با عرض سلام وخسته نباشید،بنده یک بار از این سامانه استفاده کردم، وقتی پاسخم به دستم رسید(از طریق پیامک) خیلی هیجان زده شدم.اصلا فکر نمی کردم که واقعا یک نفر حاظر باشه به این سوال ساده ی من پاسخ بده،لذا بسیار از شما ها متشکرم.و اما سوال این دفئه ی من اینه که :
دو سالی می شه که با یک شخص در دانشگاه آشنا شده ام که اصلا اعتقادی به خواندن نماز و گرفتن روزه و احکام و ... نداره،ببینید همونطور که گفم بیش از یک سال می شه که این فرد رو شناختم . باهم همشهری هستیم برای اینکه سوء تفاهمی پیش نیاد باید عرض کنم که همجنس هستیم(پسر).در این مدت خیلی با هم صمیمی شده ایم.اما از نظر اعتقادات ، اصلا باهم جور نیستیم.ببینید ، ایشون در عین اینکه به دین و مذهب هیچ تقیدی نداره ، تا این حد به شما بگم که به گفته ی خودش غسل جنابت هم نمی کنه، اما یک انسان بسیار مفیدیه.از جمله می تونم به کمک کردن توی درس برا دستای دیگه ام و حتی خودم (چون باهاش صمیمی هستم بیشتر)تا انداختن صدقه برای کمک به همنوع(از دید خودش ، نه به خاطر اجر اخروی و ثوابش)، سلام دادن ، دست دادن(که جای اصلی سوال منه) ، درانجام کار ها ان شاء الله گفتن،خوش خنده و خوش اخلاق بودن ، و در نهایت شوخ طبع بودن و غیور بودن (حتی ناموس ، با اینکه هیچ اعتقادی به حجاب زنان نداره) اشاره کنم. قرآن رو نعوذ باالله ،"کس شعر" می دونه، به پیغمبر بودن حضرت محمد(ص) اعتقادی نداره ؛ گاها اگه حرفش بیافته به ائمه ی اطهار توهین و ناسزا می گه؛ و در نهایت، لپ کلام اینکه ؛در مورد خدا اینطور فکر می کنه که : شاید(تاکید دارم، شاید) به گفته ی شما یک موجود فرا انسانی باشعوری وجود داشته باشه که داره این جهان رو اداره می کنه.
ایشون بعضا به من که تقریبا 9 سال باهاش فاصله ی سنی دارم میگن که :من برای اینکه واقعا وجود خدا رو ایمان بیارم باید از راه عقل بهش برسم.ایمانی که من به اون خواهم رسید به مراتب از ایمان تویی که همینطور ی خدا رو قبول کردی قوی تر و محکم تر خواهد بود چرا که اسلام گفته یک ساعت فکر کردن ، بهتر از هفتاد سال عبادته.
حالا شما بگید، آیا از دید خدا و رسولش این آدم کافره؟
اگه کافره من باید رابطه ام رو به کل باهاش قطع کنم؟
اگه جواب مثبته،چه طور ؟ چه طور با فردی که 2 سال رابطه ام رو باهاش حفظ کرده ام که شاید بتونم دوباره به اسلام برگردونمش(به گفته ی خودش ، خدمت سربازی رو در مشهد انجام داده، توی خونه همه مسلمونن و پاک به غیر از ایشون و نماز نخوندنش رو به حساب کاهلیش میذارن و کاری باهاش ندارن،به من گفته که تو رو از برادرم بیشتر دوست دارم ، چون می گه تو تنها فردی هستی که به رابطه ات با من ادامه می دی-بنده این کار رو از سر خیر خواهی انجام می دم تا مگر بتونم کاری براش انجام بدم.)یک هو یی بهش بگم که تو کافری_نجسی؟
گناه استمناء رو برای خارج شدن از فشار جنسی توجیه می کنه( من خودم هم حدود 5 ساله که گرفتار این گناهم_"رطب خورده منع رطب چون کند؟")
میگه نگاه کردن به دخترهای زیبا نور چشم رو زیاد می کنه(البته به شوخی)پس ،تعریف گناه رو می دونه اما انجامش می ده . ولی تا حالا رابطه ی نا مشروع نداشته؛
حالا من چی کار کنم؟
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
از اينكه براي رسيدن به جواب سوالاتتان با انگيزۀ خوبي پيگير هستيد، بسيار خرسنديم؛ رضايت شما مايۀ دلگرمي ما در امر پاسخگويي است.
