سلام
سوالی دارم که شاید بی ارتباط با سوالات شرعی به نظر آید اما درک آن برایم بسیار مهم است.
آیا ساکنان یک جزیره دور افتاده که نه پیامبری به خود دیده اند و نه کتاب داشته اند و عمری زندگی حیوانی و بی خبری داشته اند در قیامت چگونه به حساب آنها رسیدگی می شود؟
در قرآن داریم کسانی که به خدا ایمان داشته و عمل صالح انجام دهند مجوز ورود به بهشت را دارنداما اینها جزء دسته بی خبران بوده اند تکلیفشان در قیامت چیست!

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
1- خداوند هيچ انسان را بدون هدايت رها نكرده و نخواهد ساخت.
2- هدايت انسان ها بر دو گونه است:‌
الف : هادي دروني: عقل و فطرت الهي كه در نهاد همه انسان ها بدون استثنا به وديعت نهاده شده است.
اين حقيقتي است كه در روايات ما هم به روشني بيان شده است.(1)
3- حساب هر كس به اندازه برخورداريش از هدايت الهي و فهم و دركش از هدايت الهي است. همه به يك گونه پاداش نمي گيرند چون همه به يك اندازه دين الهي را دريافت نمي كنند. همه آن هائي كه دريافت مي كنند، به يك اندازه درك نمي كنند. همه گناهكاران به يك اندازه معذب نمي شوند چون همه به يك اندازه از دين الهي اداراك ندارند.
هر كس به هر اندازه كه هدايت الهي را دريافت كرده و بر اساس استعداد خود آن را فهميده است، مورد حساب و كتاب قرار مي گيرد.
4- بهشت و جهنم دراراي يك مرتبه و براي همه انسان ها يكسان نيست بلكه مراتب مختلف دارد. به حسب درك و استعدادات ذاتي بهره مند از پاداش خواهند بود يا محروم از پاداش و نعمت و معاقب خواهند شد.
تمام انسان ها بر اساس عقل و فطرتي كه خدا در نهاد همه به وديعه گذاشته، داراي احكام واجب و حرامي هستند كه انسان را در خيلي از زمينه ها راهنمائي مي كند . قرآن كريم مي فرمايد :‌
«‌وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّئهَا/فَأَلهَْمَهَا فجُُورَهَا وَ تَقْوَئهَا»؛«و قسم به جان آدمى و آن كس كه آن را (آفريده و) منظّم ساخته، /سپس فجور و تقوا (شرّ و خيرش) را به او الهام كرده است،»(2) خدا فجور و تقواي نفس را به آن الهام ساخته است. حال وقتي حجت هاي بيروني يعني انبيا زشتي ها و خوبي هاي الهام شده به نفس را با تاكيد بيش تري به انسان يادآوري مي كنند و در اين جهت عبادات و دستور تازه اي مي آورند، اگر كسي از هدايت بيروني به خاطر شرائط اقليمي و جغرافيائي خاصي كه در آن به دنيا آمده و زندگي مي كند ، محروم بود، از هدايت دروني عقل و فطرت و الهامات الهي ، محروم نيست. او موظف است به خوبي هائي كه عقل و فطرتش حكم مي كند عمل كند. از بدي هائي كه آن دو او را از آن بدي ها نهي مي كنند، دوري كند.
بايد از واجبات عقلي و فطري تبعيت كرده و از گناهان عقلي و فطري دوري كند.
مانند اينكه همه ( چه مومن، چه كافر،‌ چه متمدن، چه بدوي،‌ چه با سواد، چه بي سواد ) مي دانند وفاي به عهد خوب و مورد پسند است. پس بايد به آن عمل كند. همه اين را درك مي كنند كه خيانت بد و زشت و ناپسند است. پس بايد از آن دوري كند. اگر مرتكب خيانت شود ،مرتكب گناه شده است.
خدا در قيامت از او بر اين مبنا حساب خواهد كشيد . به اندازه خودش از او انتظار عمل نيك خواهد داشت. انتظاري كه خدا از چنين فردي خواهد داشت مانند انتظاري كه از فردي كه در كنار پيامبر يا جامعه اسلامي زندگي مي كند و از انواع هدايت هاي دروني و بيروني برخوردار بود ه است ، نخواهد بود. سخت گيري خدا در مورد فرد دوم بسيار بيش تر از فرد اول خواهد بود كه از خيلي از امكانات هدايتي محروم بوده است.
شهيد مطهرى (ره) در اين باره مى‏گويد:
«اگر كسى در روايات دقت كند، مى‏يابد كه ائمه (ع) تكيه‏شان بر اين مطلب بوده كه هر چه بر سر انسان مى‏آيد، از آن است كه حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و يا لااقل در شرايطى باشد كه مى‏بايست تحقيق و جستجو كند نكند اما افرادى كه ذاتاً و به واسطه قصور فهم و يا به علل ديگر در شرايطى به سر مى‏برند كه مصداق منكر و يا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در رديف منكران و مخالفان نيستند.
ائمه اطهار بسيارى از مردم را از اين طبقه مى‏دانند. اين گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و اميد عفو الهى درباره آنان مى‏رود». (3)
اين گروه از افراد در فرهنگ ديني به عنوان مستضعفان فكري و فرهنگي شناخته مي شوند كه اگر واقعاً و حقيقتاً به دنبال حقيقت و دين حق بودند، اما به دلايلي بر آن دست نيافتند، يا اصلا زمينه اين تحقيق و جستجو براي آنها فراهم نشد، ولي در هر حال بر اساس باورهاي فطري و عقلي و انساني خود يا دين و فرهنگي كه به درستي آن ايمان داشتند، عمل كرده و انسان هاي درستكاري محسوب مي شوند، مورد عفو الهي اند.
در قرآن هم خداوند مي فرمايد: ما از هر كس بيش از اندازه وسع و توانش تكليف نمي خواهيم(4)، پس محاسبه اعمال آنان، و بهشتي بودن يا نبودن و رتبه آنها در بهشت بر پايه عدل خداوندى به نسبت توان شان و ميزان مطابقت اعمال و كردار آنها طبق علم و باورهاي ديني شان يا عقل و فطرت انساني آن ها صورت مي گيرد و جايگاه آنان در آخرت رقم مي خورد ، زيرا در اين صورت ايشان هم ايمان دارند و هم عمل صالح اما بر اساس معيار و مبناي خاص خود.

پي نوشت ها:
1.كليني، اصول كافي، دارالكتب الاسلاميه،1365ش،‌ ج1، ص 16.
2. الشمس (91)آيه 7-8.
3. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، نشر صدرا، تهران 1374 ش، ج 1، ص 320 به بعد.
4. بقره (2)، آيه 282 .

موفق و موید باشید