سلام و خسته نباشید. من معتقدم که هر انسانی باید در حد تکلیف از دین خود دفاع کند بر اساس همین بعضی وقت ها یه چیز هایی میشنویم که برام ناراحت کننده است اما چون نمیتونم ازش بطور شایسته دفاع کنم بیشتر ناراحت میشم لطفا در مورد سئوالات زیر راهنماییم کنید
چون مخاطب هام بعضی ها عام(کوچه بازار) هستند و بعضی ها خاص لطفا از هر دو دیدگاه جواب بدین
1- میگن لزوم مراسم گرفتن برای امام حسین (ع)و امام علی (ع) برای چیه؟ اصلا ما میخواییم اون روز شاد باشیم جشن بگیریم. بابا 1400 سال ÷یش یک عرب زده یه عرب دیگه رو کشته خب به ما چه ما که ایرانی هستیم .آدم برای عزیز خودش مثلا باباش یه یکی دو سالی مراسم میگیره بعدش یادش میره. حسین کیه؟ علی کیه؟ شما رو شتشوی مغزی دادن
2- چرا ما صدقه میدیم برای دفع بلا ؟ آهان یعنی ما داریم به خدا رشوه میدیم؟اگه خدا بخواد یه اتفاقی برامون بیفته اون اتفاق رخ میده (اشاره به قضای خدا) ربطی به دادن صدقه نداره با دادن صدقه فقط جیب کمیته امداد رو پر میکنیم
3- میخواستم ازتون تشکر بدم و یه پیشنهاد بدم اگه میشه شما ها در مورد اعتقادات اصلی مثل اعتقاد به خدا و ر د نظریه پیدایش خود به خودی و امامان . ... جزوه ای درست کنید و در مورد یه موضوع مثل خدا و .. به سئوال هم از دید کوچه بازاری و هم فلسوی و هم عر فانی جواب بدین. کاها ما به کسی بر میخوریم که آدم کوچه و بازاری و میخوایم از طریق فلسفوی پیدایش خود به خودی را رد کنیم با اینکه حرفمون درسته قبول نمیکنه و برعکسش هم صادقه( و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر به زبان قومس). اگه این کار رو بکنینن و این جزوه ها رو در دست افراد بزارین به نظرم عالی میشه . مثل شرکت های حرمی بااینگه بر حق نبودند با روانشناسی و دادن جزوات روانشناسی بسیاری از مذهبی ها و دانشگاهی ها و بازای ها رو فریب دادن چون تو جزوه ها نحوه برخورد با هر کدوم شرح داده شده بود به نظر شما آیا شایسته این دین بر حق ما نیست که بطور شایسته براش تبلیق کنیم؟ بازم ممنون
پرسش: امامان (ع)
سلام و خسته نباشيد. من معتقدم كه هر انساني بايد در حد تكليف از دين خود دفاع كند بر اساس همين بعضي وقت ها يه چيز هايي ميشنويم كه برام ناراحت كننده است اما چون نميتونم ازش بطور شايسته دفاع كنم بيشتر ناراحت ميشم لطفا در مورد سئوالات زير راهنماييم كنيد
چون مخاطب هام بعضي ها عام(كوچه بازار) هستند و بعضي ها خاص لطفا از هر دو ديدگاه جواب بدين
1- ميگن لزوم مراسم گرفتن براي امام حسين (ع)و امام علي (ع) براي چيه؟ اصلا ما ميخواييم اون روز شاد باشيم جشن بگيريم. بابا 1400 سال ÷يش يك عرب زده يه عرب ديگه رو كشته خب به ما چه ما كه ايراني هستيم .آدم براي عزيز خودش مثلا باباش يه يكي دو سالي مراسم ميگيره بعدش يادش ميره. حسين كيه؟ علي كيه؟ شما رو شتشوي مغزي دادن
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اين گونه برداشت هاناشي ازعدم شناخت امام حسين (ع)و عزاداري براي آن حضرت است، يعني اگر كسي شناخت دقيق از قيام امام و عزاداري داشته باشد، چنين تصور نمي كند، زيرا درحادثه ي كربلا كشتن يك عرب توسط عرب ديگر نبود، بلكه اين قيام به منظوراصلاح جامعه، احياي دين وعدالت خواهي صورت گرفت، اين امور اختصاص به ايران و عرب ندارند، بلكه اموري هستندكه مر بوط به همه انسان ها مي باشند.