- جوابي كلي به مصاديقي كه از اعمال نادرست دوستتان نقل كرديد:
در يك تقسيم بندي كلي كساني كه خط قرمزهاي دين را رعايت نمي كنند، به دو دسته تقسيم مي شوند:
1- برخي معتقد به خدا هستند، ولي آلوده به گناه و معصيت اند. اما آلودگي آنان خيلي زياد نيست هنوز اميدي به هدايت آنان وجود دارد. خداوند از روي رحمت و رأفت به آنان مهلت مي دهد تا حقيقت را باز شناسند و راه گناه و هوس گرايي را رها كنند، از گناهان خود توبه و استغفار نمايند و خودرا در صف «دوستان خدا» قرار دهند و مشمول لطف و رحمت ويژه اش قرار گيرند. البته به هر يك از افراد اين دسته بر اساس شايستگي و لياقت شان كمك مي كند و نسيم هاي رحماني و هدايتگر خود را به شكل هاي مختلفي براي شان ظهور و بروز مي دهد تا هدايت شوند. گاهي ممكن است اين نسيم ها در قالب مشكلات و گرفتاري هايي ظاهر شوند تا به اين وسيله از خواب غفلت بيدار شوند و از ادامه آلودگي و انحراف دست بكشند. خوشا به حال افرادي كه در اين فرصت ها و مهلت ها از خواب غفلت بيدار مي شوند و از گناه دست مي كشند، و فرصت ها و خوشي هاي بعد از گناه را دليل بر رضايتمندي خدا و درستي كار و راه خود نمي پندارند.
2- كساني هستند كه غرق در گناه و عصيان مي شوند و يا تكرار گناه و معصيت چنان روح شان را به تيرگي و سياهي كشانده است و قساوت قلب در آنان پديد آورده است كه هيچ اميدي به هدايت و رهايي آنان نيست، خداوند آن ها را رها كرده و به حال خود وا مي گذارد. پس «سنت امهال » يا مهلت دادن شامل حال اين گروه هم مي شود، اما اين فرصت و مهلت از روي خشم و غصب است، كه از آن به « سنت استدراج » نام برده مي شود. خداوند اين فرصت را به گناهكاران مي دهد تا پشت شان از بار گناه سنگين تر شود و به عذاب شديدتر الهي دچار گردند. آنگاه كه بار گناه انبار و انباشته شد، و ظلمت گناه بر نور ايمان غلبه كرد، چشم حقيقت بين و گوش حقيقت شنو و عقل و فكرشان از كار مي افتد، آن موقع حق را مي بينند ولي براي شان باطل و مسخره جلوه مي كند، حقيقت را مي شنوند. اما گوينده حرف حق را نادان، عقب مانده، قديمي و سخنش را سخيف مي پندارد، در عقل و فكرشان بصيرت و نوري از ايمان و خدا باقي نمانده تا حقايق را به خوبي و آن گونه كه هست، درك كنند. اين ها ممكن است خدا و اصول دين را قبول داشته باشند، و به اصطلاح كافر اعتقادي نباشند. اما قطعا با ناديده گرفتن دستورات خدا «كفر عملي» دارند. به نظر مي رسد دوست شما هم داراي اين كفر مي باشد كه در روحيه و عواطفتان تأثير خواهد گذاشت.
قرآن كريم در اين باره مي فرمايد: "كافران مپندارند مهلتي كه به آن ها مي دهيم، خير آن هاست. به آن ها مهلت مي دهيم تا بيشتر به گناهان شان بيفزايند و براي آن ها عذابي خوار كننده است".(1) بنابراين كساني كه فرمان خدا را ناديده مي گيرند و ميگساري مي كنند بايد بدانند كه خوشي ها، عزت و افتخارها گذرا و موقتي است، بايد توبه كنند و از خداوند بخواهند تا از گناهان شان بگذرد و با خدا عهد ببندند كه ديگر به سراغ ميگساري نروند. اين فرصت و مهلت دادن خدا را به «مهلت رحمت » تبديل كنند، نگذارند كه اين مهلت ها به سنت استدراج تبديل شود. از نشانه هاي اين سنت اين است كه شخص گناه مي كند ولي بعد از گناه هيچ بدي و گرفتاري و ناراحتي ايي برايش پيش نمي آيد، او خيال مي كند خدا رويش را از او برنگردانده است. پناه مي بريم به خدا از اين وضعيت. خوشي ها و عزت ديدن هاي بعد از گناه باعث مي شود اين دسته افراد درجه به درجه و قدم به قدم به روز انتقام و عذاب خدا نزديك گردند و سر انجام بي دين و كافر از دنيا بروند. پس اگر كسي اهانت به كتاب خدا مي كند و يا هر گناه ديگري را مرتكب مي شود. اما بدي و گرفتاري نمي بيند خيال نكند كه اين مهلت ها هميشه باقي مي ماند و يا خداوند از آنان رو بر نگردانده است.
