با عرض سلام وخسته نباشید.
شاید سوال من ربطی به مسائل شرعی و فقهی نداشت باشه ولی خواهشا من را راهنمایی کنید.
من در خانواده ای زندگی می کنم که دعوا بین پدر و مادرم یک امر عادی است در اغلب موارد من به همراه دو برادر و یک خواهرم سکوت می کنیم ولی در مواردی اندک به دلیل بالا گرفتن دعوا و زده شدن حرف های بسیار رکیک از سوی پدرم و پاسخ آن از سوی مادر مجبور به مداخله می شوم . این دعوا ها به گفته ی مادرم از قبل از تولد من که پسر بزرگ خانواده هستم شروع شده است و اکنون من 20 ساله هستم و به قول مادرم این دعوا ها کار روزانه شده و در اغلب آن ها هم پدر مقصر است و من هم به عینه شاهد صدق گفته ی مادر هستم.پدر من در همه ی امور و به همه و متاسفانه بیشتر به مادرم شک دارد مثلا یک نمونه ی کوچک که باعث دعوا شد این بود که چند روز پیش مردی درب خانه ی مادر بزرگ من با تلفن صحبت می کرد و مادر من هم درون خانه ی مادر بزرگم بودو پدرم که آن مرد را دیده بود با به شک افتاده بود که آن مرد در حال صحبت کردن با مادر من است و بی هوا به درون خانه ی مادر بزرگ من رفته بود و از این نمونه شک ها بسیار از وی سر می زند حتی نسبت به من و دیگر فرزندانش به طوری که دیگر صبر وحوصله ی همه ی ما را به سر آورده است و مادرم امروز برگه ای را جلوی روی من گذاشت و چند مورد را تحت عنوان تعهد نامه نوشته که من از طرف خودم که پسر ارشد خانواده و در قبال مادر و دیگر فرزندان مسئول هستم به پدر بدهم و او هم آن را قبول امضا و اجرا نماید و در صورت عدم قبول یا اجرا مادرم از من درخواست کرده که اگر او را در امر جدایی و طلاق همراهی نکنم از من راضی نیست. خواهش می کنم که من را راهنمایی کنیید. چه کار کنم که بتوانم هم خانواده را از هم پاشیدگی حفظ کنم و هم پدر و مادرم از دست من راضی باشند و خواهشا وظیفه ی من را در قبال پدر و مادرم در این شرایط بازگو کنید . لازم به ذکر است که پدر من با این حالت شکاکی که دارد ولی با این حال تمام نیازهای مادی ما را برطرف می کند ولی متاسفانه بعدا سر هر مشکلی که پیش می آید این کارهای خود را یادآوری و به نوعی سر ما منت می گذارد و وقتی می گوییم منت نگذار می گوید من اصلا نمی دانم منت چیست! خواهش راهنمایی کنید.اجرکم عندالله

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
مشكلي كه شما در خانواده اتان داريد متاسفانه در بعضي خانواده هاي ديگر (كه كم هم نيستند) وجود دارد و تغيير اين وضعيت، احتياج به تلاش زياد، و همكاري هر كدام از پدر و مادرتان دارد، چون اين مسائل همان طور كه مادرتان گفته اند از همان ابتداي زندگي، معمولا وجود دارند و به اخلاق زن و مرد و نحوه تعامل و رفتار آنها با همديگر مربوط مي شود، كه اينها هم به سادگي قابل حل نيستند، چون ريشه در چندين سال زندگي اين افراد، قبل و بعد از ازدواج دارند.
شك و بد بيني خصلت ناپسندي است كه در بعضي از افراد ريشه دارد و مشكلاتي را براي اطرافيان آنها به وجود مي آورد، در اين مورد يقينا پدر شما از شما و مادرتان و خانواده مادرتان حرف شنوي ندارد. اگر بتوانيد واسطه اي را در اطرافيانتان پيدا كنيد كه مورد قبول پدرتان باشد و روي پدرتان نفوذ داشته باشد شايد بتواند با پدرتان صحبت كند و بعضي چيزها را به او تذكر بدهد.