بر اين اساس درقيام امام حسين (ع) دوفرهنگ حق وباطل دربرابر هم قرار گرفت. عزداري براي اهل بيت (ع) -بويژه امام حسين- به منظور پاسداشت و حفظ ياد وخاطره فداكاري يك قهرمان مي باشد افزون برآن عزاداري براي اهل بيت (ع) فوايد و آثاري داردكه به خاطر آن ها براين امر تاكيد شده است. برخي آثار عزاداري عبارتنداز:
الف. محبت و دوستى
قرآن و روايات، دوستى خاندان رسول اكرم(ص) را لازم دانسته است.(1) دوستى لوازمى دارد. دوستدار صادق، كسى است كه شرط دوستى را - چنان كه بايد و شايد - به جا آورد. يكى از مهمترين لوازم دوستى، همدردى با دوستان در مواقع سوگ و اظهار سرور و شادي در شادى آنان است. از اين رو در احاديث، بر برپايى جشن و سرور در ايام شادى اهلبيت(ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأكيد فراوان شده است. على(ع) مىفرمايد: شيعه و پيروان ما در شادى و حزن ما شريكند. دارايي و جان خويش را در راه ما بذل مي كنند،آنان از ما هستند و بازگشت شان به سوي ما است. (2) امام صادق(ع) نيز فرمود: شيعيان ما پارهاى از وجود ما هستند و از زيادى گل ما آفريده شدهاند؛ آن چه كه ما را بدحال يا خوش حال مىسازد، آنان را بدحال و خوش حال مىگرداند. (3)
بر اين اساس وظيفه عقلانى و شرعى، ايجاب مىكند كه در ايام عزادارى اهلبيت(ع)، حزن و اندوه خود را به «زبان حال» يعنى با اشك، آه، ناله و زارى... مانند افراد غمزده اظهارنمائيم، چنان كه امام سجاد (ع) چنين مي نمود. امام رضا (ع) به ريان بن شبيب، كه روز اول محرم به محضر حضرت شرفياب شد، فرمود: اي پسر شبيب! اگر بر مصيبتي گريه مي كني، بر حسين بن علي گريه كن چون كه آن بزرگوار را همانند گوسفند سر بريدند و همراه او هيجده تن از اهل بيت او -كه در زمين همانندي نداشتند- به شهادت رسيدند. در حزن ما محزون و در شادي ما شاد باش. (4)
ب. انسانسازى:
از آن جا كه در فرهنگ شيعى، عزادارى بايد از سر معرفت و شناخت باشد؛ همدردى با آن عزيزان، در واقع يادآورى فضايل، مناقب و آرمانهاى آنان است. بدين شكل، آدمى را به سمت الگوپذيرى از آنان سوق مىدهد. فردى كه با معرفت در مجالس عزادارى، شركت مىكند، شعور و شور و شناخت و عاطفه را درهم مىآميزد. در پرتو آن، انگيزهاى قوى در او پديدار مي گردد. هنگام خروج از مراسم عزادارى مانند محبى مىشود كه فعّال و شتابان به دنبال پياده كردن اوصاف محبوب در وجود خويشتن است.
ج. جامعهسازى:
هنگامى كه مجلس عزادارى، موجب انسانسازى گشت، تغيير درونى انسان به عرصه جامعه نيز كشيده مىشود. آدمى مىكوشد تا آرمانهاى اهلبيت(ع) را در جامعه حكمفرما كند. به بيان ديگر، عزادارى بر اهلبيت(ع) با يك واسطه زمينه را براى حفظ آرمانهاى آنان و پياده كردن آن ها فراهم مىسازد. به همين دليل مىتوان گفت: يكى از حكمتهاى عزادارى، ساختن جامعه بر اساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است.
د. انتقال دهنده فرهنگ شيعى به نسل بعد:
كسى نمىتواند منكر اين حقيقت شود كه نسل جديد در سنين كودكى، در مجالس عزادارى با فرهنگ اهلبيت(ع) آشنا مىشوند. عزادارى و مجالس تعزيه، يكى از عناصر و عوامل برجستهاى است تا آموزههاى نظرى و عملى امامان -به ويژه امام حسين (ع) -به نسلهاى آينده منتقل شود. مراسم عزادارى، به دليل قالب و محتوا، بهترين راه براى تعليم و تربيت نسل جديد و آشنايى آنان با گفتار و كردار اهلبيت(ع) است.