اگر قرار باشد انسان تا نيت گناه كرد و يا گناهي را مرتكب شد، در همان حال كيفر آن را ببيند، مثلاً تا سرقت كرد، دستش فوراً خشك شود، و يا شراب خورد مال يا عزتش از دست برود ترك گناه و انجام طاعات اجباري مي شود و آزمايش الهي منتفي مي گردد و اصل آزادي و اراده، از انسان سلب مي شود.
- نكاتي مهم پيرامون اين مسأله:
1- دوستتان داراي تفكرات غلطي است كه نياز به اصلاح دارد؛ اين نيت شما كه دوست داريد ايشان را همراهي كنيد، خيلي خوب و در راستاي كمك به هم نوعان محسوب مي شود، ولي از آنجايي كه او اختلاف سني بالاتري از شما دارد و مشكلات اعتقادي اش عميق است، بهترين كار اين است كه ايشان با يك متخصص و كارشناس مذهبي بحث هايي داشته باشد تا شما!
2- اميد برگشت به معارف ناب اسلامي در همۀ انسانها وجود دارد و با دعايي كه در حق دوستتان مي كنيد قطعاً كمك حال او خواهيد بود. سعي كنيد بيشتر از اين با او معاشرت مستقيم و صميمي نداشته باشيد تا تأثيرات منفي اعتقادي او در شما نفوذ نكند. رسول اللّه(ص) مي فرمايند: «مَثَلُ الجَليسِ الصّالِحِ مَثَلُ العَطّارِ إن لَم يُعطِكَ مِن عِطرِهِ أصابَكَ مِن ريحِهِ و مَثَلُ الجَليسِ السَّوءِ مَثَلُ القَينِ إن لَم يُحرِق ثَوبَكَ أصابَكَ مِن ريحِهِ»(2)همنشين شايسته، مانند عطرفروش است. اگر از عطرش به تو ندهد، بوى عطرش به تو خواهد رسيد و همنشين بد، مانند آهنگر است. اگر لباست را نسوزانَد، از بويش به تو مىرسد. همچنين لقمان(ع) به فرزندش مي فرمايد: «مَن يُقارِن قَرينَ السَّوءِ لا يَسلَم»(3) آن كه با همنشين بد، نشست و برخاست كند، در امان نباشد.
3- تجربۀ تاريخ بشري نشان داده در جوامعي كه مردم آن از دين جدا و يا دور بوده اند از نظر اخلاقي يا سقوط كرده يا عقب مانده اند؛ بسياري از دانشمندان علم اخلاق اذعان دارند كه دين بهترين پشتوانه براي اخلاق است و اخلاق از جهاتي مهم به دين وابسته است؛ اين وابستگي به اندازه اي شديد و مستحكم است كه اگر چنان چه در آينده قرار بر زوال دين باشد اخلاق نيز زوال خواهد يافت.
4- رسيدن به اسلام و ايمان از راه عقل كاري بسيار مفيد و منطقي است و اسلام هم همين را خواسته است. اما به شرطي كه معارف را از راه صحيح خود انتخاب كنيم و در آنها تفكر كنيم؛ نه اينكه با ذهن بسته به اين مسائل ورود پيدا كنيم. توهين و به كار بردن الفاظ زشت و زننده در اين مسايل باعث ظلمت و دور شدن از رحمت الهي مي شود.
- كلام پاياني:
با وضعيتي كه از ايشان تعريف كرديد و با توجه به سن و اعتقاداتي كه براي شما بيان كرده اند، توصيه مي كنيم تا مي توانيد -به صورت نامحسوس- از او فاصله بگيريد و حلّ مسأله را به كارشناسان خبره واگذار كنيد و از افرادي كه در ايشان تأثير دارند درخواست كنيد تا با مباحث اعتقادي عميق كه در زندگي اش موثر است، نگاهش را عوض كند. اين نگاه ها بسيار خطرناك است! به نظر نمي رسد شما وظيفۀ خاصي جز دعا و معرفي جزوات و كتابهاي خوب در اين زمينه داشته باشيد. او را با اين مركز آشنا كنيد تا سوالات خود را مطرح كند و به مرور زمان مسئله برايش حل شود.
به خاطر تعداد سوالات شما و محدوديت هاي موجود در اين مركز، خواهشاً اگر بحثي خاص در مورد يك يك مسايل داريد، برايمان بنويسيد تا بيشتر در خدمتتان باشيم.
پي نوشت ها :
1. آل عمران(3) آيه 178.
2. كنز العمال، متقي هندي، حديث ۲۴۷۳۶، مؤسسه الرساله، بيروت، لبنان، سال نشر 1409 ق.
3. محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه، ج12، ص31، مؤسسه آل البيت، قم، 1409 ه.ق.
موفق و موید باشید






