باسلام امیدوارم بتونم جواب سوالم را بگیرم.روزی جایی مهمونی بودم که صحبت از اسلام شد ومقام ومنزلت زن که صاحبخونه گفتن اسلام در مقام ومنزلت زن ایرانی کاری انجام نداده.زیرا دخترهای عرب را زنده به گور میکردن نه دخترهای ایرانی، زن در عرب ابزار مردان بوده نه در ایران، زن عرب بی حجاب بوده نه زنهای ایرانی(باتوجه به پیشینه ای که از تاریخ ایران وحجاب زنان بازگو می کنند)ودلایل دیگری که الان درست در خاطرم نیست اما هرچه فکرکردم نتوانستم جوابش را بدهم.البته صاحبخونه مردی مسلمان وپایبند به اصول دینی است وخودم دختری 20ساله که از بچگی چادر سرم میکنم وبه حجابم هم اهمیت می دهم.شما اگر بودید چگونه این فرد را قانع میکردید با توجه به اینکه می گفتند اسلام وزن ایرانی؟؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در باب زنان ايران باستان بسيار پيشينه مثبتي در تاريخ از آنان به جاي مانده است و اصلا قابل مقايسه با زنان عصر جاهليت نيستند. همان گونه كه مردان و به طور كلي جامعه ايراني كه داراي فرهنگ تمدن بودند قابل مقايسه با جامعه عرب جاهلي نبود. اما در اين ميان نبايد سخني دور از انصاف گفت كه اسلام براي زنان ايراني دست آوردي نداشته شايد برخي كه چنين سخني مي رانند تحت تاثير شبهه پراكني هاي زرتشتيان كه در ستيز با اسلامند قرار گرفته اند.
از اين رو برخي نكاتي كه جايگاه زن ايراني پيش از اسلام را نشان مي دهد خدمتتان ارائه مي شود.
۱-دختر مستقلاً حق اختيار شوهر نداشت. اين حق به پدر اختصاص داشت. اگر پدر در قيد حيات نبود، شخص ديگر اجازة شوهر دادن دختر را داشت. اين حق نخست به مادر تعلق ميگرفت و اگر مادر مرده بود متوجه يكي از عموها يا داييهاي او ميشد. (1)
۲-شوهر بر اموال زن ولايت داشت و زن بدون اجازة شوهر حق نداشت در اموال خويش تصرف كند. به موجب قانون زناشويي فقط شوهر شخصيت حقوقي داشت. (2)
۳-شوهر ميتوانست به وسيلة يك سند قانوني زن را شريك خويش سازد. در اين صورت زن شريكالمال ميشد و ميتوانست مثل شوي خود در آن تصرف كند. فقط بدين وسيله زوجه ميتوانست معاملة صحيحي با شخص ثالث به عمل آورد. (3)
۴-هرگاه شوهري به زن خود ميگفت: از اين لحظه تو آزاد و صاحب اختيار خودت هستي، زن بدين وسيله از نزد شوهر خود طرد نميشد، ولي اجازت مييافت به عنوان «زن خدمتكار» (چاكر زن) شوهر ديگري اختيار كند… فرزنداني كه در ازدواج جديد در حيات شوهر اولش ميزاييد، از آنِ شوهر اولش بود؛ يعني زن تحت تبعيت شوهر اول باقي ميماند. (4)
5- به موجب متون زرتشتي ساساني و به ويژه «ماتيگان هزار دادستان»، زنان اموال و مايملك مرد دانسته ميشدهاند و بهايي معين داشتهاند. بهايي كه معمولاً برابر با قيمت يك مرد برده، يعني در حدود ۲۰۰۰ سكه نقره بوده است. اين نكته همچنين از نخستين شواهد پيدايي بردهداري در ايران عصر ساساني حكايت ميكند.(5)
6 -در كتاب پهلوي «بندهش» چنين گزارش ميشود كه اورمزد از يافتن موجودي ديگر براي انجام زايمان ناتوان بود و از روي ناچاري زن را براي اينكار انتخاب كرد. زني كه حتي خداوند را نيز ميرنجاند و از تبار «جِـهي» (روسپي/ دختر اهريمن) است. به اين ترتيب زنان نميتوانستهاند همچو مردان راهي به سراي اهورامزدا داشته باشند.(6)
7 -زنداني كردن زنان به هنگام زائيدن طفل مرده نيز رايج بود. در اين هنگام مزداپرستان ميبايد در جايي بيآب و علف، اتاقكي بسازند و زن را به آنجا ببرند. زن موظف بود در آن اتاقك چند جام از آميخته پيشاب گاو نر با خاكستر را بنوشد در حالي كه تا سه روز حق نوشيدن آب را نداشته است (7).
