام زید از او به دنیا آورد و پس از عمر به عقد عبدالله ابن جعفر در آمد».
مصاهره بین صحابه رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بسیار روشن و آشکار است بویژه بین خاندان علی با خاندان خلفای راشدین رضی الله عنهم اجمعین، کما اینکه مصاهره بین بنی امیه و بنی هاشم قبل از اسلام و بعد از اسلام بسیار معروف است، که بارزترین آن ازدواج رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم با دختر ابو سفیان است.
خوب این احادیث مشخص میکنه که درست بوده ازدواج و تایید شده ، و این از کتب شیعه است نه سنی . .الا کلی کتاب هست که احادیث در اون در اثبات این امر هست . گفتم شما کتاب مارو قبول نداری ،منم اسراری ندارم.
من اون دلایل رو دیگه توضیح نمیدم که گفتن حضرت علی از ترس بریدن دست تن به این ازدواج داد ، که واقعآ از لحاظ فکری تناقض آشکار با لقب اسد الله و اسد رسول بودن او داره و اون رشادت هایش در تمامی جنگ ها.
و دلیل دیگه آوردین عمر پیر بود و ام کلثوم بچه ای بیش نبود . این حرف اصلآ درست نیست . ما داریم همه چی رو با زمان خودمون بررسی میکنیم و در پاره ای مواقع بر به مشکل می خوریم که یکیش اینه . ما در اون زمان نبودیم که ببینیم رسم اونها چطور بوده و ما حتی از رسوم اعراب این زمان هم خبری نداریم . بلوغ جسمی و جنسی در مناطق آب و هوایی با هم فرق داره ، و در مناطق گرم سیر کودکان زودتر به بلوغ میرسن. خود رسول الله هم در سن 54 تا 63 سال 10 ازدواج داشتن و با حضرت عایشه ی صدیقه حدوده 40 یا بیشتر اختلاف سنی داشتند و حضرت علی هم بعد از حضرت فاطمه 3 زن داشتهو کنیزانی هم داشته که جوان بودند و این دلیلی نیست بر اینکه اینها به هم نمی خورند . حضرت عمر رو شما نمیشناسی به خاطر همین فکر میکنی انسان بدی بوده . در صورتی که ایشان پدر زن رسول خدا بوده و رسول خدا اگر میدانسته او بده از او دختر نمیگرفت .
میدونم خیلی زیاده ولی واقعا خواهش میکنم جواب من رو بدید مطمئا باشید کمک بزرگی به من میکنید.
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
سبك نوشتار ارسال شده به شيوه مناظره اي مي باشد و گرچه مشتمل بر شبهات متعددي مي باشد و مركز ما نيز براي پاسخ گويي به شبهات راه اندازي شده است. اما با توجه به كثرت سؤالات ارسالي به اين مركز پاسخ گويي به شيوه مناظره اي از محدوده فعاليت ما خارج است.
از سوي ديگر بايد توجه داشته باشيد كه گرچه در حقانيت شيعه و اعتقادات ايشان شكي نيست. اما مناظره براي اثبات حقانيت يك مسئله، نيازمند توان و تخصص كافي در آن مسئله است خصوصا در عصر حاضر كه انواع و اقسام سايت ها به صورت شبانه روزي براي شبهه پراكني عليه اعتقادات شيعه راه اندازي شده اند و با مخلوط نمودن مطالب حق با پندارهاي باطل به شيوه اي در ظاهر زيركانه بدنبال انحراف نسل جوان شيعه هستند و لذا گرچه دلسوزي جنابعالي در هدايت يك برادر مسلمان قابل ستايش است. اما بايد توجه داشته باشيد كه مناظره نيازمند توان و تخصص علمي است. زيرا ممكن است در صورت هجوم شبهات به ظاهر سهمگين نه تنها از هدايت ديگران باز بمانيد. بلكه در حقانيت شيعه نيز دچار تزلزل شويد و لذا قبل از آنكه وارد مناظره با برادران اهل سنت شويد ابتدا بايد مطالعات كافي در زمينه موضوعي كه قصد مناظره داريد داشته باشيد. علاوه بر اينكه بايد با علم منطق و فنون مناظره و انواع مغالطات نيز آشنايي كامل داشته باشيد.
پاسخي كه از سوي برادر اهل سنت براي شما ارسال شده متن كپي شده مقاله اي به نام «بررسي پرونده ادعاى قتل حضرت زهرا رضى الله عنها» است كه در سايت شبهه افكن «اسلام تكس» منتشر شده است.
مطالعه منابع زير مي تواند شما را در يافتن پاسخ به شبهات مقاله مذكور ياري نمايد.
1. مقاله « اسناد هجوم به خانه وحي و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها »
آدرس مقاله:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=105
2. مقاله « شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) واقعيتى انكار ناپذير»
آدرس مقاله:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=44
3. پاسخ به شب نامه اهل سنت پيرامون شهادت حضرت زهرا (س)
آدرس نوشتار:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=108
4. سخنراني هاي استاد حسيني قزويني در شبكه ولايت با موضوع « شهادت حضرت فاطمه زهراء (سلام الله عليها)»
آدرس متن كامل سخنان:
http://www.valiasr-aj.com/fa/list.php?bank=sokhan
5. مقاله « شهرستاني و روايت شهادت حضرت زهرا (س)»
آدرس نوشتار:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=notepad&id=69
6. مقاله « بررسي شبهه ازدواج ام كلثوم با عمر »
آدرس مقاله:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=maghalat&id=83
اگر بعد از مطالعه منابع مذكور شبهاتي در ذهن شما باقي مانده بود مي توانيد با تفكيك شبهات آنها را براي پاسخ گويي به مركز ما ارسال كنيد.
موفق و موید باشید






