با سلام خدمت مسئولین محترم.

با توجه به نشر یه سری احادیث مربوط به کفر عمر بطور وسیع در فیس بوک لطفا نظر علما را راجع به این قضیه بفرمایین . دوستانی که اینگونه احادیث را نشر میدهند معتقدند طبق نظر شیعه عمر صد در صد کافر بوده و شک در کفر عمر نیز موجب کفر است. احادیثی که استناد میشوند عمدتا از بحار هست:

قضیه النار ولا العارش
من شک فی کفرهما فقد کفر
جلد 29 و 4
29 و 30. و 31 بحار

دوستان شیعه معتقدند که احادیث کفر عمر از نظر شیعه متواتر است و شکی درآن نیست. با توجه به اینکه بنده درگیر بحثهای فرهنگی با اهل سنت هستم لطفا این قضیه را برای بنده روشن بفرمایین.

با تشکر فراوان

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
با تأمل در أحاديثي كه در جلد 30 بحارالانوار آمده و توسط برخي سايت ها و نويسندگان سايت ها به عنوان مستندي براي اثبات كفر عمربن خطاب بكار رفته به اينجا رسيديم كه اين روايات يا از جهت سند و يا از جهت دلالت و در برخي موارد از هر دو جهت قابل مناقشه هستند. يعني برخي از اين روايات سند صحيح و معتبري ندارند و برخي از اين روايات گرچه سند معتبري دارند تصريح به كفر عمر بن خطاب ندارند و به مسائل ديگري اشاره دارند و برخي ديگر از هر دو جهت (سند و دلالت) قابل مناقشه هستند.(1)
البته بايد توجه داشت كه شكي در خطاها و اشتباهات متعدد عمر بن خطاب وجود ندارد و چه بسا با ساير ادله و تطبيق عمومات قرآني و روايي بتوان مراتبي از كفر را براي عمر بن خطاب اثبات نمود. زيرا همانطور كه توحيد و يكتاپرستي داراي مراتبي است كفر و شرك هم داراي مراتبي است و منحصر به بت پرستي نيست. كسي كه امامت و خلافت بلافصل اميرالمؤمنين (ع) را از روي علم و آگاهي انكار كند گرچه در ظاهر اعتقاد به خدا و رسول خدا (ص) داشته باشد مسلما مراتبي از كفر و شرك را دارد چنانكه برخي از علماي اهل سنت نيز منكرين ابوبكر و عمر را كافر دانسته اند.(2)
اما نكته اي كه در اينجا لازم به ذكر است اين است كه اثبات كفر عمر بن خطاب يك بحث است و افشاء و نشر آن در عصر حاضر مطلب ديگري است. به عبارت ديگر گرچه ادله قرآني و روايي مراتبي از كفر را براي عمر بن خطاب اثبات كند. اما نشر اين مطالب در فضاي اينترنت مسلّماً كار شايسته اي نيست و نشأت گرفته از جهل و ناداني منتشر كننده است. زيرا شخصي كه اين مطالب را منتشر مي كند ممكن است خود در فضاي امن ايران اسلامي به سر ببرد غافل از اينكه مطالب وي باعث ايجاد ناامني براي شيعيان ساير مناطق و دامن زدن به جنگ هاي فرقه اي و مذهبي كه خواست استكبار جهاني است مي گردد و چه بسا مزدوراني هم با تأسيس سايت ها و شبكه هاي ماهواره اي به نام شيعه و با سوء استفاده از همين روايات و مسائل، شيعه كشي را در جهان گسترش دهند و مانع وحدت مسلمانان در خارج ساختن ممالك اسلامي از زير يوق استكبار جهاني شوند. بنابراين بايد بصيرت داشت و همانند خود ائمه معصومين (عليهم السلام) اصل اساسي تقيه را متناسب با زمان و مكان آن مد نظر داشت.
پي نوشت ها:
1. ناگفته نماند كه قابل مناقشه بودن سند يا دلالت يك روايت خدشه اي به مقام علمي علامه مجلسي (ره) وارد نمي كند. زيرا هدف علامه گردآوري همه احاديثي بوده كه احتمال تلف و ضايع شدن آن ها وجود داشته است و اينگونه نبوده كه علامه صرفا روايات صحيح و معتبر را جمع آوري كند و هدف وي غربال گري روايات باشد.
2. ر.ك: مقاله:« آيا كسى از علماى اهل سنت، امامت را جزء اصول دين دانسته است؟»
آدرس مقاله:
http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=17972

موفق و موید باشید