8-زنان ميبايد سه بار در روز در برابر شوهران خود زانو ميزدند و ميپرسيدهاند كه آقايش دوست دارد امروز چه كاري برايش انجام شود. با اين حال، زنان حق تقاضاي طلاق و حق تصرف جهيزيه خود را داشتهاند. اما پس از طلاق حق گرفتن منافع مترتب بر اموال و جهيزيه خود را نداشتهاند. مردان طبقه اشراف ميتوانستهاند بدون محدوديت زنان متعدد بگيرند. به هر تعدادي كه امكانات مالي نگهداري از آنان را داشته باشند. همچنين مردان ميتوانستهاند تا در صورت فقر و ناتواني زن خود را بفروشند و يا در صورت ناباروري خود، آنان را براي مدتي معين در اختيار مرد ديگري بگذارند و در واقع اجاره دهند (8).
9-كليه زنان(خوب و بد) اصولا سرشت اهريمني خود را دارند. زيرا زنان نيك كه حيض مي شوند و دختران مرد نديده كه اصالت نيافته اند حق ندارند از نذري ايزدان و امشاسپندان (در جشنها) بخورند.(9)
10- زنان نيك آناني هستند كه نيك گفتار و نيك كردار باشند، فرزندان نر بزايند و فرمانبردار شوهر خويش باشند. در يسناها و يشتها اين كليشه ها مكرر آمده است:
« گروه زنان دارندۀ فرزندان نر، زنان دارندۀ پسران، پسران نامور، را مي ستاييم، زني كه خوب گويد و خوب كند و فرمانبردار سرور، فرمانبردار شوهر، مطيع بزرگ خويش باشد. (10)
11-در ميراث ديني دوران تاريخي، به ترتيب: مال و كالاي ماده و چارپاي ماده و زن در كنار هم قرار گرفته اند: در احكام ديني آمده است: « مردي كه دختري را آبستن كرده همه را فرض است تا از آن نگه داري بكنند كه كودك برسد. همه مسئول همۀ زايمان هاي مادگان دوپا و چارپا هستند. آن دوپا، دختر است و آن چارپا ، ماده سگ است».« اگر مردان هم دين يا برادران يا دوستان از يكديگر خواسته (=مال و ثروت)، يا زن يا خرد خواهند بايد كه خواسته (=مال و ثروت) دهند و زن به نكاح او برسانند و كلام مقدس به آن بياموزانند.»(11)
پي نوشت ها
1. ايران در زمان ساسانيان/ كريستين سن ۳۴۶ و ۳۴۷٫).
2. همان، ص ۳۵۱.
3. همان، ص ۳۵۲.
4. همان، ص ۳۵۳.
5. بنگريد به مدخل «برده و بردهداري» Barda and Bardadari در دانشنامه ايرانيكا
6. بندهش، مهرداد بهار، بخش نهم، در باره چگونگي زنان
7. ونديداد، از مجموعه اوستا، گزارش استاد جليل دوستخواه، جلد دوم، ص ۷۱٣ تا ۷۱۶
8. ماتيگان هزار دادستان، بخش سوم
9. يشتها 2 /197 /10 / 54.
10. ن.ك : يسنا1/ 141 / 4/ 11.+1/ 179 /11 / 18.+ ويسپرد 37 / 3 / 4.+ 50 /11/ 14.+ يشتها 1 /103/ 5 7. + 1/121 /38 /1. + 123/ 39 / 2.+ 2/ 170 / 18. + خرده اوستا 168 / 8 9 .+ ونديداد 2/ 27، 30 .+ 11 /5.
11. ونديداد3 /1481 /15 / 19.+1/462 /4 / 44.
براي آگاهي بيشتر رك، نظام حقوق زن در اسلام ، استاد شهيد مرتضي مطهري و سايت الف به لينك:http://alef.ir/vdchi6n6.23nzwdftt2.html?81892.
موفق و موید باشید