درست است كه پدر شما در بعضي موارد يا اكثر موارد مقصر است. اما بايد توجه داشته باشيد كه پدرتان، نكات مثبتي هم دارد، كه بايد آنها را هم ببينيد و او را سراسر بدي و بد اخلاقي فرض نكنيد، مثلا همين كه به فكر شماست و نيازهاي شما را برآورده مي كند يكي از نكات مثبت اوست، شايد كه در آينده اين كارها را بر زبان بياورد، اما به هر حال نگذاشته كه شما در اين زمينه ها مشكل پيدا كنيد، و شايد واقعا خودش هم متوجه نيست كه نبايد اين كارهايي كه براي شما كرده است را به زبان بياورد، و احتمالا منظورش اين است كه براي شما زحمت كشيده است. يقينا پدر شما، شما را دوست دارد و نمي خواهد شما را اذيت كند،‌ اما به هر حال چندين سال به اين صورت رشد كرده است و شرايطي براي او ايجاد شده كه اين مشكلات را پيدا كرده است، شايد اگر ما هم در آن شرايط قرار مي گرفتيم چنين اخلاقي پيدا مي كرديم. البته در هر صورت كار پدرتان اشتباه است و ما قصد نداريم كه او را بي تقصير معرفي كنيم.
يقينا تعهد كتبي پدر شما به مواردي كه مادرتان شرط كرده است به درد نمي خورد، به عبارت ديگر امضاء كردن يك ورقه، پدر شما را درست نمي كند، اين طور نيست كه اخلاقش عوض شود، لذا در مواردي كه موقعيتش پيش بيايد باز هم همان مشكلات را خواهيد داشت. از طرف ديگر با توجه به اينكه پدر و مادر شما چندين سال است كه با همديگر زندگي مي كنند معلوم نيست كه جدا شدن آنها از همديگر به صلاح آْنها و فرزندان آنها باشد. در اين موارد بهتر است كه از همان شخص واسطه اي كه گفته شد استفاده شود، بايد به نحوي بين آنها مصالحه داده شود. اين شخص واسطه بايد كسي باشد كه مورد قبول دو طرف باشد و آدم عاقل و باتجربه اي باشد، او بايد با پدر و مادرتان صحبت كند و اشكالاتي كه در نحوه رفتار با همديگر دارند را به آنها تذكر بدهد. شما نبايد در جهت جدايي پدر و مادرتان جديت به خرج دهيد، اما لازم هم نيست كه اين را به مادرتان به صورت مستقيم بگوييد، و او را از خودتان ناراضي كنيد، به عبارت ديگر هر دو طرف را رعايت كنيد، نه طلاق را پيگيري كنيد و نه با مادرتان مخالفت علني كنيد. اگر بتوانيد يك مشاور خانواده را در اين زمينه دخالت دهيد خيلي خوب است، مثلا به مادرتان بگوييد كه به يك خانم مشاور خانواده مراجعه كند و مشكل را مطرح كند. گرچه با دخالت مشاور هم، همه مشكلات پدر و مادرتان حل نمي شود، ولي به احتمال زياد آن را تخفيف خواهد داد، و درگيري هاي آنها كمتر خواهد شد. البته قابل ذكر است كه طلاق، هميشه بد نيست، و در بعضي موارد سختي ها و آسيب هاي طلاق، كمتر از زندگي مشترك پر از تنش و ناآرامي است، اما در هر صورت به خاطر بعضي چيزها، مثل در نظر گرفتن مصالح فرزندان، بايد تا جايي كه امكان دارد بين پدر و مادرتان صلح برقرار شود.
در پايان تذكر اين مطلب را لازم مي دانم كه نبايد از رحمت و لطف خداوند به بندگانش نااميد شويد، خيلي از بزرگان دين ما در طول زندگي اشان، گرفتار بد رفتاري افراد ديگر بوده اند، پدر و مادر بد رفتار داشته اند، همسر ناهماهنگ، فرزند ناخلف و بد كردار و ... داشته اند، اما آن را تحمل كردند و صبر كردند، و خدا هم به آنها كمك كرد و تحمل آنها را بالا برد. مطمئن باشيد كه اين شرايط زندگي شما از ديد خدا پوشيده نيست. به لطف خدا اميدوار باشيد، و سختي ها را تحمل كنيد، شرايط به همين صورت ادامه نخواهد يافت، و ان شاء الله وضعيت بهتري پيدا خواهيد كرد.

موفق و موید باشید