هـ. زنده نگه داشتن و ترويج دائمي مكتب:
احيا و زنده داشتن نهضت عاشورا موجب زنده نگه داشتن و ترويج دائمي مكتب قيام و انقلاب در برابر طاغوتها و تربيت كننده و پرورش دهندة روح حماسه و ايثار است. گريه بر مصائب سالار شهيدان باعث زنده نگه داشتن نهضت حسيني است. چنان كه به اسارت رفتن خاندان امام باعث پايمال نشدن خون شهيدان كربلا شد. در اثر رساندن پيام امام به مردم كوفه و شام توسط امام سجاد(ع) و حضرت زينب(س) نهضت عاشورا به ثمر نشست.
گريستن در سوگ شهداي كربلا، تجديد بيعت با عاشورا و فرهنگ شهادت و تغذيه فكري و روحي با اين مكتب است. اشك ريختن نوعي بيعت و امضا كردن پيمان و قرارداد دوستي با سيد الشّهدا و ابراز انزجار و تنفّر از قاتلان حضرت است. از اين رو ائمه(ع) به گريستن بر مظلوميت شهداي كربلا تأكيد كرده اند. براي گريه بر مصيبتهاي امام حسين(ع) ثوابها و فضيلتهاي فراوان ذكر كرده و فرمودهاند كه چشم گريان بر كربلائيان، چشمه فيض خدا است،(5) زيرا اشك ريختن در عزاي حسين(ع) نشانه پيوند قلبي با اهل بيت(ع) و سيدالشّهدا(ع) است. اشك، دل را سيراب ميكند، عطش روح را برطرف ميسازد، نتيجه محبتي است كه نسبت به اهل بيت حاصل ميشود. نيز نشانه همدلي و هماهنگي روحي با ائمه اطهار(ع) است. قلبي كه مهر حسين(ع) داشته باشد، بي شك به ياد مظلوميت و شهادت او ميگريد. به تعبير شهيد مطهري «گريه بر شهيد، شركت در حماسه او و هماهنگي با روح وي و موافقت با نشاط و حركت او است».(5) گريه در فرهنگ عاشورائيان سلاح هميشه برّاني است كه فرياد اعتراض به ستمگران را دارد. اشك زبان دل است و گريه فرياد عصر مظلوميت، رسالت اشك نيز پاسداري از خون شهيد است. به تعبير حضرت امام خميني(ره) «گريه كردن در عزاي امام حسين، زنده نگهداشتن نهضت است. گريه برمظلوم، فرياد مقابل ظالم است».(6)
اين آثار و بركات مخصوص زمان خاصي نيست و تا دنيا باقي است،وجود دارند. در ضمن عزاداري منافات باشادي ندارد، زيرا در اسلام به شادي نيز تاكيد شده است، بر اين اساس است كه در كشور ما به مناسبت هاي مختلف، مانند ولادت ائمه جشن برگزار مي گردد .عزادارى براي ساير اهلبيت(ع) هم، همين آثار را دارد.
پي نوشت ها:
1. شورى (42)، آيه 23، هود (11)، آيه 29.
2.علامه مجلسى بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ناشر: اسلاميه، ج10، ص 114.
3. همان، ج64، ص76 .
4. شيخ صدوق، أمالي الصدوق، اعلمى، ص130.
5. مرتضي مطهري، شهيد (ضميمه قيام و انقلاب مهدي) ص 124، بي تا.
6. امام، صحيفه نور، قم، موسسه تنظيم و نشر آثار امام، ج 8، ص 70.
پرسش: 2- چرا ما صدقه ميديم براي دفع بلا ؟ آهان يعني ما داريم به خدا رشوه ميديم؟اگه خدا بخواد يه اتفاقي برامون بيفته اون اتفاق رخ ميده (اشاره به قضاي خدا) ربطي به دادن صدقه نداره با دادن صدقه فقط جيب كميته امداد رو پر ميكنيم
2- چرا ما صدقه ميديم براي دفع بلا ؟ آهان يعني ما داريم به خدا رشوه ميديم؟اگه خدا بخواد يه اتفاقي برامون بيفته اون اتفاق رخ ميده (اشاره به قضاي خدا) ربطي به دادن صدقه نداره با دادن صدقه فقط جيب كميته امداد رو پر ميكنيم
ميخواستم ازتون تشكر بدم و يه پيشنهاد بدم اگه ميشه شما ها در مورد اعتقادات اصلي مثل اعتقاد به خدا و ر د نظريه پيدايش خود به خودي و امامان . ... جزوه اي درست كنيد و در مورد يه موضوع مثل خدا و .. به سئوال هم از ديد كوچه بازاري و هم فلسوي و هم عر فاني جواب بدين. كاها ما به كسي بر ميخوريم كه آدم كوچه و بازاري و ميخوايم از طريق فلسفوي پيدايش خود به خودي را رد كنيم با اينكه حرفمون درسته قبول نميكنه و برعكسش هم صادقه( و ما هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر به زبان قومس). اگه اين كار رو بكنينن و اين جزوه ها رو در دست افراد بزارين به نظرم عالي ميشه . مثل شركت هاي حرمي بااينگه بر حق نبودند با روانشناسي و دادن جزوات روانشناسي بسياري از مذهبي ها و دانشگاهي ها و بازاي ها رو فريب دادن چون تو جزوه ها نحوه برخورد با هر كدوم شرح داده شده بود به نظر شما آيا شايسته اين دين بر حق ما نيست كه بطور شايسته براش تبليق كنيم؟ بازم ممنون
پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
سرنوشت بر اصل «قانون عليت» استوار است و محصول طبيعي و نتيجه تكويني افعال و افكار و عقايد انسان است. همان گونه كه افعال و افكار انسان سرنوشت او را رقم ميزند، تغيير افعال و افكار نيز موجب تغيير و تبديل سرنوشت ميگردد.
