با سلام
پسری 28 ساله هستم که 2 سال است ازدواج کرده ام.تعریف از خود نباشد ظاهری خوب و اوضاع مالی مناسبی دارم قبل از ازدواج یکسری ارتباط های نامشروع با جنس مخالف داشته ام ولی بعد از ازدواج توبه کرده ام و تصمیم گرفته ام که از اینکارها دوری کنم و به همسرم خیانت نکنم.چندی پیش در دانشگاه قبول شدم و به اصرار همسرم به سرکلاس ها رفتم اما چند ماهی نگذشته بود که متوجه نگاه معنی دار همکلاسی های دختر شدم کار از نگاه هم فراتر رفت و متوجه علاقه چند نفر از دخترهای همکلاسیم شدم سعی کردم کمتر سر کلاس ها بروم و یا با ظاهری نامرتب بروم شاید بیخیال شوند ولی فایده نداشت شیطان قلقلکم میداد ولی آنها را با ظاهری جذاب و لباسهای تنگ و نازک درکلاس میدیدم از ترس اینکه مبادا به گناه بیفتم دانشگاه را ترک کردم و دیگر سرکلاس نرفتم چند بهانه هم برای همسرم آوردم که دیگر حوصله دانشگاه را ندارم.توی زندگی هم از خیلی خوشی ها دوری کرده ام زیاد به قبرستان میرم و خودم را جای مرده ها میگذارم که الان باید حساب و کتاب پس بدهم ولی با این وجود بعضی وقتها نمازم قضا میشود و یا فیلم های غیراخلاقی نگاه میکنم ولی باز سریع توبه میکنم حتی بعضی وقتها که سیگار میکشم آتش سیگار را روی دستم میگذارم که دیگر گناه نگنم ولی وقتی میبینم دوستان همسنم با زنان و دختران زیادی ارتباط دارند و خوشی میکنند حس میکنم کارهای من بدون فایده بوده و منم باید مثل اونا از جوونیم استفاده کنم و برای خودم خوش بگذرونم .همیشه خدا رو حس کردم ولی چکار کنم که در این مسیر منحرف نشوم و ثابت قدم باشم
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
اينكه به خاطر ترس از مبتلا شدن به گناه، دانشگاه را ترك كرده ايد، كار خوبي كرده ايد، البته بايد تلاش كنيم كه خودمان را طوري تربيت كنيم كه در محيط هاي فاسد هم بتوانيم دوام بياوريم، اما در هر صورت اگر در آن شرايط فكر مي كنيد كه به گناه مي افتاديد كار درست همان است كه انجام داده ايد، چون خيلي واضح است كه هيچ كاري (حتي اگر به ظاهر كار خيلي خوبي باشد) ارزش مبتلا شدن به گناه را ندارد.
نماز خواندن به موقع، يك مقدار بستگي به ميزان ايمان و اعتقادي دارد كه شخص نماز گزار به اهميت نماز و آثار آن دارد. به نظر مي رسد كه خوشبختانه شما از اعتقادات خوبي برخوردار هستيد، اما نماز خواندن به موقع، كمي هم حالت عادتي دارد، كه البته اين عادت خيلي خوبي است. يك مسئله بسيار مهم كه هم در آموزه هاي ديني به آن توجه شده است، و هم در بحث هاي روان شناختي مورد توجه است، مسئله بسيار مهم "عادت" است، ما اگر كاري را انجام دهيم ، و آن را تكرار كنيم، خودبخود اين كار براي ما عادت مي شود، حالا اگر اين كار، يك كار خوب باشد، يك عادت مثبت در ما ايجاد مي شود، و اگر كار بدي باشد، يك عادت بد در ما ايجاد مي شود. وقتي كه عادتي در ما شكل گرفت، عمل كردن به آن كار بسيار راحت تر مي شود، و يك كشش دروني براي انجام آن كار ايجاد مي شود، كه قبلا وجود نداشته است. هم چنين خلاف اين ميل دروني عمل كردن، كمي سخت مي شود. پس جواب دادن شما به اميال دروني اتان، به انجام عمل منجر مي شود، و انجام عمل هم يعني تكرار، كه به ايجاد عادت در شما منتهي مي شود. پس مهمترين مطلب در اينجا "تكرار عمل" است كه بايد به آن فوق العاده توجه شود. تك تك كارها و دانه دانه كارهايي كه مي كنيد، موجب تقويت عادتي در شما مي شود، كه انجام آن عمل را براي شما راحت تر مي كند. بعد از اين مقدمه جواب شما در انجام تك تك كارهايتان است، اگر شما تصميم بگيريد كه در هنگام اذان، به نماز مشغول شويد، تكرار اين عمل باعث ايجاد اين عادت خوب در شما مي شود، و هر چه كه زمان مي گذرد و شما اين عمل را تكرار مي كنيد، اين عادت در شما قوي تر مي شود، در اين بين اگر بعضي اوقات بر اثر عادتي كه در آن طرف ايجاد شده است ( عادت به تنبلي كردن و نماز نخواندن) نمازتان