با توجه به حجم گسترده ی آیات و سوره های جعلی و کتاب هایی نظیر الفرقان الحق که یک کتاب قرآن جعلی است ، آیا مساله ی تحدی قرآن زیر سؤال نمی رود؟ خداوند در قرآن می فرماید اگر جن و انس جمع شوند نمی توانند مثل این کتاب را بیاورند . با توجه به حجم عظیم این سوره ها و کتاب های جعلی منظور از این "مثل" چیست؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در اين كه از دير زمان افراد و گروه هايي سعي داشته اند به خيال خود آيات و سوره هايي مثل قرآن ارائه دهند و بافته هايي در اين زمان از دير باز تا امروز ارائه شده است، شكي نيست. اما قرآن به عنوان يك مجموعه كه 114 سوره و بيش از 6000 آيه دارد، كاملا شناخته شده است و هيچ كس تا به حال نتوانسته از اين مجموعه بكاهد يا بر آن بيفزايد و نوشته هاي ارائه شده به عنوان "مثل و شبيه قرآن" مورد قبول واقع نشده و از جانب سخن شناسان رد شده اند.
"سوره اي مثل قرآن" يعني سوره اي بياورد كه مطالب حق و هدايتگر به فلاح و صلاح با بيان زيبا و جذاب و گيرا در آن مطرح شده باشد به طوري كه آن مطالب را از كتاب ديگري بخصوص كتاب هاي وحياني اقتباس نكرده باشد و در حقانيت آن مطالب، هيچ ترديدي نباشد و بيان هم گيرا بوده و به عنوان معارضه با قرآن و اثبات وحياني نبودن قرآن گفته شده باشند و زبانشناسان منصف همانندي آن با قرآن در عين همسو و همراستا و اقتباس نبودن آن از قرآن، را تاييد كنند.
اگر كسي توانست چنين سوره اي بياورد و ارائه دهد و از زبانشناسان و عالمان محتوا شناس تاييد بگيرد، آن گاه مي تواند ادعا كند قرآن كتاب خدا نيست.
قرآن كتاب داستان نيست تا با نوشتن داستاني با آن معارضه شود. كتاب تاريخ نيست، كتاب علمي نيست، كتاب سخنوري و ادبيات نيست تا با نوشتن شعر و نثري زيبا با آن معارضه شود. قرآن در عين كه همه اينها هست، هيچ كدام از اينها هم نيست. بلكه همه اينها را به خدمت هدف خودش كه هدايتگري است، به كار گرفته است. قرآن كتاب معرفت به مبدا و معاد و كتاب هدايت به كمال و كتاب ارائه كننده برنامه عملي سعادت و فلاح است و بايد با ارائه كتابي در اين زمينه كه خدا و معاد و فلاح را غير اين و بهتر از اين و ... معرفي كند با آن معارضه كرد.
قرآن يك اثر معرفتي و هدايتي از جانب خداي جهان است نه از جانب پيامبر و خدا آن را به عنوان نمود خودش ارائه داده و خواسته كه كتابش مانند خودش با هيچ كتاب بشري قابل قياس نباشد و هيچ كتاب بشري ، حق و هدايتي جز آن ارائه نكند و هر چه از بشر صادر مي شود، اگر جمال و زيبايي و حقانيتي دارد، بر گرفته از قرآن باشد و با اين وجود هيچ بشري نتواند در اثري همه آن را انعكاس دهد و براي هميشه اثري يگانه بماند. بنا بر اين در اين زمينه اگر همه بشر و غير بشر دست به دست هم دهند، نمي توانند كتابي معرفتي و هدايتي بياورند كه مثل قرآن باشد و يا سوره اي بياورند كه مثل سوره هاي قرآن باشد و در عين حال وام دار قرآن و اقتباس از آن نباشد.
بنا بر اين قرآن از آن جهت معجزه است كه كتاب خدا در زمينه هدايت و معرفت است و هيچ بشري به تنهايي يا با كمك گيري از ديگران نمي تواند مانند آن را بياورد و از آوردن حتي سوره اي مانند آن عاجز است. كسي كه مي خواهد مانند قرآن بياورد بايد كتاب هدايتي و معرفتي اي بياورد كه شامل حقايقي غير حقايق قرآني باشد و به راه حقي هدايت كند كه غير راه هدايت شده توسط قرآن باشد و مگر غير از حقايق قرآني حقيقت ديگري هست كه بيان شود و بدان هدايت گردد؟
ُّفَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُون (1)
بعد از حق، چه چيزى جز گمراهى وجود دارد؟! پس چرا (از پرستش او) روى گردان مىشويد؟!
به اين جهت است كه معارضه با قرآن جز خيبت و خسران و ذلت و سرشكستگي نتيجه اي ندارد و قرآن كه تجلي خداست مانند خدا، يگانه و بي نظير بوده و خواهد ماند.
قضاوت كنندگان هم جمع سخن دانان و سخن شناسان است خواه مسلمان باشند يا كافر، سخن دانان و سخن شناساني كه حرف آنان براي عموم مردم دنيا پذيرفتني است.
پي نوشت ها:
1. يونس (10) آيه 32.
موفق و موید باشید






