با سلام من 26 ساله هستم و از طریق چت به طور اتفاقی 2سال پیش با پسری 29 ساله اشنا شدم در ضمن من اصلا اهل چت کردن و اینجور کارها نیستم وفقط از روی کنجکاوی این کار را کردم که موجب شد با این اقا اشنا شوم که این اشنای موجب شد که این اقا پسر بعد از دوسال توانستند که خانواده اشان را راضی کنند به خواستگاری بیایند لازم به ذکر است که بگوییم خانواده این پسر در شهرخود بسیار سرشناس و مومن ومعتقد هستندوخوداقاپسردرمقطع کارشناسی ارشد تحصیل میکنند کارمند رسمی شرکتی هستند و بسیار محترم و بنده ام لیسانسه هستم و دارای خانواده سرشناس و محترم واما مشکل این است که این اقا وقتی به خواستگاری امدند مادرشان که در اصل نامادریشان است بخاطر دلایل پوچ مخالف این ازدواج هستند و دلیلشان هم این بوده که خانواده من از انها درست پذیرایی نکرده اند و کاور مبلمانمان را چرا برنداشتیم و ایرادی از من و یاخانواده ام نتوانسته اند بگیرند واین اقا پسر میخواهند بدانند چطور میتوانند با مادرشان صحبت کنند که هم احترامشان حفظ شود وهم دوباره به خواستگاری بیایند چون که به قول خود اقاپسر ایشان شرایط ازدواج را دارند ولی خانواده اش در مورد ازدواج کردنشان سخت گیری و بهانه های الکی می اورند لطفا یه راه حلی اساسی پیشنهاد کنید باتشکر
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
آن چه در پي مي آيد نگاهي آسيب شناسانه و نه همدلانه به نامه شما سرور گرامي است، اميد است از تندي و گزش احتمالي قلم دل آزرده نگرديد و بيشتر در آن تأمل نماييد.
كسي منكر بهانه هاي بني اسرائيلي نامادري ايشان نيست، ولي تجارب باليني چند ساله من به عنوان روان شناس نشان مي دهد كه نبايد به ظاهر اين مخالفت هاي غيرمنطقي ايشان اكتفا كرد. به نظر مي رسد اين مخالفت ظاهري، باطني حكمت آميز دارد. قطعاً حكمت الهي بالعيان بر شما آشكار نمي گردد و حكمت و مصلحت الهي معمولاً از آستين همين موانع غيرمنطقي بيرون مي آيد. به نظر مي رسد هنوز بسياري از مسائلِ حل نشده، به غير از مخالفت والدين ايشان وجود دارد كه تا آن ها حل نگردد ازدواج شما ريسك بالايي خواهد داشت. قطعاً اين پسر، فردي آسيب ديده است (به خاطر شرايط خانوادگي از جمله مسأله نامادري) وگرنه هيچ گاه نديده و نشناخته، دختري را از طريق چت براي ازدواج بر نمي گزيد. آيا پسري كه از ملاك سلامت رواني بهره كافي دارد، اين گونه به انتخاب همسر (آن هم به آسيب زا ترين روش انتخاب) مي پردازد. شايد شما بگوييد ما در طي اين مدت شناخت كاملي از يكديگر پيدا كرده ايم، ولي متأسفانه بايد گفت شما هيچ شناخت دقيقي از يكديگر نداريد و همه شناخت هاي شما شديداً تحت تأثير همان چند چت اوليه بوده است. اگر به دادگاه هاي خانواده سري بزنيد زوجين خواهان طلاق بسياري خواهيد يافت كه خيال مي كردند شناخت كاملي از يكديگر دارند. پس زواياي پنهان اين پسر هنوز بر شما مكشوف نيست؛ زواياي نهاني كه كوچكترين آن ها مي تواند آينده زندگي شما را به مخاطره اندازد. ملاك سلامت روان، شايد كليدي ترين ملاك براي انتخاب همسر باشد و شما احتمالاً به خاطر عدم تخصصتان در اين زمينه از احراز دقيق اين ملاك در ايشان عاجزيد.
بايد كمي محتاط تر و دورانديشانه تر عمل كرد و به چهارتا جمله خاطرخواهانه دل خوش نكرد. با توجه به مطالب بالا توصيه مي شود پيش از آن كه به حل مسأله مخالفت با نامادري ايشان بپردازيد، در اسرع وقت به يك مشاور ازدواج متبحر و كارآشنا مراجعه نماييد. مشاور ازدواج مي تواند از طريق تست هاي شخصيت، مصاحبه باليني و ... به پس ذهن اين پسر ورود نمايد.
موفق و موید باشید