را سر وقت نخوانيد، نبايد كار را رها كنيد، بلكه دوباره آن را كار را تكرار كنيد، به مرور زمان اين عادت جديد، آن عادت بد قديم را به كنار مي زند و عادت جديد در شما قوي تر مي شود. اگر بارها تصميم گرفتيد و شكست خورديد بايد توجه داشته باشيد كه شكست، مقدمه پيروزي است . به ما دستور داده شده است كه مدام تصميم قاطع بگيريم ولو اينكه نقض شود و تصميم خود را بشكنيم، دو مرتبه، سه مرتبه و ..... بايد سعي خود را بكنيم، بالاخره موفق مي شويم، و عادت خوب در ما ايجاد مي شود. در مورد ترك گناهان هم دقيقا همين طور است، تك تك كارهايي كه انجام مي دهيد، عادت دروني شما را قوي تر مي كند، لذا بايد آن كار را ترك كنيد، و هر يك باري كه آن كار را ترك مي كنيد، اين انجام ندادن را در شما قوي تر مي كند. پس اگر موفق به ترك كاري شديد، اين مطلب را از نظر دور نداريد كه بازگشت و ارتكاب ناخواسته عمل جزيي از فرايند ترك آن عمل محسوب مي شود. پس با كوچكترين بازگشت همه چيز را از دست رفته ندانيد، بلكه با توبه دوباره از عمل، با تصميم قاطع خود را وارد مرحله ترك ديگري كنيد. در صورت ارتكاب دوباره به جاي ياس و نااميدي كه مطلوب شيطان است اين نكته را به خود گوشزد نماييد كه فرصت جبران آن وجود دارد و بار ديگر مصمم تر و جدي تر از گذشته به فرآيند ترك خود برگشت نماييد.
شما با انجام تك تك اعمال، به تدريج در برابر شيطان و تمايل دروني اتان به انجام گناه، قوي تر مي شويد، و به حدي مي رسيد كه مي توانيد كاملا خودتان را كنترل كنيد و كارهاي خوب را به راحتي انجام دهيد و كارهاي بد را به راحتي ترك كنيد. همه اولياء خدا از ابتدا در اين مراحل بالا نبوده اند، بلكه همه آنها – به جز موارد خاص، كه حساب جداگانه اي دارند- به همين صورت تدريجي به اين سطوح بالا دست پيدا كرده اند، دستور العمل ناگفته اي وجود ندارد، بلكه همين است كه سعي در انجام تك تك كارها داشته باشيد و با برگشت هاي اتفاقي- ولو اينكه زياد باشد- نااميد نشويد، و باز هم تلاش كنيد.
در مورد ديدن فيلم هاي غير اخلاقي، اگر فكر مي كنيد كه ترك آن كمي برايتان مشكل شده است، توصيه ما اين است كه زمينه ديدن اين فيلم ها را از بين ببريد. بررسي كنيد كه از چه راهي اين فيلم ها به دست شما مي رسد، اگر از اينترنت نگاه مي كنيد و دانلود مي كنيد، ارتباطتان با اينترنت را كاملا قطع كنيد، مطمئن باشيد هيچ اتفاقي نمي افتد، اگر از طريق سي دي مي بينيد آنها را بشكنيد و دور بريزيد، اگر فايل ذخيره شده اي در كامپيوترتان داريد آنها را پاك كنيد، و اگر ماهواره داريد بايد گيرنده آن را دور بيندازيد. خلاصه اينكه همه اين زمينه ها را از بين ببريد، در اين صورت وقتي كه تحريك شديد كه از اين فيلم ها ببينيد اصلا در دسترس شما فيلمي نيست كه بتوانيد ببينيد. با اين كار به تدريج اين حالت شما ضعيف تر مي شود و مي توانيد به آن غلبه كنيد.
شما بايد ارتباط خودتان را با دوستان اين چنيني قطع كنيد، چون معاشرت با آنها شما را خراب مي كند، شما جوانيتان را در راه خدا خرج كنيد، چرا فكر مي كنيد كه اگر جوانيتان را در فساد سپري كنيد بهتر است؟ اين دوستان شما هم عاقبت كارشان را هم در اين دنيا و هم در آن دنيا خواهند ديد. يقينا اين طور نيست كه تلاش هاي شما براي پاك بودن بي فايده باشد، خدا ناظر بر كارهاي ماست و به نيت هاي ما در كارهايمان آگاه است، او مي داند كه شما براي پيوند با خدا، گناه را كنار گذاشته ايد، اصلا همين كه نگران خودتان و كارهايتان هستيد نشان مي دهد كه شما با اين دوستانتان فرق داريد. همان طور كه گفته شد براي منحرف نشدن، يكي از كارهايي كه بايد انجام داد ايجاد زمينه و بستر مناسب براي پاك بودن، و هم چنين از بين بردن زمينه گناه است. دوستي شما با چنين افرادي زمينه گناه در شما را ايجاد مي كند، لذا به تدريج روابطتان با اين دوستانتان را قطع كنيد.
موفق و موید باشید