قرآن كريم ميفرمايد: «ِ إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِم(1) خداوند سرنوشت هيچ قومي (و ملتي) را تغيير نميدهد مگر آن كه آنان آن چه را در خودشان است، تغيير دهند».
سر مطلب در امكان تبديل سرنوشت اين است كه قضا و قدر، وجود هر موجودي را فقط از راه علل و اسباب خاص او ايجاب ميكند.
ايجاب و ايجاد موجودي از غير مجراي علل و اسباب خاص او، ممتنع (غير ممكن) است. از طرف ديگر، علل و اسباب طبيعي، مختلف است و مواد اين عالم در آن واحد استعداد متأثر شدن از چندين علت را دارند.
شهيد مطهري (ره) در مورد مطلب فوق ميگويد: اعمال و افعال بشر از آن سلسله حوادث است كه سرنوشت حتمي و تخلفناپذير ندارد، زيرا بستگي دارد به هزاران علل و اسباب و از آن جمله انواع ارادهها و انتخابها و اختيارها كه از خود بشر ظهور ميكند.(2)
از رسول اكرم(ص) سؤال شد كه: آيا دوا و دعا جهت استشفا به كار گرفته ميشود و اين امور ميتوانند سرنوشت بيمار را تغيير دهند و جلوي قدر الهي را بگيرند؟ حضرت فرمود: دعا و دوا ميتوانند سرنوشت بيمار را تغيير دهند. اينها جلوي قدر الهي را نميگيرند، بلكه خود اينها نيز از قدر الهي هستند(3)، يعني خداوند مقرر نموده است كه عوامل مادي و معنوي (چون دعا، صدقه و انفاق، خدمت به خلق خدا) در سرنوشت انسان تأثير گذارند.
اميرالمؤمنين (ع) به نقل از پيامبر اكرم(ص) ميفرمايد: «كمك به نيازمندان هرگاه به صورت صحيح انجام گيرد و نيكي به پدر و مادر و انجام هر كار خير، شقاوت را به سعادت مبدل ميكند و عمر را طولاني و از خطرات جلوگيري مينمايد.»
بنابراين همان گونه كه ساختن سرنوشت به دست انسان و با اعمال و عقايد او است كه توسط خدا تقدير ميگردد، تغيير و تبديل سرنوشت نيز با همت وي ممكن و مقدور است. (4)
به علاوه ما با دادن صدقه جيب كميته امداد را پر نمي كنيم چرا كه آنها هم اين پولها را براي افراد بي بضاعت جامعه هزينه مي كنند نه خود. بر فرض هم كه فرد به اينگونه موسسات اعتماد نداشته باشد، خود مي تواند مستقلا براي كمك به نيازمندان اقدام كند. قطعا افراد زيادي را در اطراف مي يابيم كه به اين كمكها نيازمندند.
پينوشتها:
1. رعد (13) آيه 11.
2. مطهري، مرتضي، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، تهران، 1389ش، ج 1، ص 394.
3. مجلسي، محمدباقر، بحار الانوار، موسسه الوفاء، بيروت، 1404ق، ج5 ص78.
4. علامه طباطبايي، سيدمحمد حسين، الميزان، انتشارات جامعه مدرسين، قم،1417ق، ج 11، ص 38، بحث روايي، ذيل آيه 39 سوره رعد.
موفق و موید باشید






